جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  31 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  123 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  243 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  240 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  323 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  226 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: شنبه 1 شهریور 1399 00:03
نمایش جزئیات
آفلاین
1. قدرت تغییر شکل لوگومبا از چی نشات می‌گیره؟ (1 امتیاز)


خب چند تا فرضیه وجود داره .

فرضیه اول : خب این موجود قدیمی و موذی و شیطونه در رابطه با سوال که کردین .
این موجود از احساسات ما ریشه می گیرند.
برای مثال ما کسی متنفر هستیم و از اون نمی ترسیم و یا اینکه به آتیشی سوزاندیم و می ترسیم استاد یا پروفسور پیدایشان کند .


فرضیه دوم : در مورد توهمه او موجود ذهن ما رو میخونن اما یه دو فرق دارند .

اگه تکنیک چفت شدگی رو بلد باشی بهت نفوذ نمیکنند و بیشتر از آثار روحی آثار احساسی داره .
و صدمه ی زیادی نمیبینی . البته بدنی منظورم

فرضیه سوم: از عقده‌های درونی فرد. عقده‌هایی که ریشه در کودکی ما دارن و تا امروز همواره همراهمون بودن. و قدرتش از ماوراست. و هر بار شکلش فرق داره . و قدرتش ماوراست .

---------------------

2. لوگومبایی که شما دیدین از نظر ظاهری چه شکلی بود؟ یا توصیف کنین، یا نقاشیشو بکشین! (5 امتیاز)


خب من چند بار دیدمش وهر با شکلش به یه چیز شبیه بود .

شکل اول : اماده شدم و وایستادم . اون اوه یادم رفت بگم یکم چندش آوری پس توصیه میشود یه توپ ضد استرس همراه داشته باشین .

لوگومبای من ... یه بدن متوسط شبیه بالون هوایی شکل بیضی
رنگ آبی مایل به زمردی
یه جونور چندش زشت بد قواره بامزه . (البته از نظر من اینطوریه ) . دندون های بزرگ و مثل بی شکل داره. دست و پا های لا قری داره که درهم پیچ در پیچن لای موهای اون کک ها و شپش ها یه قصر باشکوه دارن.و چشم های سیاه ریزی داره .

---------------------

3. علت این که لوگومبای شما به شکلی که تو سوال 2 توصیف کردین در میاد، چیه؟ با توجه به جوابی که به سوال 1 دادین توضیح بدین. (4 امتیاز)

دلیل هاشو گفتم اما ....
من از کودکی دوست داشتم تو ذهنم موجودات زشت و چندش آور درست کنم . و داستان سرایی کنم . ناسلامتی من بیدل نقالم .
موجودات زشت بستگی به عمق رفتار من داره هر بیشتر متمرکز تر زشت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بیدل نقال در 1399/6/1 0:07:54
ویرایش شده توسط بیدل نقال در 1399/6/1 0:10:03
ویرایش شده توسط بیدل نقال در 1399/6/1 0:12:16
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: جمعه 31 مرداد 1399 22:24
نمایش جزئیات
آفلاین
1. قدرت تغییر شکل لوگومبا از چی نشات می‌گیره؟ (1 امتیاز)

از عقده‌های درونی فرد. عقده‌هایی که ریشه در کودکی ما دارن و تا امروز همواره همراهمون بودن.

2. لوگومبایی که شما دیدین از نظر ظاهری چه شکلی بود؟ یا توصیف کنین، یا نقاشیشو بکشین! (5 امتیاز)

به محض این که با لوگومبا مواجه شدم، به دو قسمت تقسیم شد و خیلی سریع هر چی عقده داشتم، جلو چشمم ظاهر شدن.
قسمت اول، هیکلش بزرگ و بزرگ‌تر شد تا به اندازه‌ی خودم درومد؛ بعد، یه بالش از پشت کله‌ش رویید که چسبیده بود بهش و می‌تونست هر جا که می‌ره با خودش ببره. یه ردای بلندم پوشیده بود که بعدا فهمیدم پتوی سیّار بوده که می‌تونه مثل یه لباس بپوشدش.
همون لحظه قسمت دوم هم بزرگ شد تا این که به شکل و شمایل پدرم درومد. بعدش جلو اومد و با لبخندی ملیح، لوگومبایی که شبیه خودم بود رو تشویق به خوابیدن کرد و دست نوازشی بر سرش کشید. بعد هم از به خواب رفتن فرزند دلبندش سرشار از شور و شعف شد و با رضایت نگاهش رو بهش دوخت.

3. علت این که لوگومبای شما به شکلی که تو سوال 2 توصیف کردین در میاد، چیه؟ با توجه به جوابی که به سوال 1 دادین توضیح بدین. (4 امتیاز)

خب، از اونجایی که من بیشتر دوران بچگیم رو خواب بودم و معمولا هر جایی به پتو و بالشی مناسب دسترسی نداشتم، همیشه این عقده رو داشتم که کاش یه بالشِ دائمی همراهم می‌بود تا هرموقع می‌خواستم سرمو بذارم روش...توی روزای سرد زمستونی هم نیازم به یه پتوی ردایی انقدر شدید شد و کسی برام نخرید، که کم‌کم تبدیل به عقده‌ای عمیق و درونی شد...
قسمت دوم هم به این خاطر بود که همیشه از طرف پدرم به دلیل خواب بیش از حد، سرزنش می‌شدم و مدام با پندها و نصیحت‌های فراوونش در رابطه با سحرخیزی و زیاد نخوابیدن، دنبالم می‌کرد. این بود که عقده‌ی این که حداقل یه بار از خوابیدنم خرسند باشه، تو دلم جوونه زد و تا همین الانم همراهمه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: جمعه 31 مرداد 1399 01:46
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام پرفسور وارنر عزیز

این هم تکلیف جلسه دوم بنده

1_ قدرت لوگومبا از ماورا میاد، یعنی کائنات کنترلش میکنن.
این موجود عجیب و غریب هر انسانی رو در ده سال بعد خودش نشون میده بعلاوه تمام اتفاقات مهم افتاده در اون ده سال!

2_ لوگومبایی که بنده مشاهده کردم شباهت زیادی به خودم داشت؛البته بزرگ تر و ورزیده تر...خلاصه که خبری از دختر بچه شیطون پونزده ساله نبود و یه زن جلوی روم ایستاده بود.
عینک خوشگلی روی صورتم بود و همینطور کلاه فارغ تحصیلی.
لباس بلندی به تن داشتم و همینطور ردا که روی شونه هام جا خوش کرده بود.
و در نهایت یه جاروی خیلی خوشگل و جذاب که حرفه ای به نظر میرسید توی دستم بود.

3_ مسلما تمام توصیفاتم مربوط میشه به رشد کردن و بزرگ شدنم.توی این ده سال چشمام هم ضعیف شده بود.
از هاگوارتز فارغ و تحصیل شده بودم و اون لباس ها...وای خدای من من پرفسور بودم.
درمورد جارو هم فکر میکنم به همین زودی ها وارد تیم کوییدیج بشم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 29 مرداد 1399 21:10
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
جواب سوال اول


بنظرم لوگومبا ها افراد رو میبینند و از طریق اون به گزشته و حال و رخداد های آن زمان افرادی که در حال نگاه کردنش هستند سفر میکنند و در 1صدم ثانیه به ترس افراد، تغییر شکل پیدا میکنند.

نقل قول:
جواب سوال دوم


لوگومبای من به شکل پرفسور اسنیپ با پیراهن بلند و مشکی رنگ در امد که در کلاس معجون سازی بود با این تفاوت که به جای قیافه ی پرفسور اسنیپ ، قیافه ی خودم ( نویل ) روی بدن پرفسور اسنیپ بود. لوگومبای نویل

نقل قول:
جواب سوال سوم


من همیشه و مخصوصا در کلاس های معجون سازی که پرفسور اسنیپ ان را تدریس میکنند بعضی رویداد ها را به دلیل حافظه ی کوتاه مدتم یادم میره و کمی دست و پا چلفتی هستم. پرفسور اسنیپ به هنین دلیل با من به تندی رفتار میکنه و من از او میترسم. به همین دلیل میترسم که جای او با اخلاق و رفتار او باشم و به همین دلیل لوگومبای من وقتی من را دید در 1 صدم ثانیه متوجه ترسم شد و به شکل تن پرفسور اسنیپ و چهره ی من در آمد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 29 مرداد 1399 14:09
نمایش جزئیات
آفلاین
1. قدرت تغییر شکل لوگومبا از چی نشات می‌گیره؟ (1 امتیاز)

از تجربیات هر فرد.
اگر قرار باشه توضیح بیشتری بدم ترجیح میدم همراه با ذکر یک مثال باشه.
لوگومبا قدرت این رو داره که قلب و مغز فردی که بهش نگاه می کنه رو بدون هیچ سانسوری ببینه یعنی عملا شما در برابرش خود واقعیتون خواهید بود.
از طرفی دیگه باید یادآوری کنم که همه ی انسان ها بخشی از گذشته اشون در مغزشون و بخشیش در قلبشون حک میشه. ممکنه اتفاقی در گذشته افتاده باشه که الآن شما حتی یادتون نیاد چی بود؟ چی شد؟ اما اثری که اون اتفاق حالا چه خوب چه بد روی احساسات شما گذاشته روی قلبتون اثر میگذاره و عملکرد درست یا اشتباه شما در اون موقعیت در مغز ثبت میشه. تمام این هاست که شخصیت شما رو می سازه برای همینه که خیلی از افرادی که کودکی های سختی داشتن در بزرگسالی تبدیل به افرادی هنجارشکن میشن.
پس نتیجه گیری کلی میشه اینکه لوگومبا شمای واقعی رو نشونتون میده، اونی که شاید ته ته قلبتون پنهانش کردید و تنها ترین و شاید ارزشمندترین آدم دنیاست.


2. لوگومبایی که شما دیدین از نظر ظاهری چه شکلی بود؟ یا توصیف کنین، یا نقاشیشو بکشین! (5 امتیاز)


راستشو بخواید دلم نمیخواست از واقعیتی که لوگومبا نشونم داد صحبت کنم. اما جادوآموزم و معذور، پس باید بگم.
وقتی مقابلش ایستادم خودمو دیدم مثل آیینه ای که جلوم ایستاده باشه، این موضوع کمی خوشحالم کرد آخه تصور کردم خیلی خوبه که داره بهم نشون میده خودمم و توی هر شرایطی مثل مایعی که در ظرف های مختلف راحت فرم می گیره، نیستم. هم رنگ جماعت شدن حد و حدودی داره که خب گویا من رعایت می کردم وگرنه لوگومبام خودمو نشونم نمیداد.
لباس هایی که تنم بود رنگارنگ بود ولی باید بگم اصلا به هم نمی اومدن. اگر اجازه بدید بگم چی تنم بود بعدشم تفسیر خودمو میگم.
شما یه هودی با رنگ های رنگین کمانی که در هم تنیده شدن تصور کنید که آستین هاش خیلی بلنده و نوک انگشت هام فقط معلومه اونوقت این هودی جذاب با چی تنم بود؟ با یه شلوار پارچه ای دم پا گشاد که دم پاش از خیلی از دامن هام گشاد تر بود.
تا یادم نرفته بذارید براتون بگم پارچه ی این شلوار چه رنگی بود. کاش فقط یه رنگ بود، نه اصلا کاش چند رنگ بود، کاش طرح نداشت.
شما یه سبز چمنی رو در نظر بگیرید که روش طرح برجسته ی گل باشه، نه یه مدل گل، نه دو مدل گل که باید خدمتتون عرض کنم صدها مدل گل ریز مختلف که حتی دوتاشونم نبود که مشابه باشن. حالا شما فکر کنید بخواید با این شلوار یه جا بشینید، نصف گل ها له میشن و حامیان طبیعت، همینایی که فاز محیط زیستی دارن میان سراغتون چهارتا طلسم میریزن سرتون که آی داد و آی فغان که طبیعت رو خراب می کنید و براتون مهم نیست چه بلایی سر کره ی زمین میاد.
من یه اشاره ی کوتاه به کفش هام هم می کنم و بعد میرم سراغ احوالات روحیم که سخن در موردشون زیاد است.
خب باید بگم با این شلوار یه پوتین ارتشی پام بود. و این تنها قسمتی از تیپم بود که تفسیری براش ندارم.
شرایط روحیم خیلی درهم بود. یه خوددرگیری خاصی در لوگومبا مشاهده کردم موقعی که میخواست بگه من آدم شادی بودم و هستم یا اینکه آدم غمگینیم.
از اونجایی که ما یه رگ هندی داریم و خب هندیام تا تقی به توقی میخوره و اصوات مناسب حرکات موزون تولید میشه از خودشون حرکات موزون در میکنن، منم به طرز داغونی می رقصیدم، البته از یه جانور انتظار خاصی هم نمیشد داشت.
روی صورتم یه لبخند وسیع و طویل و گنده نقش بسته بود که الآن هرچی تلاش می کنم اونقدر از ته دل بخندم نمیشه، بحث خواستن نیست بحث نتوانستنه چون که ماهیچه های صورتم یاری نمیکنن که انقدر منقبض بشن تا من براتون همونجوری که دیدم بخندم.
تا اینجا فضا شاد بود، رنگا شاد، لباسا مناسب خنده، لبخند عظیم و حرکات موزون اما داشتم گریه می کردم اونم نه یه اشک عادی که آدم خودشو قانع کنه از شدت خنده است نه، داشتم زار میزدم.
دور چشمام گود رفته بود و نوک دماغم قرمز شده بود. مژه هام بهم چسبیده بود و توی سفیدی چشم هام مویرگ های قرمز رو میشد دید.
و در آخر باید از موهام بگم، بلندیشون به زانوهام می رسید و رنگشون هم مشکی پر کلاغی بود. روی سرم هم یه تاج گل یاس که روشون چند تا پروانه هم نشسته بودن بود.

3. علت این که لوگومبای شما به شکلی که تو سوال 2 توصیف کردین در میاد، چیه؟ با توجه به جوابی که به سوال 1 دادین توضیح بدین. (4 امتیاز)

من اول سوال دو یه اشاره هایی به تفسیرم از اینکه چرا خودم رو دیدم کردم ولی بعدش یادم افتاد یه سوال داریم کلا برای این کار واسه همین لطفا اون اولشو توی سوال دو در نظر بگیرید بقیه اشم همینجا خدمتتون عرض می کنم.

من آدم شاد و خوش بینی هستم، یعنی تا وقتی بدی یه آدم کاملا بهم ثابت نشه از نظرم آدم خوبیه. از خندوندن آدما لذت می برم و برام مهمه که اگر کسی رو تنها و غمگین دیدم هرکاری که از دستم براش برمیاد انجام بدم. با توجه به این توصیفاتم اون لبخند از ته دل خیلی راحت قابل درکه.
امام چرا این لباس ها تنم بود؟ خیلی اهل مد نیستم ولی سلیقه ام هم در انتخاب زمان هیچ وقت ثابت نبوده، شده یک سال همش لباس هایی با رنگ خنثی بپوشم و بعدش همشونو بذارم کنار جوری که هیچ وقت وجود نداشتن. خیلیا هستن از بلوز و شلوار بیشتر از انواع دیگه ی لباس استفاده می کنن اما من به همه نوع لباس عشق می ورزم. انواع اقسام دامن شما می تونید تو کمدم ببینید همون طور که همه نوع شلوار در هر رنگی که بخواید دارم. خیلی وقت ها با توجه به روحیات اون روزم لباس می پوشم و این نشونه ی خوبی برای اینکه حدودا اون روز حالم چطوره ست. وقتی این لباس ها رو تنم دیدم متوجه شدم لوگومبا میخواد همین عدم ثبات در سلیقه ام رو بهم نشون بده.
اما گل های روی شلوارم واسه چی بود؟ من تو زندگیم همچین شلواری نداشتم اما تا دلتون بخواد گل چیدم.
بچه که بودم یکی از تفریحاتم این بود که مجموعه درست کنم. مسافرت که می رفتیم دفتر برمیداشتم و گل هایی که توی اون منطقه وجود داشت رو می چیدم و مثلا دفتر گل های فلان قسمت کشور رو جمع آوری می کردم. تفسیرم خودم اینکه توی دنیای گیاهان یه قاتل زنجیره ایم که آه گل ها دامنمو گرفته و روی شلوارم بودن تا من نتونم بشینم، تو سوال قبل اشاره کردم که نمیشد با اون شلوار نشست، وقتی نتونم بشینم پاهام ورم میکنه و خون هم توی پاهام جمع میشه و در نهایت اتفاقات جالبی برام نمی افته.
چرا گریه می کردم؟ چون تنهام. خیلی لحظات سختی داشتم تو زندگیم که جز اینکه شجاع باشم و خودمو جمع کنم تا هرجوری شده اون وضعیت رو درست کنم چاره ای نداشتم. خیلی وقتا می ترسیدم ولی تصمیم می گرفتم ادامه بدم و نذارم ترس تمام وجودمو تسلیم شرایط سختم کنه. گریه می کردم به حال تمام اون لحظات.
و اما در مورد تاج گل یاسی که روی سرم بود باید بگم یاس گل مورد علاقه ی منه، عطری که استفاده می کنم همیشه باید رایحه ی یاس رو در خودش داشته باشه و لای دفتر های خاطراتم گل یاس میذارم تا کاغذهاشون خوش بو باشه. این ها مثال های کوچیکی بود که میشد بزنم تا بگم چه قدر این گل رو دوست دارم و بهم آرامش میده پس منطقیه که لوگومبا یه بخشی از اون منِ واقعی رو به یاس اختصاص بده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.

پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 29 مرداد 1399 10:40
نمایش جزئیات
آفلاین
پاسخ پرسش اول:

لوگومبای هر فرد آینه تصویر او در بارگاه ملکوتی است. یعنی با توجه به اعمال و کردار، شما یک پرونده در بارگاه ملکوتی دارید. گاهی آن پرونده زشت است و گاهی زیبا.
برای همین هم تازگی ها سعی داریم خرید و فروش این موجود را غیر قانونی اعلام کنیم. زیرا قراراست نتیجه اعمالتان را بعد از مرگ ببینید؛ نه با نگاه کردن به یک حیوان.

پاسخ پرسش دوم:

به به. عجب شکلی!
اصلاً نگاه کردن به آن سخت است چون مانند پروژکتوری می‌درخشد و چشم هر بیننده ای را اذیت می‌کند. اما وقتی که عینک آفتابی خود را می‌زنید با صحنه ای رو به رو می‌شوید که نفستان را در سینه حبس خواهد کرد.
یک موجود با هیبت گوشت خواران بزرگ ولی با شش پا! انتهای هر پا پنجه ای پشمالو و ناخن هایی تیز و بلند. دم کشیده ای حدودا به طول 2 متر که در هوا پیچ و تاب می‌خورد. سر و صورت به شکل شیر است و یال های انبوه گوش ها را پوشانده. چشمان سبز رنگ در صورت خودنمایی می‌کنند.
تمام پوست و رنگ تمامی موها سیاه است و برق می‌زند! یک عصا هم در پنجه اول از چپ قرار دارد.
شاید برایتان سوال شده باشد که پس چگونه نوری سفید از پوست سیاه ساطع می‌شود؟ باید بگوییم که از پوست ساطع نمی‌شود؛ بلکه هاله ای است که ما را در بردارد.

پاسخ پرسش سوم:

خب همانطور که گفتیم این موجود به شکل پرونده ای که در بارگاه دارید به نمایش درمی‌آید. با توجه به اینکه ما پرونده ای نداریم، این حیوان از تصورات کارگزاران از ما نشات می‌گیرد!
اولاً که ما در بارگاه به شش پا معروف هستیم، چون خیلی کار می‌کنیم و زحمت می‌کشیم. البته نه به اندازه هشت پا.
رنگ سیاه هم بخاطر تمایلات مرگخواری ما است. فی الواقع دادیم تمام دیوار ها را سیاه کنند جز اتاق خودمان که سبز است و احتمالاً چشمان سبز بخاطر آن است. همه در بارگاه می‌دانند که ما علاقه وافری به اسلیترین و گروه مرگخواران داریم.
عصا هم که مشخص است.
آن نور هم که بخاطر تقدس نمایی ما در اذهان کارگزاران می‌باشد.
فقط نمیدانیم چرا شکل یک حیوان گوشت خوار با دندان های تیز درآمده ایم. ممکن است بخاطر این باشد که اگر کسی در بارگاه کارش را به درستی انجام ندهد می‌زنیم پاره پوره اش می‌کنیم؟
یک صحبتی باید با کارگزاران بارگاه انجام دهیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شروع و پایان با ماست!
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 27 مرداد 1399 20:05
نمایش جزئیات
آفلاین
1. قدرت تغییر شکل لوگومبا از چی نشات می‌گیره؟ (1 امتیاز)

کروشیو!
سوتفاهم نشه... جواب سوال رو دادم.
همچین یه بذر کویچیکی بود، هی بهش گفتم لوبیا سحرآمیز شو، گوش نداد. منم عصبی شدم یه کروشیو نثارش کردم. البته گفتنیه که قبلش این رودولف خیر ندیده اعصاب و روانم رو به هم ریخته بود. خلاصه اینجوری شد که حرصم رو سر این گیاه خالی کردم. اونم یهو زیادی تغییر کرد. هم ماهیتش و هم ظاهرش...

2. لوگومبایی که شما دیدین از نظر ظاهری چه شکلی بود؟ یا توصیف کنین، یا نقاشیشو بکشین! (5 امتیاز)

والا تا اون موقع که من بالاسرش بودم بذر بود... گیاه! ریز و بنفش... یه جوونه هم مثل کاکل فرق سرش بود. بعدا از در و همسایه شنیدم که یه ساقه بلند بالا با هفده‌تا پا ریز داره... البته یکی دیگه می‌گفت هفده‌تا ساقه بلند بالا داره با یه پا ریز! همچنان هم یه کاکل فرق کله‌اشه! چشم داره یکی اینقدر! البته باز یکی دیگه بود می‌گفت اون چشم نبود و دهن بود. من که نفهمیدم دهن چرا باید مژه داشته باشه.
والا یه بار دیگه رودولف هی گفت ایناها... اینجاس رو‌به‌روت... من هی اینور رو نگاه کردم و هی اونور... هیچی نبود. دیگه آخر خسته شدم یه کروشیو کردم تو حلق رودولف...

3. علت این که لوگومبای شما به شکلی که تو سوال 2 توصیف کردین در میاد، چیه؟ با توجه به جوابی که به سوال 1 دادین توضیح بدین. (4 امتیاز)

والا خانم همسایه می‌گفت که اسم من رو می‌شنوه این شکلی میشه. همین که بهش میگه بلاتریکس، جیغ می‌زنه و بنفش میشه و کاکلش می‌زنه بیرون!
والا من خودم نفهمیدم چرا اینجوری می‌کنه. حالا یه کروشیو خورده دیگه... آبرو‌ریزی می‌کنه چرا، نمی‌دونم!
البته گفتنیه که همسایه بالایی می‌گفت خانم همسایه توهم زده و معلوم نیست چی مصرف می‌کنه. می‌گفت اینا همش خرافاته... والا من که نفهمیدم چی درسته چی غلط!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 27 مرداد 1399 19:01
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ای پِروفِسور!
باحال و چاش بر انگیز بودهااا. دمتون گرم.
نقل قول:
1. قدرت تغییر شکل لوگومبا از چی نشات می‌گیره؟ (1 امتیاز)


اووووفففف...چه سوال خفن و چالش برانگیزی! من برای این سوال یه توضیح طــــــــولــــــاااااانی...عه! یک امتیاز کلا؟ خب، یه خرده کوتاهش میکنم آخه امتیازش کمه.
ببینید، این لوموگبا...گومولبا..لوبومگا..ای بابا! لوگومبا! این لوگومبا، یه موجود جادویی خاص و خفنه. کاش قبل از اینکه ما کشف کنیم که چی هست، ازش برای کلاس خودتون استفاده میکردین تا ببینین کی به کلاستون علاه داره و کله کی رو باید بکنین.
لوگومبا، در هر مکانی که قرار بگیره، هر کسی که اونو ببینه، در واقع بازتاب احساس خودش نسبت به اون مکان رو می بینه. مثلا اون دانش آموزی که طلایی میدید عاشق این کلاس بود و دیگری نه.برای مثال، اگه لوگومبا توی یک مکانی که برای کسی که اونو می بینه ناشناسه قرار بگیره، تصور اون شخص رو بازتاب میکنه. ترسناک میشه، برای بعضی بیخیال ها بامزه میشه، حتی ممکنه شبیه صندوق رای انتخابات بشه( اگه کسی که اونو می بینه زاخاریاس اسمیت باشه.)
از این قابلیت خفن لوگومبا اساتید میتونن برای کلاسشون استفاده کنن. بدون اینکه به بچه ها بگن این چیه ازشون بپرسن این چه شکلیه. بعد به اونایی که خوشگل می بینن امتیاز بده و بقیه رو اعدام کنه.

نقل قول:
2. لوگومبایی که شما دیدین از نظر ظاهری چه شکلی بود؟ یا توصیف کنین، یا نقاشیشو بکشین! (5 امتیاز)


اوووووووفففف! چه سوال نابود گر و پرکاری! یعنی من با شونزده سال سن، بشینم نقاشی بکشم؟ ای بابا...
لوگومبای من... یه جونور تپلوی بامزه ست. زرد روشنه. دندون های ریز و گردی داره. دست و پا های کوتاه داره که نصفشون هم لا به لای پشم های گم شده ان. لای پشم هاش اون قدر هوا هست ک مثل یه بادکنک شده. چشم های سیاه درشتی داره وپشمالوئه... در کل طوریه که دلم میخواد برم بگیرم فشـــــــــارش بدم.
اما همین که بهش نزدیک میشم، یه دفعه عوض میشه. پوست و موهاش کاملا قرمز میشن. چشماش درشت و درشت و درشت تر میشن و دندوناش تیز و بلند میشن عین خوناشام ها. و مثل یه گربه ی عصبانی قوز می کنه و زیر لب غرش میکنه. از اینجا جلو تر نرفتم نمیرم و نخواهم رفت چون شاید بپره چشمامو از کاسه دربیاره حیوون وحشی!


نقل قول:
3. علت این که لوگومبای شما به شکلی که تو سوال 2 توصیف کردین در میاد، چیه؟ با توجه به جوابی که به سوال 1 دادین توضیح بدین. (4 امتیاز)

این نگاه من به این مکان رونشون میده.کلاس موجودات جادویی. خیلی وقتا و گاها از دور خیلی زیبا و گوگولی مگولیه... اسبای تک شاخ یا پری های کوچولوی مهربون. در اینجور مواقع درس دوست داشتنی ایه. حتی حاضرم براش مشق هم بنویسم(کم رخ میده).
اما خیلی وقتا وگاها از نزدیک وحشی و ترسناکن. مثل لولوخوخوره ها یا اژدهایان! اوه اوه اوه... تنم میلرزه. در اینجور مواقع حاضرم تمام مدت کلاس زمین دستشویی میرتل گریان رو بسابم و برق بندازم و اجازه بدم میرتل باهام درددل کنه اما وارد این کلاس نشم.

خدمتتون استاد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

دختری تنها در میان باد و طوفان...

آیا او را رهایی خواهد بود از این شب غربت؟

یا مامانش دوباره او را به خانه راه خواهد داد؟

او در کوچه ی سرد قدم برمیدارد ومی اندیشد:

آیا ریختن آبلیمو در قهوه ی مادر کار درستیست؟
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 27 مرداد 1399 16:40
نمایش جزئیات
آفلاین
1.خب به نظر من این موجود از خصوصیات و علایق ادم ادم نشات می گیره نه اینکه من چون رنگ ابی دوست دارم باید ابی شود نه.هر رنگ و شکلی نشانه ای دارد که علاقه ها و خصوصیات ادم را نشان می دهد.

2.اگر بخواهم توضیح بدهم پوستش به رنگ آبی(همان رنگ پوست برقک یا نیفلر) است و چیزی مثل اکلیل های طلایی روی پوستش می درخشد. چشمانش به رنگ قرمز است و اندازه انها همش در حال تغییر است. پوزه و قسمتی از دست و پاهایش به رنگ صورتی کمرنگ است.دمی بسیار بلند و فرداد(مثل دم راسو اما دارای فر بیشتر)دارد.

3.خب رنگ آبی پوستش به دلیل مهربان بودنم است.رنگ چشمهایش به این دلیل قرمز است که بعضی اوقات خشمگین می شوم و تغییر اندازه اش هم به این دلیل است که بعضی اوقات خیلی با دقت کاری را انجام میدهم و بعضی اوقات بدون دقت و سربه هوا انجام میدهم.رنگ صورتی اش به خاطر بخشنده بودنم است.درخشش پوستش به دلیل این است که از پول و مال بدم نمی اید.دمش به این دلیل دارای فر زیاد است که از چیستان و معما خوشم می اید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نیستم ولی هستم

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 27 مرداد 1399 13:42
نمایش جزئیات
آفلاین
یک جانور رو انتخاب کنین و توضیح بدین که چطور می‌شه نوع جانورنماش رو از واقعیش تشخیص داد. (5 امتیاز)
برای این کار سعی می‌کنم حیوونایی که اهلی نمی‌شن رو انتخاب کنم یا حیوونای وحشی‌ای که آدم می‌خورن! مثلاً یه خرس... اصولاً اگه بری جلوی یه خرس گرسنه اگه واقعی باشه که دیگه رفتی اون دنیا ولی اگه اون خرسه برا خوردنتون یکم صبر کرد و با دقت به شما و لباستون خیره شد لابد یه جانورنماس! خب خرس گرسنه که چیزی حالیش نمی‌شه! ببینه یه غذای آماده جلوشه سریع حمله می‌کنه ولی خرس جانورنما با دقت به شما خیره می‌شه تا ببینه دوستین یا دشمن، یا اگه شما رو بخوره چه اتفاقی می‌افته، به نفعشه یا با خوردنتون به دردسر می‌افته یا کلاً ببینه طرف آدم حسابیه یا نه تا یهو جادوش نکنه! و... همینا دیگه.

2. فرض کنین به شما حق انتخاب دادن که یک جانور رو به میل خودتون برای جانورنما شدن انتخاب کنین. چه جانوری رو انتخاب می‌کنین؟ چرا؟ (4 امتیاز)
به افتخار گروهم یه گورکن!
البته خب این تنها دلیلش نیس! خب گورکنا یجورایی نه وحشی‌ان که مردم بخوان برا محافظت از خودشون به اونا صدمه بزنن... و اهلی هم نیسن که اونا رو بگیرن و بخوان اهلیشون کنن! کلاً گورکنا زندگیه آرومی دارن و سرشون تو کار خودشونه و پیدا کردن غذاشون زحمت زیادی نداره، کلاً حیوون خوب و بی‌دردسریه من که ازش خیلی خوشم می‌آد!

3. دوست داشتین جانورنما بشین؟ چه آره و چه نه، دلیلش رو بگین. (1 امتیاز)
آره.
جالبه برام! همش انسان بودن هم خوب نیس... می‌دونین... اگه جانورنما باشی می‌تونی خیلی کارا بکنی! مثلاً هرجا که خواسی بری و هرکاری که بخوای بکنی مخصوصاً اگه ثبت نشده باشی! زندگیه آدمو متفاوت‌تر می‌کنه... دوسش دارم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!