جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

16 کاربر(ها) آنلاین هستند (12 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  118 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  125 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  251 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  166 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  205 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: بچه های باحال اسلیترین
ارسال شده در: یکشنبه 2 آذر 1399 10:19
نمایش جزئیات
آفلاین
دور از هیاهوی های گروه ها ... این دراکو بود که زیر تخت خودش پنهان شده بود... و این هیاهو را تماشا میکرد... نکته عجیبش این بود... هر ساعت هر دقیقه و هر ثانیه بلکه هیاهو و خسارت کم تر نمیشد... بلکه بیشتر هم میشد.
دراکو که این وضعیت وخیم و تسترال تو تسترال را می دید... به کمک بقیه اسلایترینی ها برود. لاکن نه برای کمک بلکه برای پولی مالفوی ها خرج تالار کرده بودند.

دراکو... که کلا از سوژه ای که به تالار صدمه میزند خوشش نمیامد تسترال را که زیر ملافه اش پنهان کرده بود را به سمت جمعیت پرتاب میکند... بی خبر از اینکه ان تسترال دارای اسید ستریک زیاد بود و هنگام بر خورد به چیزی واکنش شیمیایی نشان میداد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بچه های باحال اسلیترین
ارسال شده در: چهارشنبه 21 آبان 1399 13:20
نمایش جزئیات
آفلاین
- به جز این وایتکس و مولکول‌های خوشحالش، دیگه چی می‌تونیم بریزیم؟
- معجونِ "بکش و نابودشون کن" چطوره؟

سیوروس دستی به چانه‌اش کشید.
- نه هک. به نظر من معجونِ "زنده‌شون نگه دار و نابودشون نکن" بهتره. اونو بریز!

هکتور معجون موردنظر را به پاتیل اضافه کرد و اسنیپ هم چند تا معجون دیگر به رسپی اضافه کرد.
- "کاری کن هیچ‌وقت دردشون نیاد" و "سرشون رو به چند قطعه‌ی مساوی تقسیم نکن" و "ضدِ دهن‌آسفالت‌کن" رو هم بریز توی پاتیل!
- از کجا می‌دونستی من همچین معجونایی دارم؟
- مهم نیست، مهم اینه که قراره تیکه‌پاره‌شون کنیم.

سمتِ دیگری از تالار

- پیشی رو بده! پیشی رو اذیت نکن!

حتی دومینیک که همیشه از تغییرات لذت می‌برد، این بار اصلا خوشحال نبود.
- باید پیشی رو با بچه آشنا کنم که توی همچین لحظاتی بتونه از خودش دفاع کنه.
و نگاه پر حسرتش را به بچه و رابستن دوخت که روی تختشان آسوده نشسته بودند و کسی جرئت نداشت در ده متریشان ظاهر شود، که مبادا به سرنوشت گریفیندوری‌هایی که از پنجره به بیرون پرت شدند گرفتار شود.

ظاهر تالار کاملا آشفته و کثیف بود و همه در حال کتک‌کاری بودند. گابریل خرده‌های تیِ زاپاسش را از اطراف و روی سرِ هری پاتر جمع کرد و رو به معجون‌سازها داد زد:
- پس چی شد؟
- معجون... آماده‌ست!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
گب دراکولا!
پاسخ به: بچه های باحال اسلیترین
ارسال شده در: پنجشنبه 1 آبان 1399 18:10
نمایش جزئیات
آفلاین
سیوروس با اخم های درهم به هکتور لرزان و خوشحال های لرزان تر نگاهی سرد روانه کرد.
چه چیزی باعث میشد مجبور به تحمل این موجودات روح فرسا باشد؟ تهدیدات گابریل؟ هرگز!

ـ هی ببینید چی پیدا کردم! میتونیم این روغن رو بریزیم کف تالار و اسکیت بازی کنیم.
-آخ گفتی، بریز دادایی بریز.

سیوروس با شنیدن کلمه "روغن" توجهش به سمت گوینده جلب شد.
-پاتر! شک نکن اگر همین الان اون شیشه روغن مو رو سر جاش بر نگردونی گیتار ویلبرت رو تو صورتت خورد میکنم.
-به گیتار من چیکار داری؟ درضمن با دادایی من درست صحبت کن.
- خیله خب نخواستیم اینم روغنِ موهای گندیدت!

سیوروس کوییدیچ باز خوبی نبود، در واقع هیچ وقت ذهنش نمیتوانست قرار را بر فرار از اجسام پرنده ترجیح دهد، و اینچنین شد که روغن مویی که هری پرتاب کرده بود، به جای فرود در دستان سیوروس، نقشی بر زمین شد و شیشه بلورین به هزاران تکه تبدیل شد.
-خیله خب هکولی بیا بریم،انگیزه کافی برای تحملت ایجاد شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نه چون مومم نه چون سنگم،نه از رومم نه از زنگم،همان بی رنگ بی رنگم.....
به طلا همچو سنگ بنگر...
se.sn_sli

پاسخ به: بچه های باحال اسلیترین
ارسال شده در: چهارشنبه 30 مهر 1399 15:07
نمایش جزئیات
آفلاین
هکتور و اسنیپ تا ابد هم ممکن نبود به توافق برسند. برای همین راه حل فوق العاده ای پیدا کردند.
-از گابریل می پرسیم!

دو معجون ساز به طرف گابریل رفتند.
دایره سرخ رنگی دور گابریل کشیده شده بود که همراه خودش حرکت می کرد. همه می دانستند که هرگز نباید پا درون دایره گذاشته و بیشتر از این به گابریل نزدیک شوند.

-گابریل... ما مشکلی داریم!

گابریل بدون این که حتی سرش را بلند کند، ظرف وایتکس را به دستشان داد.
هکتور با تعجب به ظرف نگاه کرد.
-اینو... چیکار کنیم؟!

-مشکلتونو باهاش حل کنین. مشکلی وجود نداره که با وایتکس حل نشه. اگه حل نشد، معجون قوی تری دارم که هر چیزی رو حل می کنه. البته همین وایتکس کافیه. مولکول های خوشحال ریختم توش.

هکتور کمی خم شد و داخل ظرف را بررسی کرد. مولکول های خوشحال، از داخل ظرف برایش دست تکان دادند.

-حالا این وایتکس رو می برین... معجون رو با همکاری هم درست می کنین و اینو می ریزین توش! دعوا هم نباشه. اگه دعوایی ببینم میام گردگیریتون می کنم... و باور کنین که درد داره!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بچه های باحال اسلیترین
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 مهر 1399 23:50
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه:
تالار گریفیندور دچار مشکلات فنی شده و به همین دلیل قراره تا تعمیر تالارشون تو تالار اسلیترین بمونن. اسلیترینی ها مشغول نقشه کشیدن هستن تا کاری کنن که اونا فراری بشن که ناگهان گریفیندوری‌ها وارد تالار می‌شن و شروع به غارت می‌کنن. گابریل هم شروع به جیغ و داد و پرت کردن حواسشون می‌کنه تا اسنیپ و هکتور تو این زمان یه معجون ضد گریفی درست کنن.

____________________________

گابریل که علاوه بر کثیف بودن تالار دلایل دیگری هم برای مشکل داشتن با گریفی‌ها داشت، ابتدا می‌خواست مشغول تمیزکردن تالار شده و هیچ لطفی به گریفیندوری‌ها نکند. اما درون وجود او یک قلب مهربان وجود داشت که نمی‌گذاشت آدم‌ها را به حال خودشان رها کند و اینگونه شد که تشت اسید و وایتکسش را وسط تالار راه انداخت و همه‌ی‌شان را بعد از بیهوش کردن در آن خواباند و رفت تا به کارهایش برسد.

در آن سوی تالار، اسنیپ و هکتور که اصلا دل خوشی از یکدیگر نداشتند برای درست کردن معجون به مشکل خورده بودند.
- من می‌گم باید معجونای "گریفی تسترال کن" و "گریفی نابود کن" رو با هم مخلوط کنیم و بدیم بهشون!
- ولی نظر من اینه که باید عصاره‌ی یکی از یادگاری‌های سالازار رو با خاکسترش قاطی کنیم و بدیم بهشون که خون گریفیندوریشون بخشکه.
- کسی نظر تو رو نخواست!
- من معجون ساز بهتری‌ام و همه نظر منو می‌خوان.
- هرگز.
- آلویز!

و اسنیپ با ذوق واضحی از اینکه توانسته بود این را بگوید روغن مویش را از جیبش بیرون آورد و به موهایش زد.

کاملا واضح بود که ساخت یک معجون با همکاری آن دو، بدترین ایده‌ی ممکن محسوب می‌شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
گب دراکولا!
پاسخ به: بچه های باحال اسلیترین
ارسال شده در: سه‌شنبه 4 شهریور 1399 04:13
نمایش جزئیات
آفلاین
دیگر زمانی برای نقشه کشیدن نبود.
لشگر گریفیندور ها برای تخریب به هر دسیسه و عملی روی می آوردند.
احتمالا سال ها در دور همی های شبانه تالارشان وقتی کارت های شکلات قورباغه ی را رد و بدل میکردند، از آرزو های دیرینه خود به منظور خرابکاری در تالار اسلیترین میگفتند.

-پرده های تالار ما قشنگ تره برا همین اینا رو پاره میکنم.
-کتاباتونو ریختم تو پاتیل هکتور توکلاسا بخاطر نداشتن کتاب کلی امتیاز ازتون کم میشه.
-بهتره بس کنی اون تابلو ها برای اعضای تالار اسلیترین خیلی ارزشمندن! داری کثیفشون میکنی با ریختن سس روی در و دیوار.
-چـــــــــی؟ کسی داره درو دیوارا رو کـــــثـــــیــــفـــــ میکنه؟
-موهامو ول کن.
-آروم باش گابریل مامان، رابستن رو فرستادم برات چند تا سطل وایتکس بیاره.
-آروم باشم؟ اونم با این همه کــــثــــیــــف کاری؟
-گابریل؟
گابریل مامان! چرا اینجوری شدی؟ چرا خشکت زد؟ گابـــ
-بسه دیگه!

با فریاد گابریل اکثر افراد دو جبهه دچار چالش مانکن شدند و در همان حالاتی که بودند بی حرکت باقی مانده و فقط نگاه هایشان را متوجه گابریل کردند.
بچه مشتش را در موهای هرمیون محکم تر کرد.
کراب که سعی داشت رژلبش را از دستان دخترک گریفیندوری بیرون بکشد هم بی حرکت ماند.
فنریر که حالا فقط لوله آفتابه از دهانش بیرون مانده بود، دست از جویدن برداشت و حالا آب دهانش آرام آرام به روی زمین میچکید و سکوت تالار را میشکست.
اما در گوشه ای پشت صف اول درگیری ها، همچنان دعوا برپابود.

- از آشپز خونه بیا بیرون اونجا فقط جایگاه بانو مروپه.
-گفتم بسه !
اومدید مثلا موقتا اینجا و ما بهتون جا دادیم اونوقت مثل ندید بدیدا دارید تخریب میکنید؟ احتمالا این طوری پیش برید مجبوریم ما هم آواره تالار هافل یا ریون بشیم.

همچنان که گابریل با سخن رانی های تاثیر بر انگیزش مشغول وقت خریدن برای اجرای نقشه های سیوروس و هکتور بود، دو معجون ساز همزمان در حال اجرای اعمال شوم خود بودند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سوروس اسنیپ در 1399/6/4 4:25:03
نه چون مومم نه چون سنگم،نه از رومم نه از زنگم،همان بی رنگ بی رنگم.....
به طلا همچو سنگ بنگر...
se.sn_sli

پاسخ به: بچه های باحال اسلیترین
ارسال شده در: شنبه 23 شهریور 1398 12:39
نمایش جزئیات
آفلاین
_حمله شده!

ناگهان لشکری غارت گر به تالار اسلیترین هجوم آورد. پیشاپیش لشکر عظیم گریفندوری ها فنریر به چشم می خورد که آمده بود بخورد و بجود و برود. در سوی دیگر لشکر، ابیگل بود که در آستانه انفجاری سهمگین به سر می برد و در میان لشکر سرکادوگان بود که با اسب کوتوله اش در حال تاخت و تاز وسط تالار اسلیترین بود.

ملت اسلیترینی هرجای تالار را که می نگریستن خطر انقراض را حس می کردند!

_داری چیکار میکنی فنریر؟!

فنریر در حالی که تکه فلزی در دهان داشت با شنیدن فریاد بلاتریکس به سمتش برگشت.
_چیکار میکنم؟ اومدم مهمونی به صرف شام دیگه. دارم می خورم.
_صبر کن صبر کن...اون تیکه فلزیه همون آفتابه عتیقه سالازار اسلیترین نیست؟ میدونی اون چقدر قدمت داره؟ میگن سالازار زمانی که میخواست تالار اسرار رو بنا بذاره سر راه با همین آفتابه یه مرلینگاه میرتل گریانم میرفته فکرش باز شه!
_خب باشه.
_یعنی اصلا برات اهمیت نداره داری آفتابه میخوری؟
_نه.

برای فنریر هیچ اهمیتی نداشت که آفتابه سالازار را می خورد یا یک سال اولی مظلوم اسلیترینی...

او گرگینه ای همه چیز خوار بود!

_حالا باید چیکار کنیم؟!
_معجون بیرون کردن گریفندوری ها از تالار اسلیترین بدم؟
_پاپا...ابیگل منفجر شد و چندتا از پیتزاهامو فس کرد!

مروپ در حالی که ملاقه اش را به زور از دست گریفندوری ها بیرون می کشید، گفت:
_باید توی کفششون نمک بپاشیم که دلشوره بگیرن برگردن تالار خودشون فرزندان مامان.

ظاهرا مروپ مادری شده بود بس خرافاتی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بچه های باحال اسلیترین
ارسال شده در: چهارشنبه 23 مرداد 1398 15:44
نمایش جزئیات
آفلاین
-خب با کی، کجا، و کی شروع کنیم؟
-گفتم که! با یکی که خیلی تو دید نباشه.
-نگفته بودیش قبلا. نگو گفتمش، وگرنه کرشیو میزنم.

سوروس دیگه جوابی به ذهنش نرسید.ضایع شد و بلند شد که برود. بلاتریکس با طعنه گفت:
-بشین! لوس نشو اسنلی!

سوروس ابرویش را بالا انداخت و نشست. همین که نشست، جودی آتیش بیار معرکه، گفت:
-نه که قبلا نبود!

مرگخواران در تایید حرف جودی بدبخت هیچی نگفتن. جودی کم کم داشت درباره ضایع شدنش مطمئن میشد که، کراب دوستانه گفت:
-عالی گفتی جودی!
-

بلاتریکس بحث رو عوض کرد و گفت:
-داشتیم خیر سرتون، گریفندوریا رو بیرون میکردیم! درباره خودت بعدا حرف بزن!

مرگخواران روبه جودی برگشتند و:
-
-خو من دیگه هیچی نمیگم!
کراب نوازشش کرد و گفت:
-ناراحت نشو! بلا اخلاقش اینجوریه!
-
هکتور بعد از کلی ساکت بودن(!)، با هیجان گفت:
-بخوابونیمشون!
-آفرین هکولی!

جودی بازم حرف زد! بلاتریکس گفت:
-مگه نگفتی حرف... ول کن. با چی هکولی؟
-با این!

به دیگ معجون کوچک در کنار اتاق اشاره کرد.
-آفرین.

جودی حرف زد و سپس به ساعت زل زد.

بلاتریکس با جودی مشکل داشت. با فریاد به جودی گفت:
-جودیــــــــــــــــــی! مگه نگفتی حرف نمیزنی! دارم فکر...

و وقتی دید همه مرگخواران به ساعت زل زده اند، او هم به ساعت زل زد. دوباره سر جودی داد زد:
-جویـــــــــــــــــــــــــــی! از بس حرف زدی که الان دیگه وقت واسه ساختن معجون نداریم!
-

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بچه های باحال اسلیترین
ارسال شده در: شنبه 25 خرداد 1398 20:42
نمایش جزئیات
آفلاین
اهوم!...............اومدم گندمو جم کنم!!!
*************************************************************************************************
بلاتریکس از ترسو بودن و خنگ بازی بضی از مرگخوارا ناراحته کع....................
بلا.....................
این صدای عارامش نبخش سوریوس اسنیپ بود!!
بلاتریکس:ها؟
اسنیپ:نقشه ی مهمی کشیدم کع بدردمون میخورع!!
بلاتریکس:تو برو به "همیشه"ات برس!!اه.....
اسنیپ:
بلاتریکس:اِی به روی عاب بخندییییییی....ارباب روحشون خدشع دار میشه هاااا!!اگه اون گیریفی ها بیان اینجا!!!!
اسنیپ:خو منم نقشه مو نمیگم خودتون برین جواب لرد سیاهو بدین!!
بلاتریکس:الان وقت دعوا با تویه عاشقو ندارم!!
اسنیپ:هعی.............
بلاتریکس:هعی چی؟؟نع.....هعی چی؟!
اسنیپ:عاشقا "هعی"یاشون از چیه؟!عاها عافرین بلا............حدس خوبی بود!!
بلاتریکس:برووووووووووووو بیرووووووووون!!همین الان!!
اسنیپ:من دلم بخاد میرم!!الان لرد سیاه عصبی میشع!نمیخای خاهش کنی؟؟که من بهت نقشه رو بگم!!؟؟
بلاتریکس که از بچگی تربیتش اینجوری بود که خاعش نکنه گفت:
نه.............نشد......من نباید خاهش کنم.....تو باید عادم باشی و بگی!!
اسنیپ:خا.........این نقشه!!
ما ذهنشونو کنترل میکنم و بعد با این معجون اسها آور.........
کراب:صب کن!اگه بره تو دهن من چی!؟
اسنیپ:نمیره...............بریز تو غذایه اونا............یه اسهالی بگیرن که نظرشون به اینور نخورع!
بلاتریکس:عاخه خدای عقل!!اینو مام میدونستیم که باید بیرون شن بایه چیزی...........ولی خعلی زیادن...........500 نفرو باهم کنترل کنیم کع مغز ما میپوکع!!!
اسنیپ:اونا خیر سرشون تو یه گروهین که به کنجکاو و شجاع و اینجور چیزا معروفع!!پس............
کراب بهد از کلی فکر میپره وسط حرفه اسنیپو میگه:
پس چون بهد از کلی کنجکاوی تشنه میشن معجونه اسهالو میخورن!!؟؟
اسنیپ و بلاتریکس: نههههههه
اسنیپ:اول اینکه معجون اسهال رنگیه!!بعد اونا هری پاترو دارن چون من بهش معجونو داده بودم برا کریسمس!1
بلاتریکس:واااااااااای........چقد خنگی!!!
اسنیپ با پوزخند:صب کن!!معجونو با ورد مخصوصم که به کسی نمیگم!!شبیه عاب میکنمو میدیم همین اولی بخورنن نوش جونشون!!
بلاتریکس:هاهاهاها.....(خنده بلا وقتی شرارتش گل میکنه!)
اسنیپ:این چه وضع خندیدنه بلا!؟
بلاتریکس:ها؟خاسدم ترسناک شم!!
کراب و گویل:همیجوریشم ترسناکی!!
اسنیپ:راست میگن بچه ها!!
بلاتریکس:ای کارد بگیرع اون شکمت!!نخند الان باعد جمت کنن جدی خان!!
اسنیپ با لپا گل انداخته از خنده سرفه ای میکنه و میگه:به نام سالازار اسلایترین! اینجانب سوریوس اسنیپ؛ بلاتریکس لسترنجو خنده دار ترین خودم مینانمم!
بلاتریکس:نخند!!با شمام نخندین وگرنه به ارباب میگما!
همه ساکت و سکوت علامت راضاست!!
اسنیپ:عاره سالازار جان!!سکوت علامت رضاست!!
بلاتریکس:حالا این نقشه ی سوریوس رو کجا و کی انجام بدیم؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1398/3/25 20:46:02
Salazar slytherin is a dark Hogwarts founder
Honor to him
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: بچه های باحال اسلیترین
ارسال شده در: سه‌شنبه 21 خرداد 1398 15:31
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه تا پایان این پست:
تالار گریفیندور دچار مشکلات فنی شده و به همین دلیل قراره تا تعمیر تالارشون تو تالار اسلیترین بمونن. اسلیترینی ها مشغول نقشه کشیدن هستن تا کاری کنن که اونا فراری بشن.
........................

قطعا هیچ کدام از اعضای اسلیترین مایل به زندگی با گریفیندوری ها نبودند... لاکن همه می‌دانستند که دامبلدور برای کم کردن امتیاز از اسلیترین منتظر بهانه نمی‌ماند!

-باید یه نقشه خوب بکشیم.
-اصلا کجا قراره بخوابن؟
-چی‌ قراره بخورن؟
-فنریر... اونم میاد... اگه من رو بخوره چی؟

کراب همیشه نگران بود!

-نقشه؟...قدم بعدی؟... قدم بعدی چیه؟!... باید فراریشون بدیم. باید یه کاری کنیم که نتونن اینجا بمونن. خودشون برن بگن که می‌خوان جا به جا شن. باید خونشون رو تو شیشه بکنیم!

-ولی چجوری؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him