بررسی پست شماره 61 زمان برگردان مرگخواران، آرسینوس جیگر:
نقل قول:
مرگخوار ها و لرد:![]()
ولی لرد حواس جمع تر از این حرف ها بود که بخواهد مقابل چند مشنگ کم بیاورد پس سریعا گفت:
- ما در حال حاضر دقیقا آموزش رو یادمون نمیاد از اول شروع کنید!
پست قبلی با جمله ساده ای مثل "از جلو نظام" تموم شده بود.کمتر کسی ممکن بود سعی کنه از همین جمله سوژه دربیاره. ولی شما این کار رو انجام دادین. این کارتون خیلی خوب بود. این که سعی کردین از جزئی ترین موارد هم استفاده کنین.
نقل قول:
- ببند اون فکو باو!![]()
- چی؟![]()
- اممم.... هیچی هیچی شما خودتو ناراحت نکن اصلا!
جمله اول برای لرد مناسب نبود. برای طنز نوشتن در مورد شخصیت ها تا جایی می تونین پیش برین که خواننده اون جمله رو از اون شخصیت قبول کنه. چنین جمله ای رو در هیچ حالتی نمی شه از لرد قبول کرد. ولی دیالوگ دوم لرد و ترس پنهانیش جالب بود. لرد در کتاب هم شخصیت خیلی شجاعی محسوب نمی شد. وقتی احساس خطر می کرد می تونست فرار کنه. می تونست پشت مرگخوارا پنهان بشه. برای همین طنز نوشتن در این مورد آزاده!
معمولا توصیه می کنم که دیالوگ های پشت سر هم رو بدون فاصله بنویسید. ولی اینجا بین دیالوگ ها یه مکث کوتاه هست. برای همین فاصله ای که بینشون گذاشتین اشکالی ایجاد نمی کنه.
نقل قول:
لرد در همان حین که جلوی صف می ایستاد رو به مرلین گفت:
- مطمئن باش بعد از این ماجرا اون زمان برگردونت رو توی حلقت میکنیم.
همین که لرد در این موقعیت هم سعی می کنه جلوتر از بقیه قرار بگیره، توجه و دقتت شما رو می رسونه. حتی می تونستین این مورد رو کمی پر رنگ تر کنین. مثلا یکی دیگه می رفت جلوی لرد و لرد یقه شو می گرفت و پرتش می کرد عقب!
شخصیت هاتون خوب و قوی هستن. حتی با وجود داشتن یک دیالوگ ساده. شخصیت لودو و هکتور نقش زیادی ندارن ولی با همون نقش کم به خوبی شخصیتشونو نشون دادین. شخصیتی که کاملا با چیزی که ما ازشون می شناسیم مطابقه.
نقل قول:
لرد با دیدن یک عدد ماشین مشنگی گفت:
- هر طور و به هر قیمتی که شده باید از اینجا برویم .
ایده ماشین فوق العاده بود. مثلا این ایده هرگز به ذهن من نمی رسید. اینکه لرد و مرگخوارا سعی کنن سوار یه ماشین مشنگی بشن و سعی کنن حرکتش بدن و باهاش فرار کنن. امیدوارم نفر بعدی متوجه این اشاره شما بشه چون ایده جدید، خلاقانه و بسیار جذابی بود.
اشکالی که در نقد اولتون در مورد سوژه ها و ایده ها گفتم کاملا برطرف شده. انتظار نداشتم در یک یا دو پست این اشکال از بین بره. ولی پست های جدید شما سوژه رو خیلی آروم پیش می برن. از همه موقعیت ها استفاده می کنن و در پایان ایده بسیار خوبی به نفر بعدی می دن. و این دقیقا همون چیزیه که در ذهن من بود. خیلی سریع پیشرفت کردین.
خوب بود.
____________________
بررسی پست شماره 102 سرزمین سیاهی، تراورز:
ما وقتی پست کوتاه می بینیم مشعوف می شیم!
البته وقتی لازم یا جالب باشه می تونین طولانی هم بنویسین.
ظاهر پستتون خیلی مرتبه. وقتی این مورد رو به کوتاه(متعادل) بودن اندازش اضافه کنیم تبدیل به یه عامل ترغیب کننده برای خونده شدنش می شه.
نقل قول:
مورگانا که حس میکرد لحظات آخر زندگیش سر آمده به سرعت دنبال چارهای گشت که ناگهان لامپی روشن بالای سرش ظاهر شد. مرلین و لرد خود را برای آپارات آماده کردند که هکتور گفت:
- ارباب، این بیهوش شده چرا؟
بیهوش شدن ایده خوبی بود. ولی بهتر بود اون قسمت رو هم توضیح می دادین. خیلی سریع از روش رد شدین. ممکنه خواننده متوجه نشه. یه راه دیگه هم این بود که اونجا یه فاصله می ذاشتین:
مورگانا که حس میکرد لحظات آخر زندگیش سر آمده به سرعت دنبال چارهای گشت که ناگهان لامپی روشن بالای سرش ظاهر شد!
مرلین و لرد خود را برای آپارات آماده کردند که هکتور گفت:
- ارباب، این بیهوش شده چرا؟
اینجوری خواننده می فهمه که مکثی این وسط وجود داره و اتفاقی افتاده. ولی باز هم به نظر من بهتر بود قسمت مربوط به بی هوش شدن مورگانا رو هم می نوشتین.
نقل قول:
مرلین با شوق و ذوق گفت:
- انقدر ذوق کرده بیهوش شده، اِوا قوربونش برم چقدر قشنگه وقتی بیهوش میشه.![]()
دیالوگ مرلین و شکلکش خیلی خوب بود. اون حالت عاشقانه گیج و منگش رو خوب توصیف کردین.
نقل قول:
- ما که سایز های این رو نداریم، یکی باید سایز هاش رو اندازه بگیره، ما که از این کار عارضیم.
عارضیم؟ منظورتون عاجزیم بود؟!
ایده گرفتن سایز ایده خوبی بود. همیشه می گم که باید از همه اجزای سوژه استفاده کنین. سوژه رو کند پیش ببرین. بیهوش شدن مورگانا و گرفتن سایزش هم به این نکته کمک می کنه.
اشکال پست شما لردش بود. البته نه در حد شدید! ولی لردکمی از قالبش خارج شده. دیالوگ هاش از طرف هر مرگخواری گفته می شد موردی نداشت. ولی از طرف لرد کمی غیر قابل قبول بودن. سوژه عشق و عاشقی با شخصیت لرد هماهنگ نیست. می تونه حضور داشته باشه ولی ظرفیتش کمه! زود دل خواننده رو می زنه. در چنین سوژه هایی یا باید لرد رو بفرستین دنبال نخود سیاه و یا همش از یه گوشه سوژه غر بزنه و دستور بده!
سوژه رو خوب پیش بردین و جای خوبی رها کردین. نفر بعدی سوژه های خوبی برای ادامه دادن داره.
موفق باشید.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج






باشه برو، ولی حواست باشه این ردا خوا.... ببخشید شلیطه خواری باعث نمیشه از مجازاتت کم بشه.
و سپس با حالت
به لرد نگاهی کرد و آب دهانش را به سختی قورت داد و وارد مغازه شد.
ِ ،
خوارِ ،
ِ ،
ِ ،
زادهِ
همون جایی که هستید وایستید !

از کجا فهمید پدر ما مشنگه؟لودووووو نذري چیه!