جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

43 کاربر(ها) آنلاین هستند (26 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
38
مهمانان
5
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  94 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  204 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  217 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  306 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  208 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: معرفی آثار فاخر سینمایی (ژانر فانتزی)
ارسال شده در: پنجشنبه 17 اردیبهشت 1405 15:37
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده

Frankenstein


محصول: 2025
به کارگردانی و فیلم‌نامه‌نویسی: گیرمو دل‌تورو

کشتی‌ عظیمی در انبوهی از یخ‌ها به دام می‌افتد. ملوانان کشتی در میانه برف، مردی به شدت زخمی به نام ویکتور فرانکشتاین را پیدا می‌کنند و او را به داخل کشتی می‌آورند اما هیولایی نیز در پی او، به دنبال‌شان می‌آید و تا زمانی که او را باز پس‌نگیرد، تسلیم نمی‌شود. ما به همراه کاپیتان کشتی از زبان ویکتور خواهیم شنید که آن هیولا کیست و چرا او را رها نمی‌کند.
______________________________

از اثر جاودانه بانو مری شلی یعنی رمان فرانکشتاین، تا به امروز صدها اقتباس با داستان‌های گوناگون تولید شده اما چی این فیلم رو خاص می‌کنه و استاد معجون‌هارو وا می‌داره تا وقت باارزششو برای معرفی این اثر به ملت صرف کنه؟ فکر می‌کنم جواب مشخصه. کارگردانی مردی به نام گیرمو دل‌تور؛ کسی که احتمالا اگر مثل پاتر یه غول غارنشین نباشین، با فیلم‌های هزارتوی پن یا قله‌ای به رنگ خون با سبکش آشنا باشید. این کارگردان صاحب سبک می‌دونه که چطوری هنر خلق کنه. مردی که به کوچک‌ترین جزئیات صحنه و قاب‌بندی‌های دوربین اهمیت می‌ده. مردی که سالها و سالها با رویای ساختن اقتباس خودش از این رمان زندگی کرد تا بالاخره با پشتکار و صبر فراوان تونست رویاشو به واقعیت تبدیل کنه.

تک‌تک نماد‌پردازی‌های این فیلم مهمن. طراحی گریم و لباس بی‌نهایت زیبا و فکر شده هستن. تقریباً هیچ صحنه زائد و بی‌هدفی توی این فیلم دیده نمی‌شه. همه‌چیز با دلایل روان‌شناختی و هنری عمیقی در لایه‌های مختلف اثر قرار داده شده. توی این فیلم ما می‌تونیم نتایج عقده‌های روانشناسی در اعمال کاراکترهارو به خوبی ببینیم و بشناسیم و در ضمن اون، از این همه تصاویر چشم‌نواز هنری لذت ببریم.

یکی از چیزایی که از این فیلم می‌شه یاد گرفت کاراکترپردازیه. ما یاد می‌گیریم که حتی کاراکتر منفی هم باید دلایلی برای اعمالش داشته باشه و یاد می‌گیریم چطوری از زاویه دید اون به اتفاقات نگاه کنیم.

پاشید برید ببینید دیگه! شما که درس بخون نیستید و یه مشت تنبل و ول‌گردین، حداقل وقت‌تون پای یه فیلم درست و حسابی صرف بشه! بی‌هنر‌های دوعالم!
𝓣𝓱𝓲𝓼 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓱𝓮 𝓹𝓻𝓸𝓹𝓮𝓻𝓽𝔂 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓗𝓪𝓵𝓯 𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮
پاسخ به: معرفی آثار فاخر سینمایی (ژانر فانتزی)
ارسال شده در: شنبه 18 فروردین 1397 11:08
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده


Det sjunde inseglet

The Seventh Seal

مُهر هفتم



محصول ۱۹۵۷ - سوئد

شوالیه ای که از جنگ های صلیبی برگشته به وطنش با "مرگ" رو به رو میشه که چهره ای روشن داره و لباسی کلاهدار تنشه و به دنبالش اومده. شوالیه واسه عقب انداختن اجلش و همینطور برای داشتن فرصتی هر چند کوتاه برای نشون دادن نمونه هایی از خوبی آدما به مرگ، بهش پیشنهاد بازی شطرنج رو میده.

---

این فیلم اگه اولین نباشه احتمالاً یکی از اولین فیلمای اگزیستانسیالیستی محسوب میشه. بعضی دیالوگ های این فیلم واقعا سنگین و عمیق و تکان دهنده هستن. تعابیر به کار رفته در برخی پلان ها درباره مفهوم خدا و دعا آدمو یاد نوشته های تامل برانگیز برخی فلاسفه سنتی این تفکر درباره ایمان سرشار از تضاد و الهامات نسبتا محلی کارگردان میندازه. در حقیقت به تصویر کشیدن چهره ای از "مرگ" و همینطور آرزوها و نیازهای معناگرایانه خود شوالیه واسه رسیدن به یقین و حدی از معرفت، تلاش ها و بازتابی ازترس ها، امیدها، باورها و ایده ال های دوره های مختلف زندگی خود کارگردان محسوب میشدن برای رسیدن به یه جواب.

کارگردان در خلال فیلم با مطرح کردن یه سوال به شکل فلسفی قصد داره مخاطب رو به یه حقیقت نزدیک کنه. حقیقتی انکار ناپذیر: "اگر مرگ تنها قطعیت ممکنه، پس جایگاه خداوند این وسط چیه؟". در جریان کنکاش شوالیه، جواب لازم به مخاطب داده میشه هرچند که ظاهرا خود شوالیه هم متوجه نمیشه که به جواب رسیده یا اصلا درکش کرده. شوالیه در تمام مدت در تلاشه خدا رو پیدا کنه اما راها رو اشتباه میره. کارگردان خواسته برای ما خدا رو از پس پرده بکشه بیرون، البته جلوی چشامون به تصویر نمی کشه اونو، ولی ظاهرا قصد داره با دنیای مملو از تمثیلات بیننده رو مثل بازی شطرنج به فکر بندازه تا تلاش کنه مسیر خودشو پیدا کنه. اگر چه شوالیه مسیر رستگاری رو به مخاطب نشان میده ولی به نظر نمیرسه خودش اونو پیدا کرده باشه.

چیزی نمیگم ازش بیشتر و خواهشا بدون توجه به نقد ها و امتیازات کذایی فیلم رو ببینید. اگه همچنان بعد از دیدن این فیلم این پرسش براتون پیش اومد که کجاش در سینمای فانتزی جا داشت دقیقا، توصیه میکنم نه یک بار دیگه ده بار دیگه تماشا کنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فنگ در 1397/1/19 7:30:34
----------

پاسخ به: معرفی آثار فاخر سینمایی (ژانر فانتزی)
ارسال شده در: چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:57
نمایش جزئیات
آفلاین
مجموعه فیلم وکتاب های
#پرسی_جکسون
توالان توی خانواده ای وراحت و
بی دردسرزندگی کنی


اماوقتی یه خدای یونان توربچش
می کنه چه مادرچه پدرقضیه اش
دیگه فرق داره.اگه پسرزئوسی که دیگه سرورجهانی!پسرآتناعقل
زیادی داری واینجورچیز!اصن به
سانتوراینجورچیزاتبدیل بشی چی
ها؟هاگوارتزنداریم ها!ولی درهر
کشوریه کمپ داریم که آموزش اینجورچیزارومیدن عین هاگوارتز
توکوییدچ بازی نکن ولی پرچم تسخیرکن.من که میرم المپ ها!چوبدستی بروبابا،بازبان رومی این جاروروسرتون خراب کنید.بایه چیزمثل شمشیروزره به جای رداو کلاه انتخاب کن.انتخاب کن


پرسی جکسون داستان پسری دوازده ساله است که قبل ازاین که بفهمه کیه ناگهان دشمنان رو
حسابشوجامی اورداتوبوسی که باهاش می ره اردوباتسلیحات موز
ای که دیده بمبارون می کنه ولی
درآخرمیفهمه پدرش پوسایدون
خدای دریااست.توی کمپش یه
دوستان به اسم "آنابث"تالیا"و
"گراور"پیدامیکنه وعین هری
ماجراهایی برای خودش داره.

*توصیه می کنم که حتماکتاب ها
ی پرسی جکسون وفیلمهاش که
محصول آمریکااست ببینیدوبخون
اید.
چاکرشما:علی پاتر

افرادی که لایک کردند

هری پاتر.....پسری که زنده ماند




به آغوش مرگ بیا
پاسخ به: معرفی آثار فاخر سینمایی (ژانر فانتزی)
ارسال شده در: جمعه 26 خرداد 1396 10:52
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده




Mononoke-Hime (1997)
پرنسس مونونوکه (1997)

کارگردان:هایائو میازاکی
محصول: ژاپن

هنر انیمه سازی!

هر وقت که کارگردانی مثل میازاکی پای یک کار باشه، انتظار یه فیلم یا انیمیشن کامل رو داشته باشین. پرنسس مونونوکه یکی از کارهای این کارگردان بزرگه که پایین تر، کاربر یوآن () یکی دیگه از کاراشو معرفی کرد. انیمه، داستان شاهزاده ای رو روایت میکنه که وارد جدالی بین ارواح جنگل و ساکنای شهر آهنی می شه. نکته جذاب درباره داستان انیمه، اینه که نمی شه یه شخصیت کاملا منفی رو توی داستان پیدا کرد. هر دو طرف به نوعی سعی دارن از مردمشون محافظت کنن. این نکته به نظرم بزرگترین نقطه قوت فیلم و مشت محکمیه توی دهن کلیشه ها.
میازاکی تصمیم داشت این انیمه، آخرین کارش باشه و بعدش بازنشست بشه اما موفقیت بزرگ پرنسس مونونوکه اونو ترغیب به کار بعدیش، Spirited Away 2001، کرد. اون فیلم هم که به موفقیت رسید، تصمیم گرفت قید بازنشستگی رو بزنه و بشینه پای کارهای بعدیش. لازم به ذکره که پرنسس مونونوکه در زمان خودش، پرهزینه ترین فیلم سینمای ژاپن بود. باتوجه به کیفیت بصری بالای انیمه و زیبایی طراحی کاراکترها، هزینه فیلم توجیه میشه.

طبق افسانه های ژاپنی، صدای گرگ ها و سگ ها، همیشه مردانه و صدای گربه ها همیشه زنانه ست. دلیل اینکه صدای گرگ مادر توی نسخه ژاپنی، مردانه هست هم همینه. هرچند توی نسخه انگلیسی، یه صداگذار زن این نقش رو ایفا میکنه. به همین دلیل بهتره سراغ نسخه ژاپنی انیمه برین.

خلاصه اینکه انیمه خوبیه. ببینین اگه می بینین.

افرادی که لایک کردند


Take Winky down to the Mosalsal City, where the grass is mosalsal and the mosalsals are MOSALSAL
پاسخ به: معرفی آثار فاخر سینمایی (ژانر فانتزی)
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 فروردین 1396 04:30
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده


The Young and Prodigious T.S. Spivet

تی. اس. اسپیوِت جوان و حیرت‌انگیز


محصول 2013 - فرانسه، کانادا، استرالیا

تی اس دوازده ساله یه مخترع و نقشه‌کش ماجراجوئه. پس از فراز و نشیب های مختلف، مخفیانه از مزرعه‌ای در مونتانای آمریکا که در اون با پدر و مادر و خواهرش زندگی می‌کنه، بیرون می‌زنه و وارد سفری طولانی و هیجان‌انگیز میشه و عرض قاره رو با قطاری باری طی میکنه تا جایزه‌ای رو که یه انجمن علمی برای نبوغ اون در نظر گرفته، دریافت کنه...

---

یک ماجراجویی-درام زیبا ! این فیلم اگرچه ممکنه چندان از نظر فنی به ظرافت و زیبایی سایر آثار همین کارگردان تدوین نشده باشه، اما فضاسازی های بسیار زیبا و ایفای نقش بازیگران اون نقش مهمی در تقویت ش داشتن. عناصر فانتزی و خیال پردازی همچنان مانند آثار قبلی این کارگردان در افکار و ذهن شخصیت اصلی داستان گنجانده شده و مدام در خلال ماجراجویی ها اونو به دو راهی تردید و قطعیت سوق میده و با مفهوم توان تصمیم گیری و استقلال در تنهایی ها آشناش میکنه. مسائل و چالش های رفتاری و خانوادگی که پیش روی شخصیت های این فیلم قرار می گیره در نوع خودشون خیلی بامفهوم هستن و الزاماً فقط محدود به برداشت ها و سوءتفاهم های کودکان نمیشن.

این فیلم سرشار از دیالوگ ها و همینطور تک‌گویی های ارزشمنده. از جمله فیلم هایی هست که قبلاً هم اشاره کردم، به نوعی با اون زندگی خواهید کرد در حد همون یکی دو ساعت زمان پخشش. (صدارو بالا ببرین، موسیقی متنش دلنشین هست ). بطور خلاصه فیلم خوبیه. علیرغم برخی نقدهای منفی به ضعف های کارگردانی این اثر، این فیلم رو بین فانتزی-درام های خوب سال های اخیر میشه معرفی کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فنگ در 1396/1/22 4:35:47
ویرایش شده توسط فنگ در 1396/1/22 4:40:05
ویرایش شده توسط فنگ در 1396/1/22 10:55:12
----------

پاسخ به: معرفی آثار فاخر سینمایی (ژانر فانتزی)
ارسال شده در: یکشنبه 20 فروردین 1396 04:59
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده

Angel-A


محصول 2005 - فرانسه

آندره به امید به دست آوردن پول آسان به تازگی از امریکا به پاریس بازگشته. دوست دارد تا زندگی خود را از جرم و جنایت پاک کرده و زندگی تازه ای را به عنوان یک مرد درست کار در آمریکا شروع کند. اما تنها پس از چند ساعت اقامت در پاریس، طلب کارها رهایش نمی کنند و آندره خودش را آویزان از بالای برج ایفل می بیند...

-----

یک فانتزی-درام شاخص. خیلی نقدهای منفی زیاد شده بود ازش ولی یه سری نقدهای متفاوتی هم هستن که این فیلم جزو آثار ماندگار سینما دسته بندی می کنن. شخصاً کارگردان این فیلم رو یکی از اساتید بزرگ شخصیت پردازی در سینما میدونم و احتمالاً خیلی از شماها یکی دو تا دیگه از آثار مشهورش رو دیده باشین قبلاً. علیرغم اندک ضعف های کارگردانی و فنی، از نظر شخصیت پردازی با یکی از آثار فوق العاده زیبا مواجه خواهید بود. این فیلم به نوعی از ترکیب بسیار متفاوتی از داستان ها و شخصیت های سایر آثار سینمایی قدیمی تر الهام گرفته و یک اثر به شدت شاعرانه و قابل تامل رو خلق کرده. علت اصلی نقدهای منفی هم همین الهام گرفتن ها بوده و معتقد بودند اثر چندان متفاوتی اکران نشده.

فیلمبرداری سیاه و سفید و نماهای باز هم در تریکب با زیبایی شناسی کارگردان جلوه ی خاصی به این فیلم داده و حتی منتقدین مخالف رو هم وادار به تحسین کرده بود. به قدری فضای ساختاری فیلم توجه شمارو جلب خواهد کرد که گذر زمان رو در اون احساس نخواهید کرد. در این فیلم شما به شدت دچار سوء تفاهم و سوء برداشت های متفاوتی درباره رفتارهای اغوا کننده شخصیت فیلم خواهید شد و تا اواخر فیلم هم برای شما روشن نخواهند شد. در نتیجه بدون قضاوت حین نمایش فیلم، فقط تماشا کنید.

ممکنه بعضی ها بگن همین سوء برداشت ها باعث میشن این فیلم مناسب معرفی در اینجا نباشه و همه رده های سنی نتونن به خوبی استدلال درستی در موردش داشته باشند اما من توصیه میکنم خام قضاوت نکنید. به بیان بهتر، این فیلم یک داستان اخلاقی و پر از نکته های ارزشمنده که برای دادن درسش از به نمایش کشیدن حقایق تلخ چشم‌پوشی نمی کنه. بیخیال حواشی های انتهای ذهنتون بشین و دیالوگ های شخصیت ها و سرنوشت اونهارو دنبال کنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فنگ در 1396/1/20 5:08:42
----------

پاسخ به: معرفی آثار فاخر سینمایی (ژانر فانتزی)
ارسال شده در: جمعه 27 اسفند 1395 21:18
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده


نام انگلیسی: It's a wonderful life
برگردان: چه زندگی شگفت انگیزی! (زندگی شگفت انگیز است.)
سال اکران: 1946
خلاصه: جرج بیلی (جیمز استیوارت) مرد مهربان و مردم دوستی است که پس از ورشکست شدن تصمیم به خودکشی می‌گیرد اما فرشته‌ای به نام کلارنس مأمور می‌شود بر روی زمین برود و زندگی او را نجات بدهد...



رنگین ترین سیاه و سفید!

اکنون، دوران واقعا سختی است. فیلم ها شده اند یک مشت جلوه های ویژه و داستان بی سر و ته. خوب هایشان هم محدود شده اند به یک مشت فیلم ابرقهرمانی که اگرچه داستان اصلیشان چیزی قوی و پخته است، اما به محض اینکه بر پرده سینما اقتباس می‌شوند، روی صورت همه امیدهایمان تف می‌اندازند. واقعا دلیل موفقیت یا شکست هیچ کدامشان را نمی فهمم. همه شان یک چیزند. به محض اینکه ببینیدشان از یاد می‌روند. در این دوران سخت، دیدن فیلمی آرامش بخش و پرمفهوم، واقعا یک نیاز مهم است.
نمیدانم تعریفتان از فانتزی چیست. یک فیلم عجیب و غریب با هیولاها، داستان تخیلی زیبا، جادو و موجودات جادویی را فانتزی می نامید یا چیزی دیگر را. اما تعریفتان هر چیزی که باشد، این فیلم، آن را به کلی تغییر خواهد داد. و این فقط ژانر فانتزی نیست که در ذهنتان تغییر خواهد کرد. فیلم مذکور، تاثیری روی زندگیتان خواهد داشت که از هزارتا سخن بزرگان هم قوی تر است. فیلم، یک شاهکار است. باتوجه به زمان اکرانش، حتی از شاهکار هم فراتر می‌رود. فیلم، شما را می‌خنداند، می‌گریانَد، به فکر فرو می‌برد و کاری می‌کند که با تک تک شخصیت های آن خو بگیرید.
احتمالا تا مدت ها نمی‌توانید از تاثیر آن، خود را رها کنید. در یادتان می‌ماند و شاید هم تبدیل به بهترین فیلم فانتزی ای شود که تاکنون دیده اید. و تازه آن وقت است که می‌فهمید موسسه فیلم آمریکا واقعا حق داشته که آن را برای دوره ای، تاثیرگذارترین فیلم تاریخ سینما بداند.
جیمز استیوارت خیلی خوب توانسته به نقشش جان دهد. بطوریکه در سکانس های میانی، وقتی که شخصیت جرج بیلی کاملا خرد شده است، می‌توانید بیچارگی او را کاملا حس کنید.
دیالوگ ها، ساده و درعین حال فوق العاده جذاب هستند. می‌توانید هرکدام از آنها را که خواستید بردارید و به عنوان یک دیالوگ ماندگار، سرلوحه زندگیتان قرار دهید.
فیلم به زیبایی هرچه تمام تر توانسته کشمکش های درونی هر انسانی را در جرج بیلی جای دهد و در آخر، با امید و راهی که پیش پای بیننده می‌گذارد، تجربه فوق العاده ای را رقم زده. ایده فیلم در زمان خودش بسیار نوآورانه بود و افراد دیگر را هم بر آن داشت تا از ایده آن پیروی کنند. (شرک 4 مثلا! :همر: )

به هر حال، اگر تاکنون موفق به دیدن این فیلم زیبا و هنرمندانه نشده اید، پیشنهاد می‌کنم همین الان به سراغش بروید. مطمئن باشید هیچوقت از دو ساعتی که صرف دیدن آن می کنید، پشیمان نخواهید شد. و اگر معرفی کوچک من موفق به ترغیبتان نشده است، حتما نمرات درخشان فیلم شما را ترغیب خواهد کرد.

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط وینکی در 1395/12/27 21:24:48
ویرایش شده توسط وینکی در 1395/12/27 21:25:40
ویرایش شده توسط وینکی در 1395/12/27 21:27:10

Take Winky down to the Mosalsal City, where the grass is mosalsal and the mosalsals are MOSALSAL
پاسخ به: معرفی آثار فاخر سینمایی (ژانر فانتزی)
ارسال شده در: جمعه 27 اسفند 1395 17:35
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده

نام: دایه مکفی
کارگردان: کرک جونز
تهیه‌کننده: لیندزی دوران - اریک فلنر - تیم بوان
نویسنده: اما تامسون
بازیگران: اما تامسون(فکر کنم همون پرفسور تریلانیه) - کالین فرث - توماس سنگستر - کلی مکدونالد - آنجلا لنسبوری - الیزا بنت - جنیفر را دایکین - رافائل کولمن - ساموئل هانیوود - هولی گیبز - سلیا ایمری - ایملدا استنتون(همون بازیگر امبریجه) - درک جاکوبی - آدام گودلی
دایه مک‌فی (به انگلیسی: Nanny McPhee) فیلمی است محصول سال ۲۰۰۵ و به کارگردانی کرک جونز است. در این فیلم بازیگرانی همچون اما تامسون، کالین فرث، توماس سنگستر، کلی مکدونالد، آنجلا لنسبوری، الیزا بنت، جنیفر را دایکین، رافائل کولمن، ساموئل هانیوود، هولی گیبز، سلیا ایمری، ایملدا استنتون، درک جاکوبی و آدام گودلی ایفای نقش کرده‌اند.
در سال ۲۰۱۰ دنباله این فیلم با نام دایه مک‌فی و بیگ بنگ ساخته شد.
___________________________________________________________
تصویر تغییر اندازه داده شده

نام: دایه مکفی و بیگ بنگ
کارگردان: سوزانا وایت
تهیه کننده: تیم بوان - اریک فلنر
فیلمنامه نویس: اما تامسون
بازیگران: ریس ایفانز - مگی جیلنهال - ایسا باترفیلد - یوان مک‌گرگور - مگی اسمیت(مک گونگال خودمون) - بیل بیلی (اسمش تو حلقم ) - اما تامسون - رالف فاینس(همون ارباب لرد ولدمورت دیگه) - دنیل میز - نانسو آنوزی
دایه مک‌فی و بیگ بنگ (انگلیسی: Nanny McPhee and the Big Bang) که در کانادا و ایالات متحده آمریکا با عنوان دایه مک‌فی بازمی‌گردد اکران شد، فیلمی در سبک فانتزی به کارگردانی سوزانا وایت است که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد.
این فیلم دنباله فیلم دایه مکفی است.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: معرفی آثار فاخر سینمایی (ژانر فانتزی)
ارسال شده در: چهارشنبه 25 اسفند 1395 18:10
نمایش جزئیات
آفلاین
hiu bui یا نام فارسی ان شبحی در قصر ..شخصی به اسم هیو بوح سر یه شرط بندی میبازه.و بر اثر برخورد صاعقه به شبح تبدیل میشود.

پنج هزار سال در قصر زندگی میکند . تا این که نواده ی پادشاه قصر به قصر بر میگرده و قصر رو واسه ورود دختر مورد علاقه اش اماده میکنه

تا در جشنی که در این شب بر گذار میکند از او خواستگاری کند.اما هیو بوح طبق قوانین شهر اشباح باید او ها رو از اونجا فراری میداده وکارهای

جالبی برای فراری دادن اشخاص داخل قصر انجام میده.ولی نواده شاه قصر از اون نمیترسه و مجوز اونو اتیش میزنه .وقتی مجوزش اتیش

میگیره دیگه نمیتونسته از دیوار عبور کنه.تا اینکه نوه شاه پول کم میاره وبرای دردو دل پیش هیوبوح میره..هیوبوح بهش میگه گنج توی زیرزمین

قصره وچون مجوز من سوخته نمیتونم برم پیش اون ..نواده شاه به هیو بوح تقلب میروسنه ومتوجه میشه....


ببخشید بچه ها همشو بگم فیلم بی مزه میشه ولی به نظر من که تماشاش کنید واقعا قشنگه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز
پاسخ به: معرفی آثار فاخر سینمایی (ژانر فانتزی)
ارسال شده در: دوشنبه 23 اسفند 1395 00:50
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده
Sen to Chihiro no kamikakushi


نام انگلیسی: Spirited Away
نام فارسی: شهر اشباح (یا درست‌ترش: غیب‌شدنِ سن و چیهیرو)
سال ساخت: ۲۰۰۱
محصول کشور ژاپن

خلاصه‌ی داستان: ﺩﺧﺘﺮﮐﯽ ﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﭼﯿﻬﯿﺮﻭ، ﺑﺎ ﻭﺍﻟﺪﯾﻨﺶ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﻧﻘﻞ ﻣﮑﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ. ﺁﻥﻫﺎ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺭﺍﻩ ﺧﺎﻧﻪ‌ی ﺟﺪﯾﺪ ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺳﺮ ﺍﺯ ﺗﻮﻧﻠﯽ ﺩﺭ ﺟﻨﮕﻞ ﺩﺭ ﻣﯽﺁﻭﺭﻧﺪ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪﻥ، ﺁﻥﻫﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﮑﺎﻧﯽ ﺳﺮﺳﺒﺰ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﺻﻞ ﮔﺮﻣﺎﺑﻪ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺘﮕﺎﻩ ﺧﺪﺍﯾﺎﻥ ﻭ ﺍﺭﻭﺍﺡ ﺩﯾﻦ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺷﯿﻨﺘﻮ ﺍﺳﺖ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻭ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ، ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﭼﯿﻬﯿﺮﻭ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. در این بین، ﭼﯿﻬﯿﺮﻭ ﺑﻪ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﺗﺎ ﺳﺮﮐﯽ ﺑﮑﺸﺪ که ناگهان...

میدونم که انیمیشن ژاپنی (یا همون انیمه) توی فرهنگ ایرانیا خوب جا نیفتاده و چیز خیلی عامه‌پسندی نیس و طرفدارای خاص خودش رو داره و یا فوق فوقش تنها ذهنیت ملت از انیمه، فوتبالیست‌ها و میتی‌کومان و ایناس.
اما چه انیمه‌پسند باشین و چه نباشین، شدیداً توصیه میکنم که "شهر اشباح" رو ببینین. هر ساله انیمیشن‌های غربی (بدون استثناء) اُسکار میبرن ولی جالبه بدونین این شهر اشباح بود که اُسکار سال ۲۰۰۲ رو برد و جالب‌تر از اون، اولین انیمیشنِ دست‌سازی بود که اُسکار گرفت!
شهر اشباح، محصول استودیو جیبلی هستش. استودیویی که همه‌ی محصولاتش دست‌ساز هستن و اکثرشون رو هایائو میازاکی کارگردانی کرده و معرف حضور همه‌س. هنرمند خلاقی که میدونه چطوری روح و روان بیننده رو قلقلک بده و با ترکیب عناصری مثل تخیل و طبیعت، آثار نابی رو خلق میکنه. اگرچه "میکنه" رو باید به "میکرد" تبدیل کنم، چون میازاکی چند سالیه که از شغلش خداحافظی کرده.
بگذریم...
در مورد فیلم بگم که از همون اول شما رو میخکوب میکنه. اصلاً همون عنوان "شهر اشباح" و کاور تاریک و مرموزش کافیه که سراغش رو بگیرین.
فیلم از لحاظ افکت و طراحی و رنگ‌بندی، واقعاً آرامش و نشاط خاصی به بیننده میده.
توصیه میکنم که فیلم رو با زبان ژاپنی ببینین. حتی دوبله‌ی انگلیسی رو هم پیشنهاد میکنم بیخیال بشین. دوبله‌ی فارسی هم... همین بس که بگم از بس صدای کاراکترها و موسیقی پس‌زمینه توی دوبله‌ی فارسی بی‌کیفیته که انگار از هواکش میاد. پس حتماً با زبان ژاپنی و زیرنویس فارسی ببینین. موسیقی‌های پس‌زمینه‌ش عالیه. تیتراژ پایانیش اونقد به دلم نشست که از اون روز تا الآن، هر روز بهش گوش میدم.
کاراکترهای فیلم واقعاً در نوع خودشون جالبن. شخصیت اصلی، چیهیرو، دختری بسیار معمولیه و همین معمولی و ناآگاه بودنش باعث میشه که بیننده توی این دنیای تخیلی گم بشه و باهاش همراه بشه تا ببینه که چه خبره.
چیهیرو به مرور زمان با شخصیت‌های دیگه‌ای هم آشنا میشه. هاکو، پسری که به دلایلی طلسم شده و وقتی که کنترل خودش رو از دست میده، تبدیل به یه اژدها میشه. کاماجی، پیرمردی با شیش دست! و جالب‌تر از بقیه، یه شبح با نام No-Face که حرف نمیزنه و فقط آه و اوه و اَه رو به زبون میاره. شخصاً بگم که این شخصیت واقعاً منو تحت‌تاثیر قرار داد. اون احساسی که در طول فیلم نسبت بهش داشتم، مدام تغییر میکرد. اولش ازش ترسیدم، بعدش خوشم اومد، بعدش واقعاً ترسیدم، بعدش ازش متنفرم شدم، بعدش خوشم اومد دوباره و... هی احساسم عوض میشد.
در کل، دنیای عجیب غریبی داره این فیلم. سطح تخیلش در حد همین رماتیسم مغزی خودمونه. از اون فیلماس که دوس دارم چند بار دیگه هم ببینمش.
و دوباره توصیه میکنم که اگه میخواین نهایت لذت رو از شهر اشباح ببرین، حتماً با زبان ژاپنی ببینینش. با دوبله‌ی انگلیسی و فارسی، لذتش نصف میشه.

افرادی که لایک کردند

If you smell what THE RASOO is cooking!