جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

32 کاربر(ها) آنلاین هستند (22 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
31 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] گورستان ریدل‌ها

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 21 فروردین 1399 00:26
نمایش جزئیات
آفلاین
-ارباب بد نیست خودتون هم یه ذره تلاش کنین ها!

-بده!

لرد سیاه که خیالش از بابت این مرحله راحت بود، دست و پایش را به مرگخواران سپرده بود.
ولی عنکبوت دوم با تلاش و کوشش خودش دست و پایش را بلند کرد و فریاد تشویق هوادارانش، فورا توسط مرگخواران خاموش شد.
-نمی شه. بر خلاف قوانینه. گفتن باید لرد باشه!

عنکبوت ناچیز بی مقدار کم ارزش، مغرورانه سرش را بالا گرفت.
-بودم خب! مدارکم تقدیم داوران شد.

لرد سیاه به طرف داوران برگشت.
-و شما هم قبول کردین؟

بلاتریکس و لینی با وحشت سرشان را به نشانه "بله" تکان دادند.

خشم، لرد سیاه را فرا گرفت!
-و فکر نکردین که این جا فقط یه ارتش سیاه داریم و اونم یه لرد داره که ماییم؟

داوران سرشان را به نشانه "نه" تکان دادند...وجدان کاری بر آن ها غلبه کرده بود.

-برنده این بخش، عنکبوته! طبق قوانین می تونه مرحله بعدی رو تعیین کنه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 24 اسفند 1398 15:17
نمایش جزئیات
آفلاین
در این هنگام عنکبوت دیگر لب به اعتراض گشود.
-خب الان من چیکار کنم؟!
-قبلا لرد بودی؟

عنکبوت با یکی از دست هایش(یا پاهایش!) سرش را خاراند.
-لرد که نه، ولی تو مدرسه سرگروه تیم سرود بودم، حسابه؟
-باید مدرک لردی داشته باشی، فقطم از دانشگاه هاروارد قبول میکنیم!

عنکبوت غرولند کنان به رختکن رفت، تاکسی اینترنتی گرفت و تا فرودگاه رفت، سپس با هواپیما به آمریکا رفته و به هاروارد رسید.
در تست ورودی قبول شد و دیپلمش را گرفت. سپس مراتب را طی کرده و مدارک لرد لیسانس، فوق لرد لیسانس، لردی و در نهایت پرو لردی را گرفت.
-وقتشه که برگردم به مسابقه!
...

-یاران ما، بیاید دست و پای دیگر ما را ببرید بالا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 1 اسفند 1398 14:57
نمایش جزئیات
آفلاین
همراه با یک دست و یک پای لرد عنکبوتی که توسط مرگخواران بالا و بالاتر برده می شد صدای تشویق های حضار هم افزایش پیدا می کرد. لرد تشویق شدن را بسیار می پسندید.
-بازم دست و پایمان را بالاتر ببرید.
-چه میکنه این بازیکن.
-هیچ عنکبوتی نمی تونست دست و پاشو انقدر بالا ببره.
-باور نکردنیه.

لرد با چشم هایش نگاهی پر غرور نثار جمعیت کرد.
-بازم بالاتر...بالاتر.
-ارباب؟ از این بیشتر نمیره ها.
-از دستور ما سرپیچی می کنید؟
-نه...امم...کی گفت نمیره؟ شما از چنان قدرت بدنی برخوردارین که دست و پاتونو تا آسمون می تونیم بالا ببریم. ببینید...

قررررچ

-یک جفت دست و پای ظریف ما را کندید؟
-چیز...ارباب نگران نباشید اصلا ها. شما اصلا بی دست و پا نیستین! اتفاقا چیزی که زیاد دارین دست و پائه.
-
-خب...می تونیم بجاشون خلال دندون بذاریم.
-لابد بعدش هم یک چشم از هزار چشممان را کور می کنید و چشم بند مشکی می گذارید و ما را به شکل یک "عنکبوت دزد دریایی" در می آورید!
-اینم بد فکری نیستا.
-

لرد می خواست برنده مسابقه باشد و هنوز هم چند دست و پای ذخیره دیگر داشت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 20 بهمن 1398 18:16
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه:

یه عنکبوت لرد سیاه رو نیش زده و لرد تبدیل به عنکبوت شده. در فاصله ای که مرگخوارا دنبال راه حلی برای حل مشکل می گردن، بلاتریکس و لینی ترتیب یه مسابقه ترتیب می دن. قراره لرد تو این مسابقه برنده بشه...ولی رقیبش که یه عنکبوت واقعیه نمی خواد ببازه! می خواد برنده بشه و برای خانوادش افتخارآفرینی کنه.
با وجود تقلب ها و طرفداری های داورای مرگخوار، عنکبوته هی داره برنده می شه!
بلاتریکس دستور می ده که هر عنکبوتی که قبلا لرد بوده دست و پاشو بالا ببره و علاوه بر بردن این مرحله، مرحله بعد رو هم تعیین کنه.
لرد به مرگخوارا دستور می ده دست و پاشو بالا ببرن!

..........................

-ارباب...ما این کار رو انجام می دیم...قطعا انجام می دیم.
-ولی...بعد از چند ثانیه تاخیر!
-در واقع...بعد از این که فهمیدیم کدوما دست و کدوما پاهای شما هستن. شما نمی تونین کمکی بکنین؟

لرد سیاه با چشمان متعددش به دست و پایش نگاه کرد.
-خب...انگشت که نداریم. این یکی رو می تونیم تکون بدیم. اون یکی رو هم می تونیم تکون بدیم...نه...از این راه به نتیجه ای نرسیدیم. چطوری تعیین کنیم؟ ما به بن بست رسیدیم!

مرگخواران متحیر و لردی متفکر در مقابل عنکبوت رقیب ایستاده بودند.
عنکبوت رقیب طاقت این میزان از کم هوشی را نداشت.
-چطور تشخیص نمی دی؟ اونایی که نزدیک سرت هستن دستاتن...بشمر و تقسیم کن. چهار تا دست...چهار تا پا!

لردخوشحال شد.
-یاران ما، ما با ذهن جویا و پویای خود، راه حلی یافتیم. اینایی که نزدیک سر ما هستن دستامونن. بقیه پاهامون. فقط بسیار نازک و ظریفن. با دقت باهاشون رفتار کنین. یک دست و یک پا را بلند کنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 16 دی 1398 17:36
نمایش جزئیات
آفلاین
-ارباب؟
-اقباب؟
-ارباب؟
-ارباب؟
-ارباب؟
-بله؟

مرگخواران میخواستند از زیر کار در بروند. اما این کار تقریبا غیر ممکن بود؛ چون این دستور از طرف اربابشان داده شده بود.

-گفتیم بله؟
-ارباب میشه ما بریم مرحله بعد رو براتون آماده کنیم؟
-نه! ما دستور دادیم پای مارو نگه داشته باشین.
-اقباب؟ جیغ بزنم فیلا بیوفتن؟
-نه ربکا... نه. جیغ الان به چه درد ما میخوره؟
-خب جیغ بزنم بمیرن دیگه!
-مثلا ریونکلاوی هستی!
-اقباب... آخه...
-ولی ارباب...

اما لرد اجازه حرف زدن به آنها نداد. پاهایش را تکانی داد و به آنها نگاهی کرد.
-بی ولی و آخه کاری که گفتیم را انجام دهید.
-چشم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Mon Grand Seigneur
fille française
♡ Only Raven ♡
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 11 آذر 1398 20:03
نمایش جزئیات
آفلاین
لرد سیاه نگاهی به مرگخوارانش کرد و زیر لب گفت:
- به نفعتونه که دفعه بعد ما برنده بشیم، وگرنه تا سال آینده نه از حقوق خبری هست و نه از مزایا!
- ولی ارباب شما که به ما مزایایی نمیدین! حقوقمون هم که...

لرد-عنکبوت با پرشی ناگهانی به روی دماغ مرگخوار گوینده جمله بالا پرید و با حالتی تهدید آمیز گفت:
- غذا که می خورین! نفس که می کشین! زنده که هستین! این همه مزایا!

مرگخوار آب گلویش را قورت داد و ساکت شد. سری به نشانه تایید تکان داد و از اینکه هنوز این همه مزایا داشت، امیدوار شد! بلاتریکس بعد از اینکه از صحت و سلامت ارباب و تارهایش اطمینان حاصل کرد، گفت:
- مرحله بعدی رو من تعیین می کنم!
- چرا تو؟
- چون زور دارم، زور میگم!
- ما زور داریم. کس دیگه ای جرئت نداره زور داشته باشه!
- ارباب، به نفعتونه ها این ماجرا.
- بسیار خب! ما بخشی از زورمون رو به بلاتریکس میدیم تا زور داشته باشن و زور بگن! ما اربابی بسیار سخاوتمند هستیم.

بلاتریکس بعد از گرفتن تایید اربابش، نگاهی به عنکبوتی که گفته بود "چرا تو؟" انداخت و با حالت تهدید آمیزی گفت:
- حالا مشکلیه؟
- نه بانو!

بلاتریکس لبخندی از سر رضایت زد و ادامه داد:
- مرحله بعدی بسیار ساده و در عین حال سخته! هر کدوم از عنکبوت ها قبلا لرد بودن، باید دست ها و پاهاشون رو ببرن بالا. هر کسی برنده این مرحله بشه، مرحله بعدی رو هم انتخاب می کنه.

لرد - عنکبوت نگاه از بالا به پایینی به عنکبوت رقیبش انداخت و گفت:
- همچینم به نظر نمیاد لرد بوده باشی! مرگخوارانمون! ما خسته شدیم از بس قلک فیل رو روی پاهای زیبا و ظریفمون نگه داشتیم. شما دست ها و پاهای ما رو ببرین بالا تا ما به مرحله بعدی فکر می کنیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 11 آذر 1398 15:31
نمایش جزئیات
آفلاین
- عنکبوت قلابی!در حد ما نبودی!
به زودی تو میبازی.ای لرد عنکبوتی!

این صدای ملت عنکبوتی بود که به منظور تضعیف روحیه ی همایونی ارباب بالا گرفته بود.لرد که از این وضعیت به تنگ آمده بود،با اینکه فشار زیادی از خوردن گردو ها همزمان با تحمل آن وزن ثقیل فیل قلکی به او می آمد عرق ریزان از آن بالا بر سر مرگخواران فریاد کشید:
دارند روحیه همایونیمان را خدشه دار میکنند.مرگخوارانم.بخوریدشان!

و اینگونه شد که غیرت مرگخواران گل کرد و چنان کری خواندند که هم خودشان منفجر شدند هم ملت عنکبوتی!

- امشب میشه نجینی،از گوشت عنکبوت سیر
ای عنکبوت بدبخت!یا بباز و یا بمیر!


لرد تحت فشار شدیدی بود،فکر میکرد وضعیت از این بدتر نمیتواند بشود اما سخت در اشتباه بود.ناگهان وزن سنگینی او را به پایین کشید و این بهانه ای‌ شد که لحظه ای از زیر باران سنگین گردو ها جا خالی بدهد.

- عه وا گردوهات ریخت پایین!چرا اینطوری میکنی پسرم باید بنیه داشته باشی که...

-مادر...کمک...این قلک ناگهان سنگین شده است!توطئه ای در کار است!...اعععع...الان از دستمان می افتد...

و با یک اشاره ماجرا را به بلاتریکس فهماند.اما تا بلاتریکس آمد به خود بجنبد و اعتراض کند.سوت پایان بازی توسط داور عنکبوت ها خورده شد.و همه با چهره ی ( ) به لرد عنکبوتی و قلکی خیره شدند که پایین افتاده بود..

- وقت تمام شد!برنده...عنکبوت!

صدای اعتراض مرگخواران بلند شد و غلغله ای سالن را در بر گرفت.مرگخواران درحالی که جامه ها میدریدند و نعره ها میزدند و با انگشت شصت زیر گردنشان علامت قتل را میکشیدند گفتند:
ما اعتراض داریم!تقلب شده!توطئه شده!ما نتیجه مبارزه رو قبول نداریم!

داور عنکبوت: چی شده؟همه چیز که خوب پیش رفت چرا جر میزنید؟

بلاتریکس:ما جر میزنیم؟شما تقلب کردید...اصلا ارباب خودتون بگید!

لرد که تازه از روی بند پایین آمده بود درحالی که چند مرگخوار عرق جبین هایش را پاک میکردند با عصبانیت غیر قابل وصفی گفت:
قلک در لحظات آخر سنگین شد و‌نتوانستیم نگهش داریم!اگر تقلب کرده باشید امشب با همه ی شما کباب چنجه عنکبوتی درست میکنیم و‌ همنوع خواری میکنیم!آنهم با همه ی دهان های عنکبوتیمان!

اما هرچه عنکبوت ها اصرار میکردند که به مرلین به مورگانا،کار ما نبود به خرج لرد نرفت که نرفت.

در همین هنگام الکسیا که کنار بقیه شاهد ماجرا بود،خواست تا دستی بر سر فوبی بکشد که دستش تنها پارچه ی معمولی لباسش را لمس کرد.

- فوبی!کجا قایم شدی؟

اما هرچه لباس هایش را گشت خبری از فوبی نبود.

- فوبی گم شدههههههه!

در آن شرایط هیچکس اهمیتی به فریاد های الکسیا نمیداد.اما الکسیا میدانست که هرگاه فوبی گم میشود یک دردسر ایجاد میشود...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 10 آذر 1398 22:10
نمایش جزئیات
آفلاین
داور ها دوان دوان رفتند و دو عدد فیل برای این بخش از مسابقه آوردند.

یکی از فیل ها را به پای عنکبوت آویزان کردند و فیل دوم را روی پای لرد گذاشتند...ولی این وسط مشکل کوچکی وجود داشت...

-اممم...می گما...

داورها با فریاد، عنکبوت را ساکت کردند.
-سکوت مطلق! تمرکز رقیبت رو به هم نزن. حذفت می کنیما!

عنکبوت دوم سکوت و تعجب را با هم انجام داد و نگاهش را به فیل واقعی شش تُنی روی پایش و فیل پلاستیکی کوچک روی پای لرد دوخت. زیر لب غر زد.
-حتی پلاستیکیِ تو پر هم نیاوردن! طرف قلکه!

-سکووووت...

داور فریاد کشیده و سوت زد. فیل واقعی که از صدای سوت ناراحت شده بود، عنکبوت را با ضربات خرطوم مورد اصابت قرار داد.

در حالی که عنکبوت داشت مورد ضرب و جرح خرطومی قرار می گرفت، مروپ مشت مشت گردو در دهان لرد می چپاند.
-بخور عزیزم...مقویه! چشماتم زیاد شدن احتیاج به ویتامین بیشتر داری.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 3 آبان 1398 16:26
نمایش جزئیات
آفلاین
همان یک بیسکوئیت برای خشک کردن یک دریاچه هم کافی بود، چه برسد به عنکبوت. اما مروپ که عاشق قاطی کردن قیمه ها با ماست ها بود با بیسکوئیت ها لقمه ی سوسیس بندری با خیار شور و سس فلفل درست کرد تا مرگخوارا آن را به دست عنکبوت تشنه بدهند.

_میگم اگه مشکلی نیست میشه به منم چیزی بدین بخورم.
_چرا چرا اتفاقا بانوی ما چیزی برات آمده کرده.
_اینم یه هدیه از طرف بانو بودن میشه.
_واقعا؟! ممنون حتما ازشون تشکر کنید.

در این مدت که لرد عنکبوت سوخت گیری کرده بود و حسابی از تشنگی در آمده بود با ژست لئوناردو داوینچی مانند داشت همزمان و با دقت و ظرافت معبد شائولین و مجسمه ی آزادی را از خود طراحش هم بهتر به نقش در می آورد.

و اما عنکبوت دیگر که از نگون بختی اش همه بر علیه اش نقشه ریخته بودند در طرف دیگر درحال دست و پا زدن بود. حال علاوه بر تشنگی، داشت از سوختن توسط فلفل اشک میریخت و مرگخواران هم با خنده های شیطانی درحال شادی بودند که ناگهان پای فنریر به وایتکس گابریل خورد و تمام معبد شائولینی که لرد با خون دل خلق کرده بود را به ذرات میکروسکوپی تبدیل کرد. اما خب چون مجسمه ی آزادی را آن طرف تر ساخته بود سالم ماند با اینحال چون تعداد اثر های عنکبوت و بزرگی اش بیشتر بود برنده بخش دوم هم عنکبوت اعلام شد.
و حالا نوبت بخش سوم مسابقه بود. هرلحظه بر حساسیت مسابقه افزوده میشد و عرق سرد بر پیشانیه همه جاری بود که این مسابقه چه خواهد بود و نتیجه چه میشود.
ولی از طرف مرگخواران سر و صدای زیادی بلند شده بود و همه با نگاه هایی سرشار از سرزنش به فنریر نگاه میکردند.
_من چیکار کنم تقصیر گابریل بود که وایتکسش رو سر راهم گذاشته بود.

_تو چرا حواست به جلوی پات نبود.

_بس کنید. الان وقته بحث کردن نیست.

بلاتریکس چشم غره ای به آنها رفت و همه ساکت شدند.
_بسیار خب. نوبت بخش سوم مسابقه س یعنی آویزون بودن درحالیکه یک فیل رو روی بند پاهاتون نگه داشتید هرکی بتونه مدت بیشتری دوام بیاره برنده س.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
He deals the cards as a meditation
And those he plays never suspect
He doesn't play for the money he wins
He don't play for respect

He deals the cards to find the answer
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 21 مهر 1398 20:39
نمایش جزئیات
آفلاین
مرحله دوم رسما آغاز شد.

بلاتریکس صدایش را صاف کرد.
_توی این مرحله باید با تار تنیدن، اشیاء مختلف یا آثار هنری حیرت آوری خلق کنید، هرکس که بتونه طی یک روز با تار های بیشتر اثر هنری عظیم تری خلق کنه برنده مرحله دومه.

_ما تار می تنیم و بزرگترین اثر هنری را خلق می کنیم...ما متخصص تار تنیدنیم!

نیم ساعت بعد

در حالی که عنکبوت رقیب با تارهایش تابلوی مونالیزا را تکمیل کرده و در حال ساختن برج ایفل در ابعاد حقیقی اش بود، لرد هنوز یک تار با ابعاد یک دهم میلی متری هم نتنیده بود.

_ارباب پس چرا نمی تنید؟
_تنیدنمان نمی آید.
_پس مسابقه چی؟!

لرد عنکبوتی با نگرانی نگاهی به رقیبش انداخت.
_ما تنیدن بلد هستیم ها...فقط کمی قلقش را فراموش کردیم.

لینی با دقت به رقیب لرد نگاهی انداخت.
_ارباب کاری نداره که فقط کافیه تف کنید و با میل بافتنی ببافینش دیگه.
_چه کار کنیم؟! تف کنیم؟ این کارها با ابهت اربابانه ما سازگار نیست.

صداهای تشویق گوش خراش پسر خاله ها و دختر عموهای عنکبوتی که طرفدار رقیب لرد بودند و فامیلشان را تشویق می کردند به گوش لرد می رسید.

او طاقت شکست را نداشت!
_تف...تفف...تففف...ما تشنه شدیم...غدد تولید بزاق برای ساخت تارمان خشکیده است. ما آب می خواهیم.

لحظه ای بعد مرگخواران با تانکر های هزار لیتری آب خنک و شربت در کنار لرد ایستاده بودند.

_به منم یه لیوان آب بدین.

مرگخواران نگاه چپ چپی به عنکبوت رقیب که درخواست آب کرده بود انداختند. آنها باید از هر حیله ای استفاده می کردند تا لرد برنده مسابقه شود.

_فرزندان مامان...باید هرچی خوراکی تشنگی زا هست بهش بدیم تا غدد تولید تارش بخشکه و عزیز مامان برنده بشه.

مروپ بیسکویت ساقه طلایی را از درون سبد خوراکی هایش بیرون آورد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!