جای لرد سیاه و دامبلدور عوض شده...روحشون رفته تو جسم همدیگه.
لرد سیاه به شکل دامبلدور تو محفله و دامبلدور به شکل لرد سیاه تو خانه ریدل ها.
وقتی می فهمن کاری از دستشون بر نمیاد، از یه طرف سعی می کنن با شرایط کنار بیان و از طرف دیگه، اعضای گروه مقابل رو به مسیری که خودشون دوست دارن هدایت کنن.
لرد و محفلی ها در هاگزمیدن و دامبلدور و مرگخوارا در زیرزمین خانه ریدل ها.
.....................
-ارباب من میدونم شما چرا اینجوری شدین... نوشیدنی خون شما کم شده! این نوشیدنی آتیشی خدمت شما!
سو در حال گفتن جمله آخر، سعی داشت نوشیدنی را به دست دامبلدور بدهد.
-نوشیدنی آتیشی نه سو... نوشیدنی فقط آب! تهش دیگه آب کدو حلوایی! این آشغال ها برای سلامتی ضرر جبران ناپذیری داره. ما در هاگــ... ما اینجا ضررهای جبران ناپذیر را تحمل نمیکنیم تامــ... تامام!

مرگخواران در بهت و حیرت غرق شده بودند.
-ارباب... چرا یه جوری شدین که نباید بشین؟... یه جوری انگار که مثلا...
دامبلدور جایز نمیدید که به مرگخوار اجازه کامل کردن حرفش را بدهد.
-من خیلی هم خوبم... هیچم یه طوری نشدم... برگردیم سر کارمون! خب... گفتین جرم این فرزند روشنایی چیه؟!

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج










پنینیِ ایثار و شهادت؟ آشِ دهنسوزِ اعتمادِ به اسنیپ؟ 