- اعلام تنفس میکنم!

بلا اینو میگه و همراه جمعیت مرگخوارا از سه زندانی فاصله میگیره. لودو سنگی رو با پاش پرتاب میکنه و میگه:
- از کجا لردو تشخیصش بدیم؟ اصلا وقتی تشخیصش دادیم میخوایم چی کار کنیم؟

- آخ!
سنگ لودو به مقصد میرسه و یکراست رو سر زندانی سوم فرود میاد و فریاد اونو به هوا میبره.
لونا بی توجه به فریاد زندانی میگه: خو چطوره از عمل پرسش استفاده کنیم؟

بلا میاد جواب لونارو بده که با دیدن آنتونین که داره سمتشون میاد میگه: هووو! کجا میای دالا؟ برو دستای زندانیارو محکم تر ببند. بهم الهام شده میخوان فرار کنن.
آنتونین همونجا تو راه متوقف میشه و دوباره به سمت زندانیا برمیگرده.
بلا سرشو به سمت لونا برمیگردونه و میپرسه: خب چی میگفتی؟

- ارباب علاقه ای به مشنگا ندارن پس اطلاعات زیادی هم در مورد اونا نداره. یه سوالایی میپرسیم که فقط مشنگا بلد باشن، اونوقت مشخص میشه کدوم لرده، همونی که جوابامونو بلد نیست.
رز رو به آنتونین فریاد میزنه: اون سه تا همه مشنگن؟

آنتونین با حرکت سرش میگه "آره" و دست آخرین زندانی رو محکم تر میبنده.
بلا شونه هاشو بالا میندازه و میگه: خب پس حله دیگه! یکی که از مشنگا اطلاعات زیادی داره بره بپرسه ...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج













از وقتی که ارباب به آنتونین دستور داد موی یه ماگل رو بیاره،تا الان که از خونه ی ریدل خارج نشده...پس یکی باید تعقیبش کنه،ببینه ماگلی که موشو میاره،چه شکلیه...بعدشم بیاد و به ما بگه.

