جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

50 کاربر(ها) آنلاین هستند (46 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
48 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

كلاس پرواز و كوییدیچ

مشاهده‌کنندگان این تاپیک:
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: یکشنبه 20 تیر 1395 17:15
نمایش جزئیات
آفلاین
1.
- لینی؟ کو اون جاروی من؟
- جارو؟ کدوم جارو؟
- یا تا یه ساعت دیگه جاروی منو پس می‌دی یا با دمپایی می‌زنم فرق سرت صدای قرررچ بدی!

و این چنینه که لینی دو بال داره، دو بال دیگه هم قرض می‌گیره و بال به فرار می‌ذاره. (بر وزن پا به فرار گذاشتن / کلمه‌آرایی بر وزن بال)

خب بذارین از اولش براتون بگم! لینیِ داستان ما ازونجایی که پیکسی بود، همیشه با زور بازوی خودش پرواز می‌کرد. حالا یه بارم که شده دلش می‌خواست سوار جارو بشه و در قالب انسانیش پرواز رو تجربه کنه. اینطوری می‌شه که جاروی دوستشو قرض می‌گیره... خب در واقع بدون توجه به فریادهای بی‌پایانی که پشت سرش به هوا برمی‌خاست، جارو رو کش می‌ره!

تصورش سخت نیست که چطور بعد از بدست آوردن جارو بلافاصله روش شیرجه می‌زنه و به سرعت تو آسمون اوج می‌گیره... نه خب نمی‌گیره. خیلی شیک با دیوار خونه برخورد می‌کنه و جارو به دو نصف که نه، بلکه شصت تیکه‌ اون هم از نوع غیرمساوی تقسیم می‌شه!

مسلما اولین چیزی که در این مواقع به ذهن هر جادوگر و ساحره‌ای خطور می‌کنه استفاده از طلسم ریپاروئه. و بله! لینی هم از این قاعده مستثنی نیست. اما چه فایده که شدت وخامت اوضاع جارو بیش از این بود که بتونه مجددا به زندگی برگرده.

و حالا لینی مونده و دوستش که یک ساعت برای برگردوندن جارو بهش وقت داده. دستشو تو جیبش می‌کنه تا ببینه چقد گالیون داره و حداقل برای خرید یک جاروی غیر پرنده‌ی مشنگی کافی هست یا نه؟ اما دست کردنش تو جیب همانا و چسبیدن تارهای عنکبوت به دستش نیز همانا! خبری از حتی یه نات هم نبود، چه برسه به گالیون.

لینی آهی می‌کشه و در حالی که سنگی رو نشون کرده بود و مدام با پا به جلو شوتش می‌کرد، بر روی سنگفرش‌های خیابون قدم می‌ذاره و جلو می‌ره. یک نگاه به منظره‌ی اطراف کافیه تا ذهن ریونی لینی به سرعت شروع به کنکاش کنه. همه جا از درخت پر شده بود؛ و حدس بزنین جارو از چی ساخته می‌شه؟ بله چوب! لبخندی بر لب‌های لینی نقش می‌بنده و به سمت درخت کاجی که بهش چشمک می‌زد حرکت می‌کنه...

دقایقی بعد:

لینی گوشه‌ای نشسته بود و با چاقوی تیزی در حال تراشیدن تکه چوبی دراز بود. به نظر می‌رسید لینی درس حرفه‌وفن در دوران راهنمایی رو به خوبی پاس کرده بود! بعد از اینکه چوب جارو تا حد ممکن از حالت چند ضلعی(!) در میاد و لبه‌هاش گرد می‌شن، به سراغ اره مویی می‌ره. شاید انداختن یک سری طرح خوشگل و ژیگول روی جارو، می‌تونست دوستشو از داشتن یه جاروی نو بیش از پیش خوش‌حال کنه.

لینی در حالی که از شدت تمرکز زبونش بیرون زده بود، اره مویی رو با دقت و ظرافت تمام از داخل جارو بیرون می‌کشه و به شاهکار هنری‌ای که ساخته بود خیره می‌شه. باورش نمی‌شد که به ذهن هیچ‌کس نرسیده بود که برای تزئیتات می‌تونه قسمتی از خود جارو رو ببره.

البته که لینی رنگ‌آمیزی جارو رو فراموش نمی‌کنه و مقادیری گواش(!) برمی‌داره و شروع به رنگ کردن جارو می‌کنه. حتی دم جارو رو طوری طراحی می‌کنه که شاخه‌های وسطش دراز و هرچی به اطراف میان کوتاه‌تر بشن. اصلا خلاقیت بود که از این بشر چکه می‌کرد!

بعد از اجرای چندین طلسم که مستقیما از تو کتابی می‌خوند و روی جارو به اجرا در میاورد، تو ذهنش لحظه‌ای رو تصور می‌کنه که دوستش سوار بر جارو اوج می‌گیره و استعدادیابان اونو می‌بینن. صد در صد که تو ذهن لینی استعدادیابا به دنبال مهارت کوییدچ دوستش نیستن، بلکه اونچه که تو ذهنش می‌گذشت نگاه خیره و تحسین‌برانگیز استعدادیابان به طراحی جاروی پرنده بود.

لینی در حالی که در این چنین خیالاتی غرق شده بود، جاروی پرنده رو تحویل دوستش می‌ده و با غرور می‌گه:
- پرواز کن ببین چی خریدم برات.

آیا لازمه اشاره کنم که اتفاقی مشابه با لینی برای دوست لینی رخ می‌ده و با یک ضربه‌ی جانانه به خونه برخورد می‌کنه؟ تنها تفاوتش اینه که اینبار جارو از وسط به دو نصف تقسیم نمی‌شه!

- اوپس. خب حداقل جاروت مقاومه و به این زودیا نمی‌شکنه.

لینی پیش از اینکه مجددا مورد ضرب و شتم (شطم؟) دوستش قرار گیره، با بیشترین سرعتی که داره از اونجا دور می‌شه.

2.
قالیچه‌ی پرنده واسه مشنگا بوده. حداقل تو داستانا متعلق به مشنگا بوده و همین برای جادوگرا افت داشته که بخوان به روشی مشابه با اونا پرواز کنن.
و اما بشکه... آخه بشکه؟ اگه بخوان تو بشکه بشینن و پرواز کنن که کلهم کوییدیچ به فنا می‌ره. تصور کنین طرف چطور می‌خواد دستشو در بیاره و کوافلو گل کنه یا اسنیچو بگیره و...
اگه هم بخوان تو بشکه وایسن تا مشکلات کوییدیچی رفع شه، خسته می‌شن خب! چقد سرپا وایسی آخه؟

بعد تازه بشکه مثل جارو چیزی نیست که راحت بتونی تهیه‌ش کنی و اینکه تو خونه‌ت داشته باشیش چیز عجیبی نباشه! خیلیم جاگیره! یه مشنگم با بشکه گیرت بندازه چه توجیهی داری براش؟ حداقل جارو دستت باشه سریع ادای زمین تمیز کردن در میاری و طرفو می‌پیچونی بره. ولی بشکه چی؟

3.
خودشه! بگیرش در نره.

4.
چیست؟ :missbalck:
باید بگی کیست.
من هستم! من! نگاه کن! هروقت بخوام آدم می‌شم، هروقت بخوام پیکسی می‌شم. بعله با اجازه‌تون جانورنما تشریف دارم.
خیلیم جانورنما شدن مهارت خفنیه که نصیب هرکسی نمی‌شه. اصلا هم از خودم تعریف نکردم.
ازونجایی که ما خیلی خفنیم، وزارت سحر و جادو این حرکتو غیرقانونی اعلام کرده و لازمه که حتما اگه جانورنمایی خودتو لو بدی و ثبت بشی. چشم ندارن موفقیت مارو ببینن که.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: یکشنبه 20 تیر 1395 00:42
نمایش جزئیات
آفلاین
1-یک رول کوتاه در مورد ساختن جارو توسط خودتون بنویسید (20 امتیاز)

- ببخشید خانم استالکر.
- بله؟
- میخواید من براتون جلو درتون رو جارو کنم؟
- بله البته.

اورلا با لبخندی جارو خانم استالکر ماگل را گرفت و زن هم بی خبر از همه جا خوشحال وارد خانه اش شد. به سی ثانیه نیز نرسید که عقاب به خوابگاهش، ریونکلاو آپارات کرد.

خوابگاه ریونکلاو

- خب اینم جارو.

فلش بک- کلاس پرواز و کوییدیچ

استرجس بعد از دادن درس پرواز به سمت تخته رفته و با چوبدستی اش روی آن یادداشت کرد:
برای تکلیف یک جاروی دست ساز بیارید

پایان فلش بک


اورلا پس از ناسزایی به استرجس برای این تکلیف دادنش(روله ها جدی نگیرید شما) جارو را روی زمین گذاشت و سپس کیسه ای را به سمت خودش کشید و دستش را در آن کرد.
- این پر پرنده ی جادویی... پودر پرواز...

اورلا مکثی کرد و سپس زیر لب گفت:
- فقط کاش حرف فروشنده هه درست باشه. چی گفت؟ آها... گفت پودر رو روی هرچیزی که بریزی اون شئ قابلیت پرواز پیدا میکنه. امیدوارم راست گفته باشه. :worry:

و بعد سرش را به نشانه ی "بیخیال بابا" تکان داد و دوباره دستش را در کیسه کرد و آخرین مورد برای ساخت جارو را بیرون آورد.
- و البته رنگ آبی نفتی برای خوشگل کردن جارو.

بعد نیم ساعت کار کردن اورلا روی جارو بیچاره و در آوردن آن شی زیبا به این، با لبخندی رضایت آمیز به جارویش نگاه کرد.

- اسمم به عنوان سازنده ی جاروی پرنده ی ثبت میشه.

اورلا جارو به دست از خوابگاه ریونکلاو بیرون رفت و در حیاط هاگوارتز ایستاد. یکی از پاهایش را آن طرف جارو انداخت و به خوبی و خوشی پرواز کرد. همه ش که نباید جارو ها بترکن



2-چرا از قالی پرنده و یا بشکه پرنده در زمان قدیم استفاده نشد برای پرواز و به جای آن از جارو استفاده شد ؟ توضیح دهید (5 امتیاز)


شاید من اشتباه میکنم اما پروفسور به نظرم قالیچه ی پرنده و بشکه ی پرنده در شرق استفاده میشدند اما جادوگران غربی به دلایل ذیل از اونا استفاده نکردند. (کتابو قورت دادم کلا)
جادوگران غربی باهوش بودند و به این فکر افتادند که اگر ماگل ها از سحر و جادو با خبر شودند دیگر با ساحرگان و جادوگران ارتباط برقرار نمیکنند برای همین از وسیله ای استفاده کردند که داشتنش در هرخانه ای طبیعی باشد و ماگل ها با دیدن آن جادوگر یا ساحره را سوال پیچ نکنند، و چه وسیله ای بهتر از جارو؟

3- یک نقاشی با نرم افزار paint از یک جارو اولیه بکشید (5 امتیاز)


تصویر تغییر اندازه داده شده


4-آنیماگوس چیست ؟ (5 امتیاز)

من منظور شما رو تازه از این سوال فهمیدم و فکر میکنم که همچینم این سوال یه سواله متفرقه نیس.
آنیماگوس یا جانورنما ،جادوگران یا ساحرگانی هستند که به اختیار خودشان به حیوانی که دوست دارند تبدیل میشوند اما فقط به یک حیوان مشخص و باید نام خود را در وزارت خانه ثبت کنند.
اما ربط آنیماگوس به کوییدیچ...
طبق کتاب کوییدیچ در گذر زمان، در زمان های خیلی دور جادوگران اروپایی تنها به پرواز کردن به شکل پرندگان راضی نبودند چرا که کسی که به شکلی پرنده ای در می آید مغز او نیز به شکل همان پرنده میشود (تکذیب میکنم، البته عقاب حیون باهوشی ـه کلا ) و به همین دلیل بود که جادوگران اروپایی و غربی به فکر درست کردن جارو های پرنده افتادند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اورلا کوییرک در 1395/4/20 0:53:57
ویرایش شده توسط اورلا کوییرک در 1395/4/20 0:58:33
ویرایش شده توسط اورلا کوییرک در 1395/4/20 1:08:13
خودم، آخرین چیزی بودم که برایم باقی می‌ماند تصویر تغییر اندازه داده شده

Onlyتصویر تغییر اندازه داده شدهaven
تصویر تغییر اندازه داده شده

پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 19 تیر 1395 16:13
نمایش جزئیات
آفلاین
1- یک رول کوتاه در مورد ساختن جارو توسط خودتون بنویسید (20 امتیاز)

تلوزیون جادویی پس از چند دقیقه نشان دادن برفک و پخش صداهای عجیب، بالاخره تصویر را نشان داد.

دای با لبخندی که هر لحظه بیشتر بر وسعت آن افزوده می شد وارد کادر شد.
- آیا از کوتاهی جاروی خود رنج می برید؟ آیا شخصیت خود را بنا بر یک جاروی سخن گو ساخته اید؟! با ما تماس بگیرید!

دای محو و کادری صفحه را در بر گرفت.

جاروفروشی دای و لاله به جز اصغر
0277 907 909


پنج صبح- جنگل

- کاری نداره که، الان به این جاروهایی که خریدیم یه طلسم دسته جمعی می زنم درست می شه.

مرلین رفتگان شما را هم بیامرزد.

2-چرا از قالی پرنده و یا بشکه پرنده در زمان قدیم استفاده نشد برای پرواز و به جای آن از جارو استفاده شد ؟ توضیح دهید (5 امتیاز)
چون بشکه شیک نبود! قالی پرنده هم کنترل نمی شد. بافت فرشو که نمیشه درست در دست گرفت.

3- یک نقاشی با نرم افزار paint از یک جارو اولیه بکشید (5 امتیاز)
تصویر تغییر اندازه داده شده


4- آنیماگوس چیست ؟ (5 امتیاز)(ویژه دانش آموزان رسمی)
این افسون توسط یک جانورنما (آنیماگوس) برای این که به شکل حیوانیش دارآید، یا از شکل حیوانیش برگردد به اجرا در می آید. گاهی اوقات شکل حیوانی، بستگی به فرم جانورنمایی ساحره یا جادوگر دارد. جانورنما شدن کاریست با پیچیدگی و خطر بالا.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

the hunger game | 2012 | Gary Ross


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 19 تیر 1395 14:11
نمایش جزئیات
آفلاین
1- یک رول کوتاه در مورد ساختن جارو توسط خودتون بنویسید (20 امتیاز)

- نمیشه اقا، جاروهاتون باید توقیف بشه. شما مجوز ندارید.
- یعنی چه؟ پس این چیه تو دستای من؟
- این مجوز برای بریتانیا هستش. نه ایتالیا.
کنت الاف همچنان داشت با مسئول فرودگاه صحبت میکرد و اعضای تیم کوییدیچ اسلیترین با غم به جارو هایشان نگاه میکردند که حالا توقیف شده بودند. خیر سرشان امده بودند اردوی اماده سازی در ایتالیا و شرکت در جام شهدای ریتزولی!

- متاسفم بچه ها. نمیتونیم سوار اینا بشیم. دولت ایتالیا اینا رو ممنوع اعلام کرده.
- خو بریم یه سری دیگه بخریم.
- حاجی ظاهرا ملتفت نیست. دفتر استر رو خالی کردم تا بتونم پول همین جارو ها رو هم جور کنم.

اعضای تیم با نگاه های خالی هم دیگر رو نگاه میکردند.
- بریم یه چیزی بزنیم بلکه مخمون وا شه!

کافه ی فرانچسکو- رم

- نمیتونیم قاچاقی جارو وارد کنیم؟
- میخوای پروانه تیم برای بقیه مسابقات هم لغو بشه؟ هوففف. بدون جارو کاری نمیشه کرد. باید برگردیم به....
- درست شنیدم؟ جارو؟
اعضای تیم به سمت صدای جدید برگشتند. در سمت راستشون فردی شنل پوش و ماسک زده ایستاده بود.

- شما؟
- فلورنزی صدام میزنن. تو کار کوییدیچم. چندتا جارو میخواین؟
- مهم نیست چندتا میخوایم. شما برای پاتیل و فندک هم جارو میسازین؟
- شرمنده اخلاق ورزشیت.
بلاتریکس با ارنجش ضربه ای به پهلوی هکتور زد و گفت:
- اونا مهم نیستن. یه کاریشون میکنیم.
- پاشین. پاشین بیاین کارگاه براتون بسازم.

دهاتی اطرف رم- کارگاه

- مطمئنی این کار درسته؟ :worry:
- اره بابا، خطری نداره. کافیه این ورد رو بخونم اونوخت...

چند روز بعد، استادیوم

- بنام مرلین ممنان. خوش امدین به مسابقه ی بین دو تیم ناپولی و پالرمو. همانطور که مشاهده میکنید اعضای دو تیم بازوبند مشکی بدست کردند تا ناراحتی خودشون رو نسبت به فاجعه ای که برای تیم کوییدیچ اسلایترین انگلستان بوجود اومده نشون بدن. مرلین بیامرزدشان!

2- چرا از قالی پرنده و یا بشکه پرنده در زمان قدیم استفاده نشد برای پرواز و به جای آن از جارو استفاده شد ؟ توضیح دهید (5 امتیاز)

شما فرض کن سوار بشکه بشی پرواز کنی. وجدانا خنده دار نیست؟ جواب درست؟
خب وقنی سوار بشکه() یا قالی پرنده میشید فضایی که اشغال میکنید بشدت بالا میره نسبت به جارو. بنابراین احتمال دیده شدن توسط مشنگ ها هم بالا میره و اون وقت خر بیارو؟ باقالی بار کن.

3- یک نقاشی با نرم افزار paint از یک جارو اولیه بکشید (5 امتیاز)


تصویر تغییر اندازه داده شده


4- آنیماگوس چیست ؟ (5 امتیاز)(ویژه دانش آموزان رسمی)

پروفسور مک گونگال انیماگوس ثبت شده است و سیریوس بلک آنیماگوس ثبت نشده. متوجه شدید با بیشتر توضیح بدم آنیماگوس همان جانور نماست؟
البته جانورنما شدن کاری بس مشکله که ربطی به کلاس کوییدچ نداره!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 19 تیر 1395 13:52
نمایش جزئیات
آفلاین

1-یک رول کوتاه در مورد ساختن جارو توسط خودتون بنویسید (20 امتیاز)

- خب... اینم از جارویی که از مغازه ی مشنگی خریدم. فقط باید اون وردی رو که رز گفت رو روش اجرا کنم.

فلش بک

- یه کاغذ پوستی درباره ی ساخت جاروی پرنده ای که خودمون ساختیم؟! خب من چمیدونم چجوری جارو می سازن! :worry:
- بابا کاری نداره که! اول یه جاروی مشنگی میخری، بعد یه ورد میزنی بهش، میشه جاروی جادویی!
- چه وردی؟
- مجیکبروممیکر!
- ها؟!
- چی ها؟!
- دوباره بگو ورده رو. مجیک چی؟
- یادم نمیاد. من گفتم؟
-

پایان فلش بک


- پریگنو؟ نه نه. اون برای آتیش زدن بود... آگا ينو افري فري موري؟ نه. اینم برای آتیش زدن بود... مافلیاتو؟ ریله شیو؟ آناپندو؟ ریداکتو؟ فرگاتن تينگ؟! نه اولش مجیک داشت. اَ لامصب چی بود اون طلسمه؟!

نفس عمیقی کشید.

- خودم می سازم خب.

قلم پر را برداشت و شروع به نوشتن کرد.

- مجیک... خب یه کلمه ی لاتینه. بقیشم لاتین می نویسم. مجیک به معنای جادویی...

معادل انگلیسی کلمه ی جارو را در گوگل ترنسلیت سرچ، و در برگه یادداشت کرد.

- بروم...

سپس معادل کلمه ی ساختن را سرچ کرد.

- میکر.

به سمت جارو رفت. چوب دستی را به سمت جارو گرفت و با خونسردی و اعتماد به نفس کاذبی کلمات را ادا کرد:
- "مجیک برم میکر"

پتق قپتت تپق قپت...
بووووووم!




2-چرا از قالی پرنده و یا بشکه پرنده در زمان قدیم استفاده نشد برای پرواز و به جای آن از جارو استفاده شد ؟ توضیح دهید (5 امتیاز)
مشخصه دیگه. چون اگه از قالی پرنده استفاده می کردن، یه جورایی تقلید می شد از اونایی که اول قالی پرنده رو بوجود آورده بودن. و اونطوری اصن کیف نمی داد.
اگر هم از بشکه استفاده می کردن، راحت نبود! نه پنجره داره، نه تهویه هوا. بزرگه و جاگیر. امکان تصادفات هوایی موقع پرواز رو هم افزایش میده. مضحک هم هست تازه! و اینکه ممکنه یه نفر یکم عریض و بزرگ باشه. و خب جا نشه تو بشکه! همه ی این احتمالات رو میشه براش در نظر گرفت.
و اینکه خب جارو کاربردهاش هم بیشتره. جارو کردن، پرواز، فشردن دکمه ی روشن و خاموش تلویزیون در فاصله ی زیاد و در صورت در دسترس نبودن کنترل، و غیره و غیره و غیره!

3- یک نقاشی با نرم افزار paint از یک جارو اولیه بکشید (5 امتیاز)
تصویر تغییر اندازه داده شده

همونطور که مشاهده می فرمایید کاملا اولیه ست و فاقد هیچگونه آپشنی!

4-آنیماگوس چیست ؟ (5 امتیاز)(ویژه دانش آموزان رسمی)
جانور نماهایی هستن که هروقت اراده کنند میتونن حیوون بشن و در بقیه موارد انسانند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 19 تیر 1395 00:30
نمایش جزئیات
آفلاین
1- یک رول کوتاه در مورد ساختن جارو توسط خودتون بنویسید (20 امتیاز)

- یه کم چوب درخت آلبالو، دو کیلو چشم وزغ شاخدار، دو تا منوی مدیریت... این ها را در پاتیل ریخته و شش دور به دور پاتیل میگردیم!

هکتور بعد از ریختن هر چه دم دستش بود درون پاتیل، برخاست و مشغول گشتن به دور پاتیل شد.
- یک و یک و یک! دو و دو و دو! سه و سه و سه! ساخت معجون هکتوووره!
هکتور جهت حرکتش و به واسطه آن متن آوازش را هم تغییر داد.
- معجونهههه، اونجا نشسته، جوش میخورهههه، بخار میکنه، دود میکنهههه... نمیدونه چه کنه با آتیییییییش!

دقایقی چند با همین روش گذشت و هکتور به جای شش دور بیش از چهارصد دور اطراف پاتیل گشت و شعر های مختلفی از یه توپ دارم قلقلیه تا ایا یا ایها الساقی را به زبان معجونی خواند. بلاخره پس از همه این گردش ها ویبره زنان به سمت پاتیل رفت.

درون پاتیل معجونی سبز و آبی میجوشید و هر از گاهی صدای جیغ از معجون به گوش می رسید و به دنبال آن یک جاروی مینیاتوری از پاتیل بیرون میپرید و دوباره به درون آن شیرجه میزد. چهره هکتور مثل همیشه راضی به نظر میرسید.

- بلاخره معجون ساخت جارو رو ساختم! حالا باید ببرم بدم استر بخوره تا ببینه اینجوری جاروی خودمو ساختم!

ساعاتی بعد- دفتر مدیریت مدرسه

- استر!
- 50 امتیاز از اسلیترین کم میکنم چون بدون در زدن وارد شدی، 40 امتیاز کم میکنم چون منو به اسم کوچیک صدا زدی، ویبره هم زیاد میزنی 10 امتیاز هم به خاطر این کم میکنم.
- استر من برای صلح اومدم. دو تا لیوان نوشیدنی آوردم با هم بزنیم.
- پیشنهاد رشوه به مدیریت؟ ضمن کسر 20 امتیاز دیگه از اسلیترین میتونی نوشیدنی رو بیاری بخوریم.

هکتور ویبره زنان نوشیدنی را به دست استرجس داد و او یک نفس نوشیدنی را سر کشید!
هکتور ویبره زنان منتظر شد... و منتظر شد... و بیشتر منتظر شد... و حتی بیشتر... و باز هم بیشتر...

هکتور:
استر:

هکتور که نا امید شده بود آهی کشید و گفت:
- من دیگه میرم سر کارام استر!

هکتور هنوز در را پشت سرش نبسته بود که...
بـــــــــــوم!

هکتور:

2- چرا از قالی پرنده و یا بشکه پرنده در زمان قدیم استفاده نشد برای پرواز و به جای آن از جارو استفاده شد ؟ توضیح دهید (5 امتیاز)

جادوگران و ساحره ها زیرک و باهوش بودند و می دانستند که اگر همسایه های مشنگشان از کم و کیف نیرو های آن ها آگاه شوند در پی بهره کشی از آن ها بر می آیند بنابراین مدت ها پیش از اجرای قانون بین المللی رازداری جادوگری از معاشرت با افراد غیر جادوگر اجتناب می ورزیدند. آن ها وسیله ی پرنده ای را می توانستند در خانه نگه دارند که وسیله ای عادی و پیش پا افتاده بوده و مخفی کردن آن آسان باشد. جاروی دسته بلند برای این کار از هر وسیله دیگری مناسب تر بود.
3- یک نقاشی با نرم افزار paint از یک جارو اولیه بکشید (5 امتیاز)

تصویر تغییر اندازه داده شده


4- آنیماگوس چیست ؟ (5 امتیاز)(ویژه دانش آموزان رسمی)

آنیماگوس یا جانورنما جادوگران یا ساحره هایی هستند که با تلاش و مشقت بسیار راهی پیدا کردند که بتوانند به اختیار خود به شکل یک جانور نما در بیایند. این کار غیر قانونی است و همه کسانی که جانور نما هستند باید به اداره سو استفاده از جادو بروند و نام خود را در فهرست جانورنمایان درج کنند. در قرن اخیر فقط 7 نفر به طور قانونی جانورنما شدند. کسانی هم هستند که نام خود را ثبت نکرده اند و جانورنمای ثبت نشده به شمار می آیند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: جمعه 18 تیر 1395 22:56
نمایش جزئیات
آفلاین
1-یک رول کوتاه در مورد ساختن جارو توسط خودتون بنویسید (20 امتیاز)

فلش بک به لیگ کوییدیچ زمستانی، وزارت سحر و جادو، رختکن تیم کوییدیچ تنبل های زوپسی:

- یعنی چی؟ حالا ورزشگاه درسته در حال تعمیره، ولی جاروهامون به چه کار غولا میاد؟!
- آرسینوس، ببین... وایسا من توضیح بدم...
- بخوره تو سرشون این تعمیرات!
- آقا... یه دیقه صبر کن خب.

همین که آرسینوس دست سیوروس را از روی شانه اش کنار زد که برود سمت خروجی رختکن، یک عدد پاتیل مستقیما خورد توی سرش و او به زمین خورد.
- کی معجون صبر کردن میخواست؟
- آرسینوس میخواست.
- شما رو میشناسم؟

هکتور و اسنیپ پوکرفیس شدند. اما این حالت زیاد طول نکشید. اسنیپ به فکر رفع بحران بود. اسنیپ مدیری بسیار مدبر و کار درست بود. نتیجتا گفت:
- خب، الان جاروهامون که اینجا انبار کرده بودیم توسط معاون آرسینوس به سرقت رفتن. باید یه حرکتی انجام بدیم. مسابقه دیر میشه ها.
- ریگولوس جارو هارو کش رفته؟
- آره، رفته باهاشون یه بسته چیپس مزمز خریده. یارو هم ظاهرا قیافشو دیده، چیپس خالی انداخته بهش.

آرسینوس به آرامی به سوی پنجره باز رختکن رفت تا خودش را به پایین پرتاب کند.
- من دیگه اینطوری اصن نمیتونم.

اسنیپ و هکتور به سرعت زیر شانه های او را گرفتند و در همین زمان ریگولوس بلک وارد دفتر شد.

- میکشمت! یکی اینو بگیره! قسم میخورم میکشمش!
- قبل از اینکه بزنم حس بویاییتو نابود کنم تو آزکابان هم گفته بودی که میخوای وزنه ببندی به پاهام و بندازیم تو اقیانوس.
- همون لوله جارو برقی رو میکنم تو... تو... آره! تو گوشت!

- جارو برقی!

آرسینوس بلافاصله متوجه شد.
آنها میتوانستند خیلی ساده جارو برقی هارا تبدیل به جاروی پرنده کنند. جا گیر بود. نا مطمئن بود، ولی بهتر از مواجهه شدن بدون جارو با حریف بود.

دقایقی بعد:

- هکتور، معجون تقویت جاذبه رو بیار ببینم.
- میخوای چیکار؟ هشت میلیون گالیون میشه!
- ریگولوس، ببرش سمت خزانه هکتور رو!

ریگولوس به سرعت یقه هکتور ویبره زن را گرفت و از اتاق خارج کرد...
آرسینوس به هفت جارو برقی قدیمی که اگر ضربه محکمی میخوردند به سرعت از هم متلاشی میشدند نگاهی کرد، سپس معجون را پاشید رویشان، ایستاد یک گوشه و به درگاه مرلین و زوپس دعا کرد که جارو ها به کار بیفتند. سپس همانطور که دعا میکرد آن را دید...
جارو ها روی هوا معلق شده بودند!

آرسینوس نیشش را در زیر نقاب باز کرد.
- من رفتم اختراع جارو برقی پرنده رو به معرفی شخصیتم اضافه کنم!

پایان فلش بک!


آرسینوس نیشخندی زد و دفترچه خاطرات جدیدش را که هنوز توسط ریگولوس کشف نشده بود، وارد رو بالشی اش کرد و دوباره به خواب عمیقی فرو رفت.

2-چرا از قالی پرنده و یا بشکه پرنده در زمان قدیم استفاده نشد برای پرواز و به جای آن از جارو استفاده شد ؟ توضیح دهید (5 امتیاز)

در زمان های قدیم، به دلیل غیر معمول بودن وسایلی همچون قالی و بشکه، که به راحتی هم توسط مشنگ ها دیده میشدند، جادوگران بلند شدند رفتند جنگل، و دیدند اگر بزنند درخت قطع کنند و جارو بسازند بهتر از این است که توسط مشنگ ها شناسایی شوند و به قتل برسند. پس به جاروی پرنده روی آوردند.


3- یک نقاشی با نرم افزار paint از یک جارو اولیه بکشید (5 امتیاز)

اینجاست
پروفسور.

4-آنیماگوس چیست ؟ (5 امتیاز)(ویژه دانش آموزان رسمی)

آنیماگوس اصولا چیز نیست پروفسور. من متوجه شدم شما این سوال رو به صورت کاملا انحرافی بیان کردید و آخرش از "چیست" استفاده کردید.
به هر صورت، آنیماگوس به شخصی گفته میشود که با تمرین فراوان و تمرکز، توانسته هنر تبدیل شدن به جانداران پرنده و حتی چرنده را بیاموزد. البته بسیار گفتنی است که تبدیل شدن به یک آنیماگوس پرنده کار بسیار سخت و طاقت فرسایی است و حتی آنیماگوس های پرنده ای نیز مشاهده شده اند که پس از تبدیل شدن حافظه شان را از دست داده اند و دیگر هیچگاه موفق به بازگشت به حالت اولیه خود نشده اند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: جمعه 18 تیر 1395 22:48
نمایش جزئیات
آفلاین
1-یک رول کوتاه در مورد ساختن جارو توسط خودتون بنویسید (20 امتیاز)

لوئیس ویزلی و آلبوس پاتر در کارگاه قدیمی فرد و جورج در خانه ویزلی ها نشسته بودند و کتاب های مربوط به جارو هارا زیر و رو میکردند.
- لوئیس؟ تو که میتونی با قدرتت پرواز کنی دیگه جارو پرنده می خوای چیکار؟!

- تو نمیدونی آلبوس.خیلی سخته.تمام مدت باید در حالت ایستاده باشی و باید مواظب باشی به هیچ چیز قابل اشتعالی برخورد نکنی!

- اگه اینطوریه باشه.حالا چطوری می خوای جارو رو درست کنی؟

- توی این کتاب نوشته هر جارویی سه بخش داره.بالا برنده که اون رو معلق میکنه، محرک که جارو رو تکون میده و شتاب دهنده که سرعت رو زیاد میکنه، ترمز هم که با کک کردن سریع سرعت ـه.

لوئیس چوب بلندی که کنارش بود را برداشت.چوبدستی اش را روی آن کشید و زیر لب وردی گفت.پس از آن چوب را بالا انداخت و متوجه شد که ساختن جاروی پرنده چندان هم سخت نیست.برای اینکه مطمعن شود حرکت هم میکند چند بار آن را به جلو و عقب پرتاب کرد و از نتیجه کار هم رازی بود.

- حالا نوبت محرک ـه.

لوئیس سر یک جارو را که قبلاً از یک جاروی معمولی کنده بود برداشت و با یک حرکت چوبدستی آن را به چوب چسباند.سپس چوبدستی اش را چند بار دور آن چرخاند تا محرک چوب جارویش را کامل کند.لوئیس بی درنگ شیع دایره مانند کوچکی را از روی میز قاپید و در انتهای شاخک های انتهای جاروی پرنده اش فرو برد و جارویش را کامل کرد.البته هنوز هم ریزه کاری هایی مانند صاف کاری باقی مانده بود.آلبوس سوت بلندی کشید و گفت:

- حالا کار هم میکنه؟

لوئیس هم در جواب شانه بالا انداخت.

2-چرا از قالی پرنده و یا بشکه پرنده در زمان قدیم استفاده نشد برای پرواز و به جای آن از جارو استفاده شد ؟ توضیح دهید (5 امتیاز)

این قسمت از کتاب کوییدیچ در گذر زمان گرفته شده:

جادوگران و ساحرگان بسیار باهوش و هوشیار بودند و میدانستند که اگر ماگل ها از نیروهای آن ها با خبر شوند خیلی زود سعی به تقلید از آنها میکنند.جادوگران باید وسیله پرنده ای میداشتند که در صورت دیده شدن آن توسط ماگل ها اتفاقی نیفتد و آن وسیله بسیار عادی باشد.جاروی دسته بلند بهترین گزینه بود.جارو وسیله ای ارزان و قابل حمل بود و در صورت دیده شدن هیچ نیازی به توضیح وجود نداشت.

3- یک نقاشی با نرم افزار paint از یک جارو اولیه بکشید (5 امتیاز)

تصویر تغییر اندازه داده شده


4-آنیماگوس چیست ؟ (5 امتیاز)(ویژه دانش آموزان رسمی)

انیماگوس همان جانورنما است.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: جمعه 18 تیر 1395 21:37
نمایش جزئیات
آفلاین
استرجس با قیافه ی داغون وارد کلاس شد !


صدای خنده ی هاگرید فضای کلاس رو پر کرد ....
استر بدون اینکه نگاهی به شخص خنده کننده بندازه گفت :
_ 100 امتیاز از گریفیندور کسر میشه !
_ هاگرید :
آرسینوس که پشت هاگرید نشسته بود زد بهش و گفت :
_بعد از کلاس دم آبخوری گریفیندور وایسا
_هاگرید : :baby-cute:
صدای استر باز هم به گوش رسید
_ خب همون طور که میدونید جلسه اول کلاس هستش و من ازتون توقع دارم که جلسه بعدی همه تکالیفتون رو تحویل داده باشین لینی 20 امتیاز ازت کم میشه چون بغل هکتور نشستی هک تو هم ازت 25 امتیاز کم میشه چون بغل لینی نشستی
_
_میریم سراغ تدریس ... همان طور که میدونید تا امروز هیچ افسونی اختراع نشده که جادوگران و ساحره ها را بتونه در شکل انسانی نگه داره و بتونن پرواز کنن . در زمان گذشته در هر خانه یک جاروی پرنده یافت میشد چون یک وسیله قانونی برای پرواز نشاخته میشد ! خب کی میدونه چرا از وسایل دیگه مثل قالی پرنده یا بشکه پرنده استفاده نشد !؟؟؟
همه به همدیگه نگاه میکردن و کسی پاسخی نمیداد ... هاگرید دهانش را باز کرد که پاسخ دهد ... ولی گفت ... آخ ...
آرسینوس همچین با مشت زد تو پهلوش که هاگرید رنگ به رنگ شد ...
استر ادامه داد :
دست به مهره حرکت حساب میشه 10 امتیاز دیگه هم از گریفیندور کسر میشه ...
جاروها در ابتدای امر توسط خود افراد در منزل تهیه میشد و هر کدام مزایا و راحتی خودشون رو داشتند البته این جارو ها معایبی نیز داشتند ...
خب فکر میکنم برای این جلستون بس باشه لطفا تکالیف زیر رو تکمیل کنید و برای جلسه بعد همراه خودتون داشته باشید

1-یک رول کوتاه در مورد ساختن جارو توسط خودتون بنویسید (20 امتیاز)

2-چرا از قالی پرنده و یا بشکه پرنده در زمان قدیم استفاده نشد برای پرواز و به جای آن از جارو استفاده شد ؟ توضیح دهید (5 امتیاز)

3- یک نقاشی با نرم افزار paint از یک جارو اولیه بکشید (5 امتیاز)

4-آنیماگوس چیست ؟ (5 امتیاز)(ویژه دانش آموزان رسمی)

------
از کتاب کوییدیچ در گذر زمان میتوانید کمک بگیرید !

جواب سوال 2 و 4 باید صحیح باشد تا شامل امتیاز شود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1395/4/18 21:45:45
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1395/4/18 22:28:45
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1395/4/25 9:15:55
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 شهریور 1394 23:20
نمایش جزئیات
آفلاین
نمرات جلسه چهارم

رز زلر: 26

پست خوبی بود اما همه ی پستت برای توضیح حلقه ها بود، پس زمین، توپ چی شد؟ مورد بعدی اینکه عجیب نیست دو تا درخت رو به روی هم دربیان؟ اونم یه شکل و یه اندازه؟ البته از این نمره کم کردم. به جز این مورد پست خوبی بود و سادگی اولین زمین کوییدیچ رو منتقل میکرد.

اوتو بگمن: 30

یه پست خوب و خلاقانه.

رون ویزلی: 23

رون؟ توصیف های خوبی بود ولی فقط صحرارو توصیف کردی که... حلقه؟ توپ؟ من تو تکلیفم زمین کوییدیچ خواسته بودم یعنی همه چی دیگه. دقت کن.

آرگوس فیلچ: 26

آرگوس عزیز توصیف های خیلی خوبی بود اما پاراگراف بندی رو رعایت نکرده بودی که یه مقدار خوندن پست رو سخت میکرد. یه چند جایی هم علامت های نگارشی مثل ویرگول نذاشتی. اشکالاتون کوچک و قابل رفع هستن.

جینی ویزلی: 27

جینی عزیز برای یک تازه وارد خیلی خوب بود ولی شما هم مثل فیلچ پاراگراف بندی رو رعایت نکرده بودید. یک عدد غلط املایی هم داشتید، مسدوم نه، مصدوم. شما هم اشکالات خیلی مهمی ندارید و به آسونی قابل رفع هستند.

لینی وارنر: 30

مگه نگفتم دیالوگ ننویسین؟ حیف که پستت خیلی خوب بود یه نمره رو بهت بخشیدم. نقاشی زمین کوییدیچتون هم اول فکر کردم برگه. :| در کنار هم پست و نقاشی خیلی خوبی بود. حرفی نمیمونه.

لاکریتا بلک: 30

پستتون یکم پیچیده بود خوشبختانه نقاشی بود که منظورتون رو بفهمیم.

ورونیکا اسمتلی: 30

یه رماتیسم مغزی خیلی خوب بود 30 حلالت.

ویکتور کرام: 28

به عنوان یه تازه وارد خوب نوشتین اما پاراگراف بندیتون ایراد داره غیر از این مورد همه ی بخش پستتون خوب بود، توصیف خوب، توضیح خوب، خلاقیت و موارد دیگه، شما هم اشکال مهمی پستتون نداره با یکم تمرین خوب میشه.

اورلا کوییرک: 29

شما نقد بالایی.



افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
به یاد گیدیون و هری.

قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی !!!‏
برای عشق !!!!
برای گریفیندور ‏.