بــــــیــــــب!(بوق سانسور!)
دامبل جیمز را از ود دور کرد و فریاد زده :چــته؟
و از دست جیمز فرار کردمسئول کتابخانه از اختشاش بوجود آمده عصبانی شده بود و سعی میکرد خود را خونسرد جلوه دهد.به خاطر همین شروع کرد به جمع کردن کتابهای روی زمین.
وقتی داشت کتاب جلد قرمز را که نامش "جادوی سیاه،جادوی سیاح"بود را از روی زمین جمع میکرد کتاب بسته شد و جیمز به حالت عادی بازگشت.
جیمز:هومم؟؟..من کجام؟؟ساعت چنده؟ این کارا چیه میکنی مرتیکه؟ :bigkiss:
دامبل:سر عقل اومدی؟مرلینا شکرت! بیا بشین حالت بهتر شه
-جدی؟!بگو بگو
-خاک رش! که ترکیبی از خاک رس و شنه که میشه خاک رش!دانشمندا میگن عامل بسیاری از سرگرمی ها استفاده از خاک رشه!
-
-خاک رو بیخیال! این کتاب قرمزه کو؟؟
کتابدار کتاب را محکم تو سر جیمز کوبید و گفت ایناهاش!
دامبلدور کتاب را از کتابدار قاپید و بازش کرد.لحظه ای بعد آنها وسط ناکجا آباد بودند...
=-=-=-=-=-=-=-=-=-
ببخشید اگه بد شد خیلی وقته ننوشتم!!
دامبل جیمز را از ود دور کرد و فریاد زده :چــته؟
و از دست جیمز فرار کردمسئول کتابخانه از اختشاش بوجود آمده عصبانی شده بود و سعی میکرد خود را خونسرد جلوه دهد.به خاطر همین شروع کرد به جمع کردن کتابهای روی زمین.
وقتی داشت کتاب جلد قرمز را که نامش "جادوی سیاه،جادوی سیاح"بود را از روی زمین جمع میکرد کتاب بسته شد و جیمز به حالت عادی بازگشت.
جیمز:هومم؟؟..من کجام؟؟ساعت چنده؟ این کارا چیه میکنی مرتیکه؟ :bigkiss:
دامبل:سر عقل اومدی؟مرلینا شکرت! بیا بشین حالت بهتر شه
-جدی؟!بگو بگو
-خاک رش! که ترکیبی از خاک رس و شنه که میشه خاک رش!دانشمندا میگن عامل بسیاری از سرگرمی ها استفاده از خاک رشه!

-
-خاک رو بیخیال! این کتاب قرمزه کو؟؟
کتابدار کتاب را محکم تو سر جیمز کوبید و گفت ایناهاش!

دامبلدور کتاب را از کتابدار قاپید و بازش کرد.لحظه ای بعد آنها وسط ناکجا آباد بودند...
=-=-=-=-=-=-=-=-=-
ببخشید اگه بد شد خیلی وقته ننوشتم!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آشا در 1389/8/5 22:01:23
ویرایش شده توسط آشا در 1389/8/5 22:12:10
ویرایش شده توسط آشا در 1389/8/5 22:12:10



چته؟ جيمز نــــــــــــه 
از پله های مرمرين و سرخ رنگ كتابسرای جادويی دياگون بالا رفت و در بزرگ و چوبی كتابسرا رو باز كرد و واردش شد و در حالی كه به كتابدار سلام میكرد، يك راست به سمت قفسهی كتاب های مبارزه با جادوی سياه رفت تا كتاب مورد علاقه اش رو انتخاب كنه و شروع به خوندنش كنه...


