شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
1. بنویسید چه اتفاقی میفته و چه رفتاری با گیاهتون دارید؟ 2 نمره _ لا لا لا لا یی، لا لااااا لالاااایی...لا لا لا لا یی، لا لاااا لالاااایی...تستراااال لالاااا، قورباغه لالا...
بله، درسته. همونطور که احتمالا خودتون تا الان متوجه شدین، من برای گیاهم لالایی خوندم. بسیار هم لذت برد و لذت بردم. راستش دلیل این کارم هم این بود که حس میکردم خیلی خستهست. اصلا خستگی از سر و روش میبارید! من واقعا نمیتونم درک کنم چطور یه نفر تونسته بود یه گیاهو انقدر خسته کنه که همه برگاش بریزه؟ و یه تیکه چوب خشک ازش باقی بمونه؟ باز باید بره مرلینو شکر کنه که رسید به دست من و براش لالایی خوندم تا بخوابه و خستگیش در بره! وگرنه معلوم نبود اگه به من نمیرسید، نفر بعدی چه بلایی سرش میاورد!
2. این رفتار باعث میشه برگ های گیاهتون چه شکلی بشه؟ (باید واضح و کامل توصیفش کنید.) 3 نمره از گیاه من، یه سری بالشتک گوگولی و ریزهمیزه بیرون اومد! از همون لحظهی اول که شروع کردم به خوندن براش، کمکم جوونه زد و بعد از حدود ده دقیقه، بالشهای کوچولو و رنگیرنگی ازش روییدن! صحنهی واقعا زیبا و شگفتانگیزی بود؛ این که حاصل تلاشها و زحماتت رو ببینی و بالشهایی که در اثر کارهای تو به وجود اومدن، انگار که از گوشت و پوست و استخون من درست شده باشن...بچهبالشهای من!
3. نقاشی ای از وضعیت نهایی گیاهتون (بعد از تشکیل برگ ها) بکشید. 2 نمره بفرمایین. شرمنده دیگه یکم تواناییم تو نقاشی پایینه.
4. یکی از کاربردهای گیاه متاثر رو بنویسید. 3 نمره بنظرم بسیار گیاه مفید و مناسبیه که وجودش تو هر خونهای واقعا لازمه. بخاطر این که هر کسی میتونه براش لالایی بخونه تا طی حداکثر ده دقیقه، بالشهای نرم و ارگانیک اصل تحویل بگیره! اگه هم بالش بزرگ میخواد، خب باید از همین نوع گیاه اندازهی بزرگترشو بگیره. بعد میتونه با انجام همین کارا، محصول بزرگتری برداشت کنه و حتی میتونه یه کار و کاسبی بالشی راه بندازه و از این راه کسب درآمد بکنه!
1. بنویسید چه اتفاقی میفته و چه رفتاری با گیاهتون دارید؟ 2 نمره
در حقیقت من میخواستم خیلی خاص با گیاهم برخورد کنم تا گیاهم هم با من خیلی خاص برخورد کنه تا این نتایج خاص چشم بازار رو در بیاره باعث شگفتی دیگران بشه. به همین دلیل خیلی طول کشید تا تصمیم بگیرم به گیاهم چی بگم. برای زمینه سازی بهتر با گیاه عزیزم اول گلدونش رو عوض کردم و اونو تو گلدون سفالی ای که خودم روش نماد گریفیندور رو کشیده بودم کاشتم. استفاده باید بگم برای اینکه متوجه بشم عوض کردن گلدون این گیاه ممکنه روش تاثیر منفی داشته باشه یا نه، چند روز وقت گذاشتم و منابع مختلف رو بررسی کردم در نهایت متوجه شدم بهترین روش اینکه از بیل استفاده نکنم چون ممکنه آهن ریشه های گیاهم رو متاثر کنه و گلدون عوض کردن رو در مکانی تاریک و ساکت انجام بدم دلیلش رو نفهمیدم ولی از اونجایی که جای ریسک نبود وقتی کسی توی اتاق نبود تمام پنجره ها رو پوشوندم تا هیچ نوری داخل اتاق نیاد. شاید براتون سوال پیش بیاد تو این تاریکی چی جوری تونستم بفهمم دارم چیکار می کنم؟ باید بگم به سختی. روز بعد تصمیم گرفتم بالاخره با گیاهم حرف بزنم، عصر قبل از رفتن به سراسرا برای شام شبیه ساز کوچکی از کلاه گروه بندی رو روی شاخه اش گذاشتم و بهش گفتم: گیاه قشنگم تو رسما عضو گریفیندور شدی. ورودت رو تبریک میگم.
2. این رفتار باعث میشه برگ های گیاهتون چه شکلی بشه؟ (باید واضح و کامل توصیفش کنید.) 3 نمره
گیاهم از شوق از خود بیخود شد و تِم گریفیندور زد. اول از همه با استفاده از الیاف طبیعی گیاهی آرم گریف رو درست کرد و به شاخه هاش آویزون کرد حتی روی چندتا از شاخه هاش میشد شال گردن و کلاه های گروهمون رو دید. همه در سایز کوچیک و با مواد صد در صد گیاهی. ولی گویا ذوق گیاه متاثر عزیزم به همینجا ختم نشد و برام با چوب خودش تعداد زیادی سرِ شیر درست کرد که من تعدادی از اون ها رو به عنوان یادگاری به دوست های نزدیکم هدیه دادم. البته استاد بعدا تحقیق کردم دیدم تا این حد هیجان زده کردن این گیاه براش خوب نیست و بهتره مدتی بهش استراحت بدم مخصوصا حالا که محصولاتی چوبی هم برام تولید کرده.
3. نقاشی ای از وضعیت نهایی گیاهتون (بعد از تشکیل برگ ها) بکشید. 2 نمره گیاه گریفیندوری 4. یکی از کاربردهای گیاه متاثر رو بنویسید. 3 نمره اینطور که من متوجه شدم این گیاه در زمینه های مختلفی میتونه قابل استفاده باشه. مثلا زمینه ی اقتصادی، میتونید با تولیداتش که صد در صد گیاهی هستن ثروتمند بشید. دلیلش هم اینه که این روزها افراد زیادی از محصولات حیوانی و یا حتی محصولاتی که تست حیوانی داشته باشن استفاده نمی کنن، یکسری دیگه هم از محصولاتی که قابل بازیافت نباشن استفاده نمی کنن پس در نهایت یک محصول گیاهی از همه لحاظ محبوب خواهد بود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر! می جنگیم تا آخرین نفس!! می جنگیم برای پیروزی!!! برای عشق!!!! برای گریفیندور.
1. بنویسید چه اتفاقی میفته و چه رفتاری با گیاهتون دارید؟ 2 نمره به اعتقاد بنده، گیاه اصولا نمودی از شخصیت خود ماست. و تربیت و پرورش گیاه فوق العاده مهمه. بنابراین قطعا با ایشان با نهایت احترام برخورد مینمایم و بهترین رفتاری که ازم انتظار نمیره رو باهاش خواهم داشت، برای مثال: ایشان رو جلوی نور میذارم، شب ها برای شکار میبرمش، بهترین نوع خون قربانیانم رو براش میریزم، خاک اولیه ش رو که خالی از مواد معدنی و مغذی هست رو تعویض میکنم و خاک ساخته شده از جنازه پودر شده قربانیانم رو براش میریزم. و بله، اینطوری شما بهترین گیاه ممکن رو میتونید پرورش بدید.
2. این رفتار باعث میشه برگ های گیاهتون چه شکلی بشه؟ (باید واضح و کامل توصیفش کنید.) 3 نمره بله دقیقا! برگ گیاه به شدت مهمه. اصلا میگن شخصیت یک گیاه رو باید از روی برگش شناخت. ممکنه یک برگ سوزنی مغرور باشه یا یه برگ گردِ شاد و مهربون. اما این در مورد گیاه های کسل کننده عادیه. ما داریم اینجا راجع به یک گیاه فنریر پرور صحبت میکنیم! این گیاه قطعا دندان های تیزی خواهد داشت که حتی از خاک خودش که از گوشت و خون قربانیان بنده هست هم تغذیه میکنه. اصلا گیاهی که دندون نداشته باشه گیاه نیست. پس در نتیجه... بله. مواظب باشید خلاصه. قراره یه رفیق جدید واسه شکار شبانه بهم اضافه بشه.
4. یکی از کاربردهای گیاه متاثر رو بنویسید. 3 نمره فقط یکی؟ بنده میتونم هزاران کاربرد برای این گیاه بی همتا بنویسم. ولی چون استاد اصرار دارن بر گفتن یکی، فقط یکی رو میگم. این گیاه میتونه بهترین همدم و بهترین دشمن شما باشه. یعنی اصلا تعادل رو برقرار میکنه براتون. بشینید براش درد و دل کنید حتی. این گیاه میتونه یا شما رو با ظاهری که بهش میدید بکشه، یا به زندگی امیدوارتون کنه که برید قله های موفقیت رو فتح کنید. و آما کاربرد اصلی. از این گیاه اصولا در جاسوسی بین وزارت های سحر و جادوی دنیا استفاده میشه. جاسوسان از این گیاه استفاده میکنن تا شرح وضعیت رو به جاسوس بعدی که میخواد بیاد بدن و اگر اوضاع خطرناکه هشدارهای لازم رو بدن حتی. در نتیجه، این گیاه بهترین و مهم ترین گیاه دنیاست.
انصافاً نمیدونم بقیه هم گیاهشون اینجوریه یا فقط مال من شونصد برابر از مساحت کلاس بزرگتره؟! به هر حال، از فرصت و شانسم استفاده کردم و با بلندگوی وانتی بهش گفتم که ایول که انقد زیاااااد رشد کردی! نظرت چیه که از گنجایشت نهایت استفاده رو ببریم و بریم تو کار بیزینس؟! نونمون تو روغنهها! اونم اینجوری واکنش نشون داد:
پارت 2:
بـلـــه... اینجوری شد که «مجتمع گیاهی پروفسولی» احداث شد. اسمشو هم گذاشتم پروفسولی، چون نمرهی کلاسش مهمه صاحب اصلی گیاهه! ببینین، هر برگ از این مجتمع گیاهی، شکل خاص خودشو داره. یه برگش به شکل سالن استخر و سونا و جکوزیه. یه برگش به شکل استادیوم صد هزار نفری آزادی لندنه که قراره میزبان لیگ کوییدیچ بعدی باشه. یه برگش به شکل رستوران و کافهس که ملّت بیان توش میتینگ راه بندازن. یه برگش به شکل هتله و با توجه به گرونی اوضاع مسکن، یکی از اصلیترین منابع درآمد این مجتمعه. یه برگش هم به شکل سالن فولآپشن تجملات و آرایشه و خوراک امثال پروفسولیه!
یکی از کاربردهای گیاهای متأثر اینه که میتونین اینا رو بصورت گلّهای جمع کنین و علیه دشمناتون بسیج کنین و بزنین دهن همهشونو سرویس کنین. مثلاً همین جاگسن و پدرام که هی سرک میکشن توی مجتمع گیاهی پروفسولی و از رستورانهاش موز میدزدن... کافیه آدرس اینا رو به گیاهای متأثر بدین. دیگه بقیهشو کاریتون نباشه. برین پنکک و ریملتونو بزنین!
اگه اجازه بدین من جواب سؤال اول و دوم رو با هم بدم، چون اتفاقی که افتاد و رفتاری که داشتم خیلی با شکلی که به خودش گرفت متناسب بود و یکجا بگم بهتره.
1. بنویسید چه اتفاقی میفته و چه رفتاری با گیاهتون دارید؟ (2 نمره) 2. این رفتار باعث میشه برگ های گیاهتون چه شکلی بشه؟ (باید واضح و کامل توصیفش کنید.) (3 نمره)
استاد. استاد این چه کاری بود که با دل بیچارهی نارنجی من کردین؟ استاد روا بود که به تنها شاگردِ گیاهِ کلاس گیاهشناسی شکست عشقی وارد کنید؟ استاد چرا بهم اخطار نداده بودین که اینطوری میشه؟
حقیقتش اول که نزدیکش شدم اتفاق خاصی نیفتاد. یه ذره دورش چرخیدم و اینور اونورش رو نگاه کردم ولی هیچی نشد. زبوندرازی کردم، بایبای کردم، بهش گفتم «پیسپیسپیسپیس» ولی باز هم هیچی به هیچی. ناراحت شدم راستش. فکر کردم این گیاه فقط از آدما تأثیر میگیره و پرتقالا براش مهم نیستن.
نزدیکش شدم و درِ گوشش گفتم: «واقعاً نامردی نیست یه کاری کنی تنها پرتقال کلاس، شاید حتی تنها پرتقال سخنگوی دنیا، تو در گیاهشناسی صفر بگیره؟ دلت میاد؟ خیلی نامردی متأثر جون. میدونی چیه؟ کاش من اینقدر تنها نبودم، کاش پرتقالای سخنگوی دیگهای هم بودن و برای خودمون مدرسهی جادوگری داشتیم و من مجبور نمیشدم بیام بشینم سر کلاس آدما. تنهایی بد دردیه متأثر جون، خیلی بد دردیه.»
حرفام که تموم شد، گیاه متأثر که تا الان مثل یه چوب خشک صاف مونده بود و حتی آی ام گروت هم نمیگفت دلمون شاد شه، یه تکونی عجیبی خورد. نوکش مثل فیلمای مستند مشنگی که رشد گیاها رو روی دور تند میذارن، سبز شد و رشد کرد.
چند ثانیه بعد از مریستم رأسیش یه سری گلبرگای کوچیک ناز رشد کردن و گل داد. اولش فکر کردم شکل نهاییش همینه و چون خیلی پرتقال گلی هستم ازم تأثیر گرفته و گل شده. ولی بعد یهو گلبرگاش ریختن و از گلش یه میوهی نارنجی گرد کوچولو متولد شد. باز فکر کردم همینه، و چون پرتقالم یه بچه پرتقال ریز بانمک داده. ولی اینجا هم متوقف نشد استاد.
بچه پرتقاله اصلاً بچه پرتقال نبود. آخه هی بزرگ و بزرگتر شد تا اینکه یه پرتقال بالغ شد تقریباً اندازهی خودم. چشماشو باز که کرد، یهو لپاش گل انداخت و مظلومانه بهم سلام کرد. فهمیدم یه پرتقال مونثه. استاد باورتون نمیشه، از خوشحالی تو پوست خودم نمیگنجیدم! از تنهایی در اومده بودم استاد. ساعتها گفتیم و خندیدیم، خیلی خوش گذشت استاد.
من که فکر میکردم جفت مناسبمو پیدا کردم، گلدونش رو زدم زیر بغلم و بردمش سینما. بردمش کافه. رفتیم تئاتر. رفتیم مرکز خرید. همه جا گشتیم و من از خوشحالی گلدونش رو ول نمیکردم. بعدش که حسابی گشتیم و قرار و مدارای ازدواجمون رو هم گذاشتیم، گلدونش رو گذاشتم روی نیمکت یه پارک و بهش گفتم میرم دوتا بستنی بخرم بیام. ولی استاد... وقتی ازش دور شدم و با دوتا بستنی برگشتم، باز برگشته بود به حالت اولش. یه تیکه چوب خشک شده بود. بستنیا از دستم افتادن، سریع قل خوردم سمتش و هرچی بار اول گفته بودم رو تکرار کردم و باز تبدیل شد به پرتقال... ولی اینبار یه پرتقال دیگه بود.
اینجا بود که فهمیدم تاثیرپذیریش موقتیه و هروقت ازش دور شم به حالت اول برمیگرده استاد.
3. نقاشی ای از وضعیت نهایی گیاهتون (بعد از تشکیل برگ ها) بکشید. (2 نمره) بفرمایید... تصویر مال اولین باریه که پرتقال شد... اشک شوق رو میبینید تو چشمای جفتمون استاد؟
4. یکی از کاربردهای گیاه متاثر رو بنویسید. (3 نمره) به جز شکست عشقی زدن به پرتقالهای بیکس و تنها، یکی از کاربردهایی که به ذهنم میرسه اینه که هدیه بدیمش به انسانهای بیشعور. اینجوری ازشون تأثیر میگیره و تبدیل میشه به یه گیاه بیشعور... شاید اون انسانها با دیدن اینکه وقتی این گیاه ازشون تاثیر میگیره چه شکلی میشه، ناراحت شن، به خودشون بیان و اصلاح شن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سوجی در 1399/5/9 20:15:53 ویرایش شده توسط سوجی در 1399/5/9 20:18:38
1. بنویسید چه اتفاقی میفته و چه رفتاری با گیاهتون دارید؟ 2 نمره
بله....چشم...مینویسیم... اتفاقی که افتد..والا چی بگم...رفتار بدی نداشتم با این گیاه...اولش صرفا اهمیتی بهش نمیدادم..آدم به گیاهها که اهمیت نمیده که...ادم به کمالاته که اهمیت میده! ولی بعدش یکم فکر کردم...در مورد مفهوم گیاه و انواع گیاه و اینا...بعد دیدم که گیاه ممکنه باکمالات باشه...چرا؟ چون مثلا گل گیاهه دیگه؟ گل ها هم چی هستن؟ لادن و نسترن و لاله و سنبل و نرگس و الی آخر...و اینا از اسمشون مشخصه که باکمالاتن...و این گیاه هم با توجه به خاصیتش، اگه مثل ساحره های باکمالات برخورد کنی باهاش، باکمالات میشه...و شد!
2. این رفتار باعث میشه برگ های گیاهتون چه شکلی بشه؟ (باید واضح و کامل توصیفش کنید.) 3 نمره
والا سعی میکنم یه جوری بگم که کمتر نیاز به سانسور داشته باشه...حقیقتا یه پارچه خانومه...قیافتا عرض میکنما..بسیار خوش قیافه، زیبارو و از لحاظ کمالات حجیم...باور نمیکنید...از بالا بخوام شروع کنم باید بگم موی کوتاهی داره ولی بسیار بسیار بسیار زیباست...چشم هم که نگو، انگار چشم گاوه..اینقدر درشت و زیباست...دماغ و دهنم هم که...اینجا بچه نشسته نمیشه بیشتر توصیف کرد...گردن هم ماشالا، ماشالا...پایین گردن هم اصلا نمود کمالاتش ******* ***** ***** ** * * ** **** ****** ***** ******* ******* ******* ********** ****** **** و کمرش بسیار ****** * *** *** ** * ** *** * *** ** * * * * * * * * ** * * * ***** **** ************* ***** و دیگه چی بگم از زانوهاش....اما ساق پاش هم ** *** ******** ******* ******** ***** ****** **** **** *** *** ** * **** ** * ** ***** و خلاصه بسیار باکمالات!
3. نقاشی ای از وضعیت نهایی گیاهتون (بعد از تشکیل برگ ها) بکشید. 2 نمره
1. بنویسید چه اتفاقی میفته و چه رفتاری با گیاهتون دارید؟ 2 نمره
خب طبیعتا طبق اموزه هایی که پروفسور یادمون دادن باید باهاش ناز وارانه رفتار کنیم. ماهم بعد از فکر کردن های فراوان و پس از سپری کردن جلسات در ستاد ملی برای چگونگی رفتار های شایسته با یک گیاه به این نتیجه رسیدیم که از شراب خونی که همیشه در دست داریم ، با گیاه نیز شریک شویم. برای همین رفتیم و بعد از گشت و گذار در بلاد کفر از شارب خون های گران قیمت ، ناب ، درجه یک و اصیلی که خودمون تا حالا نتونسته بودیم مزه اش کنیم رو به گیاه بدیم.
2. این رفتار باعث میشه برگ های گیاهتون چه شکلی بشه؟ (باید واضح و کامل توصیفش کنید.) 3 نمره
خب بعد از اینکه از اون شراب ناب خونی برای گیاه نازمون ریختیم ؛ در مرحله اول اتفاق خاصی نمی افته ولی در مرحله دوم گیاه از ریشه بصورت قر وارانه { } شروع به تغییر رنگ دادن به رنگ قرمز کرد همچنان برگ هایی به رنگ خون شروع به رشد کردند که از هشمون خون شروع به چکه کردن میکرد. طبق تحقیقات به عمل آمده وقتی با گیاه تماس پیدا می کنی بطور فجیعی شروع به قر دادن و وول خوردن میکرد که به احتمال زیاد از سر خوشی باشه. نکاتی جالبی که این گیاه داشت این بود که با ریختن یک بطری شراب خون اندازه وی دو برابر میشد و دو برابر خونی که داده شده از برگ هاش خون چکه میکرد. در نتیجه این گیاه خیلی بدرد درست کردن مزرعه شراب خون میخورد.
3. نقاشی ای از وضعیت نهایی گیاهتون (بعد از تشکیل برگ ها) بکشید. 2 نمره
4. یکی از کاربردهای گیاه متاثر رو بنویسید. 3 نمره
کاربرد که مطمعنن کاربرد های زیادی داره. خیلی زیاد. مونده به کسی که استفاده میکنه و اون ذهن خلاقش. مثلا الان بنده قراره با کش رفتن چند گلدون دیگه از این گیاه بزرگترین شراب سازی خون رو راه بندازم و بعد از سالیان سال بعنوان سطلات خون اعدام میشم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Life flows in the veins.
از جرقهای کوچک تا شعلهای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!
تکلیف اول: 1. بنویسید چه اتفاقی میفته و چه رفتاری با گیاهتون دارید؟
خب هر آدم عاقلی ترجیح میده از هر چیزی برای منفعتش استفاده کنه! اون باید برده من باشه. پس چطوره کاری کنم خودش با اشتیاق و اختیار تسلیم شه؟
-گیاه عزیز قطعا تو هوشمند ترین گیاه روی زمینی ،تو قدرت تولید داری من قدرت فعال کردن تورو!پس بیا با هم کار کنیم . ما استادی داریم که با پاتیل معجون های جور وا جور میسازه و از همین راه استاد هاگوارتز شده،اگر تو هم بخوای میتونی استاد بشی حتی،و فقط کافیه با من کار کنی!
از اونجا که گیاه فقط احساسات داره و عقل نداره،احساس قدرت طلبی و جاه طلبیش فعال شد اما چون نمیدونست چطوری اعلام هم کاری کنه،مثل هکولی معجون ساخت! و خب ازش حباب، بو و غبار های خوش بو و عجیب بیرون میاد.
2. این رفتار باعث میشه برگ های گیاهتون چه شکلی بشه؟ (باید واضح و کامل توصیفش کنید.)
خب در واقع نمیشه گفت برگ! یکسری پهنه ها در سایز های مختلف،دولایه و شفاف و با مایع های رنگا رنگی پر شدن اون ها شبیه بالن های ازمایشگاهی هستن و بجای کروی دایره هستن. لوله ای به این دایره دولایه محتوی المایع المجهول متصل هست که با چیزی شبیه به چوب پنبه بسته شده و از اون شاخه نازکی به ساقه متصل شده.
3. نقاشی ای از وضعیت نهایی گیاهتون (بعد از تشکیل برگ ها) بکشید.
4. یکی از کاربردهای گیاه متاثر رو بنویسید.
اون کاملا احمقه میشه ازش برای رسیدن به چیزای نایاب استفاده کرد! مثلا مغزیه چوب دستی یا هر چیز نایاب دیگه! میتونه جانپیچ هم بشه و خیلی کاربرد دیگه در جادوی سیاه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نه چون مومم نه چون سنگم،نه از رومم نه از زنگم،همان بی رنگ بی رنگم..... به طلا همچو سنگ بنگر... se.sn_sli
1. بنویسید چه اتفاقی میفته و چه رفتاری با گیاهتون دارید؟ 2 نمره خب ازونجایی که دیگه سن و سالی ازم گذشته ترجیح میدم خاطرات زندگیمو برا گیاه تعریف کنم! آره همهٔ خاطراتمو... اونایی که فراموششون نکردم. و... خب... خیلی آروم و شمرده اونا رو برا گیاه تعریف میکنم! با اون اتفاقی که تو کلاس افتاد دلم نمیخواد اتاقم پر از چرک بشه. امیدوارم که خوشش بیاد!
2. این رفتار باعث میشه برگ های گیاهتون چه شکلی بشه؟ (باید واضح و کامل توصیفش کنید.) 3 نمره بعد از تعریف خاطراتم باید بگم برگای متفاوتی روی گیاه بوجود اومدن! خب من زیاد از کار این گیاه نمیفهمم ولی... فک کنم وقتی خاطرات خوب و عزیزمو براش میگفتم برگای گلبهی بیرون اومدن که دورش چیزای کوچولوی طلاییای برق میزدن! البته تعدادی هم برگای پژمرده و سیاه بوجود اومدن که ازشون دود بیرون میزد! نمیدونم شاید موقع تعریف خاطرات بدم خیلی با عصبانیت با گیاه حرف زدم. راسی ساقهاش هم زرد شد! نمیدونم چرا! ولی فک کنم اگه همینجوری بمونه برا کلکسیون اتاقم مناسب باشه!
3. نقاشی ای از وضعیت نهایی گیاهتون (بعد از تشکیل برگ ها) بکشید. 2 نمره گیاه متأثر من
4. یکی از کاربردهای گیاه متاثر رو بنویسید. 3 نمره اگه بش حرفای خوب بزنی تا قشنگ بشه فک کنم برا تزئینات بدرد بخوره. یجورایی سنگ صبور آدم هم هس! میتونی حرفای دلتو بش بزنی و سبک بشی البته اگه اتفاقات بعد از اونو حساب نکنیم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سوسو میزنند... فرزندان هلگا میدرخشند!
***
شادی رو میشه در تاریکترین لحظات هم پیدا کرد، فقط اگه یه نفر یادش باشه که چراغ رو روشن کنه!
1. بنویسید چه اتفاقی میفته و چه رفتاری با گیاهتون دارید؟ (2 نمره)
من وقتی با گیاهم رو به رو شدم، براش از فواید زمان گفتم ، که چقدر هر ثانیه و حتی صدم ثانیه ارزش داره. دقیقا یازده دقیقه و سی و پنج ثانیه و سه صدم ثانیه براش حرف زدم .انواع ساعت هامو هم بهش نشون دادم.
2. این رفتار باعث میشه برگ های گیاهتون چه شکلی بشه؟ (باید واضح و کامل توصیفش کنید.) 3 نمره
بعد از اینکه صحبت هام تموم شد ،برگهایی به شکل چرخ دنده درآورد .بعد به تدریج بهش قسمت های دیگه مثل صفحه ساعت و عقربه های ثانیه شمار ، دقیقه شمار و ساعت شمار اضافه شد . و در آخر دو تا برگ به شکل ساعت به دست اومد .
3. نقاشی ای از وضعیت نهایی گیاهتون (بعد از تشکیل برگ ها) بکشید. 2 نمر