جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

99 کاربر(ها) آنلاین هستند (38 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
98 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

پیام امروز

بررسی پست‌های انجمن مرگخواران

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 11 دی 1393 21:52
نمایش جزئیات
آفلاین
مزاحم نیستین. هر چقدر دلتون می خواد درخواست نقد بدین. ما برای همین اینجا هستیم.

بررسی پست شماره 61 زمان برگردان مرگخواران، آرسینوس جیگر:


نقل قول:
مرگخوار ها و لرد:

ولی لرد حواس جمع تر از این حرف ها بود که بخواهد مقابل چند مشنگ کم بیاورد پس سریعا گفت:
- ما در حال حاضر دقیقا آموزش رو یادمون نمیاد از اول شروع کنید!

پست قبلی با جمله ساده ای مثل "از جلو نظام" تموم شده بود.کمتر کسی ممکن بود سعی کنه از همین جمله سوژه دربیاره. ولی شما این کار رو انجام دادین. این کارتون خیلی خوب بود. این که سعی کردین از جزئی ترین موارد هم استفاده کنین.


نقل قول:
- ببند اون فکو باو!

- چی؟

- اممم.... هیچی هیچی شما خودتو ناراحت نکن اصلا!

جمله اول برای لرد مناسب نبود. برای طنز نوشتن در مورد شخصیت ها تا جایی می تونین پیش برین که خواننده اون جمله رو از اون شخصیت قبول کنه. چنین جمله ای رو در هیچ حالتی نمی شه از لرد قبول کرد. ولی دیالوگ دوم لرد و ترس پنهانیش جالب بود. لرد در کتاب هم شخصیت خیلی شجاعی محسوب نمی شد. وقتی احساس خطر می کرد می تونست فرار کنه. می تونست پشت مرگخوارا پنهان بشه. برای همین طنز نوشتن در این مورد آزاده!
معمولا توصیه می کنم که دیالوگ های پشت سر هم رو بدون فاصله بنویسید. ولی اینجا بین دیالوگ ها یه مکث کوتاه هست. برای همین فاصله ای که بینشون گذاشتین اشکالی ایجاد نمی کنه.


نقل قول:
لرد در همان حین که جلوی صف می ایستاد رو به مرلین گفت:
- مطمئن باش بعد از این ماجرا اون زمان برگردونت رو توی حلقت میکنیم.

همین که لرد در این موقعیت هم سعی می کنه جلوتر از بقیه قرار بگیره، توجه و دقتت شما رو می رسونه. حتی می تونستین این مورد رو کمی پر رنگ تر کنین. مثلا یکی دیگه می رفت جلوی لرد و لرد یقه شو می گرفت و پرتش می کرد عقب!


شخصیت هاتون خوب و قوی هستن. حتی با وجود داشتن یک دیالوگ ساده. شخصیت لودو و هکتور نقش زیادی ندارن ولی با همون نقش کم به خوبی شخصیتشونو نشون دادین. شخصیتی که کاملا با چیزی که ما ازشون می شناسیم مطابقه.


نقل قول:
لرد با دیدن یک عدد ماشین مشنگی گفت:
- هر طور و به هر قیمتی که شده باید از اینجا برویم .

ایده ماشین فوق العاده بود. مثلا این ایده هرگز به ذهن من نمی رسید. اینکه لرد و مرگخوارا سعی کنن سوار یه ماشین مشنگی بشن و سعی کنن حرکتش بدن و باهاش فرار کنن. امیدوارم نفر بعدی متوجه این اشاره شما بشه چون ایده جدید، خلاقانه و بسیار جذابی بود.


اشکالی که در نقد اولتون در مورد سوژه ها و ایده ها گفتم کاملا برطرف شده. انتظار نداشتم در یک یا دو پست این اشکال از بین بره. ولی پست های جدید شما سوژه رو خیلی آروم پیش می برن. از همه موقعیت ها استفاده می کنن و در پایان ایده بسیار خوبی به نفر بعدی می دن. و این دقیقا همون چیزیه که در ذهن من بود. خیلی سریع پیشرفت کردین.

خوب بود.

____________________

بررسی پست شماره 102 سرزمین سیاهی، تراورز:


ما وقتی پست کوتاه می بینیم مشعوف می شیم!
البته وقتی لازم یا جالب باشه می تونین طولانی هم بنویسین.

ظاهر پستتون خیلی مرتبه. وقتی این مورد رو به کوتاه(متعادل) بودن اندازش اضافه کنیم تبدیل به یه عامل ترغیب کننده برای خونده شدنش می شه.


نقل قول:
مورگانا که حس می‌کرد لحظات آخر زندگیش سر آمده به سرعت دنبال چاره‌ای گشت که ناگهان لامپی روشن بالای سرش ظاهر شد. مرلین و لرد خود را برای آپارات آماده کردند که هکتور گفت:
- ارباب، این بی‌هوش شده چرا؟

بیهوش شدن ایده خوبی بود. ولی بهتر بود اون قسمت رو هم توضیح می دادین. خیلی سریع از روش رد شدین. ممکنه خواننده متوجه نشه. یه راه دیگه هم این بود که اونجا یه فاصله می ذاشتین:
مورگانا که حس می‌کرد لحظات آخر زندگیش سر آمده به سرعت دنبال چاره‌ای گشت که ناگهان لامپی روشن بالای سرش ظاهر شد!

مرلین و لرد خود را برای آپارات آماده کردند که هکتور گفت:
- ارباب، این بی‌هوش شده چرا؟

اینجوری خواننده می فهمه که مکثی این وسط وجود داره و اتفاقی افتاده. ولی باز هم به نظر من بهتر بود قسمت مربوط به بی هوش شدن مورگانا رو هم می نوشتین.


نقل قول:
مرلین با شوق و ذوق گفت:
- انقدر ذوق کرده بی‌هوش شده، اِوا قوربونش برم چقدر قشنگه وقتی بی‌هوش می‌شه.

دیالوگ مرلین و شکلکش خیلی خوب بود. اون حالت عاشقانه گیج و منگش رو خوب توصیف کردین.


نقل قول:
- ما که سایز های این رو نداریم، یکی باید سایز هاش رو اندازه بگیره، ما که از این کار عارضیم.

عارضیم؟ منظورتون عاجزیم بود؟!
ایده گرفتن سایز ایده خوبی بود. همیشه می گم که باید از همه اجزای سوژه استفاده کنین. سوژه رو کند پیش ببرین. بیهوش شدن مورگانا و گرفتن سایزش هم به این نکته کمک می کنه.


اشکال پست شما لردش بود. البته نه در حد شدید! ولی لردکمی از قالبش خارج شده. دیالوگ هاش از طرف هر مرگخواری گفته می شد موردی نداشت. ولی از طرف لرد کمی غیر قابل قبول بودن. سوژه عشق و عاشقی با شخصیت لرد هماهنگ نیست. می تونه حضور داشته باشه ولی ظرفیتش کمه! زود دل خواننده رو می زنه. در چنین سوژه هایی یا باید لرد رو بفرستین دنبال نخود سیاه و یا همش از یه گوشه سوژه غر بزنه و دستور بده!

سوژه رو خوب پیش بردین و جای خوبی رها کردین. نفر بعدی سوژه های خوبی برای ادامه دادن داره.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 11 دی 1393 19:41
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام حاج ولدمورت؟ خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ وقتتون خالی شد این رو هم یه نگاه بهش بندازین:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
every fairytale needs a good old-fashioned villain

حاجیت بازی رو بلده

حاجی بودیم وقتی حج مد نبود...


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 10 دی 1393 19:16
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

ارباب اگه میشه این یکی رو هم واسه من نقد کنید قول میدم دیگه کم تر مزاحم بشم:

زمان برگردان مرگخواران، پست شماره ی 61

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در 1393/10/10 20:25:50
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 9 دی 1393 15:34
نمایش جزئیات
آفلاین
آرسینوس

سیاه بودن نوشته یعنی شما از زاویه دید یه جادوگر سیاه داستان رو بنویسین. علایق و جبهه تون مشخص باشه.
پست ها گاهی درباره یک مفهوم خاص هستن. مثلا فداکاری-محبت-عشق!
اینا ویژگی هایی هستن که سیاها رو از سفیدا جدا می کنن. سیاها الزاما بد نیستن. خیلیا این اشتباه رو می کنن. فکر می کنن سیاه بودن یعنی پست و دروغگو و خبیث بودن. اینطور نیست. سیاها هم می تونن فداکاری کنن. ولی خیلی محدود تر. سیاها یه سری عقاید خاص داشتن. مثلا استفاده از جادوی سیاه و طلسم های ممنوعه. مبارزه با مشنگ ها...
روی این ویژگی ها باید تاکید کنین. مرگخوار ها عموما قدرت طلب هستن. به دلیل عشق و علاقه نیست که دور لرد جمع شدن. بهش احترام می ذارن. دلیل این احترام می تونه ترس باشه...می تونه شیفتگی غیر منطقی(مثل بلاتریکس) باشه و می تونه قدرت طلبی باشه.
طنز یک سیاه با طنز یک سفید فرق می کنه. در پست یک مرگخوار هم می شه درباره لرد طنز نوشت.ولی نوعش فرق می کنه. غیر مستقیمه...بصورت واضح حالت تمسخر آمیز نداره. یادتون باشه که مرگخوارها حتی تو ذهنشون هم لرد رو مسخره نمی کنن. مثلا:
لرد:رودولف! چوب دستیتو بده به من.
رودولف با خودش فکر کرد که :این ارباب کچل ما هم پول نداره چوب دستی بخره...هی چوب دستیای ما رو می گیره و منهدم میکنه.کاش محفلی بودم! حداقل اختیار چوب دستیمو داشتم.

این شکل طنز از یه سیاه قابل قبول نیست. یا مثلا در پست شما لوسیوس بیاد جونشو فدای بارتی کراوچ کنه...اینم قابل قبول نیست.
در مورد سفید ها قضیه برعکسه. اینجا شما باید مستقیما روی نقاط ضعفشون تکیه و تاکید کنین. چه ظاهری و چه باطنی. چه چاق بودن مالی و چه دزد بودن ماندانگاس.
در پست های سیاه ها هم لرد اشتباه می کنه...حماقت می کنه...مرگخوارا هم همینطور. ولی بصورت نا محسوس و غیر مستقیم. مثلا لرد هرگز اشتباهشو قبول نمی کنه! مرگخوارا بعد از اینکه مرتکب اشتباهی شدن با پررویی سرشونو بالا می گیرن و به کارشون ادامه میدن. ولی سفیدا...احتمالا عذرخواهی می کنن و شرمنده می شن!
روی این صفت های سیاه و سفید تاکید کنین. وقتی وارد گروه بشین مطمئنا پست هاتون بیشتر از قبل به سمت سیاهی متمایل می شه. چون با بقیه مرگخوارا آشنا می شین. با جو گروه و روش طنز نویسی درباره اعضای این گروه و گروه مقابل آشنا می شین.

حالا من این موارد رو برای شما گفتم؟....خیر! برای کسایی گفتم که شاید بخونن و به دردشون بخوره. چون پست های شما به نظر من از نظر سیاه بودن ایرادی نداره.

بررسی پست شماره 521 خانه ریدل، آرسینوس جیگر:


بابت خلاصه ای که گذاشتین ازتون تشکر می کنم.

پستتون خیلی طولانیه. طول پست محدودیتی نداره. ولی پستی به این طول، عملا خواننده رو فراری می ده. و اینجا هدف ما جذب خواننده اس. تا جایی که مجبور نبودین یا دلیل خاصی نداشتین سعی کنین کوتاه تر بنویسین. لازم نیست حتما به نقطه خاصی از داستان برسین.

نقل قول:
لرد:
- باشه برو، ولی حواست باشه این ردا خوا.... ببخشید شلیطه خواری باعث نمیشه از مجازاتت کم بشه.

کمتر پیش میاد که لازم باشه شکلکی در اول یا وسط دیالوگ استفاده بشه. بی دلیل حواس خواننده رو پرت نکنین! "ببخشید" رو می شه حذف کرد. زیاد برای لرد مناسب نیست. ولی هر دو اصطلاح "رداخواری" و "شلیطه خواری" جالب بودن. شما ظاهرا استعداد خوبی در این مورد دارین. فقط لطفا بعد از درخواست نقد پستتونو ویرایش نکنین. من این پست رو دیشب نقد کرده بودم. امروز اتفاقی دیدم که عوض شده.


نقل قول:
لودو که بار اولش بود قبل از لرد وارد جایی میشد با هیجان شدیدی اول نگاهی به مرگخوارا که با حسادت به او نگاه میکردند کرد: و سپس با حالت به لرد نگاهی کرد و آب دهانش را به سختی قورت داد و وارد مغازه شد.

شکلک ها اصولا مال دیالوگ هستن...و معمولا برای آخر دیالوگ. ولی همیشه استثناهایی برای این اصول وجود داره.
اینجا اشکالی نداشت که دو شکلک هم در قسمت غیر دیالوگ و هم در وسط جمله استفاده شدن. چون باعث شدن منظورتونو به خوبی به خواننده برسونین.


این بار در پست شما خبری از عجله نیست. نمی خوایین هر چه سریع تر از مغازه خارج بشین و به سمت سوژه مهیج دیگه ای برین...برعکس! تمایل دارین از همه گوشه و کنار های این مغازه برای نوشتن استفاده کنین. این عالیه.

فوق العاده و غیر عادی به یک معنی هستن. ازشون پشت سر هم استفاده نکنین!


نقل قول:
این گل بر سر ها اول چهره ی مرلین رو پیش از چهره ی زیبای ما نشان میدهند،

این یه نکته طنزه که درباره لرد نوشته شده. یه حرکت و توجیه مضحک برای کاری که لرد انجام داده بود...ولی آیا این طنز پست شما رو سفید کرده؟...اصلا! چون لرد شما بطور واضح و مستقیم حالت احمقانه ای نداره!


نقل قول:
- ارباب همین الان یه آیه ای نازل شد مبنی بر اینکه من باید این کت و شلوار رو بپوشم.
- یعنی میگی آیه ای واسه ی لباس ما نازل نشده؟ آخر تو چجور هیپوگریف پیامبری هستی؟ بدیم ببرنت ور دست لودو؟

این قسمت جالب بود. دیالوگ مرلین خوب بود...ولی ور دست لودو؟...می شد از مرگخوار دیگه ای استفاده کرد. مثلا رودولف ایفای نقش، نقش دربان خانه ریدل رو ایفا می کنه. می تونستین بگین ور دست رودولف...یا هکتور و یا حتی مورگانا. به این معنی که دوباره آموزش پیامبری ببینه.


نقل قول:
چرا که تمام کت و شلوار ها و سایر لباس های مغازه در کیف ها و چمدان های مرگخواران جا خوش کرده بود.

اینجا مرگخواراتون یه جورایی خیانت کردن...ولی در ظاهر قضیه چیزی مشخص نیست. برای همینه که می تونیم بگیم کارتونو خوب انجام دادین.

سعی کنین از دو شکلک کنار هم استفاده نکنین. یکی رو انتخاب کنین. هم احساسات شخصیتتون واضح تر بشه و هم پست بی دلیل شلوغ نشه. مثلا برای دیالوگ لرد دو شکلک عصبانی کنار هم زدین. لزومی نداشت.

طنز پستتون ساده و جالب و دوست داشتنیه. همین باعث شده پست شما با وجود طولانی بودن، خسته کننده نباشه. قسمتی که لباس پوشیدن مرگخوارا رو توضیح دادین خیلی راحت می تونه خواننده رو بخندونه. بعضی نکته ها رو می شه به تازه واردا یاد داد...ولی بعضیا استعداد می خوان!طنز نویسی رو هم می شه یاد گرفت ولی کسایی که کمی ذوق و استعداد داشته باشن مطمئنا طنز نویس های موفق تر و برجسته تری می شن. طنز پست شما خوبه.

رفتن به اصفهان ایده جالبی بود. و جای خوشحالی داره که این بار فقط یک ایده در پست شما مطرح شده. اونم در آخر پست و به عهده نفر بعدی گذاشته شده. شما از سوژه مغازه بطور کامل استفاده کردین. این بار خواننده افسوس نمی خوره...لذت می بره!

خیلی بهتر از پست قبلیتون بود.

موفق باشید.

___________________________

آگوستوس

1- لینک پست هاتون رو درست بدین.
2- پستی که با عجله و در مکان و شرایط نامناسبی زده شده باشه پست واقعی شما نیست. اشکالاتش هم ممکنه اشکالات واقعی شما نباشن.
3-تعداد شکلک ها مهم نیست. ممکنه پستی به ده تا شکلک احتیاج داشته باشه. درباره شکلک ها اینجا بیشتر توضیح دادم.

بررسی پست شماره 519 خانه ریدل، آگوستوس راک وود:

نقل قول:
لودو مانند راهنمایی خبره در راهنمایی عده ای از پشت کوه های سر به فلک کشیده بریتانیا آمده ، دستش را جلو گرفته و پیشاپیش با سری از خضوع پایین جماعت مرگخوار را رهنمون می نمود .

فکر نمی کنم کسی با یک بار خوندن این جمله متوجه مفهوم دقیقش بشه! خواننده احاس می کنه یه جای کار ایراد داره و بر می گرده و جمله رو از اول می خونه...و در شروع پست این ریسک بزرگیه. پستتونو با همچین توضیح طولانی و غیر عادیی شروع نکنین.

نقل قول:
پیاده شد و چیزی مانند قیف معجون سازی هکتور را جلوی دهانش گرفت :

این قسمت خیلی خوب بود. تشبیه با مزه ای بود.


نقل قول:
- شما جماعت :pashmak:ِ ، ِ ، خوارِ ، ِ ، ِ ، زادهِ همون جایی که هستید وایستید !

این همه شکلک در این دیالوگ واقعا لازم نبود. با یکی دو کلمه می تونستین بهتر منظورتونو برسونین. اینجا خواننده باید به تک تک شکلک ها دقت کنه و مفهوم مورد نظر شما رو ازش در بیاره! خواننده موجود چندان با حوصله ای نیست. زیاد روش حساب نکنین.


نقل قول:
سپس نگاهی مرگخواری کردند که مانند آن جنگلی کارتون های کودکان مشنگ ، لباس پوشیده و سپس به ریش دراز و طویل مرلین که عده ای حور العین دربار مرلین ادامه آن را جمع کرده بودند .

جمله هاتونو اونقدر کش می دین که زیبایی شون از بین میره!


نقل قول:
اما لرد کسی نبود که به راحتی تسلیم عده ای مشـــــــــــــنگ ، آن هم مـــــشــــــنـــــــــگـــــــــــ بشود .

منظورتون از جمله واضحه. ولی معنی مشنگ دوم و منظورتون اصلا واضح نیست. بهتر بود از توصیف یا کلمه دیگه ای استفاده می کردین.

نقل قول:
پس چوبش را ز غلاف کشید و روی سقف یکی از آن ماشین چراغ گردان ها پرید :

لرد حتی در یک سوژه طنز هم چنین حرکتی انجام نمی ده. موقع طنز نوشتن دقت کنین که شخصیت ها رو از قالب اصلیشون خارج نکنین. لردتون بیشتر شبیه یه مرگخوار بی تجربه و هیجان زده اس!

نقل قول:
پلیس های فهیم که گویی این مرد را دیوانه ای بیش نمی پنداشتند ولی با این حال باید جوانب امنیت ملی را رعایت می کردند ، سلاح های خودکار خود را بسمت لرد گرفتند .

جمله هاتون به شکل آزار دهنده ای به هم وصل می شه.اگه از هم جداشون کنین هم خوندنشون راحت تر می شه و هم منظورتونو بهتر می رسونین. منظورم این نیست که همه جمله های طولانی رو ساده کنین. ولی جمله هایی مثل این اگه ساده بشن جذاب تر می شن:
پلیس های فهیم گویی این مرد را دیوانه ای بیش نمی پنداشتند! ولی با این حال باید جوانب امنیت ملی را رعایت می کردند. برای همین سلاح های خودکار خود را بسمت لرد گرفتند .
یا
پلیس های فهیم که گویی این مرد را دیوانه ای بیش نمی پنداشتند سلاح های خودکار خود را بسمت لرد گرفتند . چرا که به هر حال باید جوانب امنیت ملی را رعایت می کردند.

پستتون نسبت به پست های قبلی و سطح شما ضعیف تر بود. دلیلش هم همون چیزیه که در شروع نقد گفتم. خودتون هم اشاره کردین که وقت و تمرکز کافی برای نوشتن این پست نداشتین.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 9 دی 1393 11:54
نمایش جزئیات
آفلاین
اربابمان؟!

حضرت پست رو نقد مینمایید؟

شکلکاش فقط یه کم زیاد شد... گفتم شاید جالب بشه!!!

پ.ن : پست در طی پنج دقیقه نوشته و زده شده... در جایی ( همون مدرسه خراب شده !) بودیم و سر کلاس پست زدیم.. به بزرگواری خودتون خرابکاری هاشو ببخشید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرين فرصت ماست ....


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 8 دی 1393 23:58
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

ارباب میشه این رو هم برام نقد کنید؟

خـــــانــــه ریـــــــدل !!

و همینطور اگه میشه بهم بگید چطور میتونم پست هامو سیاه تر بکنم تا بتونم به پیروان شما بپیوندم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 7 دی 1393 23:36
نمایش جزئیات
آفلاین
ملت جادوگر، ساحره، جک و جانور!
همونطور که قبلا اعلام کردیم درخواست نقد اعضایی که از نقد کننده های دیگه درخواست نقد کردن پذیرفته نمیشه. دلیلش هم اینه که سلیقه ها و نقد ها با هم متفاوت و گاهی متضاد هستن و من فکر می کنم این روش(خوندن نقد های متضاد) کمکی به پیشرفت اعضا نمی کنه.
___________________________
بررسی پست شماره 518 خانه ریدل، آرسینوس جیگر:


نقل قول:
مرگخواران شدیدا مجذوب بازی های کامپیوتری، غرفه های فروش ماسک و وسایل شوخی، ترن هوایی و تونل وحشت شده بودند که ناگهان سیوروس با دیدن اتاقی در یه گوشه گفت:
- لودو اون اتاقه اون گوشه چیه؟

در این سوژه همه سوال ها از لودو پرسیده می شه. نکته ساده ایه... ولی رعایت کردنش هم دقت شما رو نشون می ده و هم توجه و احترامتون به پست های قبلی رو.
ورود مرگخوارا جالب بود. گرچه می تونستین کمی بیشتر دربارش بنویسین. می تونستین همین مواردی رو که گفتین کمی بیشتر توضیح بدین. مثلا به چند نفر از مرگخوارا اشاره کنین که چطور تعجب کردن. عکس العملشون چی بوده. این قسمت به اندازه کافی ظرفیت طولانی شدن رو داشت.


نقل قول:
- اون سینما سه بعدیه! مثل همون جایی که لرد میخواست بره صحبت کنه توش...

سینما سه بعدی ایده فوق العاده ای بود. حتی با وجود این که بلافاصله بعد از ایده سینما داده شده بود. پیدا کردن ایده هایی که به پیشرفت داستان کمک کنه استعداد مهمیه!


از شکلک ها به شکل جالبی استفاده کردین. به جای استفاده از چندین جمله برای توصیف حالت مرگخوارا و لودو، سه چهار تا شکلک زدین. این کارتون خیلی بجا و مناسب بود. شکلک ها گاهی بهتر از کلمات عمل می کنن. خیلی خوبه که این موقعیت های خاص رو درست تشخیص می دین.


نقل قول:
لودو با نوش جان کردن یک عدد پس گردنی به سرعت رفت و بلیط تهیه کرد، مرگخوارا به سرعت روی صندلی هاشون نشستند

به تکرار ها دقت کنین. این تکرار ها موقع نوشتن توجهتون رو جلب نمی کنن ولی وقتی خواننده داره پست شما رو می خونه می تونن بار منفی داشته باشن. بعد از نوشتن پست یک بار بخونینش...در صورت امکان کلمات و عبارت هایی رو که به فاصله کمی تکرار شدن تغییر بدین.


نقل قول:
که ناگهان سیوروس با دیدن اتاقی در یه گوشه گفت:

پستتون رو به هر لحنی که مایل باشین می تونین بنویسین. ولی مواظب باشین بیش از حد محاوره ای نشه. این "یه" زیادی محاوره ایه. می شد کمی تغییرش داد. مثلا:
که ناگهان سیوروس با دیدن اتاقی در یک گوشه(یا گوشه ای) گفت:

یا در اینجا:
نقل قول:
مردی جلو آمد و عینک هایی به اونها داد

جمله رو می شه کمی تغییر داد که شکل بهتری پیدا کنه. مثلا به جای "عینک هایی" از "چند عینک" استفاده بشه. به جای "اونها" از "آنها" استفاده بشه. اگه مایلین محاوره ای بنویسین هم می تونین از "اونا" یا "چند عینک بهشون داد" استفاده کنین. جمله ها رسا تر می شن.


نقل قول:
لرد و مرگخوارا با حالت هجومی و همگی با چهره هایی سبز از سینما بیرون پریدند

تا جایی که ممکنه سوژه ها رو سانسور نکنین. به جای رد شدن از روی سوژه های فرعی ازشون استفاده کنین. اینجا می تونستین درباره اتفاقایی که داخل سینما میفته توضیح بدین. البته به این شکل هم جالبه. چون خواننده می تونه حدس بزنه که چه اتفاقی افتاده. این مورد رو برای آینده و سوژه های بعدی گفتم. از سوژه ها و شخصیت ها و موقعیت ها استفاده کنین.


نقل قول:
- ارباب من حلزون بی صدف قورت دادم من جوهر ماهی مرکب قرقره کردم تو رو به مرلین ببخشید.

اصطلاح هایی که پیدا کردین جالب و جدیدن! در انجمن زیر سایه تاپیکی برای اصطلاح های جادویی وجود داره. اینجور اصطلاح ها اگه جادویی و خلاقانه باشن و به جا استفاده بشن می تونن کمک زیادی به ایفای نقش بکنن. کافیه چند بار در پست ها تکرار بشن و جا بیفتن.


این که بین اون همه وسیله تونل وحشت توجه لرد رو جلب کرد حرکت جالبی بود. شما ایده های خوبی برای سوژه دارین. ولی نذارین سرسری رد بشن...ازشون استفاده کنین. تونل وحشت خیلی سوژه جالبی بود. کاش اجازه می دادین لرد و مرگخوارا واردش بشن.


نقل قول:
ارباب سریع گفت:

"ارباب" لقبیه که مرگخوارا برای لرد بکار می برن. شما به عنوان نویسنده در قسمت های غیر دیالوگ، بهتره از این لقب استفاده نکنین. فرقی نمی کنه سیاه باشین یا سفید.


نقل قول:
- آپارات میکنیم، لودو راه رو نشون بده

شکلک مناسب لرد نیست...ولی پایان پستتون خوب بود. این قسمت رو تموم کردین و مقصد بعدی رو هم تعیین نکردین. اینو گذاشتین به عهده نفر بعد. همین مورد می تونه عامل تشویق کننده ای برای خواننده باشه که پست شما رو ادامه بده.

خواننده در حین خوندن پست های شما کمی افسوس می خوره! از سوژه ها و ایده هایی که داده می شن ولی به اندازه کافی بهشون پرداخته نمی شه. حرکتتون رو کمی کند تر کنین. آروم تر پیش برین. از تک تک این ایده ها استفاده کنین. عجله ای برای پیش بردن داستان نداشته باشن. همین نکات ریزه که مهمه...نه اینکه داستان به کجا می رسه. شما استعداد خوبی برای خلق سوژه های فرعی و ایده های جدید دارین. از این استعداد استفاده کنین.

خوب بود.

موفق باشید.

________________________________________

بررسی پست شماره 95 جانور نماها، مورگانا لی فای:


تا وسط پستتون فشار خون ما هی داشت بالاتر می رفت!
من معمولا اهمیت زیادی به سوژه ها نمی دم. ولی اینجا سوژه به شکلی منحرف شده بود که نمی شد ندیده گرفت! خیلی هم تعجب کردم...مورگانا اونقدر بی تجربه نیست که سوژه رو به این شکل ادامه بده و فکر کنه داستان در مورد اشک ریختن سیبله!
خوشبختانه نظرم درست بود! مورگانا سوژه رو منحرف نکرده بود. از نوشتن اینا هدفی داشت. قصد داشتم آموزش شما رو از صفر شروع کنم...ولی خیالم راحت شد!

نقل قول:
- برای در آوردن اشک این، راه های بهتری هم هست پسرک سنگ و چوب من !

اصطلاح سنگ و چوب اصطلاح بامزه ایه. پیدا کردن لقب های مناسب برای اعضا می تونه جو ایفای نقش و همچنین حال و هوای پست ها رو صمیمی تر کنه. لقب های نامناسب هم به همون اندازه می تونه تاثیر عکس داشته باشه. مثلا:
نقل قول:
- مثلا چی ماما مورا؟

خوشبختانه مورگانا هم به این لقب اعتراض کرده! واقعا جالب نبود!


نقل قول:
آنهم با گوش هایی که الان قد گوش موش باد کرده و بزرگ شده بود.

توانایی خاص مورگانا رو در سوژه ها خوب اجرا می کنین. ولی این اشاره خیلی غیر مستقیم بود. هنوز برای این روش کمی زوده! اشاره غیر مستقیم مال وقتیه که این موضوع جا افتاده باشه و همه ازش مطلع باشن. شما الان در مرحله جاانداختن هستین. کمی بیشتر دربارش توضیح بدین. مثلا بنویسین که وقتی مورگانا سر راک وود داد می کشه به دلایل نامعلومی گوش هاش شروع به بزرگ شدن می کنن. در یک پست هم زیاد تکرارش نکنین. توضیح دادن یک یا حداکثر دو مورد کافیه.
شاید بتونیم در یک تاپیک دیگه سوژه ای جداگانه درباره این موضوع بدیم که بهتر بین اعضا جا بیفته و شناخته بشه.


دیالوگ هایی که بین مورگانا و راک وود رد و بدل می شه جالبن. مخصوصا جواب های کوتاه و تکراری راک وود!


نقل قول:
مورگانا در حالیکه سعی میکرد به هر جایی نگاه کند جز ارباب... با ترس و لرز گفت:

ارباب نه...لرد!
شما اینجا نویسنده هستین. لرد برای شما ارباب نیست. در قسمت های غیر دیالوگ یا از " لرد" استفاده کنین و یا یه "ش" به آخر ارباب اضافه کنین که اون کلمه "ارباب" به مورگانا نسبت داده بشه.


آخر پستتون برگشتین به سر جای اولتون. کار خوبی انجام دادین. استفاده از عبارت هایی مثل "خر سوژه رو نچسبین" هم خیلی جالب بود.
خیلی ساده و راحت نوشتین. این حالت نوشتنتون عالیه. خودتونودرگیر چارچوب ها و قالب ها و سوژه ها نکنین. همینجوری راحت بنویسین. کارتون خوب بود. شما وقتی به قول خودتون "خر سوژه رو نمی چسبین" خیلی بهتر می نویسین.

خوب بود.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1393/10/7 23:45:18
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 7 دی 1393 18:56
نمایش جزئیات
آفلاین
اربابا... سرورا
این بازی پینگ پونگ را نقد و بررسی و کارشناسی میکنید لطفا؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده



?How long will you have me in your memory
Always



Перерыв сердца людей. Осколки может сделать вас ударить ...
Кинжал в сердце иногда ... иногда ... иногда горло вашим отношениям веревки!
Святые люди ... черные или белые ... не сломать чью-то сердце.
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 7 دی 1393 18:44
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

ارباب ممنون میشم این رو نقد کنید:

خـــــانــــه ریـــــــدل !! پست شماره ی 518

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 7 دی 1393 00:37
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 517 خانه ریدل، روبیوس هاگرید:


نقل قول:
-با سلام خدمت مردم فهیم مشنگ ...

شروع خوبی داشتین. ماجرا رو یک راست از پایان پست قبلی ادامه دادین و نذاشتین موضوع پراکنده بشه! مخصوصا شکلکی که زدین با حال و هوای لرد هماهنگ بود. ولی شاید بهتر بود کمی بیشتر ادامه می دادین. لرد می تونست سخنرانی بسیار مسخره ای بکنه! یا درباره اعتقاداتش (که اونا هم به نظر ملت مسخره هستن) حرف بزنه. سعی کنین از همه اجزای سوژه استفاده کنین. وقتی چنین فرصتی به دست میارین راحت و سریع از کنارش رد نشین.


نقل قول:
-می دونستم ظلمای اربابو می جواب نمیذارن.

جمله با وجود اشتباه تایپی خیلی جالب بود. یه جمله طنز مرگخوارانه! با وجود ساده بودن خیلی به جا و مناسب بود.بکار بردن طنز در مورد لرد و مرگخوارا گاهی می تونه کار سختی باشه. اینجا و در دیالوگ بعدی این کار رو به خوبی انجام دادین. دیالوگ هایی که پشت سر هم نوشتین وظیفه خودشونو به خوبی انجام دادن.


نقل قول:
وچنان بود که مرگخواران به زور ولدمورت شاد و شنگول را از آن سالن عجیب دور کردند.رفتند و رفتند تا رسیدند به صفی بس طویل و خنفگ.

شاید کمی زود بود برای تموم کردن این قسمت...ولی اینکه ماجرا رو بیش از حد کش ندیم و بریم سراغ سوژه های بعدی هم کار خوبیه. به سوژه توجه کنین...به نکات ریزش...سوژه های فرعی که می شه ازش در آورد. سعی کنین از همه این موقعیت ها استفاده کنین و بعد بدون کش دادن بی دلیل ماجرا و خسته کردن خواننده برین سراغ سوژه بعدی.


نقل قول:
- از کجا فهمید پدر ما مشنگه؟لودووووو نذري چیه!

دیالوگ لرد خیلی خوب بود! و اینجا از معدود موقعیت هایی بود که باید شکلک رو قبل از دیالوگ می زدین. تشخیصش کار آسونی نبود. کارتون عالی بود. شما به نکته های ریزی توجه می کنین که زیبایی نوشته تونو بیشتر می کنن. مثل بولد کردن کلمه "رایگان". اینا کارای ساده ای هستن که موقع خوندن تاثیر زیادی روی لحن داستان می ذاره.


نقل قول:
وی که چارقدی بس جادار را از کردستان به اینجا آورده بود چندین ظرف را زیر چارقد گرفته و می رفت برای چندین+1 امین ظرف نذري که توسط نظری دهندگان شناسایی و به اَشَدِّ مجازات محکوم شد.

توجهتون به پست های قبلی خیلی خوب بود. این که هنوز به لباس های نه چندان عادی لرد و مرگخوارا اشاره کردین. خودم دو پست قبل از شما پست زدم و این موضوع رو فراموش کرده بودم.کلی درباره ردای با ابهت لرد نوشتم و بعد یادم افتاد که لباس های اینا عادی نیست و نوشته مو اصلاح کردم.


سوژه صف نذری سوژه خیلی خوبی بود. شما این سوژه رو شروع و تموم کردین. اینجا می تونستین بدون اشاره به مقصد بعدی بگین لرد و یارانش آپارات کردن. و انتخاب مقصد رو بذارین به عهده نفر بعدی. ولی شما شهر بازی رو انتخاب کردین که به نظر من سوژه خیلی خوبی هم هست و شاید حیف بود اگه بهش اشاره نمی شد.
شما سوژه ها رو به خوبی می گیرین. ایده های خوبی هم برای ادامه دادن یا حتی ایجاد سوژه های جدید دارین. و شاید همین موضوع باعث می شه کمی عجله کنین. چون می خوایین همه اون ایده ها اجرا بشن. این مورد رو باید کنترل کنین. درسته که در یک سوژه ممکنه راه های خلاقانه زیادی به ذهنتون برسه. ولی بهتره خیلی کند و آروم جلو برین. مطمئنا موقعیت های زیادی برای اجرای بقیه ایده ها هم پیش میاد. چه در همون سوژه و چه در سوژه های بعدی. البته در این پست این حالت عجولانه ای که گفتم در حدی که آزار دهنده باشه یا ایراد محسوب بشه وجود نداشت. ولی بهتره کنترلش کنین که در آینده هم مشکلی بوجود نیاد.
طنزتون خیلی خوبه. ازش استفاده کنین. طنزی که در مورد سیاها بکار برده بودین خیلی مناسب و هماهنگ با شخصیت ها بود.

خوب بود.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.