هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: مدیریت جلسات حضوری سایت | تهران (رسمی)
پیام زده شده در: ۱۶:۴۹ سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳
#55

روونا ریونکلاو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۳ دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۹:۴۲ یکشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۷
از این شهر میرم..:)
گروه:
مـاگـل
پیام: 336
آفلاین
نمیدونم چرا،ولی انگار بهم وحی شد بیام بگم:

-جــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودی جیغ جیغو خــــــــــــــــــــــــــــــــــودتی!




اسپم؟!

دو نقطه خط به مقدار لازم


ویرایش شده توسط پرنس در تاریخ ۱۳۹۳/۸/۲۰ ۱۸:۳۵:۴۳
ویرایش شده توسط atena-k در تاریخ ۱۳۹۳/۸/۲۰ ۱۹:۵۹:۱۱


پاسخ به: مدیریت جلسات حضوری سایت | تهران (رسمی)
پیام زده شده در: ۱۸:۵۸ دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳
#54

ویلبرت اسلینکرد


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۱۲ جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۲۰:۰۷:۱۶ سه شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۳
از م ناامید نشین.. بر میگردم!
گروه:
مـاگـل
پیام: 416
آفلاین
های تو اِوری وان!

خب، اول یه تشکر کنم از پرنس عزیز که این میتینگ رو برگذار کرد و جماعتی رو دور خودش جمع کرد و رستوران رو پُر کرد و خرج یه روز عمو نیکی و بروبکس بوف رو در آورد!

ماشاالله چه میتینگی بود! جماعت جادوگر رو دیدیم، اول لودر رو دیدیم اِگین. بعد با وزیر بلک آشنا شدیم و بعدش هم با بارتی کرواچ عزیز و دوست داشتنی. هکتور و وزیر اسنیپ هم زود تر رسیده بودند.
رفتیم داخل، بوف سوت و کور بود. روح پرنس داشت اونجا می پلکید ولی خودش نبود. رودولف اومد بعدش. بعد هم وزیر بلک، لودو رو فرستاد پی پرنس و بعله...

از دور یه جماعتی میومد. جلوی جلو اونا پرنس بود، بعد تام ریدل بود و لودو. سالازار هم بود راستی! بچه های طرفدار فانتزی هم پشت سر پرنس بودن. کلا یه ابهتی داشت این صحنه که نگو و نپرس.

میز ها رو به هم چسبوندیم و جا شدیم! [ یه چیزی بگم در حاشیه! اگه رفتین بوف، مراقب صندلی های لق باشید! ] پرنس هم شروع کرد به صحبت و ما هم شروع کردیم به معرفی. بعد از مدتی که همه معرفی کردن، لودو در یک حرکت انتحاری خواست پرنس رو بلاک کنه که با پیشگیری های پرنس، لودر از انجام این کار باز ماند و نشست مثل یه لودر خوب روی صندلی خودش!

نگهان، موجودی اومد از در داخل. پرنس که مونده بود چی بگه، گفت شما؟
و موجود جیغ جیغوی روی صندلی نشست و بعد از صاف کردن صدای خودش گفت: پیام هستم!

بعله، جینی ویزلی هم وارد جمع شد و پرنس با سوال " ببا هری پاتر چگونه آشنا شدید؟ " بحث رو شروع کرد...

جماعت دونه دونه تعریف کردن قضیه چیه و این حرفا. ناگهان خبر رسید دامبلدور داره میاد. با گفتن این حرف، مرگخوارا چوب دستی ها رو کشیدن ولی با دیدن قیافه ی سیریوس بیخیال ماجرا شدن.
دامبلدور و عده ای دیگه که من فقط فهمیدم یکی از اونا ریموس لوپین پدر بود، وارد سالن شدن و کلا یه دو سه تا میز دیگه به کاروان جادویی اضافه شد و اینا هم جا شدن.
دامبلدور اومد یه سلامی داد به محفلیا و نشستیم پای حرف های دامبلدور و اساتید سفید.
پروفسور اسنیپ و فکر کنم هکتور و دوست عزیزشون هم محل رو ترک کردن و اعلام سیر بودن کردن.
بعدش هم غذا سفارش دادیم و بعد از اینکه روده کوچیکه، بزرگه رو هضم کرد، غذا رو آوردن و ملت افتادن به جان غذا ها و کلا نابود شد اون یه تیکه!
بعد هم بیشتریا رفتن و ما موندیم با پرنس و رودلف و تام و دو تا از بچه های فانتزی و لودو که هم مسیر بودیم!
هیچی، شب تموم شد و خیلی هم خوش گذشت! ایشاالله توی تولد جادوگران میبینیم هم دیگه رو!

همین دیه! این بود گزارش ما از میتینگ رسمی جادوگران = آبان 93 =
با تشکر، شبستری!


ویرایش شده توسط ویلبرت اسلینکرد در تاریخ ۱۳۹۳/۸/۱۹ ۱۹:۵۲:۰۱



پاسخ به: مدیریت جلسات حضوری سایت | تهران (رسمی)
پیام زده شده در: ۱۷:۵۴ جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳
#53

لودو بگمنold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۰۲ دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱۹:۵۷ جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
از در عقب، صندلی جلو!
گروه:
شناسه‌های بسته شده
پیام: 1316
آفلاین
والا اونطوری که تو پیتزاهارو یکی پس از دیگری کره میکردی و میزدی زمین حتما خیلی داشت بت خوش میگذشت


مدیر اسپمر ... نمیخوایم نمیخوایم ... حیا کن ... رها کن


هیچی به هیچی!
تصویر کوچک شده


پاسخ به: مدیریت جلسات حضوری سایت | تهران (رسمی)
پیام زده شده در: ۱۷:۴۶ جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳
#52

جیمز سیریوس پاتر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۵۰ جمعه ۱۳ مهر ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۱:۳۷ یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶
از طلا گشتن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید.
گروه:
مـاگـل
پیام: 1531
آفلاین
عه؟ خوش گذشت بهم؟



پاسخ به: مدیریت جلسات حضوری سایت | تهران (رسمی)
پیام زده شده در: ۱۷:۲۸ جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳
#51

لودو بگمنold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۰۲ دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱۹:۵۷ جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
از در عقب، صندلی جلو!
گروه:
شناسه‌های بسته شده
پیام: 1316
آفلاین
سیریوس نشر اکاذیب میکنه آقا جیمز اومده بود! حتا مورفم بود منتها دم در واستاده بود خدمات رسانی میکرد تو نیمد


هیچی به هیچی!
تصویر کوچک شده


پاسخ به: مدیریت جلسات حضوری سایت | تهران (رسمی)
پیام زده شده در: ۱۶:۳۵ جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳
#50

جینی ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۴۵ پنجشنبه ۳ مهر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۲۲:۱۹ دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳
از م نپرس!
گروه:
شناسه‌های بسته شده
پیام: 125
آفلاین
پس دست بالا بردنش نکته انحرافی بود(:دی)


قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!


ارزشی انفجاری


تصویر کوچک شده




شناسه قبلی:لاوندر براون


پاسخ به: مدیریت جلسات حضوری سایت | تهران (رسمی)
پیام زده شده در: ۱۴:۵۴ جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳
#49

ماركوس فلينتold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۲۳ پنجشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱۹:۵۵ جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳
از ايفاي نقش حالم بهم ميخوره
گروه:
شناسه‌های بسته شده
پیام: 316
آفلاین
تشكر از همه دوستاني كه مراتب برگذاري اين ميتينگو محيا كردن و يه تشكر ويژه از سيريوس عزيز كه منو مطلع كرد از اين ميتينگ.

تجديد خاطره شد برام واقعا، خيلي هم خوش گذشت، با بعضي دوستان هم آشنا شدم.

به احتمال قريب به يقين با اسم ديگه اي به ايفا بر ميگردم به زودي.
موفق باشيد همگي
مهيار


تصویر کوچک شده


پاسخ به: مدیریت جلسات حضوری سایت | تهران (رسمی)
پیام زده شده در: ۱۴:۲۷ جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳
#48

سيريوس بلك قدیمی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۰۰ یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱۶:۲۲ چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۴
از موتور خونه جهنم !
گروه:
شناسه‌های بسته شده
پیام: 1086
آفلاین
نقل قول:
آخه میدونید..جیمز اومد


جیمز نبود.
ایشون از دوستان ریموس لوپین (محیا) بود.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: مدیریت جلسات حضوری سایت | تهران (رسمی)
پیام زده شده در: ۱۲:۳۰ جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳
#47

جینی ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۴۵ پنجشنبه ۳ مهر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۲۲:۱۹ دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳
از م نپرس!
گروه:
شناسه‌های بسته شده
پیام: 125
آفلاین
بسم مورگانا!
آقا همه اومدن گزارش نوشتن گفتیم ما هم بنویسیم!

چه حرکت فــــــــــــــــــــــــــانیه این میتینگ!البته از خطرات جانیش بگذریم!اگه با بابام نیومده بودم دو تا از دوستان عزیز(اصلنم فکر نکنید که سیریوس و ویلبرت بودنا!)منو می کشتن!
خب..با افراد تازه ای آشنا شدیم.یکی دو تا سوتی ناز هم دادم که فکر نکنم کسی فهمیده باشه!
شایدم فهمیده باشه به روش نیاورده باشه..مورگانا عالمه..

در یک حرکت انتحاری رفتیم،خودمونو معرفی کردیم،پرنس قول اتاق مجزا در جزایر بالاک رو به یه عده داد و...برگشتیم!بله برگشتیم!

یه عضو غایبِ حاضر هم داشتیم."لیلی لونا پاتر" از طریق تلفن حاضر بود.بدبخت پرنس بی حنجره شد یه سلامی فرستاد مثل اینکه نشنیده!

دروغ نگم یه کم احساس تنهایی کردم ولی خوش گذشت..بالاخره دیدمشون!همه اونایی که خیلی وقته شب و روزمو باهاشونم..دیدم!

درسته به ما خوش گذشت ولی از حرفهای لودو و پرنس(فضول هم خودتونید)متوجه شدم قرار بود کارهای مهم تری اونجا انجام بدیم که متاسفانه به علت ناهماهنکی های پیش اومده نشد!

دیگه..گفتم که سیریوس میخواست منو بکشه نه؟!

خب..گفتم که یه سری ملت باحال رو دیدیم نه؟!

هوم..گفتم که نتونستم زیاد شیطنت کنم نه؟!

گفتم؟نه دیگه این آخریه رو نگفته بودم!خب نشد دیگه!چادرم یکمی مانع می شد.نه اینکه خود چادر مانع باشه ها..نه!آخه من اصولا چادری نیستم ولی همیشه توی خانواده بهم گفتن که چادر حرمت داره.تا هفتم امام سر کردم ولی..بگذریم..در کل خیلی سختم بود نقش یه خانوم متین و با وقار رو ایفا کنم!والا!از چشمای من شیطنت می باره!حالا بیا با وقار راه برو!درست بنشین!حواست باشه چادرت نره عقب!شال زیر چادرم که دردسر..

یه سوال اینجا پیش میاد:چرا من اینا رو اینجا گفتم؟خودمم نمیدونم!شاید خواستم کاری رو بکنم که کسی نکرد.یه کوچولو از حال خودم رو هم توصیف کنم!فقط اینجا جای پرنس خالیه که بیاد و اونایی که دست آخر توی جلسه حاضر شدن بگه!آخه میدونید..جیمز اومد(پسرم رو میگم!)پروفسور اومد و خیلی های دیگه که الآن یادم نمیاد!

تا درودی دیگر؛بدرود فرزندان روشنایی و تاریکی!


قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!


ارزشی انفجاری


تصویر کوچک شده




شناسه قبلی:لاوندر براون


پاسخ به: مدیریت جلسات حضوری سایت | تهران (رسمی)
پیام زده شده در: ۸:۳۶ جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳
#46

مالسیبر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۱ یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۸:۰۱ چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۴
از JusT iN helL
گروه:
شناسه‌های بسته شده
پیام: 22
آفلاین
اقا من نمیدونم میتونم بیام یانه منظور اینکه از لطحاظ سنی منو راه میدید یا نه اما ادرسو برام نفرستادید که


تصویر کوچک شده

ارزشی خونخوار
تصویر کوچک شده


تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.