آرامون تاریسین سارومان ( Aramoun Tarasin Saroman )- متولد سال 1865 میلادی در واشینگتون دیسی -
آرامون در واشینگتون دیسی واقع در آمریکای شمالی به دنیا آمد و در انجا لیسانس خود را در زمینه هواشناسی گرفت و برای ادامه ی تحصیل خود به لندن رفت. در آنجا با عده ای جادوگر آشنا شد و به نحوه ی زندگی آن ها علاقمند شد و برای پیوستن به جادوگر ها تمام تلاش خود را کرد تا این که وزارت سحر و جادو او را در سال 1900 رسما به عنوان یک نیمه جادوگر اعلام کرد.
آرامون در استفاده از چوبدستی توانایی زیادی داشت و با چند هفته کار کردن توانست به اندازه ی یک استاد هاگوارتز مهارت کسب کند؛ ولی آرامون هیچوقت دوست نداشت که همه ی کار هایش تقلید از دیگران باشد و همیشه علاقه داشت هم نامی از او در تاریخ بماند و هم از حاصل دسترنج خود استفاده بیشتری بکند. به همین دلیل بود که به فکر ساخت ورد برای استفاده ی شخصی خود افتاد.
بعد از سال ها تلاش و مطالعه در زمینه ورد ، بالاخره در سال 1910 میلادی توانست یک ورد برای نامرئی کردن اجسام ضروری بسازد. این ورد یک تحول بزرگ را در زندگی جادوگران به وجود آورد و همین سبب شد که نام او بر سر زبان هر جادوگر و ساحره ای برای همیشه زنده بماند.
این وردساز بزرگ با ساخت این ورد شهرت زیادی پیدا کرد ولی آرامون طبق سنت خانوادگی خود در سن 60 سالگی می بایست کار و تلاش را کنار می گذاشت و می بایست تمام انرژی خود را صرف کلیسا و دین مسیحیت می کرد.
آرامون در سال 1925 به کلیسایی در همان لندن مشغول به عبادت شد و تمام زندگی خود را در آن جا گذراند تا این که در سال 1940 میلادی جانش را تقدیم خداوند کرد و این دنیا را با سر بلندی ترک کرد.
هرچه دل تنگ می خواد بگو:
من به دلیل تنگ بودن دلم زیاد جا واسه تنقلات ندارم و معمولا یک قسمتی از دلم رو برای روز مبادا خالی می زارم و یک قسمت دیگه که می مونه هم باید اختصاص بدم به زن و بچه ها.
ولی یک خاطره ای رو یادم اومده که به نظر خوب میاد که بگم:
سال پیش بود که ویلیام ادوارد ( اینیگو ایماگو امروزی ) سایت جادوگران رو به من معرفی کرد و در مورد اون چند تا دروغ هم سر هم کرد ولی با این حال من به جادوگران اومدم.
اولین روزای عضویتم بود که هر روز ویلیام می گفت که من فلان جا مدیر شدم و فلان جارو از سایت خارج کردم و....
من اوقدر به حرف های این باور کرده بودم که خیال کردم عله نصف سایت رو داده به این! ولی بعد چند روز یک دفعه رفتم و شناسشو توی سایت پیدا کردم که جزو شناسه های بلاک شده بود و گویا به دلیل خراب کردن انجمن ها به این روز افتاده بود.
وقتی ازش پرسیدم این همه دروغی که گفتی واسه چی بود ، می گفت که دروغ نگفتم! ولی ییهو هوس کردم که یه حالی به جادوگران بدم که ییهو سایت رو به گند کشیدم.
بعد از مدتی فهمیدم بد بخت راست می گفته ولی هیچوقت نتونسته بود یک مدیریت ثابت داشته باشه و بدون مشکل به مدیریت خودش ادامه بده.
بعدا فهمیدم که مایک لوری رو گرفته و رییس ویزنگاموت شده. واسه اونم چند تا دروغ گفتش و بعد بلاک شد ولی وقتی ازش پرسیدم گفتش که خودش می خواست جادوگران را ترک کنه و به همین دلیل به مدیران این رو گفته که بلاکش کنن.
اما هر چی باشه 35 در صد سهمش رو از دست داده بود و الان هم یک عضو****** در سایت هستش.
حالا یه وقت خودش نیاد حالمو بگیره.!!!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



فرو رفتيم .. بعد ديديم پس پرده ي اين بابانوئل قلابي اسكي قائم شده ما هم كه يه غريبه ي تازه وارد ديده بوديم كه بي اجازه اومده بود تو پريديم سرش حسابي كتكش زديم