جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

55 کاربر(ها) آنلاین هستند (25 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
55 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

كلاس پرواز و كوییدیچ

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 8 بهمن 1390 16:43
نمایش جزئیات
آفلاین
1.

بهله! جلسه اول و آخر خیلی میتونه جلب باشه! چرا؟ چون پروفسور به داستان گفتن و روش تدریسش و اسمش و اصل و نسبش و ... میپردازه و تو هم با خیال راحت میتونی با دوستات بحرفی یا بخوابی! اما وای به حال پروفسوری که از همون روز اول و دقیقه اول بگه کاغذ پوستیا رو میز، میخوام جزوه بگم.

2.

کوییدیچ ورزش محبوب جادوگرا و ساحره هاس که برخلاف دنیای مشنگی که اکثر ورزش های محبوبشون تک جنسیتیه ( یعنی یا تیم مردونه س یا زنونه )، کوییدیچ هم ساحره و هم جادوگرو همزمان تو یه تیم میگنجونه.

یه تیم کوییدیچ هفت نفره س که شامل سه تا مهاجم ( حمله و گل زدن با سرخگونو بعهده دارن )، 1 دروازه بان ( جلو سه تا حلقه وایمیسه و مانع ورود سرخگون به درونش میشه )، دو تا مدافع ( با چماق (!) بلاجرارو دور میکنن، این بلاجرا همون توپ بدان که یکراست میرن تو سر و دل و شکم و پا و ... بازیکنا ) و یه جستجوگر! ( که باید گوی زرین رو بگیره! )

ناگفته نمونه که یه کاپیتانم هر تیم داره و البته یک عدد داور تو زمین وجود داره که قضاوت بازیو به عهده داره.

سه تا حلقه ی دراز دو طرف زمین نصب شده که مهاجمای تیم باید سرخگونو از توی اون رد کنن و واسه تیم امتیاز جمع کنن. تو این مدت دو تا مدافع سعی میکنن اون بلاجرا بشون آسیب نرسونن و این وسط جستجوگر بدون توجه به بقیه باید سعی کنه گوی زرین رو ببینه و بگیره و واسه تیمش 150 امتیاز بگیره تا مسابقه تموم شه. هر گروه امتیازش بیشتر بود برنده س که معمولا به خاطر اینکه گرفتن گوی زرین 150 امتیاز داره، تیمی که گویو گرفته برنده میشه. هرچند خلاف اونم میتونه اتفاق بیفته!

3.

تصعید اسنورکک! رئال گانزید! جادوگرچستر!

واقعی هم میخواین میشه گفت تیم ملی کوییدیچ ایرلند و بلغارستان! + راونکلاو!

4.

صفحه 1004 دفترچه خاطرات - روز چهارده فوریه

امروز تیم گروهمون (راونکلاو) با اسلی مسابقه داشت و همه بدون ذره ای شک میگفتن ما برنده میشیم. اما مشکل از اونجا شروع شد که امروز صبح جغدی که نامه آورده بود تو شیر جستجوگرمون خرابکاری کرد و اونم حواسش نبود و خرد و مسموم شد و کلا به بازی نرسید. واسه همین دلمونو خوش کردیم به مهاجما! مهاجما فرت و فرت گل میزدن و درست لحظه ای که امتیازمون به 160 رسید، جستجوگر اسلی گویو گرفت. کلی خدارو شکر کردیم که یه مین زودتر گویو نگرفته، خلاصه برنده شدیم و الانم وقت ندارم بیشتر بنویسم. باید برم تو جشن پیروزیمون شرکت کنم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 8 بهمن 1390 16:24
نمایش جزئیات
آفلاین
1- آیا شما همیشه جلسه ی اول درس اساتید سر کلاس حاضر میشوید ؟!؟!

سلام! نه مگه علافم؟ جلسه اول همیشه استادا معرفی میکنن.

2- از کوییدیچ چه میدانید ؟!
هیچی وگرنه مرض نداشتم بیام سر کلاس که. فقط میدونم یه ورزشه، جادوییم هست، چوب داره، باحاله، تو هوا انجام میشه، باید گوی زرینو بگیری، یه سری بلاجر و سرخگون داره، یه سری مدافع یه سری مهاجم یه جستجوگر، سه تا حلقه داره، و ضمنا بقیه قوانینشم میدونم. وگرنه گفتم که مرض نداشتم که.

3- نام 3 تیم از تیم های معروف کوییدیچ را نام ببرید !! " دفعاتِ قهرمانی شون رو نمیخواما ... .."

آجاس
ترنسیلوانیا
ریش سفیدان

4- یک خاطره از مسابقاتِ کوییدیچ ... ( در 2 خط بگین ، نه بیشتر!)
روزی روزگاری در جایی نشسته بودم که آمدند و مرا بردند و نشاندندندندندند(!) روی یک جارو. ناگهان جارو پرواز کردی مرا به اسمان بردی، در درون آسمان ناگهان توپی دیدم زرد! فکر کردم طلاست خود را به سمت آن انداختم و آن را گرفتم اما از روی جارو افتادم و دست و پایم همه با هم نابود گشتند و آنگاه که سالم گشتم فهمیدم که آن توپ بی ارزشی نبوده و از این رو پدید آورندگان آن را لعنتی بس زیاد کردم. به خصوص پدید آورنده ی اصلی را که هنوز به دنبالش می گردم تا به سزای اعمال پلیدش برسانم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 8 بهمن 1390 16:09
نمایش جزئیات
آفلاین
-آیا شما همیشه جلسه ی اول درس اساتید سر کلاس حاضر میشوید ؟!؟!
بستگی داره چه کلاسی باشه . این کلاسو حاضر شدم .

2- از کوییدیچ چه میدانید ؟!
این بازی هفت بازیکن دارد . سه بازیکن مهاجم مسئول وارد کردن توپ سرخگون به داخل دروازه هستند. دو بازی کن مدافع که با چماقی چوبی، دو توپ آهنین و محکم بازدارنده را به سمت حریف پرتاب می‌کنند تا او را از مسیر منحرف کنند. آخرین بازیکن جستجوگر است که وظیفه دارد آخرین و چهارمین توپ را بگیرد... این توپ، توپ طلایی کوچک و بال داری به نام گوی زرین است که هر جستجوگری با گرفتن آن ۱۵۰ امتیاز نصیب تیم خود می‌کند و با گرفتن این توپ بازی تمام می شود .

3- نام 3 تیم از تیم های معروف کوییدیچ را نام ببرید !! " دفعاتِ قهرمانی شون رو نمیخواما ... .."
اتحاد پادلمیر - آواره ی ویگ تاون - افتخار پورتری

4- یک خاطره از مسابقاتِ کوییدیچ ... ( در 2 خط بگین ، نه بیشتر!)
من هیچ وقت کوییدیچ بازی نکردم و همیشه در حال تشویق کردن بودم .اولین مسابقه ای که من توش تشویق کردم با مشکلی بزرگ برخورد چون همه ی بازیکن های پسر تیم در اثر زیاد نگاه کردن به من از جاروشون افتادن و خلاصه بگم اون روز درمانگاه شلوغ بود و شفادهنده ها مشغول . .... دو خط تموم شد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 8 بهمن 1390 15:38
نمایش جزئیات
آفلاین
1- آیا شما همیشه جلسه ی اول درس اساتید سر کلاس حاضر میشوید ؟!؟!
بله البته! برای یه دانش آموز ریونکلایی افت داره اگه نیاد. خصوصا اگه مرگخوار باشه!

2- از کوییدیچ چه میدانید ؟!
از کوییدیچ چیز های زیادی می دونم. اینکه تنها ورزش جادوییه، آدمای با استعداد رو تو یه گروه جمع می کنن، از نظر ظاهری درب و داغونشون می کنن پسشون می دن به جامعه!
یه توپ کوچولو داره به نام اسنیچ که گرفتنش 150 امتیاز+تموم شدن بازیو به ارمغان میاره
یه توپ بزرگ داره به نام کوافل که باید بزنیمش گل شه
و دو تا توپ بلاجر که نصف وظیفه درب و داغون کردن کودکان معصوم جامعه رو به عهده دارن
7 تا بازیکن داریم که ردا های قشنگ می پوشن تا وقتی می رن تو هوا موج بزنه و ابهت بهشون بده.
3 تا شون مهاجمن که ب کوافل سروکله میزنن
تو تاشون مدافعن که با چماق تو سر بلاجرا می زنن
یه نفرم دروازه بانه ئ کوافلو می گیره
و اونی که از همه بیکار تره رو می زارن جوینده...که دنبال اسنیچ بگرده


3- نام 3 تیم از تیم های معروف کوییدیچ را نام ببرید !! " دفعاتِ قهرمانی شون رو نمیخواما ... .."
بارسلیچ
طوفان کاراییب
کنوان سیاه

بهترین تیم های اروپا!


4- یک خاطره از مسابقاتِ کوییدیچ ... ( در 2 خط بگین ، نه بیشتر!)
بازی حساسی در مقابل گریف ها داشتیم. نقریبا نصف گل های گروه رو خودمان زدیم.ناگهان تماشاچیان گریف شعار سردادند: بروکلی،بروکلی،ما هم شکست نفسی فرمودیم و از بازی کناره گرفتیم.هــــی...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آماندا بروکل هرست در 1390/11/8 15:43:11
ویرایش شده توسط آماندا بروکل هرست در 1390/11/8 15:45:29
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 8 بهمن 1390 14:53
نمایش جزئیات
آفلاین
همی قلم بر دست میگیریم و با دست منجمد شده و نفس های بریده قلم را بر کاغذ مینهیم و باچشمانی گرد و ورقلمبیده تر از جفت چشم زیبا و شهلای سر مودی تعجب خود را از ننوشتن قلم ابراز میکنیم! بیخیال! قلم را پرت میکنیم کنار و با خودکار مشنگی ای که به تازگی از جیب مشنگی ازآن خود ساخته بودیم خود را مشغول میکنیم!
و هم اکنون سوال های امتحان!!(جلسه ی معارفه شاید!؟؟!)

1- آیا شما همیشه جلسه ی اول درس اساتید سر کلاس حاضر میشوید ؟!؟!

به طور قطع بله! اصولا جلسات اول هرکلاسی از معدود جلساتی هستند که دانشجو و جادوآموز عزیزی چون من در اون هرکاری که دلش خواست میتونه بکنه! بدون اینکه نگران باشه از سمت و جهت پرفسور مربوطه مورد خشم و فوران احساسات داغ و آتشین قرار بگیره!
از ویژگی های دیگه و منحصر به فرد جلسات اول اینه که تو هرجوری باشی (چه خوشگل چه زشت!) دید کلی پرفسور نسبت بهت تو اون جلسه شکل میگیره. اگه غایب باشی یا اینکه جلسه ی اول سرکلاس زیادی ننه من گولاخم بازی دربیاری و آی جواب پرفسورتو بدی و آی اطلاعاتش رو زیر یه علامت سوال گنده اندازه داداش هاگرید(گراب بود دیگه!؟؟)ببری پرفسور محترم درباقی جلسات ترم باچشمانی باریک کرده و بدجنسیانه نگات میکنه و خلاصه تضمینی نیست که تو اون درس رو تو اون ترم به سلامتی پاس کنی! اما برعکس هرچقدر تو جلسه ی اول لبخند ملیح و زیبا تقدیم استادت کنی و هرچقدر بیشتر از کلمات وو جملات قشنگ و قصار برای توصیف استادت استفاده کنی و خلاصه به قول این ماگل بی فرهنگا هندونه بارش کنی(!) دید استاد تا آخر ترم نسبت به تو رنگی و خوشگل موشگل میشه و مرلین رو جه دیدی ! شاید تونستی وسطای ترم ده شونصد جلسه ای رو غیبت کنی بدون اینکه صدمی از نمره ات کم بشه!
کلا تحقیقات به طور خیلی واضح اثر مثبت اون حرکت -یهویی ایستادن سرکلاس که با رویت پرفسور برای اولین بار ،توسط دانش آموزان عزیز رخ میده- رو نشون داده! یا اون جمله ی کم حجم و پرمحتوای خسته نباشید پایان کلاس که باز هم همون دانش آموز به استادش میگه دنیایی از معرفته که این رو هم محققان خفنگز جادوگر زحمت ریشه یاببیش رو کشیدن که این جا جای بیانش نیست دیگه!!
.
.
.
....پرفسور!!؟؟ کاغذم تموم شد! میشه پشتش جواب بدم باقی سوالا رو ؟؟

2- از کوییدیچ چه میدانید ؟!
از دانسته های من از علم شریف و کاربردی کوییدیچ همین بس که یه ورزش خیلی مهیجه همراه با حرکات رزمی و آکروباتیک روی چوب پرنده توی هوا! و همچنین که انگار جدیدا تماشای این مسابقه ی نه چندان لطیف برای کودکان ظریف (!) ممنوع اعلام شده به خاطر استفاده از حرکات خشونت آمیز بسیار توسط بازیکنان و هم چنین استعمال لغات خارج از محدوده ی ادب و هنر جادوگری توسط تماشاچیان!!
اینم میدونم که یه توپ کوچولوی گوی مانندی هستش به اسم اسنیچ که ابعادی به اندازه ی ذره ی زیر اتمی پروتون داره و انرژی به اندازه ی انرژی ای که از شکافته شدن همون ذره ی پروتون بدست میاد! و اینجاست که باید از ضرب المثل معروف فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه! استفاده کنیم! بعد هر بازیکنی بگیره این اسنیچ بلا رو بازی تموم میشه و تیم اون بازیکن زرنگ با گرفتن حدودا 150 امتیاز به خاطر اسنیچ معمولا برنده میشه. البته اگه تیم مقابل گوافلای بیشتر از کل امتیاز تیمی که اسنیچو گرفته گل نکرده باشن! کل اطلاعات اینجانب از کوییدیچ همین بود! امید است که شرکت در این کلاس از ما جستجوگری همانند هری پاتر نه ! همانند سدریک دیگوری پاره ی تن () بسازد!

3- نام 3 تیم از تیم های معروف کوییدیچ را نام ببرید !! " دفعاتِ قهرمانی شون رو نمیخواما ... .."
تیم گریفیندور! اسلیتیرین! و هافلپاف!!! ولی حالا چون من خیلی دانش آموز خوبیم اسم یه تیم رو هم اضافه بر سازمان میگم ! راونکلاو!! پرفسور دیدین من چقدر زرنگم !؟؟؟!
البته طی تحقیقاتی که داشتم اسم این تیما رو هم پیدا کردم!! : گودال خالی متحد - کلاغ های مونتروز - چرخ جادوگر!!

4- یک خاطره از مسابقاتِ کوییدیچ ... ( در 2 خط بگین ، نه بیشتر!)
اجازه استاد!؟؟؟ کل جوابای من که رو هم بیتشر از شصت صفحه شد!! حالا اینم روش یکم بیشتر از دوخط !؟؟؟! نمیشه!؟؟

یکی بود یکی نبود! یک روز رو این نیمکتای تماشاچیان نشسته بودیم داشتیم تخمه میشکستیم ! و همزمان از تماشای بازی زیبای گریف و در برابر اسلی لذت میبردیم! جستجوگر که سر هری پاتر بود انگار اولین بازیش بود! آقا این هی جاروشو تو هوا میرقصوند! منم هی مرلین مرلین میکردیم که یه وخ خدایی نکرده کمیته ی انضباطی نیان اینو به جرم اغتشاش(!) بگیرن که آخرش فهمیدیم کار این اسنیپ بیشعور بوده هی طلسمش میکرده!! ولی یکم بیشتر که صبر کردیم آخرترش فهمیدیم کار کوییرل نمک نشناس مرلین نیامرزیده بوده! مرلین عذاب قبرشو صد چندان کنه!! خلاصه این رفیق مو فرفری هرمیون نام هری رفت و اشتباهی اسنیپو سوسک کرد که ناخواسته کوییرل هم همراش سوسک شد! خلاصه همه چیز به خوبی و خوشی تموم شد!! اصلا مگه میشه آقای پاتر تو گروه و تیمی باشه و اون گروه و تیم شکست بخورن!؟؟؟


و در پایان جا داره که از اون خسته نباشید هایی که توی سوال اول توضیحش رو دادم استفاده کنم! به امید آنکه پرفسور گرامی با دیده ی رنگی به ما بنگرد !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آماتا در 1390/11/8 15:00:21
What if you were feeling something you are not able to talk about or you are not allowed to think about ??
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 8 بهمن 1390 02:14
نمایش جزئیات
آفلاین
یاهو



تدریس جلسه ی اول


خخخخخخخر پپپپپپف...خخخخخخخخرپپپپفف..

جسی در رختخوابش یه غلت می زنه و لحافو دور خودش می پیچه.

...
- خب، به افتخار جسیکا پاتر، این کاربر افسانه ای ، کسی که محفلُ ، گریفـُـ ،خونه و زندگی رو روی یک انگشتش می چرخونه یه کف مرتب بزنید ایشون به عنوان "بهترین استادِ سال" انتخاب شدند، بـه بـه!!

جسی دستی به موهای شینیون شده ش میکشه و خودشو آماده می کنه که بره روی سن تا جایزه رو بگیره ...

- بـه بـه... دارند تشریف میارن استادِ اعظم ...جایزه ی ایشون شونصد هزارگالیون ، سفر دور کل دنیای جادوگری ،یکی از خونه ی های مبله ی هاگزمید و...


بـــــووووووووم!!

- جسی تو رو خدا پاشو شاگردا حمله کردند...پاشو جسی...
- پاشو جسی ، اینجا رو بمباران کردند...الان خوابگاهِ اساتید رو از دست می دیم!!


...
جسی داره از روی پله های سن بالا می ره... تماشاچی ها هیمن جوری بهش زل زدند و یه ریز تشویقش میکنند...


- پاشو جسی ! تموم گوی زرین هات پرواز کردن ... وای جزوه هاتــــــــ ....
- الان شپلخ میشی، پاشووووو!

شتتتتتتتترققق!!( افکت برخورد یه بمب شوخی در یک میلی متری تخت جسی)

- اَه... چرا سر و صدا می کنین بذارین! میدونم هنو مونده به کلاس ،بذارید بقیه شو ببینم!

و یه غلت دیگه می زنه!!

...
دیگه دو سه تا قدم دیگه بیشتر نمونده..آبرفورث با یک رنک توی دستاش داره انتظارشو می کشه...

- تشویقش کنید دوشیزه پاتر رو!!
جسی تعظیم کوچیکی به تماشاچی ها می کنه و رنکو می گیره.



تتتتتتتترققق...ترووووق...

سقف خوابگاه می ریزه و شاگردای مشتاق به درس و جمعی از کاربرای ارزشی-ورزشی!!!!! به همراهی فردی نقابدار ملقب به ممد بوقی، درست بالای تخت جسی و بقیه می ایستند!!

ممد: هر هر هر کر کر کر....گرفتیم خوابگاهوووو !!
ممد موهایه یکی از شاگرداهای "دختر" رو می کشه و پرتش میکنه سمتِ جسی ....

جسی از خواب پا می شه و چشماشو می ماله و میگه: چی شده ؟!


- - - - - -

خب فرزندانِ مـــن !!! ای گلهای باغِ هــــــــاگ ...
همونطور که در متن فوق مشاهده فرمودین ... استاد توسط گروهی شورشی که قصد تخریبِ اموال و اغتشاش علیه نظم امنیتِ هــــــاگ رو داشتن ، به ساحتِ استاد جسارت کرده و وی را از رویای شیرینش بیرون کشانیده اند. البته اشاره کنم فی الفور یا همون چند مین بعد توسط سربازانِ رئیس هـــــاگ به مکانِ نامعلومی مثلِ معدنهای طلای جزایر بالاکـــــــ فرستاده شدند ... واس همین خاطر هم تدریسِ خاصی صورت نگرفت چون روح و روانِ استاد مغشوش بود.... خب منبر طولانی شد ...

- برای جلسه ی اول تدریسِ سختی صورت نمیگیره که مشتری شیم!!! ... فقط از شما شاگردانِ عزیز میخوام به سوالات زیر با توجه به اطلاعات عمومی خود، پاسخ دهید !! ( جنبه تعیین سطح داره هــــــــا ... گفته باشم!!! )


1- آیا شما همیشه جلسه ی اول درس اساتید سر کلاس حاضر میشوید ؟!؟!

2- از کوییدیچ چه میدانید ؟!

3- نام 3 تیم از تیم های معروف کوییدیچ را نام ببرید !! " دفعاتِ قهرمانی شون رو نمیخواما ... .."


4- یک خاطره از مسابقاتِ کوییدیچ ... ( در 2 خط بگین ، نه بیشتر!)


- - - - - - -

* دوستانی که احیانن نسبت خانوادگی به صورتِ غیر محسوس به من اطلاع بدن ... *


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: پنجشنبه 6 بهمن 1390 20:04
نمایش جزئیات
آفلاین
کلاس پرواز و کوییدیچ با تدریس پروفسور جسیکا پاتر از شنبه 8 بهمن هر هفته

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لودو بگمن در 1390/11/6 20:13:27
ویرایش شده توسط لودو بگمن در 1390/11/6 21:11:35
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 1 مرداد 1390 14:56
نمایش جزئیات
آفلاین
هافلپاف:
8 امتياز

رز ويزلی: 33 امتياز

رول خيلی خوبی بود، يعنی كلا" خنده دار می‌نويسی و رولی كه خنده‌دار باشه موفقه به نظرم ...

دماغت اندازه‌ی بادمجونه به من چه؟

كم شدن امتياز به اين خاطر بود كه سوژه‌ی فرعی يكم زيادی فرعی بود.

راونكلاو:
16 امتياز

لونا لاوگود: 29

امتياز سوال اولت كه مشكلی نداره. علی‌الخصوص اون بوی بدی كه توی ورزگاه ميپيچه رو واقعا" خوب اشاره كردی .

مگس هم جانور جالبيه واقعا" !

كم شدن امتياز به خاطر يك سری مسائل جزئی و اينا بود توی رول.

لينی وارنر: 35

من حساسم اصولا"! استفراغ چيه آخه؟:D

سوژه‌ی فرعی خوبی بود، خوشمان آمد! چسبيد. حالا تو كه بلد نيستی شوت بزنی، اصلا" چرا ميای كلاس كوييديچ بوقی؟ دی:

گريفيندور:
13

جرج ويزلی: 23

من گفتم پنج مورد! اين قدر حواست سر مغازه‌ت و سر كار گذاشتن ملته، به سوال دقت نميكنی . سه امتياز مفت اينجا پريد. عهه.

سوژه‌ی فرعی‌ات مناسب بود، اما به خاطر رول يه مقدار هم اينجا امتياز از كف ميره...

گودريك گريفيندور: 27

تو كه شيش تا نوشتی، يكی‌ش رو قرض می‌دادی به جرج امتياز مفت ندين ديگه . گودريك عزيزم، درباره‌ی مورد ششم، دلبندم پوشك مای بی‌بی واسه همين مواقعه ديگه .

اسليترين:

صد امتياز !

***

با دست باز هم نمره‌ها رو تقسيم كردم كه دور همی شاد باشيم .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 تیر 1390 23:51
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام


1. پنج سوژه‌ی فرعی برای يك رول كوييديچ از فكر خودتون مثال بزنيد. ( 15 امتياز )


1- مریض شدن دروازبان
2- گم شدن اسنیچ
3- پیش آمدن مشکل برای داور و قاطی شدن امتیازات
4- حمله ی کلاغ ها
5- آب و هوای طولانی

6- یکی از بازیکنان احساس کند به دستشویی نیازمند است



2. فكر كنيد كينگزلی می خواد از شما امتحان بگيره و شما بايد پنج تا پنالتی به يك دروازه‌بان بزنيد و از اين امتحان نمره‌ی خوبی بگيريد. يه جوری يه سوژه‌ی فرعی رو وارد اين قضيه كنيد. پس يه رول بنويسيد در مورد اين امتحان ( كه ميشه سوژه‌ی اصلی ) كه يه قضيه‌ی ديگه هم درش دخالت ميكنه ( سوژه‌ی فرعی ).


هوا صاف و بی ابر بود و شرایط را برای کینگزلی راحت کرده بود تا بدون دخالت نا به جای هوا از دانش آموزان امتحان بگیرد.

کینگزلی: « نفر بعدی »

در این لحظه گودریک گریفندور سوار بر جاروی فشفشه ی خود شد و پرواز کنان به سمت کینگزلی آمد اما به علت بالا بودن سرعت فشفشه نتوانست آن را نگه دارد و با کینگزلی برخورد کرد.

گودریک: « استاد ببخشید »

کینگزلی بعد از اینکه به سختی از زمین بلند شد و زخم هایش را با جادو ترمیم داد ، گفت: « مرتیکه هزار سالت شده ... هنوز بلد نیستی جارو رو نگه داری؟! »

کینگزلی بعد از قر قر زدن سوار جارویش شد و بار دیگر پرواز کرد و نزدیک گودریک آمد و سرخگون را به او داد و گفت: « خب پنج تا پنالتی باید بزنی به دروازبان اگر چهار تاش گل بشه ، قبول میشی وگرنه امشب میایی اتاق من »

گودریک توپ را گرفت و به دروازبان چرخید و آماده پرتاب کردن توپ شد. دستش را بالا برد و با قدرت توپ را پ.....

- «»

با صدای جیغ گودریک تعادل خودش از دست داد و بجای پرتاب کردن توپ به دروازه ، توپ را با تمام قدرت بر سر کیگزلی کوبید!

کینگزلی: «»

گودریک بدون آنکه صبر کند توپ را بار دیگر گرفت و آن را پرت کرد. گل شد. و توپ دوم و سوم و همینطور ادامه داد تا اینکه سه توپ دیگر را تبدیل به گل کرد و تنها یک توپ دیگر فرصت داشت که اگر نمی توانست گل بکند ، از امتحان رد می شد.

گودریک توپ را بالا برد و آماده ی پرتاب شدن شد و توپ را پرتاب ...

- «»

بار دیگر گودریک تمرکز خود را از دست داد و بجای پرتاب کردن توپ به سمت دروازه ، آن را بر سر کینگرلی پرتاب کرد اما توپ بعد از برخورد با سر کینگزلی ، به سمت دروازه رفت و گل شد.

گودریک: «»

گودریک از امتحان با موفقیت رد شد اما آخرش معلوم نشد کی جیغ می زد؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گودریک گریفیندور در 1390/4/28 23:54:11
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 25 تیر 1390 18:36
نمایش جزئیات
آفلاین
1. پنج سوژه‌ی فرعی برای يك رول كوييديچ از فكر خودتون مثال بزنيد. ( 15 امتياز )

1.وضع آب و هوا

2.بی جنبه بازی تماشاگرنماها

3.حمله دیوانه سازا

4.گم شدن اسنیچ در لباس یکی از بازیکنان

2. فكر كنيد كينگزلی می خواد از شما امتحان بگيره و شما بايد پنج تا پنالتی به يك دروازه‌بان بزنيد و از اين امتحان نمره‌ی خوبی بگيريد. يه جوری يه سوژه‌ی فرعی رو وارد اين قضيه كنيد. پس يه رول بنويسيد در مورد اين امتحان ( كه ميشه سوژه‌ی اصلی ) كه يه قضيه‌ی ديگه هم درش دخالت ميكنه ( سوژه‌ی فرعی )

_ خب،ویزلی زود باش اینو بگیر!

اوهو!دکی این چه مسخره بازی یه؟این سرخگون لعنتی حداقل سی تن وزنشه!آخ آخ آخ!الیور وود هر جا هستی منو ببخش که پشت سرت...هیچی!

سرخگون داشت با سرعت ماورای نور به سمت دماغ بنده هجوم می اورد که منم دیدم فرار خیلی بهتر از قراره!یه جا خالی مشتی دادمو...

پروفسور:_ ویزلی چه غلطی کردی؟!اون پشت محل نگهداری تسترالا بود...

اما قبل از اینکه جمله پروفسور تموم بشه یه چیزی گفت:

بااااااااااااااااااااا!!!!

اوهو نگو سرخگون لعنتی با دو هزار کیلومتر بر ثانیه به اصطبل تسترالا برخورد کرده بود و...

خب،یه ثانیه هیچی نشد اما بعدش یه دویست تا تسترال با هم به پرواز در اومدن و ریختن وسط زمین و امتحان پروفسور شکلبوت!من بر گشتم به پروفسور نگاه کنم اما...

_ ویزلی!باید فردا حتما مادرتو ملاقات کنم!حالا بجنب برو کمک بیار تا این تسترالا هاگوارتزو نابود نکردن!

خب،من از این واکنش منطقی ایشون بسیار لذت بردمو دویدم رفتم پیش پروفسور مک گونگال...

خبر خوب:پروفسور اصلا منو توبیخ نکرد

خبر بد:پروفسور مامانو روز بعد خواست مامانم مثه همیشه از خجالتمون در اومد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یه بزرگی(فرد یا جرج ویزلی) میگه:بخند تا دنیا بروت بخنده!([color=006600][font=Arial]صبر �