دیگه دنبال چی میای پایین نجینی پیدا شد ریگولوس و اورین هم مرگخوار ویژه شدن این فصل تموم شد دیگه...
- اهم...
اورین بلک که مشغول سخنرانی برای ملت بود از این تک سرفه ناگهانی چندان خوشش نیامد.
- زهر! مگه نمی بینی دارم سخنرانی می کنم برای...عهه...اسنیپ؟نوه گلم؟توئی؟
اسنیپ که عضله زیر چشمش با حالتی عصبی می پرید کوشید خونسردیش را حفظ کند.
- 20 امتیاز به خاطر این گستاخی فینیاس از گریفندور کم میشه. در ضمن چندتا سوال برای من پیش اومد در این لحظه خطیر که با اجازه از محضر لرد سیاه می پرسم.از کی تا حالا کاراگاه ها تو مدرسه و راهروها می چرخن وقتی هنوز دستوری از طرف وزارت خونه بهشون داده نشده؟الان شما با این کار خواستین بگین من وزیری هستم که نسبت به زیر دستام و نحوه عملکردشون نظارت ندارم؟یا اینکه به بلک اجازه میدم هرکاری دلش میخواد انجام بده؟

اگر مدیر مدرسه دامبلدوره پس استرجس پادمور دقیقا این وسط چکاره ست؟یاکسلی چطور تو تالار اسلیترینه وقتی شناسه ش بسته شده؟تا جاییکه اطلاعاتم اجازه میده تابلوی دیگه فینیاس نایجلوس تو دفتر مدیریته و قابلیت جدا شدن از روی دیوار رو نداره.وقتی مدیر هاگوارتز بودم خودش اینو بهم گفت. حالا اگر هم این کار ممکن شده باشه یعنی ورود به دفتر مدیر انقدر راحته که یه جن خونگی روز روشن به دفتر مدیر دستبرد می زنه و تابلوی یکی از مدیرارو می دزده؟

و دیگه اینکه مگه خود فینیاس تو کتاب هفتم به پاتر کله زخمی نگفت تابلوها فقط قادرند به تابلوی دیگه خودشو سر بزنن؟چطور فینیاس موفق شد تو تابلوی گودریک گریفندور بره؟و سوال بعدی اینکه با توجه به این صحبت ها شما فرمودی پرنسس ارباب تو طبقه اوله؟یعنی تو تالار هافلپاف؟یا آشپرخونه ها؟تا جاییکه می دونم در طبقه اول یه آشپزخونه بود و یه تالار هافلپاف...حالا اینکه تابلوی گودریک گریفندور ملعون تو طبقه اول چه می کرده صحبتی ندارم!

و نکته بعد اینکه چطور شما و پسرتون بدون پر کردن فرم مرگخواری و داشتن فعالیت ایفای نقش به لقب مرگخوار ویژه ملقب شدین؟البته به هیچ وجه قصد جسارت ندارم خدمت شما و پسر عزیزتون فقط ازتون می خوام نگاهی به آخرین پست ایفای ریگولس بندازین و البته اصلا منظورم این نبود که من دسترسی گروه مرگخوارارو تو گروهای شما دو نفر هم نمی بینم.
لرد سیاه که تا آن لحظه ساکت بود با عصبانیت حرف اسنیپ را قطع کرد.
- اگر به زدن کروشیو حساسیت پیدا نکرده بودیم یکی همین الان نثارت می کردیم کله چرب!با این همه یکی طلبت باشه تا به محض بر طرف شدن این حساسیت تقدیمت کنیم.آیا حضور دختر ما در دستان اورین بلک کافی نیست تا جنابعالی پاسخ سوالات بی پایانت رو بگیری؟
اسنیپ لحظه ای به چهره خشمگین لرد و چشمان سرخ و نافذش چشم دوخت اما چون دریافت چشم در چشم او دوختن چندان به صلاحش نیست نگاهش را به نقطه دیگری دوخت.
- خب سرورم...من چطور بگم اینو...در حقیقت خواستم به عنوان ناظر اسلیترین کمی اورین رو راهنمایی کنم و دیگه اینکه ایشون سن و سالی ازش گذشته و چشماش سویی نداره.پس طبیعیه بعضی وقتا اشتباهی کنه.
- الان خواستی نظارتت رو به رخ ما بکشی؟یه کروشیو دیگه طلبت!حالا بگو دقیقا چی میخوای بگی؟زود حرفتو بزن تا به حساسیتمون همینجا پایان ندادیم.
اسنیپ با خونسردی گفت:
- بر دیده منت سرورم... در حقیقت اورین عزیز ما به دلیل سوی کم چشماش شلنگ سبزی رو آورده خدمتتون که جن های خونگی باهاش آشپزخونه رو می شورن!
اورین:
ملت اسلی: