سالازار اسلایترین در اتاق تاریکش نشسته بود ... تمام فکرش مشغول ایده ای بود که به همراه سه جادوگر قدرتمند و بزرگ انگلستان به ذهنشان رسیده بود ... بنا کردن یک مدرسه جادوگری ...
سالازار به شدت گیج بود. او گودریک ، راونا و هلگا را خوب میشناخت و میدانست آنها با ماگل ها خوش رفتاری میکنند. کاری که برای او ننگ بود. از ماگل ها متنفر بود. بخصوص آن ماگل هایی که قدرت های جادویی اصیل زادگان را دزدیده بودند ...
سالازار فرصت زیادی برای تصمیم گیری نداشت. شاید فقط تا چند دقیقه دیگر ، سر و کله گریفندور ، ریونکلاو و هافلپاف پیدا میشد و آخرین صحبت ها برای ساختن مدرسه صورت میگرفت ...
سالازار با خود اندیشید » اگر با اونا همکاری نکنم ، اسمم توی تاریخ ثبت نمیشه و از امتیاز اداره مدرسه هم محروم میشم ! در ضمن مشنگ زاده های کثیف همه دنیای جادوگری رو میگیرن ...
ارزشش را داشت ...
صدای در ، فرصت بیشتر فکر کردن را به سالازار نداد . وقتی در را باز کرد دو زن زیبا پشت در قابل رویت بودند. یکی با چشمان تیز و قد بلند و صورتی بسیار زیبا ، دیگری با زیبایی کمتر ، کمی چاق اما با هاله ای از مهربانی در اطرافش ...
لحظاتی بعد مرد سرخپوشی هم با وقار و عظمت وارد شد ...
گودریک صحبت را اینگونه آغاز کرد : « همه میدونیم که امروز آخرین جلسه است . ما یک مدرسه تاسیس میکنیم با چهار گروه و هرکدوم گروه خودمون رو با معیار های خودمون اداره میکنیم ! برای بچه های جامعه جادوگری آموزش های حساب شده و دور از جادو های خطرناک یا سیاه قرار میدیم. و تبعیضی هم بین ماگل ها و اصیل زاده ها قائل نمیشیم ... هر کس موافقه دستش رو بالا ببره ! »
اول از همه هلگا هافلپاف دستش رو بالا برد. راونا فکر کرد ، و پس از اندکی تکان دادن نیم تاج نقره ای رنگش موافقت کرد.
سالازار اخم کرده بود. بدست آوردن اختیاراتی در هاگوارتز ارزش دروغ گفتن داشت. پس او نیز دستش را بلند کرد ...
گودریک ، کمی مکث کرد ، با اخم و تردید رو به سالازار کرد و گفت : « سالازار تو واقعا موافقی ؟ »
شکوه چهره و اقتدار صدایش تن هر کسی ، حتی سالازار اسلایترین بزرگ را میلرزاند ...
سالازار این تقلب را ، برای بدست آوردن قدرت ، بر خودش روا میدانست. پس لبخندی زد و گفت : « ارزش امتحان کردنش رو داره ... »
و این اولین تقلب تاریخ جادوگری بود ...
تکلیف دوم: 5 مورد از تقلب های نوین که در هاگوارتز میشه ازشون استفاده کرد رو بنویسید.
1. موشک جادویی : اینا یک موشک هایی هستند که به صورت جادویی به سمت کسی که میخوایم بهش تقلب بدیم پرواز میکنن. خاصیتشون هم اینه که در راه نامرئی میشن و توسط مراقب ها دیده نمیشن !
2.تقلب با ریش : این به درد دانش آموزانی مثل بادراد ریشو یا دامبل و اینا میخوره !! اونها به تعداد سوالی که میخوان تار ریش میکنن و نشون همدیگه میدن ! بعد طرف مقابل به تعداد گزینه ریش میکنه ! یعنی مثلا بادراد 7 تا تار ریشش رو میکنه و نشون دامبل میده . دامبل هم چون جواب سوال 7 گزینه 3 هست ، سه تا تار ریشش رو میکنه و نشون میده

3. سرود یار دبیستانی : این روش به شدت مرسوم شده در هاگوارتز ... ملت همزمان سرود رو میخونن و بعد در بین سرود با هم دیگه سوال جواب رو رد و بدل میکنن :
_ یار دبستانی من ، سوال سه چی میشه بگو ؟
_ چوب الف بر تن ما ، اون میشه گزینه ی دو !

4. معجون تقویت قوای بینایی : این معجون رو قبل از امتحان بخورید ! تضمینی ! شما میتونید حتی کوچکترین مو های دماغ مراقب جلسه که آخر سالن ایستاده رو هم ببینید
... از روی هر برگه ای که دوست داشتین نگاه کنید ! 5 . روی منم حساب کنید :
منم پیوزم دیگه ! خیلی هم گولاخم :grin: ... میتونم توی دیوار ها قایم بشم ، شما سوال رو ازم بپرسین و منم همونطور مخفیانه از بین دیوار ها جواب رو از برگه دیگران ببینم و بهتون بگم ! البته بگم که در ازای هر کلمه سه تا گلوله جوهری دست مزد میگیرم
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


اگه ندی زوبیده خاتونو با یه طلسم میفرستم پیش باباشا!


)


(و بچه عصباني مي شود!)



