- کیه کیه در می زنه؟!
- مردک تو تو کمد ما چی کار می کنی؟

- مردک دیگه چیه بوقی!؟.. اصلا تو کی هستی که جرئت می کنی با من این طوری صحبت کنی؟!
دوربین و لرد داخل کمد، در تاریکی مطلق محبوسن و فقط چشمهای قرمز ولدمورت که حالت خشنی پیدا کردن توی این تاریکی دیده می شن.
- من استرسم.. یعنی استرجسم! آسوو هم بهم می گن!
چشمان قرمز داخل کمد گرد میشه. دوباره گربه ای و کشیده میشه. لرد دستش رو می بره که چوبش رو بیرون بکشه ولی دست خالی بر می گرده و چشماش این دفعه شبیه اشک می شه!
- منوی مدیر هم داری اون بیرون؟!

استرجس دست می کنه تو جورابش و منوی مدیر رو می کشه بیرون و جلوی سوراخ کلید در کمد تکون می ده.
- بله.. اونم داریم.. حالا تو توی کمد خونه ی من چیکار می کنی!؟
- به من چه خو از زنت بپرس!

تصاویری چند از فیلم آن فیت فول جلوی چشمهای استرجس رژه می رن..بعد تصاویر دیگه ای از فیلم انعکاس .. وسط این تصاویر هم اخراجی ها میان وسط صحنه می رقصن!

کمی بعد نویسنده و کارگردان به انضمام دستیارش با همراهی تهیه کننده تصمیم می گیرن که تا فیلم به جاهای نا مطلوبی نرسیده و کوئیرل نپریده وسط دست به یک اقدام پیشگیرانه بزنن.
خانه ی پادمورها.. نمای باز از بیرون.
خونه می لرزه.. استرجس جیغ می کشه عینهو...اهم! .. ولدمورت لبه ی رداشو گرفته بالا و دستپاچه از خونه ی استرجس می پره بیرون!
ولدمورت همونطور که لبه ی رداش رو بالا گرفته به سمت درختی که پشت اون از روح جیمز جدا شده بود می ره. ولدمورت چشماشو می بنده و فریاد می زنه:
- ببین پاتر اصلا برای من مهم نیست که سر خانواده ی تو چی اومده.. چیزی که الان مهمه اینه که من هرچه زودتر ردای نازنینم رو عوض کنم.. چون نیزل کوفتیه اون پادمور قسمت پشتیش رو جرواجر کرده!

روح جیمز که روی شاخه ی درخت در حال تاب خوردنه خمیازه می کشه و میگه:
- ببین حرفات در حد فیس فیس های نجینی برای من اهمیت داره.. زود برو تو خونه ی ما چون بعد اون خونه ی پرفسور دامبلدور در انتظارته.. باید اونجا هم بری و ببینی که چه بلایی سر دختر نازنین پروفسور اوردی!
-

یه سیب می خوره تو سر لرد ولی اون هیچ وقت نیوتن نمی شه!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج





سدریک دیگوری دست لرد را چسبید و نور سفید کورکننده ای همۀ اتاق را پر کرد. لرد همچنان که چشمانش را بسته بود و معصومانه (
) جیغ می کشید، صدای دیگوری را می شنید:


.
).
.
...گفتي كجاست ؟
.
)