اما همون طور كه مي دونيد، بزن و بكش آريانا هم با طلسم اکسپليارموس انجام مى شد. حتى بزن و زنده کن آريانا هم با اکسپليارموس انجام مى شد. حتى بزن و کارى نکن آريانا هم با اکسپليارموس انجام مى شد. همه ى کارهاى آريانا با اکسپليارموس انجام مى شد.

به همين علت چوبدستيش رو بالا برد و رو به اسلاگهورن که از حالا مى تونيم رحمت الله حسابش کنيم، فرياد زد:
- اکسپلياااارموووس!
طلسم نارنجي رو به قرمز و سبز رنگى از سر چوبدستى خارج شد و صاف خورد به اسلاگهورن.
سکوت
آريانا منتظر بود اسلاگهورن بميره. يا حداقل يه انفجارى رخ بده. آخه اکسپليارموساى آريانا هيچ وقت خطا نمى کنه.
باز هم سکوت
هيچ اتفاقى نيافتاد.
آريانا نااميد خودش رو روى نزديک ترين صندلى انداخت.
- ولى طلسماى من هميشه درست کار مى کنن.
در همين لحظه بقيه ي مرگخوارا فرا مى رسن. از دست آريانا عصبانين که بى خبر اسلاگهورن رو دزديده.
- آريانا صد دفعه گفتيم مغزت مثل طلسمات نباشه.
- واس چى اين کارو کردى؟

- خيلى خب دعواش نکنيد! حالا مرلين رو شکر اسلاگهورن سالمه.
مرگخوار مورد نظر ميره جلو تا اسلاگهورن رو تست کنه.
- خوبى؟ بهت که اکسپليارموس نزده ان شالله؟

- من کى ام؟
هيچى يادم نمياد. حافظه م رو از دست دادم. 
مرگخوارا:

اسلاگهورن:

اکسپليارموس آريانا:
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج





من به بقيه كاري ندارم.
I'm sick of psychotic society somebody save me
