جن خانگی ریشو که اکنون ردای گلدارش را با ردای سیاه مرگخواری عوض کرده بود تحت نظارت الادورا آماده خدمت شده بود.
- زود بساط ناهاروآماده کن. بعد تک تک اتاقارو گردگیری و مرتب کنی. اما به اتاق لرد دست نمی زنی. بعد مرلینگاهو می شوری و نشیمنو جمع و جور می کنی. وقتی که به تسترال ها غذا دادی برمیگردی تا دیوارهای نشیمنو رنگ بزنی. چقدر امروز کار داریم... حالا زود باش بجنب ای جن تنبل بی خاصیت اگه می خوای سرتو به عنوان دکور نکوبم به سر در خانه ریدل.
دامبل خانگی که از شنیدن شرح وظایفش مغزش به سوت کشیدن افتاده بود دستی به ریشش کشید.
- به نظرم لیست کارهای شما کمی غیر استاندارد میاد. توش حرفی از تایم استراحت و چایی و برنامه خصوصی و اینا زده نشده؟
الا که از شنیدن این سخنان متقابلا مغزش به سوت کشیدن افتاده بود بی درنگ چوبدستیش را کشید و طلسم شکنجه را نثار جن کرد.
- نکنه قبلا برای محفل کار میکردی جن حقیر؟ حرفایی می زنی که کسی اینجا تحمل شنیدنشو نداره...نکنه فکر کردی اومدی محفل؟ جن ها فقط برای دو هدف وجود دارن. کار کردن و بریده شدن سرهاشون! اگه نمی خوای زودتر از موعد به هدف دوم تبدیل بشی اون هیکل حقیرتو از جلوی پام جمع کن و تا قبل از اومدن ارباب مشغول شو!
دامبل خانگی در حالیکه به زحمت می کوشید بر تاثیر طلسم فایق آید زیرلب زمزمه کرد:
- محفل من... ای فرزندان روشنایی... کلاسهای خصوصی ... چقدر من قدرنشناس بودم.
در محفل
لرد خانگی یکی از سوپر گوش هایش را به درب دستشویی چسبانده بود و با دقت تمام جریاناتی را که در آنسوی درب اتفاق می افتاد زیر گوش(!) گرفته بود. یکی از همان برادران خانگی که کم کم از ایستادن در دستشویی بی حوصله شده بود. خمیازه ای کشید.
- حیف که دامبلدور اینجا نیست تا ببینه چطور حقوق مارو زیر سوال میبرن.
لرد که به صورت نصفه نیمه آنچه که آنسوی در اتفاق می افتاد را می شنید با شنیدن این جمله سلول های سیاه مغزش با شدت شروع به کار کردند. لبخند ی بر لب آورد و از درب فاصله گرفت. با لحنی که می کوشید همدردانه به نظر برسد گفت:
-استثنائا حقو این بار به تو میدیم ای موجود پست...برادر... اینها که مثلا خودشونو جز دسته پاکی ها و لامپ های پرنور می دونن( بگذریم که توصیه های بابابرقی رو هم با این کار ندیده میگیرن!
) به سادگی حقوق مارو ندیده میگین. حالا درسته زیاد ظاهرمون شبیه انسان ها نیست ولی ما هم مثل اونها از احساسات عمیقی برخورداریم. ما این وسط گناهی مرتکب شدیم آیا که سزاوار این نحوه برخوردیم؟برادران خانگی:
لرد که از تاثیر سخنان روشن ظاهر سیاه باطنش بر روی جن های مزبور اطمینان حاصل کرده بود لبخندی واقعی بر لب آورد.
- نگران نباشید برادرانم...لیوبی...شانگفی و...ای بابا هیچی فراموشش کنین... در کل منظورم این بود که دیگر نگران نقض آشکار حقوق خود نباشید... از لا به لای صحبت های اینا متوجه شدم که یکی از مدافعین حقوق ما الان در جمع اینا حضور داره. کافیه این درو باز کنیم و از اینجا بریم بیرون و براش توضیح بدیم که با ما چه رفتار بی شرمانه ای میشه.
یکی از جن ها سر کچلش را خاراند.
- اما برادر... ارباب از ما خواست تا اینجا موند!
لرد خانگی:

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

تسترالهای دستپروردهی هاگرید! کلهزخمیهای ژانگولر! 
» کاملاً در جریان ماجراهای تهوع ِ هرمیون قرار داشت، کورسوی امیدی در ذهن سراسر سیاهی و پلیدی و ایناش میدرخشه:










و
، زاریکنان و آوادا زنان به جماعت ِ سر راهش، در جستجوی اربابش بود:
دیگه فقط ساعت پنج تا پنج و ربع باهاتون صحبت میکنــــــــــــــیم!! 
» که هیشکی هم منظورشو نمیفهمید.
من بگم؟! 

شیرینیقندی ِ ما خیلی از دیدن اون یکی خوشحال میشن. 