کلاس نجوم و ستاره شناسی با تدریس پروفسور فلور دلاکور
*لطفا اطلاعیه های هاگوارتز و قوانین هاگوارتز را به طور کامل مطالعه نمایید .
با آرزوی موفقیت !
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
11 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
كلاس نجوم و ستارهشناسی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/03/07
تولد نقش: 1396/08/07
آخرین ورود: دوشنبه 11 مرداد 1400 20:30
از: یک جایی!
پستها:
3574

جزئیات کاربر

پایان کلاس نجوم و ستاره شناسی ترم پانزدهم هاگوارتز
با تشکر از پرفسور دلاکور عزیز و زیبا بابت تدریس هایشان و دانش آموزانی که در این کلاس شرکت کردند.
تاپیک تا ترم بعدی قفل خواهد شد .
با تشکر از پرفسور دلاکور عزیز و زیبا بابت تدریس هایشان و دانش آموزانی که در این کلاس شرکت کردند.
تاپیک تا ترم بعدی قفل خواهد شد .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز
گابريل گارسيا ماركز
جزئیات کاربر

تکـــالیـــف:
1. چــرا ایــن نور ها برای مشنگ ها زیان اورن؟! (8)
خب بزارید یه داستانی براتون تعریف کنم (راستی منم تازه واردم جلسه اولمه سخت نگیرید
)
والا یه روزی یه جادوگری که اسمش جنتلمن پنتلمنیوس بود
این جنتلمن پنتلمنیوس روزی از مدرسه درارورورس که جادوگری درس میدادن اخــــــــــــــراج میشه!
جریان اخراج شدنشن اینکه:
روزی سرکلاس درس نجوم بوده ...که ناگهان متوجه میشه استادش داره اشتباه درس میده (این آقای جنتلمن پنتلمنیوس هم خوره ی نــــــــــــــــــــــجوم بوده)و اجازه میگیره و جواب درستو میگه (حتی در کتابای تاریخ هم نوشته نشده که چه جوابی به چه سوالی میده )بعدش این پروفسوره که خیت شده بوده خیلی بهش برمیخوره و جناب آقای جنتلمن پنتلمنیوس رو از مدرسه اخراج میکنه ...
این آقا هم که خیلی ناراحت میشه عقده ای میشه کلا ناپدید میشه !
از قضا هم ایشون یتیم بوده مثل آقای هری پاتر و کلی بی کسو کار بوده کسی هم دنبالش نمی گرده ....
این آقای پنتلمن(ترکیبی از اسم کوچک و فامیلی)طبق افسانه ها روزی در دشتی میگشته که ناگهان مردی ریش سفید و تقریبا تاس با عینکی دودی و خفن و لباسی به کل سفید در دشت میاد و به اون میگه اگه نجومو دوست داری باید خودتو بکشی و با من به فژا بری تا بهت چیز میز یاد بدم بیای رو دست همه ی پروفسور های عالم جادوگران
ایشون هم خودشو به استفاده از خنجر میکشه و به فژا میره
از اونجایی که آقای پنتلمن یک جادوگر خیلی قدرتمند در نجوم بوده بدنش متلاشی میشه و ذراتش در فژا پخش میشه
از روی شانس این ذرات میرسه به شفق و اونو یه جورایی مسموم میکنه (این عمل تنها درمورد مشنگ ها اعمال میشه )که هیچ مشنگی دیگه نمی تونه شفق رو ببینه که اگه ببینه کور میشود
منابعش خواستید خصوصی بپرسید بسیار منبع خوبیه
2.توضیح دهید این نور ها از چه چیزی بوجود می آیند؟!(همون نظریه ها...) (!10)
خب این نور ها این طوری بوجود میان :
کریستین بیرکلند نروژی از نخستین افرادی بود که با یک آزمایش علمی پدیده شفق قطبی را شبیهسازی کرد. بیرکلند یک توپ مغناطیسی را که نماد زمین است در یک جعبه شیشهای خلا آویزان کرد و پرتوهای الکترونی را به آن تاباند . او از این آزمایش نتیجه گرفت که یک دسته پرتو الکترونی که در مسیر راست به طرف زمین میآیند به دو قطب مغناطیسی آن متمایل می شوند و دو حلقه نورانی در قطبها به وجود میآورند.
آزمایش بیرکلند این تئوری را پدید آورد که شفق قطبی هم میتواند از راهی مشابه این به وجود آید: « الکترونها از لکههای خورشیدی سطح خورشید خارج میشوند و به سمت زمین میآیند و توسط میدان مغناطیسی زمین به طرف نواحی قطبی هدایت میشوند و شفق مرئی را ایجاد میکنند.»
این تئوری به مرور توسط محققان دیگر تکمیل شد. آلفون فیزیکدان سوئدی محققی بود که نظریه ارتباط میان طوفانهای خورشیدی و شفق قطبی را مطرح کرد.
ولی چون ما جادوگریم نظریه خودمونو داریم که این میباشد :
بعد از مرگ پنتلمن ذرات بدن و روحش به این چیز ها تبدیل شد دلیلشم این بود که خود را کشت فقط برای یاد گیری علم ...
این ذرات کم کم با برخورد به نور خورشید به صورت خیلی اسرار آمیزی به شفق جادویی تبدیل شدن که هنوز این قسمت اسرار آمیزش کشف نشده ...
3.چرا هر یازده سال یــک بار این نور ها به اوج خودشان می رسند؟!(8)
چون آقای پنتلمن 11 سال بیش نداشت که خود را کشت و وقف علم و دانش نمود
4.عـــکسی از یک نوع شفق قطبی پیدا کنید و در کلاس نمایش دهید!(یـکم هم توضیح بدین بـد نیست!)(4)

این مال وقتیه که فرد مرد و شفق بسی در فراغش گریست و به تقریبا قسمتی از خود را به رنگ موهای او تقدیم کرد ...
تکلیف امتیازی: شــما در قطب چه چیزی درست کردید؟! آدم برفی یا....!(+3)
پروفسور من نتوانستم چیزی درست کنم چون وقتی فهمیدم پنتلمن 11 سال بیش نداشت بسی در فراغش گریستم
این هم اولین کلاسی بود که من شرکت کردم امید وارم که گند نزده باشم و بهم نمره ی خوف خوف بدید :pretty:
1. چــرا ایــن نور ها برای مشنگ ها زیان اورن؟! (8)
خب بزارید یه داستانی براتون تعریف کنم (راستی منم تازه واردم جلسه اولمه سخت نگیرید
)والا یه روزی یه جادوگری که اسمش جنتلمن پنتلمنیوس بود
این جنتلمن پنتلمنیوس روزی از مدرسه درارورورس که جادوگری درس میدادن اخــــــــــــــراج میشه!
جریان اخراج شدنشن اینکه:
روزی سرکلاس درس نجوم بوده ...که ناگهان متوجه میشه استادش داره اشتباه درس میده (این آقای جنتلمن پنتلمنیوس هم خوره ی نــــــــــــــــــــــجوم بوده)و اجازه میگیره و جواب درستو میگه (حتی در کتابای تاریخ هم نوشته نشده که چه جوابی به چه سوالی میده )بعدش این پروفسوره که خیت شده بوده خیلی بهش برمیخوره و جناب آقای جنتلمن پنتلمنیوس رو از مدرسه اخراج میکنه ...
این آقا هم که خیلی ناراحت میشه عقده ای میشه کلا ناپدید میشه !
از قضا هم ایشون یتیم بوده مثل آقای هری پاتر و کلی بی کسو کار بوده کسی هم دنبالش نمی گرده ....
این آقای پنتلمن(ترکیبی از اسم کوچک و فامیلی)طبق افسانه ها روزی در دشتی میگشته که ناگهان مردی ریش سفید و تقریبا تاس با عینکی دودی و خفن و لباسی به کل سفید در دشت میاد و به اون میگه اگه نجومو دوست داری باید خودتو بکشی و با من به فژا بری تا بهت چیز میز یاد بدم بیای رو دست همه ی پروفسور های عالم جادوگران
ایشون هم خودشو به استفاده از خنجر میکشه و به فژا میره
از اونجایی که آقای پنتلمن یک جادوگر خیلی قدرتمند در نجوم بوده بدنش متلاشی میشه و ذراتش در فژا پخش میشه
از روی شانس این ذرات میرسه به شفق و اونو یه جورایی مسموم میکنه (این عمل تنها درمورد مشنگ ها اعمال میشه )که هیچ مشنگی دیگه نمی تونه شفق رو ببینه که اگه ببینه کور میشود
منابعش خواستید خصوصی بپرسید بسیار منبع خوبیه
2.توضیح دهید این نور ها از چه چیزی بوجود می آیند؟!(همون نظریه ها...) (!10)
خب این نور ها این طوری بوجود میان :
کریستین بیرکلند نروژی از نخستین افرادی بود که با یک آزمایش علمی پدیده شفق قطبی را شبیهسازی کرد. بیرکلند یک توپ مغناطیسی را که نماد زمین است در یک جعبه شیشهای خلا آویزان کرد و پرتوهای الکترونی را به آن تاباند . او از این آزمایش نتیجه گرفت که یک دسته پرتو الکترونی که در مسیر راست به طرف زمین میآیند به دو قطب مغناطیسی آن متمایل می شوند و دو حلقه نورانی در قطبها به وجود میآورند.
آزمایش بیرکلند این تئوری را پدید آورد که شفق قطبی هم میتواند از راهی مشابه این به وجود آید: « الکترونها از لکههای خورشیدی سطح خورشید خارج میشوند و به سمت زمین میآیند و توسط میدان مغناطیسی زمین به طرف نواحی قطبی هدایت میشوند و شفق مرئی را ایجاد میکنند.»
این تئوری به مرور توسط محققان دیگر تکمیل شد. آلفون فیزیکدان سوئدی محققی بود که نظریه ارتباط میان طوفانهای خورشیدی و شفق قطبی را مطرح کرد.
ولی چون ما جادوگریم نظریه خودمونو داریم که این میباشد :
بعد از مرگ پنتلمن ذرات بدن و روحش به این چیز ها تبدیل شد دلیلشم این بود که خود را کشت فقط برای یاد گیری علم ...
این ذرات کم کم با برخورد به نور خورشید به صورت خیلی اسرار آمیزی به شفق جادویی تبدیل شدن که هنوز این قسمت اسرار آمیزش کشف نشده ...
3.چرا هر یازده سال یــک بار این نور ها به اوج خودشان می رسند؟!(8)
چون آقای پنتلمن 11 سال بیش نداشت که خود را کشت و وقف علم و دانش نمود
4.عـــکسی از یک نوع شفق قطبی پیدا کنید و در کلاس نمایش دهید!(یـکم هم توضیح بدین بـد نیست!)(4)

این مال وقتیه که فرد مرد و شفق بسی در فراغش گریست و به تقریبا قسمتی از خود را به رنگ موهای او تقدیم کرد ...
تکلیف امتیازی: شــما در قطب چه چیزی درست کردید؟! آدم برفی یا....!(+3)
پروفسور من نتوانستم چیزی درست کنم چون وقتی فهمیدم پنتلمن 11 سال بیش نداشت بسی در فراغش گریستم
این هم اولین کلاسی بود که من شرکت کردم امید وارم که گند نزده باشم و بهم نمره ی خوف خوف بدید :pretty:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس سوروس پاتر در 1392/6/20 18:03:26
برای شرکت در بزگترین همایش جادوگران سال اینجا کلیک کنید .
زوپس! بلاک! زمستان! دیگر اثر ندارد!
حتی اگر شب و روز، بر ما برف ببارد!

باشد که هیچ کس نباشد باشد که فقط که خودم باشم.
گروهک تروریستی الهافلیه ...
زوپس! بلاک! زمستان! دیگر اثر ندارد!
حتی اگر شب و روز، بر ما برف ببارد!

باشد که هیچ کس نباشد باشد که فقط که خودم باشم.
گروهک تروریستی الهافلیه ...
جزئیات کاربر

1. چــرا ایــن نور ها برای مشنگ ها زیان اورن؟! (8)
در واقع دلیل این موضوع رو خودتون بهش اشاره کردین پروفسور. چون این موجودات مشنگن!بله دقیقا به همین علت که مشنگی بیش نیستن و ذاتا لیاقت درک این انوار جادویی و باشکوه رو ندارن مشاهده ی این انوار پر تلالو برای چشم های بی اصل و نسبشون زیان آوره.البته مطلب دیگه ای که وجود داره اینکه طی تحقیقات بنده مشخص شد مشنگ ها جانورا...موجوداتی بسیار خرافه پرست هستن که این هم به دلیل همون مشنگ بودنشون هست!به دلیل خرافه پرستی مفرط ظهور این انوار جادویی و خیره کننده رو گاها به حضور شیطان و ارواح بر روی زمین تعبیر میکنن و بعضی اوقات نزول فرشتگان مقرب بارگاه الهی می دونن و به همین جهت وقتی که این نورها در آسمان ظهور میکنن این جانداران مشنگ بعضا به علت ترس و شیفتگی ناشی از خرافه دچار مشکلاتی از قبیل لرزهای تلقینی،سرگیجه و بعضی اوقات به طرز عجیبی تهوع،نابینایی موقت و بعضا غش و سکته های ناقص میشن و از این جهت براشون مضر محسوب میشه پروفسور!
2.توضیح دهید این نور ها از چه چیزی بوجود می آیند؟!(همون نظریه ها...) (!10)
پروفسور!چون مشنگها موجودات خرافه پرستی هستن اغلب در مورد علت ظهور این انوار نظریه های خنده داری ارائه میدن.مثل ظهور ارواح یا دنیا اومدن جادوگرا و اینا. حتی مشنگای بومی کانادا ظهور این انوارو ناشی از رقص ارواح می دونن!واقعیت اینه که علت ظهور این انوار کاملا منطقیه به این صورت که شفق قطبی در برخورد ذرات باردار از مگنتوسفر زمین که معمولا الکترون و گاهی اوقات پروتون هستن و ذرات سنگین تر با اتم ها و مولکول های بالاتر (اتمسفر از ٥٠ تا ٨٠ کیلومتر بالاتر) به وجود می آن.
این ذرات ١ تا ١٠٠ کیلو الکترون ولت انرژی دارن و در اصل از سوی خورشید به سمت حومه ی زمین می یان و باد های خورشیدی کم انرژی هم بهشون میگن. این برخورد در اتمسفر توسط الکتریسیته، مولکول و اتم را بالاتر از اتمسفر بادار می کنه که این انرژی محرک می تونه به صورت پرتو های نور یا برخورد خالی بشه. اکثر شفق های قطبی سبز و قرمز توسط اتم های اکسیژن درست می شن. مولکول ها و یون های نیتروژن هم قرمز بسیار کم رنگ و آبی بنفش را در شفق های قطبی ایجاد می کنن.این پاسخ در نتیجه سالها تحقیقات بنده بر روی پروژه ی شناخت دقیق تر شفق قطبی به دست اومده پروفسور و با زبان بسیار ساده و روانی به صورت یه مقاله نوشته شده...فقط نمی فهمم چرا بچه ها اینجوری به من زل زدن پروفسور؟
3.چرا هر یازده سال یــک بار این نور ها به اوج خودشان می رسند؟!(8)
پروفسور مشنگ ها چون علت وقوع چنین چیزهایی رو نمی دونن سعی میکنن با حرفای بی سر و ته و قلمبه سلمبه ای که خودشونم ازشون سر در نمیارن رو نادونیشون سرپوش بذارن و میگن شفق ها به علت طوفان های مغناطیسی در دوره ی تناوب ١١ ساله ی خورشیدی یا ٣ سال بعد از این دوره ی تناوب ظاهر میشن و در این دوره ی تناوب ١١ ساله که هم اکنون هم وجود داره میزان فعالیت های خورشیدی بالا رفته و با رصد خورشید می توان میزان بالای این فعالیت ها را دید. انرژی حاصل نیز از طریق باد های خورشیدی تامین می شه.
ولی در حقیقت چون هر یازده سال یکبار تو دنیای جادوگری یه کوتوله عینکی به دنیا میاد شفق ها در سوگ این واقعه در آسمان ظاهر میشن!
4.عـــکسی از یک نوع شفق قطبی پیدا کنید و در کلاس نمایش دهید!(یـکم هم توضیح بدین بـد نیست!)(4)
بفرمایید استاد.
بله پروفسور همونطور که در عکس مشاهده می کنین این تصویر زمانی گرفته شده که ارباب بزرگوار در قطب شمال جلوس فرمودن!آسمان قطب هم نتونست در برابر شکوه و عظمت ایشون مقاومت کنه و خیلی زودتر از مهلت یازده ساله همیشگیش با نمایش این انوار خیره کننده ورود ایشون رو به قطب شمال تبریک گفت!
تکلیف امتیازی: شــما در قطب چه چیزی درست کردید؟! آدم برفی یا....!(+3)
خب من رفته بودم به کمک دوستای مرگخوارم تا همونجور که آنتونین گفت لا به لای انوار شفق علامت شوم رو درست کنیم.البته بعدش با بچه های سازمان رفتیم برف بازی و دور از چشم شما هری رو تو دریا انداختیم،هرمیونو به خورد یه خرس سفید قطبی دادیم و از رون به عنوان طعمه ای برای به دام انداختن نهنگی که اون اطراف می پلکید استفاده کردیم تقریبا هم موفق شدیم ولی خب نهنگه رون رو قاپ زد و در رفت!ا...شما نفهمیدین که با ما بر نگشت؟ممنون میشم بازم متوجه این مطلب نشده باشین!بعدش چون بلا خیلی از دست رودولف ناراحت بود باهاش یه آدم برفی درست کردیم... در کل تو اون چند دقیقه فعالیت مفید زیاد داشتیم پروفسور!
در واقع دلیل این موضوع رو خودتون بهش اشاره کردین پروفسور. چون این موجودات مشنگن!بله دقیقا به همین علت که مشنگی بیش نیستن و ذاتا لیاقت درک این انوار جادویی و باشکوه رو ندارن مشاهده ی این انوار پر تلالو برای چشم های بی اصل و نسبشون زیان آوره.البته مطلب دیگه ای که وجود داره اینکه طی تحقیقات بنده مشخص شد مشنگ ها جانورا...موجوداتی بسیار خرافه پرست هستن که این هم به دلیل همون مشنگ بودنشون هست!به دلیل خرافه پرستی مفرط ظهور این انوار جادویی و خیره کننده رو گاها به حضور شیطان و ارواح بر روی زمین تعبیر میکنن و بعضی اوقات نزول فرشتگان مقرب بارگاه الهی می دونن و به همین جهت وقتی که این نورها در آسمان ظهور میکنن این جانداران مشنگ بعضا به علت ترس و شیفتگی ناشی از خرافه دچار مشکلاتی از قبیل لرزهای تلقینی،سرگیجه و بعضی اوقات به طرز عجیبی تهوع،نابینایی موقت و بعضا غش و سکته های ناقص میشن و از این جهت براشون مضر محسوب میشه پروفسور!
2.توضیح دهید این نور ها از چه چیزی بوجود می آیند؟!(همون نظریه ها...) (!10)
پروفسور!چون مشنگها موجودات خرافه پرستی هستن اغلب در مورد علت ظهور این انوار نظریه های خنده داری ارائه میدن.مثل ظهور ارواح یا دنیا اومدن جادوگرا و اینا. حتی مشنگای بومی کانادا ظهور این انوارو ناشی از رقص ارواح می دونن!واقعیت اینه که علت ظهور این انوار کاملا منطقیه به این صورت که شفق قطبی در برخورد ذرات باردار از مگنتوسفر زمین که معمولا الکترون و گاهی اوقات پروتون هستن و ذرات سنگین تر با اتم ها و مولکول های بالاتر (اتمسفر از ٥٠ تا ٨٠ کیلومتر بالاتر) به وجود می آن.
این ذرات ١ تا ١٠٠ کیلو الکترون ولت انرژی دارن و در اصل از سوی خورشید به سمت حومه ی زمین می یان و باد های خورشیدی کم انرژی هم بهشون میگن. این برخورد در اتمسفر توسط الکتریسیته، مولکول و اتم را بالاتر از اتمسفر بادار می کنه که این انرژی محرک می تونه به صورت پرتو های نور یا برخورد خالی بشه. اکثر شفق های قطبی سبز و قرمز توسط اتم های اکسیژن درست می شن. مولکول ها و یون های نیتروژن هم قرمز بسیار کم رنگ و آبی بنفش را در شفق های قطبی ایجاد می کنن.این پاسخ در نتیجه سالها تحقیقات بنده بر روی پروژه ی شناخت دقیق تر شفق قطبی به دست اومده پروفسور و با زبان بسیار ساده و روانی به صورت یه مقاله نوشته شده...فقط نمی فهمم چرا بچه ها اینجوری به من زل زدن پروفسور؟
3.چرا هر یازده سال یــک بار این نور ها به اوج خودشان می رسند؟!(8)
پروفسور مشنگ ها چون علت وقوع چنین چیزهایی رو نمی دونن سعی میکنن با حرفای بی سر و ته و قلمبه سلمبه ای که خودشونم ازشون سر در نمیارن رو نادونیشون سرپوش بذارن و میگن شفق ها به علت طوفان های مغناطیسی در دوره ی تناوب ١١ ساله ی خورشیدی یا ٣ سال بعد از این دوره ی تناوب ظاهر میشن و در این دوره ی تناوب ١١ ساله که هم اکنون هم وجود داره میزان فعالیت های خورشیدی بالا رفته و با رصد خورشید می توان میزان بالای این فعالیت ها را دید. انرژی حاصل نیز از طریق باد های خورشیدی تامین می شه.
ولی در حقیقت چون هر یازده سال یکبار تو دنیای جادوگری یه کوتوله عینکی به دنیا میاد شفق ها در سوگ این واقعه در آسمان ظاهر میشن!
4.عـــکسی از یک نوع شفق قطبی پیدا کنید و در کلاس نمایش دهید!(یـکم هم توضیح بدین بـد نیست!)(4)
بفرمایید استاد.
بله پروفسور همونطور که در عکس مشاهده می کنین این تصویر زمانی گرفته شده که ارباب بزرگوار در قطب شمال جلوس فرمودن!آسمان قطب هم نتونست در برابر شکوه و عظمت ایشون مقاومت کنه و خیلی زودتر از مهلت یازده ساله همیشگیش با نمایش این انوار خیره کننده ورود ایشون رو به قطب شمال تبریک گفت!
تکلیف امتیازی: شــما در قطب چه چیزی درست کردید؟! آدم برفی یا....!(+3)
خب من رفته بودم به کمک دوستای مرگخوارم تا همونجور که آنتونین گفت لا به لای انوار شفق علامت شوم رو درست کنیم.البته بعدش با بچه های سازمان رفتیم برف بازی و دور از چشم شما هری رو تو دریا انداختیم،هرمیونو به خورد یه خرس سفید قطبی دادیم و از رون به عنوان طعمه ای برای به دام انداختن نهنگی که اون اطراف می پلکید استفاده کردیم تقریبا هم موفق شدیم ولی خب نهنگه رون رو قاپ زد و در رفت!ا...شما نفهمیدین که با ما بر نگشت؟ممنون میشم بازم متوجه این مطلب نشده باشین!بعدش چون بلا خیلی از دست رودولف ناراحت بود باهاش یه آدم برفی درست کردیم... در کل تو اون چند دقیقه فعالیت مفید زیاد داشتیم پروفسور!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آیلین پرنس در 1392/6/19 0:52:01
ویرایش شده توسط آیلین پرنس در 1392/6/19 0:55:45
ویرایش شده توسط آیلین پرنس در 1392/6/19 0:55:45
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/07/03
تولد نقش: 1396/10/10
آخرین ورود: شنبه 19 مهر 1399 22:11
از: کره آبی
پستها:
2608

1. چــرا ایــن نور ها برای مشنگ ها زیان اورن؟! (8)
چون این نورها منشعی غیر مادی و غیر طبیعی دارند و مشنگ ها سراسر مملو از مادیات و طبیعیات هستند و ناخوداگاه با اینجور انرژی ها سازگاری ندارند. برای تطابق با اینجور انرژی ها و نورها و کلا غیرمادیات باید حداقل ذره ای از آن در وجودت وجود داشته باشد. اگر سراسر مملو از مادیات باشی وجودت در برخورد با غیرمادیات از هم گسیخته میشود و مانند شمعی که با نسیم ملایمی خاموشی میگیرد وجود و جسم مادیات میمیرد. البته بنظر میرسد هر سال که میگذرد این نورها نیز قدرت کمتری پیدا میکنند ولی هنوز هم برای مشنگ ها مضر هستند. هر چند ممکن است باعث مرگشان نشوند ولی حداقل برای ان ها ضررهایی دارد که نامحسوس است و خود متوجه نمیشوند. طی تحقیقات سازمان اسرار بر روی این نورها دانشمندان جادوگر متوجه شده اند که مرگ آنی، روان پریشی مزمن و قتل و شکنجه همنوعان از مواردی است که بر روی بدن مشنگ ها در اثر مواجه شدن و نگاه کردن به این نورها تاثیر میگذارد بدون آنکه خودشان متوجه شوند.
2.توضیح دهید این نور ها از چه چیزی بوجود می آیند؟!(همون نظریه ها...) (!10)
سه نظریه در این باره وجود دارد:
نطریه روح، نظریه چیز و نظریه مرگ جادو...
_ نظریه روح: میگوید که این نورها در واقع بازتابی از انرژی روح هایی است که در حال انتقال و سفر هستند. این نورها هر یازده سال یک بار عیان تر میشود زیرا این عدد مساوی است با ادامه سفر روح های تازه سفر. روح هایی که تازه یازدهمین سال سفرشان به دنیای بعدی را میگذرانند و اولین مرحله از آن را تجربه میکنند و آن ها به مسیرشان ادامه میدهند و گاهی نیز به دنیای مادی خودشان رجوع میکنند منتها نه با جسمشان که با بازتاب انرژی روحشان. درک آن ها سخت است. حتی برای جادوگران. چون جنس آن ها فرق میکند. یک جادوگر در نهایت منشا و ساختاری مانند روح ها دارد یعنی ماورایی و غیر طبیعی منتها روح ها وجودشان حتی با جادوگران نیز فرق میکند. آن ها اصولا غیر مادی هستند اصلا با مادیات و جهان مادی سنخیتی ندارند جز یک عده معدود از آن ها که به جای اینکه به سفرشان ادامه بدهند در ابتدای مرگ خواسته اند که در همین جهان مادی و جایی که جسمشان افول کرده بمانند.
_ نظریه چیز: این نظریه اصولا مرموز و نامفهوم است و بیان میکند که منشا همه چیزف چیز است و این چیز از نور بوجود می آید و هر یازده سال یک بار خود را به موجودات محبوبش مینمایاند. حال آن موجودات چه هستند و ایا در ان موقع در حال تماشای نور هستند و چه چیز از آن درک میکنند کسی نمیداند جز خودشان.
_ نظریه مرگ جادو: سال ها قبل زمانی که چهار بنیان گذار هاگوارتز مردند نوعی از جادو که به نام جادوی باستانی معروف بود بطرزی شگفت آور افول کرد گویا با آن چهار تن پیوند خورده بود. از آن روز به بعد طبیعت و جادوی مادر که منشا همه جادوهای روی کره خاکی است خود را به نوعی از زندگی جادوگران کنار کشید گویا وجود آن چهارتن بود که ارزش دخالت نیروی مادر را داشت و با رفتن آن ها طبیعت نیز به کناری خزید. در تمام این سال ها تنها یک بار دیگر جلوه ای از جادوی مادر مشاهده شده و آن فقط موقعی بود که هری پاتر خردسال زنده ماند. مادرش فداکاری کرد و جادوی طبیعت دوباره خودش را تمام قد در برابر لرد ولدمورت نشان داد. سال ها بعد از مرگ آن چهارتن هر یازده سال یک بار بطور مشخص این نورها دیده میشود که گویا بازتابی از وجود آن چهار تن است که در جادوی طبیعت تنیده شده اند. گویی مادر و طبیعت و جادوی اصیل میخواهند بگویند ما هنوز هستیم.
3.چرا هر یازده سال یــک بار این نور ها به اوج خودشان می رسند؟!(8)
در نظریه هایی که منشا وجود این نورها را بیان میکند اشاراتی به این عدد و علت اوج نورافشانی در یازدهمین سال شده است اما شخصی به نام البوس دامبلدور که در جامعه جادوگری اعتبار خاصی داشت و از او با عنوان جادوگر بزرگی یاد میشود در این باره مطلبی بیان کرد که از آن به بعد در همه کتاب های جادویی در شرح این نورها می اید. دامبلدور گفت که یازده اصولا برای جادوگران عدد مقدسی است بدون آنکه خودشان دلیلش را بدانند. دلیلش این است که جادوگران باستان اعتقاد داشتند جهان هستی با یازده رنگ شکل گرفته است و منشا و ریزترین ماده تشکیل دهنده جهان در واقع همان طیف های رنگی هستند. ما هفت عدد از آن رنگ ها را کخه در رنگین کمان نیز مشخص هستند میشناسیم(علت مقدس بودن عدد هفت نیز همین مورد است) ولی چهار رنگ دیگر را نمیشناسیم و هر وقت بتوانیم بشناسیم قادر خواهیم بود جهانی نو خلق کنیم!
حال اگر شخصی که به این نورها دسترسی پیدا میکند شخصی نیکو سرشت باشد جهانی نیکو و اگر بد سرشت باشد جهانی پلید خلق خواهد کرد! این نورها هر یازده سال یک بار با هم ترکیب میشوند و هر یازده عددشان خود را هب ما مینمایانند ولی چون از حد تصور ما قویتر هستند و جنسشان با هر ماده ای که تا به حال دیده و شنیده ایم فرق میکند قادر به دیدن همه آن ها و حتی درکشان نیز نیستیم! آن ها به وجود آورنده جهان هستند و بعضی میگویند فقط هر وقت خودشان بخواهند کسی میتواند به آن ها دسترسی پیدا کند! فقط وقتی بخواهند!
4.عـــکسی از یک نوع شفق قطبی پیدا کنید و در کلاس نمایش دهید!(یـکم هم توضیح بدین بـد نیست!)(4)

این شفق به نام بنفش قطبی مشهور است زیرا جلوه ای همان یازده رنگ و یازده سال است و طبق مطلبی که توضیح داده شده جزیی از رنگ های اولیه بوجود آورنده جهان است. میگویند هر کدام از این رنگ ها قسمتی از جهان را شکل داده اند و معتقدند بنفش معنویت را بوجود آورده است.
تکلیف امتیازی: شــما در قطب چه چیزی درست کردید؟! آدم برفی یا....!(+3)
ما در قطب با مرگخواران سعی کردیم علامت شوم را در بین رنگ های شفق قطبی درست کنیم که فکر میکنم تا حدی نیز موفق بودیم:

چون این نورها منشعی غیر مادی و غیر طبیعی دارند و مشنگ ها سراسر مملو از مادیات و طبیعیات هستند و ناخوداگاه با اینجور انرژی ها سازگاری ندارند. برای تطابق با اینجور انرژی ها و نورها و کلا غیرمادیات باید حداقل ذره ای از آن در وجودت وجود داشته باشد. اگر سراسر مملو از مادیات باشی وجودت در برخورد با غیرمادیات از هم گسیخته میشود و مانند شمعی که با نسیم ملایمی خاموشی میگیرد وجود و جسم مادیات میمیرد. البته بنظر میرسد هر سال که میگذرد این نورها نیز قدرت کمتری پیدا میکنند ولی هنوز هم برای مشنگ ها مضر هستند. هر چند ممکن است باعث مرگشان نشوند ولی حداقل برای ان ها ضررهایی دارد که نامحسوس است و خود متوجه نمیشوند. طی تحقیقات سازمان اسرار بر روی این نورها دانشمندان جادوگر متوجه شده اند که مرگ آنی، روان پریشی مزمن و قتل و شکنجه همنوعان از مواردی است که بر روی بدن مشنگ ها در اثر مواجه شدن و نگاه کردن به این نورها تاثیر میگذارد بدون آنکه خودشان متوجه شوند.
2.توضیح دهید این نور ها از چه چیزی بوجود می آیند؟!(همون نظریه ها...) (!10)
سه نظریه در این باره وجود دارد:
نطریه روح، نظریه چیز و نظریه مرگ جادو...
_ نظریه روح: میگوید که این نورها در واقع بازتابی از انرژی روح هایی است که در حال انتقال و سفر هستند. این نورها هر یازده سال یک بار عیان تر میشود زیرا این عدد مساوی است با ادامه سفر روح های تازه سفر. روح هایی که تازه یازدهمین سال سفرشان به دنیای بعدی را میگذرانند و اولین مرحله از آن را تجربه میکنند و آن ها به مسیرشان ادامه میدهند و گاهی نیز به دنیای مادی خودشان رجوع میکنند منتها نه با جسمشان که با بازتاب انرژی روحشان. درک آن ها سخت است. حتی برای جادوگران. چون جنس آن ها فرق میکند. یک جادوگر در نهایت منشا و ساختاری مانند روح ها دارد یعنی ماورایی و غیر طبیعی منتها روح ها وجودشان حتی با جادوگران نیز فرق میکند. آن ها اصولا غیر مادی هستند اصلا با مادیات و جهان مادی سنخیتی ندارند جز یک عده معدود از آن ها که به جای اینکه به سفرشان ادامه بدهند در ابتدای مرگ خواسته اند که در همین جهان مادی و جایی که جسمشان افول کرده بمانند.
_ نظریه چیز: این نظریه اصولا مرموز و نامفهوم است و بیان میکند که منشا همه چیزف چیز است و این چیز از نور بوجود می آید و هر یازده سال یک بار خود را به موجودات محبوبش مینمایاند. حال آن موجودات چه هستند و ایا در ان موقع در حال تماشای نور هستند و چه چیز از آن درک میکنند کسی نمیداند جز خودشان.
_ نظریه مرگ جادو: سال ها قبل زمانی که چهار بنیان گذار هاگوارتز مردند نوعی از جادو که به نام جادوی باستانی معروف بود بطرزی شگفت آور افول کرد گویا با آن چهار تن پیوند خورده بود. از آن روز به بعد طبیعت و جادوی مادر که منشا همه جادوهای روی کره خاکی است خود را به نوعی از زندگی جادوگران کنار کشید گویا وجود آن چهارتن بود که ارزش دخالت نیروی مادر را داشت و با رفتن آن ها طبیعت نیز به کناری خزید. در تمام این سال ها تنها یک بار دیگر جلوه ای از جادوی مادر مشاهده شده و آن فقط موقعی بود که هری پاتر خردسال زنده ماند. مادرش فداکاری کرد و جادوی طبیعت دوباره خودش را تمام قد در برابر لرد ولدمورت نشان داد. سال ها بعد از مرگ آن چهارتن هر یازده سال یک بار بطور مشخص این نورها دیده میشود که گویا بازتابی از وجود آن چهار تن است که در جادوی طبیعت تنیده شده اند. گویی مادر و طبیعت و جادوی اصیل میخواهند بگویند ما هنوز هستیم.
3.چرا هر یازده سال یــک بار این نور ها به اوج خودشان می رسند؟!(8)
در نظریه هایی که منشا وجود این نورها را بیان میکند اشاراتی به این عدد و علت اوج نورافشانی در یازدهمین سال شده است اما شخصی به نام البوس دامبلدور که در جامعه جادوگری اعتبار خاصی داشت و از او با عنوان جادوگر بزرگی یاد میشود در این باره مطلبی بیان کرد که از آن به بعد در همه کتاب های جادویی در شرح این نورها می اید. دامبلدور گفت که یازده اصولا برای جادوگران عدد مقدسی است بدون آنکه خودشان دلیلش را بدانند. دلیلش این است که جادوگران باستان اعتقاد داشتند جهان هستی با یازده رنگ شکل گرفته است و منشا و ریزترین ماده تشکیل دهنده جهان در واقع همان طیف های رنگی هستند. ما هفت عدد از آن رنگ ها را کخه در رنگین کمان نیز مشخص هستند میشناسیم(علت مقدس بودن عدد هفت نیز همین مورد است) ولی چهار رنگ دیگر را نمیشناسیم و هر وقت بتوانیم بشناسیم قادر خواهیم بود جهانی نو خلق کنیم!
حال اگر شخصی که به این نورها دسترسی پیدا میکند شخصی نیکو سرشت باشد جهانی نیکو و اگر بد سرشت باشد جهانی پلید خلق خواهد کرد! این نورها هر یازده سال یک بار با هم ترکیب میشوند و هر یازده عددشان خود را هب ما مینمایانند ولی چون از حد تصور ما قویتر هستند و جنسشان با هر ماده ای که تا به حال دیده و شنیده ایم فرق میکند قادر به دیدن همه آن ها و حتی درکشان نیز نیستیم! آن ها به وجود آورنده جهان هستند و بعضی میگویند فقط هر وقت خودشان بخواهند کسی میتواند به آن ها دسترسی پیدا کند! فقط وقتی بخواهند!
4.عـــکسی از یک نوع شفق قطبی پیدا کنید و در کلاس نمایش دهید!(یـکم هم توضیح بدین بـد نیست!)(4)

این شفق به نام بنفش قطبی مشهور است زیرا جلوه ای همان یازده رنگ و یازده سال است و طبق مطلبی که توضیح داده شده جزیی از رنگ های اولیه بوجود آورنده جهان است. میگویند هر کدام از این رنگ ها قسمتی از جهان را شکل داده اند و معتقدند بنفش معنویت را بوجود آورده است.
تکلیف امتیازی: شــما در قطب چه چیزی درست کردید؟! آدم برفی یا....!(+3)
ما در قطب با مرگخواران سعی کردیم علامت شوم را در بین رنگ های شفق قطبی درست کنیم که فکر میکنم تا حدی نیز موفق بودیم:

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/04/08
تولد نقش: 1396/01/08
آخرین ورود: چهارشنبه 11 فروردین 1395 23:54
پستها:
1174

ملت! من از همین جا قسم جادویی یاد میکنم که من همه این مطالب رو دو یا سه روز پیش نوشتم و وقت نکردم بفرستم و هر گونه شباهت با پست های قبلی (به غیر از مستر سیاه!) تقصیر جادویی من نیست. (جدی جدی!)
راستی اوستاد! مرسی که این جلسه و سی نمره ش رو به من تقدیم جادویی نمیودین.
چـــــــــــی؟ ینی به من تقدیم جادویی ننمودین؟
باشـــــــــــه! 
1. چــرا ایــن نور ها برای مشنگ ها زیان اورن؟! (8)
خو، میدونین که این شفق ها "واقعا" چجوری درس میشن؟ نمی دونین که. کلا چیز خور های حرفه ای، باید هر چند وقت یه بار، در محلی که چیز رو استفاده می کنن؛ تغییر ایجاد کنن. آما، نمیشه مثلا دو متر برن اون ور تر. داشتیم که طرف، استرلیای جادویی بوده؛ رفته زیر آقیانوس جادویی آرم. باز نشده حالش خوب!
اون ها، همیشه میرن یه جای خیلی دور. (همون جاهایی که شفق معمولا درس می شه!". بعد، وقتی دارن چیز استفاده می کنن؛ یه چیزی از دهنشون ممکنه بریزه بیرون که بیشتر، در موقع خوردن چیز- کشمشی دیده شده!
خب، این چیز هایی که میریزن پایین، تو برف ها، خاک ها و همه چیزخلاصه، فرو میرن. بعد، بخار (!) میشن و به خاطر داشتن انواع رنگ های جادویی شفاف داخلشون، شفق ها رو تشکیل میدن.
هر جادوگری هم میدونه که هر نوع ارتباط مشنگ- چیز، ماگل ها رو میکشه! برای همینه که نور ها رو نباید ماگل ها ببینن!
2.توضیح دهید این نور ها از چه چیزی بوجود می آیند؟!(همون نظریه ها...) (!10)
خب، از اون جای که تو سوال قبل، من کل سوال های شوما رو جواب دادم (!)؛ نظریه "چیز" رو هم اعلام نمودم که چون چیز های گانت ها میریزه روی زمین، بعد بخار میشه و بخاطر رنگ های جادوییش، شفق جادویی درست میکنه. این واقعیت ـه!
اما بعضی از دانشمند های نادون، بهش اعتقاد ندارن و چند تا نظریه جادویی ماگلی از خودش در می کنن و میگن به این دلیل این اتفاق افتاد. من که فکر نمی کنم شوما به اون نظریه ها احتیج داشته باشین؛ اوستاد. اما خب... میگم دیگه!
3.چرا هر یازده سال یــک بار این نور ها به اوج خودشان می رسند؟!(8)
اگه به شجره خانوادگی گانت ها، نگاه کنین، میبینین که میانگین دنیا اومدن یک بچه تو اون خانواده، هر یازده سال یک باره!
خب، چنین مناسب بزرگی، باعث میشه که کل گانت ها، هرکسی که مثل خودشون چیز خوره رو، دعوت کنن به همین جاهایی که ما میگیم شفق و نور جادویی داره!
خوب، همون طور که داشتم توضیح میدادم که چرا این نور های جادویی برای ماگل ها زیان اورن؛ گفتم که چون چیز هایی که از دست چیز خور ها میریزه و بعد بخار میشه؛ شفق درست می کنه.
یادتونه که گفتم چیز خور ها با ریختن چیزشون، شفق جادویی درس می کنن؟ خو، حالا شوما فکر کن که وقتی یه چیز خور، این همه نور و شفق و فلق و چرخ و فلک... (ببخشید!
) میتونه درس کنه؛ حالا فکر کنین کل خاندان گانت و کل چیز خور های دنیا چقدر میتونن درس کنن!
نظریه کرم حلزون جادویی: بــــــــــــــــعــــــــــــــــله پروفسور! این ماگل ها، یه چیزی اختراع کردن به نام کرم حلزون که غیر از این که با ترشحاتش، حال ما رو خوب کنه؛ به لایه اوزون ضربه میزنه. چون بخار جادویی میشه.
خب، شوما در نظر بگیرین که وقتی به لایه اوزون ضربه میزنه؛ نمیتونه به رنگین کمان های ماگلی و جادوگری ضربه بزنه؟ بــــــــــــعــــــــــــله! وقتی که کسی/ حیوونی اون رو میزنه؛، پس از مدتی، کرم حلزون که کرمی فراره (!)؛ فرار میکنه و میره تو هواااااا (قل قل میخوره، تو زمین وزرش...
) و بعد، رنگین کمون های جادویی و ماگلی رو خراب میکنه و رنگهاش رو آشفته می کنه. بعضی وقت ها هم، رنگ ها رو مخلوط میکنه!
نظریه وزیر گانت: گفته شده که وزیر گانت، همیشه و همیشه، وقتی به فضا میره؛ یه ساعتی داره که میتونه اون رو تبدیل به ده موجود مختلف تبدیل...اِاِاِ، نـــــــــــه... ساعتی داره که میتونه با اون، دنیا رو زیر نظر بگیره و بعد، چون همه نفرت وزیر گانت رو به آنتاونین دالاهوف ها میدونن؛ به اون لیرز جادویی با ساعتشون میزنن.
هر کسی هم میدونه که تا حالا، مشاهده نده در جایی، آنتونین یا دالاهوفی باشه و شفق درس نشه! ساعت وزیر گانت هم که هر چند وقت در میون رنگ جادوییش رو عوض میکنه و چون خیلی جنسش خوبه؛ شبیه نور جادویی میشه و بعد از برخورد با آنتونین دالاهوف، تو هوا پخش میشه و شکلی به خودش میگیره که آنتونی دالاهوف بوده. مثلا آنتونی مورد اصابت قرار گرفته چاغ (ق؟) بوده؟ خب، لیرز جادویی هم پهن میشه و ... و ...!
4.عـــکسی از یک نوع شفق قطبی پیدا کنید و در کلاس نمایش دهید!(یـکم هم توضیح بدین بـد نیست!)(4)
خو، ما پیدا نکردیم. برای همین خودمون که هرچی رو با چشمون قشنگ مون دیدیم؛ تحویل میدیم به شوما!
اون گردی، اثر جادویی جاودان منه! بعد، کنارش، شوما هستین که با دامن و موی جادویی افشون، و با بد حالی (مستقر بودن در جهنم جادویی این بدی ها رو داره!)
اون پشتش هم کوه ها و رنگین کمون رنگارنگ نی. شفق جادویی هست. آوره!
البته آندرو، از ناسای جادویی، یه عکس برام فرستاد همین العان!
تکلیف امتیازی: شــما در قطب چه چیزی درست کردید؟! آدم برفی یا....!(+3)
چیز غول پیکر اوستاد!
اوستاد، نمی دونین که چی بود! چیز غول پیکر اصولا چیزی که خیلی کمیابه و فقط منبع های قابل اعتماد (وزیر گانت؟!
) بهش دسترسی دارن و خیلی بزرگه و هرچی بخوری؛ تموم نمیشه! :دی
اون رو با برف درس کردم! اینقدر خوشگل شد. سه ساعت داشتم برفا رو میچرخوندم. آخه گردیه! :دی
راستی اوستاد! مرسی که این جلسه و سی نمره ش رو به من تقدیم جادویی نمیودین.
چـــــــــــی؟ ینی به من تقدیم جادویی ننمودین؟
باشـــــــــــه! 
1. چــرا ایــن نور ها برای مشنگ ها زیان اورن؟! (8)
خو، میدونین که این شفق ها "واقعا" چجوری درس میشن؟ نمی دونین که. کلا چیز خور های حرفه ای، باید هر چند وقت یه بار، در محلی که چیز رو استفاده می کنن؛ تغییر ایجاد کنن. آما، نمیشه مثلا دو متر برن اون ور تر. داشتیم که طرف، استرلیای جادویی بوده؛ رفته زیر آقیانوس جادویی آرم. باز نشده حالش خوب!
اون ها، همیشه میرن یه جای خیلی دور. (همون جاهایی که شفق معمولا درس می شه!". بعد، وقتی دارن چیز استفاده می کنن؛ یه چیزی از دهنشون ممکنه بریزه بیرون که بیشتر، در موقع خوردن چیز- کشمشی دیده شده!
خب، این چیز هایی که میریزن پایین، تو برف ها، خاک ها و همه چیزخلاصه، فرو میرن. بعد، بخار (!) میشن و به خاطر داشتن انواع رنگ های جادویی شفاف داخلشون، شفق ها رو تشکیل میدن.
هر جادوگری هم میدونه که هر نوع ارتباط مشنگ- چیز، ماگل ها رو میکشه! برای همینه که نور ها رو نباید ماگل ها ببینن!
2.توضیح دهید این نور ها از چه چیزی بوجود می آیند؟!(همون نظریه ها...) (!10)
خب، از اون جای که تو سوال قبل، من کل سوال های شوما رو جواب دادم (!)؛ نظریه "چیز" رو هم اعلام نمودم که چون چیز های گانت ها میریزه روی زمین، بعد بخار میشه و بخاطر رنگ های جادوییش، شفق جادویی درست میکنه. این واقعیت ـه!
اما بعضی از دانشمند های نادون، بهش اعتقاد ندارن و چند تا نظریه جادویی ماگلی از خودش در می کنن و میگن به این دلیل این اتفاق افتاد. من که فکر نمی کنم شوما به اون نظریه ها احتیج داشته باشین؛ اوستاد. اما خب... میگم دیگه!

3.چرا هر یازده سال یــک بار این نور ها به اوج خودشان می رسند؟!(8)
اگه به شجره خانوادگی گانت ها، نگاه کنین، میبینین که میانگین دنیا اومدن یک بچه تو اون خانواده، هر یازده سال یک باره!
خب، چنین مناسب بزرگی، باعث میشه که کل گانت ها، هرکسی که مثل خودشون چیز خوره رو، دعوت کنن به همین جاهایی که ما میگیم شفق و نور جادویی داره!
خوب، همون طور که داشتم توضیح میدادم که چرا این نور های جادویی برای ماگل ها زیان اورن؛ گفتم که چون چیز هایی که از دست چیز خور ها میریزه و بعد بخار میشه؛ شفق درست می کنه.
یادتونه که گفتم چیز خور ها با ریختن چیزشون، شفق جادویی درس می کنن؟ خو، حالا شوما فکر کن که وقتی یه چیز خور، این همه نور و شفق و فلق و چرخ و فلک... (ببخشید!
) میتونه درس کنه؛ حالا فکر کنین کل خاندان گانت و کل چیز خور های دنیا چقدر میتونن درس کنن!نظریه کرم حلزون جادویی: بــــــــــــــــعــــــــــــــــله پروفسور! این ماگل ها، یه چیزی اختراع کردن به نام کرم حلزون که غیر از این که با ترشحاتش، حال ما رو خوب کنه؛ به لایه اوزون ضربه میزنه. چون بخار جادویی میشه.

خب، شوما در نظر بگیرین که وقتی به لایه اوزون ضربه میزنه؛ نمیتونه به رنگین کمان های ماگلی و جادوگری ضربه بزنه؟ بــــــــــــعــــــــــــله! وقتی که کسی/ حیوونی اون رو میزنه؛، پس از مدتی، کرم حلزون که کرمی فراره (!)؛ فرار میکنه و میره تو هواااااا (قل قل میخوره، تو زمین وزرش...
) و بعد، رنگین کمون های جادویی و ماگلی رو خراب میکنه و رنگهاش رو آشفته می کنه. بعضی وقت ها هم، رنگ ها رو مخلوط میکنه!نظریه وزیر گانت: گفته شده که وزیر گانت، همیشه و همیشه، وقتی به فضا میره؛ یه ساعتی داره که میتونه اون رو تبدیل به ده موجود مختلف تبدیل...اِاِاِ، نـــــــــــه... ساعتی داره که میتونه با اون، دنیا رو زیر نظر بگیره و بعد، چون همه نفرت وزیر گانت رو به آنتاونین دالاهوف ها میدونن؛ به اون لیرز جادویی با ساعتشون میزنن.
هر کسی هم میدونه که تا حالا، مشاهده نده در جایی، آنتونین یا دالاهوفی باشه و شفق درس نشه! ساعت وزیر گانت هم که هر چند وقت در میون رنگ جادوییش رو عوض میکنه و چون خیلی جنسش خوبه؛ شبیه نور جادویی میشه و بعد از برخورد با آنتونین دالاهوف، تو هوا پخش میشه و شکلی به خودش میگیره که آنتونی دالاهوف بوده. مثلا آنتونی مورد اصابت قرار گرفته چاغ (ق؟) بوده؟ خب، لیرز جادویی هم پهن میشه و ... و ...!
4.عـــکسی از یک نوع شفق قطبی پیدا کنید و در کلاس نمایش دهید!(یـکم هم توضیح بدین بـد نیست!)(4)
خو، ما پیدا نکردیم. برای همین خودمون که هرچی رو با چشمون قشنگ مون دیدیم؛ تحویل میدیم به شوما!
اون گردی، اثر جادویی جاودان منه! بعد، کنارش، شوما هستین که با دامن و موی جادویی افشون، و با بد حالی (مستقر بودن در جهنم جادویی این بدی ها رو داره!)
اون پشتش هم کوه ها و رنگین کمون رنگارنگ نی. شفق جادویی هست. آوره!

البته آندرو، از ناسای جادویی، یه عکس برام فرستاد همین العان!
تکلیف امتیازی: شــما در قطب چه چیزی درست کردید؟! آدم برفی یا....!(+3)
چیز غول پیکر اوستاد!

اوستاد، نمی دونین که چی بود! چیز غول پیکر اصولا چیزی که خیلی کمیابه و فقط منبع های قابل اعتماد (وزیر گانت؟!
) بهش دسترسی دارن و خیلی بزرگه و هرچی بخوری؛ تموم نمیشه! :دیاون رو با برف درس کردم! اینقدر خوشگل شد. سه ساعت داشتم برفا رو میچرخوندم. آخه گردیه! :دی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
جزئیات کاربر

1. چــرا ایــن نور ها برای مشنگ ها زیان اورن؟! (8)
شفق های قطبی وقتی به وجود می آیند که یه جادوگر قدرتمند مثل لرد سیاه یه جادوی قدرتمند رو انجام بده و این انرژی که در جادو وجود دارد مقداریش به صورت آنی به صورت شفق در می آید و مقداریش هم روی خود هدف اصابت میکند و مقداریش در جایی نزدیک به جو ذخیره میشود.جادوگرا این استعداد رو دارن که از خودشون در برابر این جادوی به هدر رفته مراقبت کنند همون طور که میتوانند جادو کنند البته فشفشه ها هم میتوانند این کار رو انجام دهند ولی مشنگها این توانایی رو ندارن پس خودشان و وسایل شان آسیب میبینند.
2.توضیح دهید این نور ها از چه چیزی بوجود می آیند؟!(همون نظریه ها...) (!10)
۱)نظریه مرگ جادو:این نظریه را در سؤال یک توضیح دادم.
۲)نظری چیز:این نظریه بیان میکند که این نورها از جادویی به وجود می آید که یک جادوگر چیز خور ایجاد میکند.
۳)نظریه علوم مشنگی:این نظریه میگوید که این نور ها حاصل شکشت نور خورشید بر اثر جو زمین است.
۴)نظریه عشق آلبوس دامبلدور:دامیلدور معتقد بود عشق قویترین چیز است پس اعتقاد داشت عامل این نورها عشق است.
3.چرا هر یازده سال یــک بار این نور ها به اوج خودشان می رسند؟!(8)
طبق سؤال یک بخشی از این باقی مانده جادوها در جایی ذخیره میشود که هر ۱۱ سال یکبار تخلیه میشوند.
4.عـــکسی از یک نوع شفق قطبی پیدا کنید و در کلاس نمایش دهید!(یـکم هم توضیح بدین بـد نیست!)(4)
در این صحنه نورهای سبز به وجود آمده توسط آودا معلومه.
تکلیف امتیازی: شــما در قطب چه چیزی درست کردید؟! آدم برفی یا....!(+3)
من داشتم به درسها گوش میکردم و فقط به معلم توجه میکردم.من از بچگی هم بلد نبودم مشنگ برفی درست کنم.
شفق های قطبی وقتی به وجود می آیند که یه جادوگر قدرتمند مثل لرد سیاه یه جادوی قدرتمند رو انجام بده و این انرژی که در جادو وجود دارد مقداریش به صورت آنی به صورت شفق در می آید و مقداریش هم روی خود هدف اصابت میکند و مقداریش در جایی نزدیک به جو ذخیره میشود.جادوگرا این استعداد رو دارن که از خودشون در برابر این جادوی به هدر رفته مراقبت کنند همون طور که میتوانند جادو کنند البته فشفشه ها هم میتوانند این کار رو انجام دهند ولی مشنگها این توانایی رو ندارن پس خودشان و وسایل شان آسیب میبینند.
2.توضیح دهید این نور ها از چه چیزی بوجود می آیند؟!(همون نظریه ها...) (!10)
۱)نظریه مرگ جادو:این نظریه را در سؤال یک توضیح دادم.
۲)نظری چیز:این نظریه بیان میکند که این نورها از جادویی به وجود می آید که یک جادوگر چیز خور ایجاد میکند.
۳)نظریه علوم مشنگی:این نظریه میگوید که این نور ها حاصل شکشت نور خورشید بر اثر جو زمین است.
۴)نظریه عشق آلبوس دامبلدور:دامیلدور معتقد بود عشق قویترین چیز است پس اعتقاد داشت عامل این نورها عشق است.
3.چرا هر یازده سال یــک بار این نور ها به اوج خودشان می رسند؟!(8)
طبق سؤال یک بخشی از این باقی مانده جادوها در جایی ذخیره میشود که هر ۱۱ سال یکبار تخلیه میشوند.
4.عـــکسی از یک نوع شفق قطبی پیدا کنید و در کلاس نمایش دهید!(یـکم هم توضیح بدین بـد نیست!)(4)
در این صحنه نورهای سبز به وجود آمده توسط آودا معلومه.
تکلیف امتیازی: شــما در قطب چه چیزی درست کردید؟! آدم برفی یا....!(+3)
من داشتم به درسها گوش میکردم و فقط به معلم توجه میکردم.من از بچگی هم بلد نبودم مشنگ برفی درست کنم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط یاکسلی در 1392/6/11 14:29:45
آينده در دستان توست.كافيست به گذشته فكر نكني.
جزئیات کاربر

ریونکلاو:
دافنه گرینگراس:29.30= 30
خــعـلی خوب بود :دی
لینی وارنر: 30^_^
چی بگم من به تو ای بشر؟!عـالی بود! :grin:
جیم موریارتی:29
بابا تازه وارد...بابامورریانه...بابا جمجمه... خوب نوشته بودی :P
پادما پاتیل:25.30= 26
خوب بود عزیزم ولی واسه سوال پونزده نمره ای دو خط نوشته بودی!اگه بولد کنی سوالاتو و رنگشونو عوض کنی و جایی که لازمه اینتر بزنی پستت خیلی خوانا و قشنگ تر میشه!
اســلیترین:
ریگولوس بلک: 29
مورفین گانت:30 ^_^
همانا دهان ما را در خلاقیت و تخیل سرویس کردید آغای گانت! :دی
ویــلی: 29.30= 30
سوروس اسنیپ:30^_^
هعــی...جواب سوال دوم آرزوی منه...یعنی میشه؟!
گریفندور:
رون آلد ویزلی: 28
لی جردن:30 ^_^
کــیـــف کردم با تکلیفت! :دی
تد ریموس لوپین:29
خوب بود :P
دافنه گرینگراس:29.30= 30
خــعـلی خوب بود :دی
لینی وارنر: 30^_^
چی بگم من به تو ای بشر؟!عـالی بود! :grin:
جیم موریارتی:29
بابا تازه وارد...بابامورریانه...بابا جمجمه... خوب نوشته بودی :P
پادما پاتیل:25.30= 26
خوب بود عزیزم ولی واسه سوال پونزده نمره ای دو خط نوشته بودی!اگه بولد کنی سوالاتو و رنگشونو عوض کنی و جایی که لازمه اینتر بزنی پستت خیلی خوانا و قشنگ تر میشه!
اســلیترین:
ریگولوس بلک: 29
مورفین گانت:30 ^_^
همانا دهان ما را در خلاقیت و تخیل سرویس کردید آغای گانت! :دی
ویــلی: 29.30= 30
سوروس اسنیپ:30^_^
هعــی...جواب سوال دوم آرزوی منه...یعنی میشه؟!
گریفندور:
رون آلد ویزلی: 28
لی جردن:30 ^_^
کــیـــف کردم با تکلیفت! :دی
تد ریموس لوپین:29
خوب بود :P
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/04/05
آخرین ورود: پنجشنبه 4 مهر 1392 13:25
از: ما که گذشت، فقط درگذشتمان مانده!
پستها:
414

_استاد اجازه؟ استاد اجازه؟ من از شدت هیجان فروخورده ی خودم اصن حساس شدم به سختی ... اصن نمیتونم هیچی بگم!
فلور:
تو که مثل بلبل داری صوبت میکنی!
_ خب من الا لکنت زبون دارم ولی شما داری بدون لکنت میخونی! درست بخونی متوجه میشی.
فلور بعد از مرور دو خط بالا: خب ریگولی ! نفس بکش آروم باش چی شده؟!
_استاد استاد! این موضوع مورد علاقه ی منه!:pretty:
فلور خنده ای کرد و گفت: چی؟ نجوم؟ یا خرسای قطبی؟
ریگولس که روی نوک پاهایش بالا و پایین میپرید گفت:
_نه نه! دعوای زن و شووری سر کلاس! اینقده حال میده! دفعه بعدی دوئلی چیزی کنید... البته اگه لازم داشتید من ماهیتابه و دمپایی براتون.... آآآآآآآآآی غلط کردم!
ریگولس یه سری طلسم و اینا شد و رفت تا تکالیفش رو ارائه بده.
تکـــالیـــف بسیار نشاط آور دوشیزه ی مهربان فلور دلاکور
1. چــرا ایــن نور ها برای مشنگ ها زیان اورن؟! (8)
خب این سوال غلط است! یعنی درستش این بود که بپرسیم چی برای مشنگها زیان آور نیست؟! این همه ورزش میکنن، ریژیم میگیرن ، بدنسازی میرن، کرم حلزون میزنن و ... باز موشکلات دارن! همین جادوگرای عصر خودمون نه! عصر 100 سال پیش که آذرخش و پودر پرواز و اصن وزارتخونه و بیمارستان نداشتن رو باهاشون مقایسه کن! نوشیدنی کره ای میخوردن، ورزش نمیکردن ، کرم حلزون نمیزدن.. دست به سیاه سفید نمیزدن و همه کارا رو با جادو میکردن، ولی باز هم خوش تیپ تر و سالمتر بودن! تو یه نفر به نام نشان بده تو دنیای جادوگری اضافه وزن داشته باشه! خب نداره دیگه!
حالا این سوال هم همونه داستانش! این مشنگا کلا سوسول و حساسن! این نورهای قطبی ، همشون ریشه در جادو دارن. عاملشون جادوییه . و به طور کلی انرژی های جادویی انباشته شده هستند که یهو ول میشند و این مشنگ ها هم که حسسسسسااااااسس ، بهشون آسیب میرسه. اصن این نورها طبق تحقیقات اخیر تسلا تایوویچ واسه فشفشه ها هم ضررر داره!
2.توضیح دهید این نور ها از چه چیزی بوجود می آیند؟!(همون نظریه ها...) (!10)
بهله! همونطور که در بالا توضیح دادم ، منشا این نورها انرژی های جادویی انباشته شده است که یهو تو آسمون ول میشه! اما این که این انرژی های جادویی چین و چطور انباشته میشن یا آزاد میشن ، چند نظریه وجود داره:
نظریه ی اول : نظریه ی سپر مدافع
این نظریه از لحاظ ظاهری شبیه نظریه ی اثر گلخانه ای مشنگیه! ولی تفاوت های بنیادی باهاش داره. داستان اینجوریه که خورشید هی برا خودش تشتشع میفرسته به زمین . این تشعشات به عقیده ی این مشنگا توسط لایه ی چی چیسفر برا خودش دفع میشه ولی این لایه تو قطب ضعیفتره و این انرژی های خورشیدی اون جا گیر میکنن و اینجوری میشه.
اما خب از مشنگا چه انتظاره؟! هیچی! اون لایه ی چی چیسفر، درواقع سپر مدافع ما جادوگرا دور کره ی زمین هست! بهله! هر جادوگر و ساحره ای دور خودش یه سپر مدافع پیشفرض داره که اون رو در برابر انرژی های خورشیدی محافظت میکنه. و تو قطب که جادوگر و ساحره ی کمتری وجود داره این سپر مدافع ضعیف تر شده و این انرژی گرفتار شده اون شکلی میشه. اصن این سوراخ های تو لایه ی چی چیسفر که میگن پرده ی اوزونه و پاره شده میتونه نشونه ای از کمبود جادوگر و ساحره تو اون نقطه ی کره ی زمین باشه!
نظریه ی دوم: نظریه ی اتمی
بعضی از جادوگرا و ساحره ها (اغلب سیفیدا) اعتقاد دارن که نیروگاه اتمی سیاهان تو قطب هاست! و این نورها حاصل آزمایشهای بسیار خفن و سیاه مرگخوارها در اونجاست. خب در باره ی این نظریه ، اطلاعات دقیقی در دسترس نیست. و تنها میشه به حدس و گمان پرداخت اما دانشمندان هسته ای مرگخوار ، برای نمونه خود بنده، یادمه که با چشم بسته ما رو بردن برای ماموریت تو این نیروگاه اتمی و هوا خیلی سرد بود و اینا.
نظریه ی سوم:نظریه ی مرگ جادو
این نظریه به نظر میاد که خیلی ساده و ابتدایی بوده ولی در حقیقت رازهای بسیار بسیار خفنی رو در مورد ماهیت جادو مطرح میکنه. این نظریه میگه که هر جادویی که انجام میشه در اطراف خودش ردی به جا میذاره. مثل همون ردی که دامبل تو غار دنبالش میگشت. این اثرات جادویی همینجوری رو هوا باقی نمیمونن که. مثل اون روح هایی که از تو چوبدست لرد سیاه بیرون میومدند ، این اثرات برا خودشون ول نمیگردن که .. بعد از مدتی اکثر این اثر تو هوای اطراف پخش میشه.
توجه کنید که این اثرات از بین نمیرن و به وجود نمیان! بلکه از چوبدستی ای به هوای اطراف و از هوای اطراف به چوبدستی دیگه ای منتقل میشن! بنا بر این این نظریه با نام مرگ جادو ، یه غلط مصطلحه که الان توضیح میدیم چرا این غلط بوجود اومده:
در سالیان بسیار دور که جادوگرا زیاد تر بودن، این اثرها خیلی کم میومد! یعنی میدیدی که چوبدستی ات بعد یه مدت دیگه کاراییش رو از دست میده و جادوهاش اثر اولیه رو نداره. واسه همین میرفتن یه چوبدست جدید میخردن و فکر میکردن که چوبدستشون دچار مرگ جادو شده! اما الان که جادوگرا کم شدن و طبیعتا چوبدستی ها کمتر شدند، اثرات جادویی موجود در هوای اطراف طبق قانون پایستگی جادو که مطرح شد، باید بیشتر بشن!
مطرح شده که جادو نمیمیره و درواقع این اثرات جادویی میرن تو قطب قلمبه میشن! و چون اثرات اونجا زیاد هستن، باعث میشه که دیده بشن.
(بعضی کارشناسا گفتن دلیل ساختن نیروگاه اتمی سیاهان در قطب، استفاده از این پتانسیل قلمبه ی انرژی جادویی هست)
نظریه ی چهارم : نظریه ی روح
این نظریه خیلی خیلی پیچیده و ناشناخته است! برای اینکه این قضیه مطرح بشه، ابتدا ازتون میخوام یه لحظه برگردیم به جایی که برادر خائن من توسط بلای عزیز کشته شد. این لحظه رو ببینید. خب دیدید؟ حالا یه لحظه بزن عقب... یه لحظه . آها واسا همینجا:

خب ! این صحنه برای شما آشنا نیست؟ اون نورهای داخل طاق ، بسیار بسیار شبیه همین شفق های قطبی هست. کارمندان سازمان اسرار وزارت ، چند وقت پیش متوجه ارتباط این دو نور به هم شدند. و هنوز تحقیق درباره ی این نورها ادامه داره.
این طاق به نظر میرسه واسط بین دنیای زنده ها و مرده ها باشه و صداهایی که هری و لونا از اونورش میشندیدن صدای روح فک فامیلشون عنوان شده. به همین دلیل این نورها رو هرجا به این شکل که ببینن اونجا رو به طاق روح میشناسن.
نظریه ی پنجم : نظریه ی چیز
این نظریه میگه که کلا چیزی به اسم شفق قطبی وجود نداره! بلکه همه ی این نورها تاثیر چیز هست. همونطور که بعد از هر بارونی، یه رنگین کمون تو آسمون بوجود میاد ، تو قطب بعد هر کولاک قطبی هم این نورها ظاهر میشن... اما این نورها زائیده ی تخیل چیزی شده ی ملت هست. یعنی تو کولاک قطبی مقدار معتنابهی چیز موجوده که میره تو چش و دماغ آدم و وقتی که کولاک تموم میشه آدم چیز زده این صحنه های الکی رو مشاهده میکنه.
3.چرا هر یازده سال یــک بار این نور ها به اوج خودشان می رسند؟!(8)
آهاااااا این سوال سوال خوبیه!
بر اساس آموزه های قوم ایلومناتی ، همونطور که الان مشنگا صفر و یک دارن ( 0 و 1 باینری) در گذشته هم صفر و یک بوده! صفر نشانه ی جنس مونث و یک نشانه ی جنس مذکر . و تو لوح های یافت شده به نظر میرسه که وقتی یک و صفر کنار هم قرار گرفتن، نشون دهنده ی خدا بوده که درواقع هم مذکره هم مونث یا به تعبیری هیچکدوم!
این باور هنوز در بین ملت رواج داره و مثلا مشاهده میکنید که بهترین بازیکن تیم کوئیدیچ یا جستجوگرشون پیرهن شماره 10 به تن میکنه!
حالا عدد 11 چیه این وسط؟ آها ! ببین همون آموزه ها میگه که کسی که بخواد مسیر درست زندگی رو طی کنه و از صفر و یک برسه به 10 ، باید بشمره : 0 ، 1، 2، 3، 4، 5 ، 6 ، 7، 8، 9 و ... 10! ولی کسی که از 10 بپره برسه به 11 ، درواقع از خدا رد شده و جادوگره! واسه همین عدد 11 رو عدد جادوگر میدونن و عدد 911 رو عدد شیطان! چون شیطان از خدا رد میشه.
در ریاضیات جادویی هم، عدد 11 قوی ترین عدد هست. این فلسفه میتونه نشون دهنده ی این مورد باشه که این نورها منبعی جادویی دارند . و این قلمبگی یا آزاد سازی یا فوران انرژی جادویی هر 11 سال بار یه بار به حداکثر مقدار خودش میرسه. البته خب به طور دقیق تر هر 11 سال و 11 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 11 دقیقه و 11 ثانیه هست .
4.عـــکسی از یک نوع شفق قطبی پیدا کنید و در کلاس نمایش دهید!(یـکم هم توضیح بدین بـد نیست!)(4)
بفرما اینم عکس:

میدونم میخوای چی بگی الان ولی خب خودت میدونی که مشنگها و محفلیا ، شفق قطبی رو به یه شکل دیگه میبینن. اما خب من و تو به شکل درستش میبینیم
این عکس رو خودم در طی یکی از سفرهای کاری ام به نیروگاه اتمی سیاها از این پدیده ی خفن تو آسمون گرفتم... البته همونجا شک کردم که چرا کسی مانع عکس برداری من نشد ولی وقتی برگشتم و این عکس رو به بر و بچز دانشگاه نشون دادم اونا چیزی جز نورهای الکی و بیخودی که همینجوری تو هوا ول بودن ، نمیدیدن.
تکلیف امتیازی: شــما در قطب چه چیزی درست کردید؟! آدم برفی یا....!(+3)
کی؟ من؟! هیچی! به جون شوور گرامی استاد که من همش توجه ام به درس بود! ذره ای به این ور اونور اصن توجه نداشتم به جان همین سیریوس!
هرچند یه خرس سیفیتی اومد نزدیک ما ولی من فقط و فقط به خاطر حفظ جون استاد که مشغول تدریس بود و تو یه عالم دیگه بود، تبدیلش کردم به خرس سیاه! البته شاید به نظر بیاد که خب تاثیری نداشته اینکار من تو حفظ جون استاد ولی خب فسلفه ی کار من این بود که یه سیاه به یه سیاه حمله نمیکنه. میکنه؟! نه! قابل نداشت حالا شونصد نمره امتیازی بده که جونت رو نجات دادم
فلور:
تو که مثل بلبل داری صوبت میکنی!_ خب من الا لکنت زبون دارم ولی شما داری بدون لکنت میخونی! درست بخونی متوجه میشی.
فلور بعد از مرور دو خط بالا: خب ریگولی ! نفس بکش آروم باش چی شده؟!
_استاد استاد! این موضوع مورد علاقه ی منه!:pretty:
فلور خنده ای کرد و گفت: چی؟ نجوم؟ یا خرسای قطبی؟
ریگولس که روی نوک پاهایش بالا و پایین میپرید گفت:
_نه نه! دعوای زن و شووری سر کلاس! اینقده حال میده! دفعه بعدی دوئلی چیزی کنید... البته اگه لازم داشتید من ماهیتابه و دمپایی براتون.... آآآآآآآآآی غلط کردم!
ریگولس یه سری طلسم و اینا شد و رفت تا تکالیفش رو ارائه بده.
تکـــالیـــف بسیار نشاط آور دوشیزه ی مهربان فلور دلاکور
1. چــرا ایــن نور ها برای مشنگ ها زیان اورن؟! (8)
خب این سوال غلط است! یعنی درستش این بود که بپرسیم چی برای مشنگها زیان آور نیست؟! این همه ورزش میکنن، ریژیم میگیرن ، بدنسازی میرن، کرم حلزون میزنن و ... باز موشکلات دارن! همین جادوگرای عصر خودمون نه! عصر 100 سال پیش که آذرخش و پودر پرواز و اصن وزارتخونه و بیمارستان نداشتن رو باهاشون مقایسه کن! نوشیدنی کره ای میخوردن، ورزش نمیکردن ، کرم حلزون نمیزدن.. دست به سیاه سفید نمیزدن و همه کارا رو با جادو میکردن، ولی باز هم خوش تیپ تر و سالمتر بودن! تو یه نفر به نام نشان بده تو دنیای جادوگری اضافه وزن داشته باشه! خب نداره دیگه!
حالا این سوال هم همونه داستانش! این مشنگا کلا سوسول و حساسن! این نورهای قطبی ، همشون ریشه در جادو دارن. عاملشون جادوییه . و به طور کلی انرژی های جادویی انباشته شده هستند که یهو ول میشند و این مشنگ ها هم که حسسسسسااااااسس ، بهشون آسیب میرسه. اصن این نورها طبق تحقیقات اخیر تسلا تایوویچ واسه فشفشه ها هم ضررر داره!
2.توضیح دهید این نور ها از چه چیزی بوجود می آیند؟!(همون نظریه ها...) (!10)
بهله! همونطور که در بالا توضیح دادم ، منشا این نورها انرژی های جادویی انباشته شده است که یهو تو آسمون ول میشه! اما این که این انرژی های جادویی چین و چطور انباشته میشن یا آزاد میشن ، چند نظریه وجود داره:
نظریه ی اول : نظریه ی سپر مدافع
این نظریه از لحاظ ظاهری شبیه نظریه ی اثر گلخانه ای مشنگیه! ولی تفاوت های بنیادی باهاش داره. داستان اینجوریه که خورشید هی برا خودش تشتشع میفرسته به زمین . این تشعشات به عقیده ی این مشنگا توسط لایه ی چی چیسفر برا خودش دفع میشه ولی این لایه تو قطب ضعیفتره و این انرژی های خورشیدی اون جا گیر میکنن و اینجوری میشه.
اما خب از مشنگا چه انتظاره؟! هیچی! اون لایه ی چی چیسفر، درواقع سپر مدافع ما جادوگرا دور کره ی زمین هست! بهله! هر جادوگر و ساحره ای دور خودش یه سپر مدافع پیشفرض داره که اون رو در برابر انرژی های خورشیدی محافظت میکنه. و تو قطب که جادوگر و ساحره ی کمتری وجود داره این سپر مدافع ضعیف تر شده و این انرژی گرفتار شده اون شکلی میشه. اصن این سوراخ های تو لایه ی چی چیسفر که میگن پرده ی اوزونه و پاره شده میتونه نشونه ای از کمبود جادوگر و ساحره تو اون نقطه ی کره ی زمین باشه!
نظریه ی دوم: نظریه ی اتمی
بعضی از جادوگرا و ساحره ها (اغلب سیفیدا) اعتقاد دارن که نیروگاه اتمی سیاهان تو قطب هاست! و این نورها حاصل آزمایشهای بسیار خفن و سیاه مرگخوارها در اونجاست. خب در باره ی این نظریه ، اطلاعات دقیقی در دسترس نیست. و تنها میشه به حدس و گمان پرداخت اما دانشمندان هسته ای مرگخوار ، برای نمونه خود بنده، یادمه که با چشم بسته ما رو بردن برای ماموریت تو این نیروگاه اتمی و هوا خیلی سرد بود و اینا.
نظریه ی سوم:نظریه ی مرگ جادو
این نظریه به نظر میاد که خیلی ساده و ابتدایی بوده ولی در حقیقت رازهای بسیار بسیار خفنی رو در مورد ماهیت جادو مطرح میکنه. این نظریه میگه که هر جادویی که انجام میشه در اطراف خودش ردی به جا میذاره. مثل همون ردی که دامبل تو غار دنبالش میگشت. این اثرات جادویی همینجوری رو هوا باقی نمیمونن که. مثل اون روح هایی که از تو چوبدست لرد سیاه بیرون میومدند ، این اثرات برا خودشون ول نمیگردن که .. بعد از مدتی اکثر این اثر تو هوای اطراف پخش میشه.
توجه کنید که این اثرات از بین نمیرن و به وجود نمیان! بلکه از چوبدستی ای به هوای اطراف و از هوای اطراف به چوبدستی دیگه ای منتقل میشن! بنا بر این این نظریه با نام مرگ جادو ، یه غلط مصطلحه که الان توضیح میدیم چرا این غلط بوجود اومده:
در سالیان بسیار دور که جادوگرا زیاد تر بودن، این اثرها خیلی کم میومد! یعنی میدیدی که چوبدستی ات بعد یه مدت دیگه کاراییش رو از دست میده و جادوهاش اثر اولیه رو نداره. واسه همین میرفتن یه چوبدست جدید میخردن و فکر میکردن که چوبدستشون دچار مرگ جادو شده! اما الان که جادوگرا کم شدن و طبیعتا چوبدستی ها کمتر شدند، اثرات جادویی موجود در هوای اطراف طبق قانون پایستگی جادو که مطرح شد، باید بیشتر بشن!
مطرح شده که جادو نمیمیره و درواقع این اثرات جادویی میرن تو قطب قلمبه میشن! و چون اثرات اونجا زیاد هستن، باعث میشه که دیده بشن.
(بعضی کارشناسا گفتن دلیل ساختن نیروگاه اتمی سیاهان در قطب، استفاده از این پتانسیل قلمبه ی انرژی جادویی هست)
نظریه ی چهارم : نظریه ی روح
این نظریه خیلی خیلی پیچیده و ناشناخته است! برای اینکه این قضیه مطرح بشه، ابتدا ازتون میخوام یه لحظه برگردیم به جایی که برادر خائن من توسط بلای عزیز کشته شد. این لحظه رو ببینید. خب دیدید؟ حالا یه لحظه بزن عقب... یه لحظه . آها واسا همینجا:

خب ! این صحنه برای شما آشنا نیست؟ اون نورهای داخل طاق ، بسیار بسیار شبیه همین شفق های قطبی هست. کارمندان سازمان اسرار وزارت ، چند وقت پیش متوجه ارتباط این دو نور به هم شدند. و هنوز تحقیق درباره ی این نورها ادامه داره.
این طاق به نظر میرسه واسط بین دنیای زنده ها و مرده ها باشه و صداهایی که هری و لونا از اونورش میشندیدن صدای روح فک فامیلشون عنوان شده. به همین دلیل این نورها رو هرجا به این شکل که ببینن اونجا رو به طاق روح میشناسن.
نظریه ی پنجم : نظریه ی چیز
این نظریه میگه که کلا چیزی به اسم شفق قطبی وجود نداره! بلکه همه ی این نورها تاثیر چیز هست. همونطور که بعد از هر بارونی، یه رنگین کمون تو آسمون بوجود میاد ، تو قطب بعد هر کولاک قطبی هم این نورها ظاهر میشن... اما این نورها زائیده ی تخیل چیزی شده ی ملت هست. یعنی تو کولاک قطبی مقدار معتنابهی چیز موجوده که میره تو چش و دماغ آدم و وقتی که کولاک تموم میشه آدم چیز زده این صحنه های الکی رو مشاهده میکنه.
3.چرا هر یازده سال یــک بار این نور ها به اوج خودشان می رسند؟!(8)
آهاااااا این سوال سوال خوبیه!
بر اساس آموزه های قوم ایلومناتی ، همونطور که الان مشنگا صفر و یک دارن ( 0 و 1 باینری) در گذشته هم صفر و یک بوده! صفر نشانه ی جنس مونث و یک نشانه ی جنس مذکر . و تو لوح های یافت شده به نظر میرسه که وقتی یک و صفر کنار هم قرار گرفتن، نشون دهنده ی خدا بوده که درواقع هم مذکره هم مونث یا به تعبیری هیچکدوم!
این باور هنوز در بین ملت رواج داره و مثلا مشاهده میکنید که بهترین بازیکن تیم کوئیدیچ یا جستجوگرشون پیرهن شماره 10 به تن میکنه!
حالا عدد 11 چیه این وسط؟ آها ! ببین همون آموزه ها میگه که کسی که بخواد مسیر درست زندگی رو طی کنه و از صفر و یک برسه به 10 ، باید بشمره : 0 ، 1، 2، 3، 4، 5 ، 6 ، 7، 8، 9 و ... 10! ولی کسی که از 10 بپره برسه به 11 ، درواقع از خدا رد شده و جادوگره! واسه همین عدد 11 رو عدد جادوگر میدونن و عدد 911 رو عدد شیطان! چون شیطان از خدا رد میشه.
در ریاضیات جادویی هم، عدد 11 قوی ترین عدد هست. این فلسفه میتونه نشون دهنده ی این مورد باشه که این نورها منبعی جادویی دارند . و این قلمبگی یا آزاد سازی یا فوران انرژی جادویی هر 11 سال بار یه بار به حداکثر مقدار خودش میرسه. البته خب به طور دقیق تر هر 11 سال و 11 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 11 دقیقه و 11 ثانیه هست .
4.عـــکسی از یک نوع شفق قطبی پیدا کنید و در کلاس نمایش دهید!(یـکم هم توضیح بدین بـد نیست!)(4)
بفرما اینم عکس:

میدونم میخوای چی بگی الان ولی خب خودت میدونی که مشنگها و محفلیا ، شفق قطبی رو به یه شکل دیگه میبینن. اما خب من و تو به شکل درستش میبینیم

این عکس رو خودم در طی یکی از سفرهای کاری ام به نیروگاه اتمی سیاها از این پدیده ی خفن تو آسمون گرفتم... البته همونجا شک کردم که چرا کسی مانع عکس برداری من نشد ولی وقتی برگشتم و این عکس رو به بر و بچز دانشگاه نشون دادم اونا چیزی جز نورهای الکی و بیخودی که همینجوری تو هوا ول بودن ، نمیدیدن.
تکلیف امتیازی: شــما در قطب چه چیزی درست کردید؟! آدم برفی یا....!(+3)
کی؟ من؟! هیچی! به جون شوور گرامی استاد که من همش توجه ام به درس بود! ذره ای به این ور اونور اصن توجه نداشتم به جان همین سیریوس!
هرچند یه خرس سیفیتی اومد نزدیک ما ولی من فقط و فقط به خاطر حفظ جون استاد که مشغول تدریس بود و تو یه عالم دیگه بود، تبدیلش کردم به خرس سیاه! البته شاید به نظر بیاد که خب تاثیری نداشته اینکار من تو حفظ جون استاد ولی خب فسلفه ی کار من این بود که یه سیاه به یه سیاه حمله نمیکنه. میکنه؟! نه! قابل نداشت حالا شونصد نمره امتیازی بده که جونت رو نجات دادم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریگولس بلک در 1392/6/9 22:24:18
اینم طاخچه ی افتخارات... ریا نشه البته!


جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/03/16
تولد نقش: 1396/10/18
آخرین ورود: سهشنبه 26 آذر 1398 19:00
از: ماست که بر ماست...
پستها:
252

[ اجازه پروفسور؟! ما هم میدونیم اون شخص کیه! :دی ]
1. چــرا ایــن نور ها برای مشنگ ها زیان اورن؟! (8)
برای اینکه باعث ایجاد اختلال در وسایل الکی.. i mean ... الکترونیکی اونا میشه. شفق های قطبی به علت ظرفیت جادویی بالایی که داره، باعث میشه در کار وسایلای مشنگا اختلال به وجود بیاد.. نویز و از اینجور چیزا منظورمه. [بهتر اصن!
مشنگا چه چیزشون آدمانه س که وسایلشون باشه؟!]
2.توضیح دهید این نور ها از چه چیزی بوجود می آیند؟!(همون نظریه ها...) (!10)
طبق یه نظریه ی مشنگی، از برخورد جرم های خارج شده از تاج خورشیدی با جو به وجود میان. این نظریه ی مشنگی میگه که زمین دارای میدان مغناطیسی و کمربندی به نام کمربند وان آلن ه که در قطبین ضعیف تره. به همین دلیل باد های خورشیدی (همون اجرام خارج شده از تاج خورشیدی) به سمت قطبین حرکت می کنند و باعث به وجود اومدن این انوار میشن.
نظریه ی قابل احترامیه البته! ولی در سطح افکار بچگانه ی مشنگ هاست!!
اما دلیل واقعی اون به این صورت ه:
الهه آئورورا، الهه ی سپیده ی سحری ه. کسی که ستارگان رو خلق کرد و در آسمان چید. فرزند او، یک جادوگر بود که در سنین جوانی در دوئل کشته شد. الهه آئورورا برای اینکه یاد فرزندش زنده بمونه شفق قطبی رو خلق کرد تا تسکینی برای خودش باشه و باعث آرامش روح فرزندش بشه.
3.چرا هر یازده سال یــک بار این نور ها به اوج خودشان می رسند؟!(8)
به دلیل اینکه سال مردم عادی با خدایان و الهه ها فرق داره. فی الواقع در 11 سال ما برابر با 1 سال اون هاست. هر بار سالگرد کشته شدن اون جادوگر (که میشه هر 11 سال یکبار) شفق های قطبی شدت میگیرن.
4.عـــکسی از یک نوع شفق قطبی پیدا کنید و در کلاس نمایش دهید!(یـکم هم توضیح بدین بـد نیست!)(4)

این یک شفق قطبیِ که در حدود صبح گرفته شده و به همین خاطر به قرمزی میزنه.
تکلیف امتیازی: شــما در قطب چه چیزی درست کردید؟! آدم برفی یا....!(+3)
ما هم آدم برفی درست کردیم، ولی با کسرِ م! فی الواقع: آدمِ برفی!
.
نحوه ی درست کردن آدمِ برفی:
یک عدد لینی وارنر رو به مدت 2 ساعت و 45 دقیقه در برف میغلتانیم. بعد از اینکه خوب به برف آغشته شد (!)، کلاه و هویج و شال گردن و اینا رو هم میذاریم. آدمِ برفی ما آماده س!
.
1. چــرا ایــن نور ها برای مشنگ ها زیان اورن؟! (8)
برای اینکه باعث ایجاد اختلال در وسایل الکی.. i mean ... الکترونیکی اونا میشه. شفق های قطبی به علت ظرفیت جادویی بالایی که داره، باعث میشه در کار وسایلای مشنگا اختلال به وجود بیاد.. نویز و از اینجور چیزا منظورمه. [بهتر اصن!
مشنگا چه چیزشون آدمانه س که وسایلشون باشه؟!]2.توضیح دهید این نور ها از چه چیزی بوجود می آیند؟!(همون نظریه ها...) (!10)
طبق یه نظریه ی مشنگی، از برخورد جرم های خارج شده از تاج خورشیدی با جو به وجود میان. این نظریه ی مشنگی میگه که زمین دارای میدان مغناطیسی و کمربندی به نام کمربند وان آلن ه که در قطبین ضعیف تره. به همین دلیل باد های خورشیدی (همون اجرام خارج شده از تاج خورشیدی) به سمت قطبین حرکت می کنند و باعث به وجود اومدن این انوار میشن.
نظریه ی قابل احترامیه البته! ولی در سطح افکار بچگانه ی مشنگ هاست!!
اما دلیل واقعی اون به این صورت ه:
الهه آئورورا، الهه ی سپیده ی سحری ه. کسی که ستارگان رو خلق کرد و در آسمان چید. فرزند او، یک جادوگر بود که در سنین جوانی در دوئل کشته شد. الهه آئورورا برای اینکه یاد فرزندش زنده بمونه شفق قطبی رو خلق کرد تا تسکینی برای خودش باشه و باعث آرامش روح فرزندش بشه.
3.چرا هر یازده سال یــک بار این نور ها به اوج خودشان می رسند؟!(8)
به دلیل اینکه سال مردم عادی با خدایان و الهه ها فرق داره. فی الواقع در 11 سال ما برابر با 1 سال اون هاست. هر بار سالگرد کشته شدن اون جادوگر (که میشه هر 11 سال یکبار) شفق های قطبی شدت میگیرن.
4.عـــکسی از یک نوع شفق قطبی پیدا کنید و در کلاس نمایش دهید!(یـکم هم توضیح بدین بـد نیست!)(4)

این یک شفق قطبیِ که در حدود صبح گرفته شده و به همین خاطر به قرمزی میزنه.
تکلیف امتیازی: شــما در قطب چه چیزی درست کردید؟! آدم برفی یا....!(+3)
ما هم آدم برفی درست کردیم، ولی با کسرِ م! فی الواقع: آدمِ برفی!
.نحوه ی درست کردن آدمِ برفی:
یک عدد لینی وارنر رو به مدت 2 ساعت و 45 دقیقه در برف میغلتانیم. بعد از اینکه خوب به برف آغشته شد (!)، کلاه و هویج و شال گردن و اینا رو هم میذاریم. آدمِ برفی ما آماده س!
.افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven
هر کسی به اصل خود باز میگردد...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
