...اوی، پیشت، جیمز، جیـــــــــــمز! اینجا رو نگاه کن بچه، نه اونجا که آشپزخونه است ابل...پسر گلم. اینور رو نگاه کن!
جیمز ورجه وورجه کنان همان طور که با یویوی صورتی نونوارش بازی میکرد به نزدیکی آنها آمد و گفت: چیه؟ چرا نمیذارین یه دقیقه تمرکز کنم؟ ناسلامتی دارم تمرین میکنم که رکورد طولانی ترین یویو بازی رو توی رکوردهای گینس بزنم خیر سرم! اه!
آستوریا لبخندش را ملیج تر کرد و با مهربانی پرسید: عمو جون، میدونی آلبوس الان کجاس؟
جیمز همان طور که به حرکت یک نواخت یویو نگاه میکرد دستش را دراز کرد و گفت:یک گالیون و بیست و پنج سیکل!
زنوف پس گردنی آرامی به جیمز زد و گفت:خجالت بکش نیم وجبی!ادبت کجا رفته؟ برای یه سوال میخوای از ما، محفلی ها پول بگیری. دست آلبوس درد نکنه. این بود آرمان های مرلین؟؟!
جیمز بدون اینکه چیزی بگوید کماکان دستش را بالا نگه میدارد. آستوریا که حوصله کل کل کردن با جیمز را ندارد دستش را داخل جیبش میکند و یک گالیون کف دست جیمز میگذارد و قبل از آنکه جیمز اعتراض کنان باقی پول را بخواهد با بدخلقی میگوید: اگه یه کلمه دیگه در مورد پول حرف بزنی همینم ازت میگیرم. گفته باشم!
جیمز آه کشان سکه را داخل جیب ردایش میندازد و میگوید: خیلی خب رفقا. ببینین، عمو آلبوس یه چیزی داره که میخواد آزمایشش کنه. برای همین فرد و جورج رو فرستاده تا از یه جایی، یه چیزی براش بیارن تا اون یه چیز دیگه رو آزمایش کنه. باز برای همین الان رفته توی کتابخونه و داره اون یه چیزی که پیدا کرده رو بررسی میکنه! متوجه شدین؟
آستوریا: این یه چیزی آخری همون یه چیزیه که فرد و جرج رفتن بیارن؟
جیمز دوباره دستش را دراز میکند:زندگی خرج داره.
زنوف با عصبانیت پشت یقه جیمز رو میگیره و از جا بلندش میکنه و میگه: بچه جان همچین میزنم تو گوشت که با خود مرلین یکی بشی ها! یه چیزی و یه جایی و اینا چیه! یه سوال کردیم عین بچه آدم جواب بده.
بعد آنکه زنوف جیمز را ول کرد جیمز با ناراحتی دماغش را بالا کشید و گفت:حالا اینطوری شد اصلا بهتون نمیگم که آلبوس از اون یارو مظنونه یه چیزی نگه داشته تا با یه معجونی که از وزارت خونه میارن فرد و جرج آزمایشش کنه تا بفهمه هویت واقعیش چیه! بله چی فکر کردین؟ هیچ کدوم از اینا رو بهتون نمیگم. دلتون بسوزه. پززززززززززز!
آستوریا و زنوف:
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



















