این هم سوالا از مورفین گانتانا از خاندان گانت!
1-چقدر اهل مطالعه هستی؟
2-چجور کتابایی میخونی؟(و نه.بروشور نحوه اشتفاده چیژ کتاب نیشت!)
3-استعداد طنزنویسی کلا تو خانواده گانت ارثیه؟یا اینقدر کتابای طنز خوندی که کلا طنزنویس شدی؟
4-پنج تا از کتاب ها،فیلم ها و انیمیشن های مورد علاقه ات!
5-چرا مورفین گانت؟چرا مثلا تام ریدل پدر نه؟چرا مارولو نه اصن؟
6-از اینکه آخرین وزیر وزارت س و ج بودی چه حالی داری؟
7-و یک توصیه:اینقدر پول چیژ میدی بجاش برو کتاب بخون روح و روانت باز شه!
اینارو داشته باش تا بعد...
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
21 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
19
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
قلمپر تندنویس
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

سلام
من هم دوست دارم مصاحبه بشوم. کجا باید درخواست مصاحبه را بنویسم؟ چند تا سوال هم از مهمانتون دارمو
۱- اسمت چییه؟ چند سالته و اهل کجا هستی؟
۲ - رنگ مورد علاقه؟
۳ - غذای مورد علاقه؟
۴ - استقلال یا پرسپولیس؟
۵ - نظرت در مورد موسیقی زیر زمینی و رپ چی هست؟
۶ - خواننده مورد علاقع؟
۷ - کلاس چندمی و معدلت امسال چند شد؟
۸ - نظرت در مورد سوارز؟
۹ - الان یادم نمیاد ولی بعدا میام بازم سوال میپرسم.
مرسی و بای
هوووم... ممنون از سوالاتت همم.. سوارز عزیز
اگه بگم باید اول وارد ایفای نقش بشی و یه مدت فعالیت کنی تا دعوت بشی
گاز نمی گیری که؟ بهر حال بد نیست بدونی که من گرگم و اگه تو سه بار گاز گرفتی من ماهی سه بار (حداقل) گاز میگیرم!
من هم دوست دارم مصاحبه بشوم. کجا باید درخواست مصاحبه را بنویسم؟ چند تا سوال هم از مهمانتون دارمو
۱- اسمت چییه؟ چند سالته و اهل کجا هستی؟
۲ - رنگ مورد علاقه؟
۳ - غذای مورد علاقه؟
۴ - استقلال یا پرسپولیس؟
۵ - نظرت در مورد موسیقی زیر زمینی و رپ چی هست؟
۶ - خواننده مورد علاقع؟
۷ - کلاس چندمی و معدلت امسال چند شد؟
۸ - نظرت در مورد سوارز؟
۹ - الان یادم نمیاد ولی بعدا میام بازم سوال میپرسم.
مرسی و بای

هوووم... ممنون از سوالاتت همم.. سوارز عزیز

اگه بگم باید اول وارد ایفای نقش بشی و یه مدت فعالیت کنی تا دعوت بشی
گاز نمی گیری که؟ بهر حال بد نیست بدونی که من گرگم و اگه تو سه بار گاز گرفتی من ماهی سه بار (حداقل) گاز میگیرم!

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1393/4/9 6:25:29
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/07/10
تولد نقش: 1386/07/11
آخرین ورود: پنجشنبه 22 تیر 1396 23:55
از: دور شبیه مهتابیام.
پستها:
1495

الادورای عزیز
ممنون از وقتی که گذاشتی و جوابایی که دادی
من کلی جواب نوشتم و درست قبل ارسال دستم خورد به اون ضربدر گوشهی سمت راست صفحه و فوقع ما وقع
مهم ترین نکته اش این بود که هر وقت رفتی با تیم برتون و رابین ویلیامز (همون جان کیتینگ انجمن شعرای مرده) چای بخوری، به جای نادر ابراهیمی منو ببر 
*********************************
و آما....
دیری دریرم... دارادارام.... دیری دریرم... دارادارم
من هیچ مسئولیتی رو در برابر مهمون بعدی قبول نمیکنم.. اگه خوندنش سخت بود... اگه بوها و بخارات عجیبی موقع مصاحبه پخش شد... اگه همه مدل خاشی حرف شین رو تلفژ کردیم تقشیر شماهاش که هی گفتین مورفین گانت... مورفین گانت... باشه باو... این شما و هم این باشد که نباشد .. وژیر شابق... مرگخوار فعلی... استاد طنژ... مالک چیژ... دون مورفین گونتانا!
تا آخر هفته وقت دارینشوال بپرشین اهم.. سوال بپرسین!
ممنون از وقتی که گذاشتی و جوابایی که دادی
من کلی جواب نوشتم و درست قبل ارسال دستم خورد به اون ضربدر گوشهی سمت راست صفحه و فوقع ما وقع
مهم ترین نکته اش این بود که هر وقت رفتی با تیم برتون و رابین ویلیامز (همون جان کیتینگ انجمن شعرای مرده) چای بخوری، به جای نادر ابراهیمی منو ببر 
*********************************
و آما....
دیری دریرم... دارادارام.... دیری دریرم... دارادارم

من هیچ مسئولیتی رو در برابر مهمون بعدی قبول نمیکنم.. اگه خوندنش سخت بود... اگه بوها و بخارات عجیبی موقع مصاحبه پخش شد... اگه همه مدل خاشی حرف شین رو تلفژ کردیم تقشیر شماهاش که هی گفتین مورفین گانت... مورفین گانت... باشه باو... این شما و هم این باشد که نباشد .. وژیر شابق... مرگخوار فعلی... استاد طنژ... مالک چیژ... دون مورفین گونتانا!
تا آخر هفته وقت دارین
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/08/01
تولد نقش: 1384/08/01
آخرین ورود: شنبه 14 فروردین 1400 04:53
از: اون یارو خوشم میاد!
پستها:
1548

آلیس:
سیلنسیو. کلاغه. قارقار نمیکرد. رینگ عه بل؟!

هی! دوری!

من حرف خاصی در مورد مصاحبهت ندارم، دروغ چرا. راضی بودم ازش، کلاً از حرفات و شناخت بهتری بم داد. ضمناً یه خصوصیت تحسینبرانگیز داشتی اونم این که به هرکسی "دوست" نمیگی و همین به نظر من به کمالاتت اضافه میکنه.

اومدم اینجا که تشکر کنم هم از جوابای طولانی و خوب و مفصل و با حوصلهت، هم از مصاحبهی تدی وسط دغدغههای ریز و درشتش و کلاً دَم جفتتون. خعلی آقایید!
یه چیزی در مورد هافل گفته بودی، دلم میخواد منم اینجا اضافه کنم این مسئله رو که هافل از نظر من [ با وجود اصالت و عِرق ریونکلاویم میگم ] متحدترین گروه سایت بوده و یکی از آرامشبخشترین تالارها رو داشته. بچهها اکثراً نمیدونن چه پتانسیلی توی اون تالار هست و چقدر حتی میتونه وابستهت کنه. من با شناسهی سابقم یادمه یه لنگه پا دس به دامن لُرد و شامپو و لیف و حوله [
] بودم که منو بفرستن هافل و آخرشم موفق شدم. به نظر من گروه خوبیه. شخصاً دوسش دارم. 
اما لِن ناظر ریونکلاو، باس صادقانه بگم طی این سالها بهترین ناظریه که توی تالارهای خصوصی دیدم. حقیقتاً بهترینشونه. یعنی در کنار لُردک، از الگوهای منه برای نظارت. راضیم ازش!

وبلاگنویسی هم عشق است.

محرومیت از نت به علت مسنجر اومدن رو هم کاملاً درک میکنم.
ولی خیلی باحال بوده این که مامانت پاتو باز کرده به نت. واسم خیلی جالب بود این قضیه!گفتم حرف ندارم؟
چرت گفتم.

پلاس:
از جذابیتهای فرعی مصاحبه، اون سخنان قصار و طولانی و اربابمنشانهی لُردک بعدشه. وقتشو بیشتر کنید.

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
But Life has a happy end. :)
جزئیات کاربر

نقل قول:
آخ گفتی، همدردیم!
نقل قول:
نقل قول:
من همچنان نیشم بازه، چرا همه فکر میکنن هفتاد و پنج به بعد شاه هستن و بقیه خدمتکاراشون، اینجوری نیست به همین برکت قسم!
نقل قول:
این ورد چیکار میکنه؟
نقل قول:
آقا ما رو بردن دیدیم ولی همچنان حس میکنیم خیلی جای گولاخیه و همه آدم حسابی!
عجولم خیلی، تو حرف زدن حتی! گاهی انقدر تند تند حرف میزنم که حرفام نامفهوم به گوش مخاطبم میرسه!
آخ گفتی، همدردیم!
نقل قول:
آقا ما نسل سوخته بودیم!
نقل قول:
هفتاد و پنج به بعدیای عزیز نیشاشونو جمع کنن، آره ما همچین نسلی بودیم:D!
من همچنان نیشم بازه، چرا همه فکر میکنن هفتاد و پنج به بعد شاه هستن و بقیه خدمتکاراشون، اینجوری نیست به همین برکت قسم!
نقل قول:
سی لنسیو
این ورد چیکار میکنه؟
نقل قول:
به نظرم بهتر بود قبل انتخاب رشته اجازه داشتیم میرفتیم دانشگاه ها رو میدیدیم یا مثلا نیم ساعت سر کلاساشون میشستیم:(
آقا ما رو بردن دیدیم ولی همچنان حس میکنیم خیلی جای گولاخیه و همه آدم حسابی!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

جزئیات کاربر

ممنون تدی بخاطر سوالای خوبت! واقعا هر چیزی که میخواستم یا حتی فراموش کرده بودم، رو شامل میشد. و همین جور ممنون از تو، الا خیلی ممنون که جواب دادی و وقت گذاشتی! :)
اوه... راستی ممنون بخاطر صداقتت! تو جوابات میتونستم صداقت رو ببینم! ( وای... به حال هر کی بخواد به این جملم به خنده! )من واقعا نمیدونستم که اینقدر ناظر بودن سخته!! :| پس هر وقت خواستی می تونم آسپ رو دستگیر کنم تا راحت باشی. بقیه هم که فکر نکنم خیلی اذیت کنن! در هر صورت اگه بکنن هم منِ سالِ اولی کاری نمی تونم بکنم! :)
در مورد نفر بعدی... خب من واقعا نمیدونم که کی مونده که مصاحبه باهاش نشده. ولی می بینم که همه میگن مورفین! پس مورفین تا حالا دعوت اینجا نبوده! در نتیجه خوش حال میشم با مورفین گانت مصاحبه بشه! آخرین وزیر وزارت خونه قبل از تخته شدنش، فکر کنم مهمان خوبی باشه!
اوه... راستی ممنون بخاطر صداقتت! تو جوابات میتونستم صداقت رو ببینم! ( وای... به حال هر کی بخواد به این جملم به خنده! )من واقعا نمیدونستم که اینقدر ناظر بودن سخته!! :| پس هر وقت خواستی می تونم آسپ رو دستگیر کنم تا راحت باشی. بقیه هم که فکر نکنم خیلی اذیت کنن! در هر صورت اگه بکنن هم منِ سالِ اولی کاری نمی تونم بکنم! :)
در مورد نفر بعدی... خب من واقعا نمیدونم که کی مونده که مصاحبه باهاش نشده. ولی می بینم که همه میگن مورفین! پس مورفین تا حالا دعوت اینجا نبوده! در نتیجه خوش حال میشم با مورفین گانت مصاحبه بشه! آخرین وزیر وزارت خونه قبل از تخته شدنش، فکر کنم مهمان خوبی باشه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
only Hufflepuff
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

ضمن ابراز شگفتی از این که یک گرگ چطوری مصاحبه می کنه، و ابراز رضایت از سوالات و تعداد و شکلشون، ما موفق شدیم بخونیم!
اول صحبتی با ملت داریم...
ای ملت!
اگه قصد دارید در آینده اسم دخترتون رو "سارا" بذارین...اربابانه خواهش می کنیم یک بار دیگه فکر کنین!
هر چی سارا در این سایت شناختیم زیاد حرف می زده!حالا گذشته از این نکته بی اهمیت که واقعا حرفی برای گفتن داشتن و حرفای تو خالی نمی زدن!
همممم .....
الا
یادمون باشه هرگز ازت نپرسیم کجایی هستی...طومار تحویلمون می دی!!
ما دو برادر و یک خواهر داریم و هر کدوممون در یک شهر متولد شدیم که این شهر ها حتی نزدیک به هم هم نیستن!فکر کنم این اختلالات "کجایی بودن" از همین جا شروع بشه!باید مواظب نسل های بعدی خانواده مون باشیم!
شعار زندگیت رو بشدت پسندیدیم.واقعا از هر چیزی که می ترسی باید شیرجه بزنی توش.خیلیا رو میشناسم که زندگیشون رو(یا حداقل خیلی از سالای زندگیشونو)صرف ترسیدن از چیزی و بزرگ کردن اون ترس تو ذهنشون کردن...و وقتی یه روزی اجبارا باهاش روبرو شدن دیدن همچین ترسناک هم نبوده.
من بچه که بودم شدیدا از آب می ترسیدم...بار ها سعی کردم شنا یاد بگیرم.ولی حتی جرات نمی کردم پامو تو آبی به عمق نیم متر بذارم...آخرش دلمو زدم به دریا و شیرجه زدم توی ترسم!(شیرجه زدن یعنی رو برو شدن ها!!فردا نرین شیرجه بزنین تو قسمت عمیق استخر!)...رفتم ته آب و به خودم گفتم آخرین جایی که ممکنه بیایی همینجاست.پس دیگه چیزی برای ترسیدن وجود نداره.در واقع از زیر آب شروع کردم.از جایی که ازش می ترسیدم.
و این شد که بدون مربی و آموزش خاصی شناگر بسیار ماهری شدیم و شنا تبدیل به یکی از علایق زندگی ما شد.
باید یک بار دل رو به دریا زد!اونجاست که می فهمیم بیشتر ترس هامون بی دلیل و منطق بودن.
برای فرو نریختن کاخ آرزوهامون بهتره اونا رو از اول بنا نکنیم!چه در مورد دانشگاه، چه دوستامون ، چه یه مسافرت و چه یه مهمونی ساده...
وقتی شروع به فکر کردن درباره چیزی می کنیم ناخود آگاه تو تخیلمون اونو به زیباترین و کامل ترین شکل می بینیم.بعد که با واقعیت روبرو می شیم کاخ آرزو یهو با خاک یکسان میشه.تو این موقعیت دیگه از خوبیای محدودی که داره هم نمی تونیم لذت ببریم.
این " میدونی؟" آخر جمله ها یه لحن با مزه به جمله می ده...اینو بیشتر تو نوشته های ویولت دیده بودم و خیلی دوسش داشتم(البته ویولت " خب؟" هم زیاد می گه!)...الان دیدم شما هم ازش استفاده می کنی.بسیار با نمک می باشد.
همین دیگه...چقدر ما رو مجبور می کنین حرف بزنیم تا علم و دانشتون بیشتر بشه.
اول صحبتی با ملت داریم...
ای ملت!
اگه قصد دارید در آینده اسم دخترتون رو "سارا" بذارین...اربابانه خواهش می کنیم یک بار دیگه فکر کنین!
هر چی سارا در این سایت شناختیم زیاد حرف می زده!حالا گذشته از این نکته بی اهمیت که واقعا حرفی برای گفتن داشتن و حرفای تو خالی نمی زدن!
همممم .....

الا
یادمون باشه هرگز ازت نپرسیم کجایی هستی...طومار تحویلمون می دی!!
ما دو برادر و یک خواهر داریم و هر کدوممون در یک شهر متولد شدیم که این شهر ها حتی نزدیک به هم هم نیستن!فکر کنم این اختلالات "کجایی بودن" از همین جا شروع بشه!باید مواظب نسل های بعدی خانواده مون باشیم!
شعار زندگیت رو بشدت پسندیدیم.واقعا از هر چیزی که می ترسی باید شیرجه بزنی توش.خیلیا رو میشناسم که زندگیشون رو(یا حداقل خیلی از سالای زندگیشونو)صرف ترسیدن از چیزی و بزرگ کردن اون ترس تو ذهنشون کردن...و وقتی یه روزی اجبارا باهاش روبرو شدن دیدن همچین ترسناک هم نبوده.
من بچه که بودم شدیدا از آب می ترسیدم...بار ها سعی کردم شنا یاد بگیرم.ولی حتی جرات نمی کردم پامو تو آبی به عمق نیم متر بذارم...آخرش دلمو زدم به دریا و شیرجه زدم توی ترسم!(شیرجه زدن یعنی رو برو شدن ها!!فردا نرین شیرجه بزنین تو قسمت عمیق استخر!)...رفتم ته آب و به خودم گفتم آخرین جایی که ممکنه بیایی همینجاست.پس دیگه چیزی برای ترسیدن وجود نداره.در واقع از زیر آب شروع کردم.از جایی که ازش می ترسیدم.
و این شد که بدون مربی و آموزش خاصی شناگر بسیار ماهری شدیم و شنا تبدیل به یکی از علایق زندگی ما شد.
باید یک بار دل رو به دریا زد!اونجاست که می فهمیم بیشتر ترس هامون بی دلیل و منطق بودن.
برای فرو نریختن کاخ آرزوهامون بهتره اونا رو از اول بنا نکنیم!چه در مورد دانشگاه، چه دوستامون ، چه یه مسافرت و چه یه مهمونی ساده...
وقتی شروع به فکر کردن درباره چیزی می کنیم ناخود آگاه تو تخیلمون اونو به زیباترین و کامل ترین شکل می بینیم.بعد که با واقعیت روبرو می شیم کاخ آرزو یهو با خاک یکسان میشه.تو این موقعیت دیگه از خوبیای محدودی که داره هم نمی تونیم لذت ببریم.
این " میدونی؟" آخر جمله ها یه لحن با مزه به جمله می ده...اینو بیشتر تو نوشته های ویولت دیده بودم و خیلی دوسش داشتم(البته ویولت " خب؟" هم زیاد می گه!)...الان دیدم شما هم ازش استفاده می کنی.بسیار با نمک می باشد.
همین دیگه...چقدر ما رو مجبور می کنین حرف بزنیم تا علم و دانشتون بیشتر بشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1393/4/7 16:13:40
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1393/4/9 1:18:44
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1393/4/9 1:18:44
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/05/20
آخرین ورود: یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 13:15
از: مد افتاد ساطور، الان تبرزین رو بورسه!
پستها:
572

الف) آفیس ندارم، امیدوارم فایل رو بتونید بخونید چون با ورد پد نوشته شده.
ب) از بیمارستان میام. و دارم به بیمارستان میرم. دیر میشه خب، متوجهید که؟!
ب) از بیمارستان میام. و دارم به بیمارستان میرم. دیر میشه خب، متوجهید که؟!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/12/16
تولد نقش: 1396/04/16
آخرین ورود: چهارشنبه 6 مرداد 1400 23:41
از: دست ویولت و رکسان هر دو فریاد
پستها:
247

جزئیات کاربر

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




[
]