جلسه دوم کلاس شفابخشی جادویی
-ههپچاااااوووو...
کلاس شفابخشی جادویی با صدای عطسه و فین فین مریضی که روی تخت در جلوی کلاس خوابیده بود پر شده بود. تخت دیگری در فاصله دو متری این مریض قرار گرفته بود که در آن مریض دیگری زیر پتو قوز کرده بود و هیچ صدایی از او بلند نمی شد اما در عوض کل تخت در حال ویبره رفتن و لرزیدن بود.
-فین... فین... هههههههههه پپپپپ چاااااااو...
با این عطسه ی قدرتمند که قطرات تنفسی آن تا ده مترو قابلیت طی طریق داشتند جادوآموزان با سرعت نور کتاب و دفترشان را جمع کرده و در دورترین نقطه کلاس جمع شدند.
ملانی که لباس لیمویی رنگ شفابخشی اش را پوشیده بود و کلاه چهارگوشی روی موهای مشکی اش گذاشته بود در کنار تخت ها سرحال و خوشحال ایستاده بود و کوچکترین نشانی از نگرانی در صدایش نبود.
-نگران نباشید بچه ها. این حباب شفاف که اطرافشون می بینید حباب قرنطینه ست. من توی تولید حباب قرنطینه ماهرم. هیچ ویروس و میکروبی ازش رد نمیشه.
خب، جلسه دوم هم مثل جلسه قبل، شفابخشی عملی داریم. پس ترس رو کنار بذارید و بیاید نزدیک.
دانش آموزان با احتیاط به سمت تخت دوم که می لرزید و بی خطرتر به نظر می آمد رفتند.
-اوه، اون بیمار آبله اژدهاییه بچه ها. بهتره اول این یکی بیمار که سرماخوردگی معمولیه رو ببینید.

با شنیدن اسم آبله اژدهایی جادوآموزان دوباره به دورترین نقطه کلاس فرار کردند.
-مگه آبله اژدهایی کشنده نیست استاد؟

-چرا، هست. پدربزرگ و مادربزرگ من هم هردو از آبله اژدهایی مردن.

-درسته، کشنده که هست ولی میشه علائم رو درمان کرد و البته واکسن برای پیشگیری داره. ولی فعلا بیاید به کیس اولمون توجه کنیم.
-فین...
-همونطور که می بینید، تب، عطسه، آبریزش بینی و چشم و البته سردرد از علائم اولیه سرماخوردگی معمولی هست. خیلی مهمه که شما فرق این بیماری رو با آبله و آنفلوانزا رو بدونید. کسی میدونه؟
-خانم اجازه، آبله تاول داره.
-آفرین، آنفلوانزا چی؟

-اونم همینه ولی شدیدتر؟

-نخیر، آنفلوانزا یه بیماری ویروسی حاده و بیمارتون با داروهای سرماخوردگی درمان نمیشه. آنفلوانزا ناگهانی بروز پیدا میکنه، معمولا آبریزش بینی نداره و بدن درد و تب و سرفه داره. کشنده تر هم هست.
ملانی چوبدستی اش را به سمت تخته سیاه گرفت و جدولی از نشانه ها و تفاوت های سرماخوردگی، آنفلوانزا و آبله اژدهایی روی آن نوشته شد.
-خیلی مهمه که بدونید بیمارتون به چه بیماری ای مبتلا شده. مثلا برای درمان سرماخوردگی کافیه به بیمار تا سه روز روزی یک لیوان معجون فلفلی بدید. عوارض جانبیش اینه که تا چندروز از گوش های فرد بخار بلند میشه اما درعوض کاملا خوب میشه.
ملانی درحالی که جادواموزانش را تماشا می کرد که با اخرین سرعت نت برداری می کردند اضافه کرد.
-ولی اگه به بیمار مبتلا به آنفلوانزا معجون فلفلی بدید هیچ تاثیری نداره و ممکنه حتی تب فرد رو بالاتر ببره و باعث مرگش بشه. بهترین کار اینه که با معجون های دیگه تب و سرفه فرد رو کم کنیم تا خود بدن مبارزه شو انجام بده... و اگه به بیمار آبله اژدهایی معجون فلفل بدید، منفجر میشه.

-منفجر میشه؟
-بله، چون تب و بثورات این بیمار خیلی زیاده و باید با بیشترین احتیاط درمانش کنید.
ملانی با حرکت چوبدستی اش پتوی بیمار تخت دوم رو کنار زد و فرد بیماری که زیر پتو کز کرده بود و می لرزید نمایان شد. چندنفر از روی ترس جیغ زدند. بیمار انقدر می لرزید که کل تخت را تکان می داد.
-به رنگ پوست و اندازه تاول ها نگاه کنید. واقعا بیماری خیلی بدیه. البته میشه با تزریق واکسن ازش جلوگیری کرد. متاسفانه تقریبا همه جادوگران از آمپول می ترسن و اجازه نمیدن بهشون واکسن آبله رو تزریق کنید.
-خب تا وقتی معجون هست چرا واکسن.

-هیچ معجونی تاحالا نتونسته جلوی آبله اژدهایی رو بگیره یا درمانش کنه عزیزم. اما یه آمپول کوچیک میتونه جلوش رو بگیره.
تکلیف این هفته:
۱-بیمار تخت دوم (آبله اژدهایی) رو معاینه کنید و مشاهدات تون درمورد علائم و نشانه ها و رفتار بیمار رو توضیح بدید. (۵ امتیاز-غیر رول)
۲-یکی از بیماری های سرماخوردگی، آنفلوانزا یا آبله اژدهایی رو انتخاب کنید. یکی از شخصیت های حال حاضر جادوگران رو به این بیماری مبتلا کنید و درمورد تشخیص و درمان بیماری بنویسید. ممکنه تشخیص اشتباه داده باشید یا عوارض جانبی درمانی که انتخاب کردید یهو بروز کنه. تونستید درمانش کنید؟ چطور قانع اش می کنید که همکاری کنه؟
موضوع دیگه اینه که میتونید درمورد استفاده از آمپول و مزایای واکسن آنفلوانزا یا آبله اژدهایی و ترس بقیه بنویسید. دستتون رو توی نوشتن باز گذاشتم بنابراین ازتون یه تکلیف خلاقانه و جالب میخوام.
علت اینکه گفتم یکی از اعضای حال حاضر جادوگران رو به عنوان بیمار انتخاب کنید این بود که ببینم چقدر در شناخت شخصیت دیگران مهارت پیدا کردید پس شخصیت پردازی هم مثل خلاقیت، توی تکلیفتون امتیاز دارن. موفق باشید.(۱۵ امتیاز-رول)
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج






اونایی که نصفشون تو ستون فقرات گیر کرده. به قول خواننده: توی یه دیوار استخونی دو تا کلیه اسیرن. دو تا شیطون، دو تا پرکار، یکیشون تو یکیشون من... چیز اشتباه شد پروفسور.






... حالا باید چی کار کنم؟ 

هاگرید اژ اونجایی که بیمار باید شابت باشه لطف می کنی بشینی روش تا تکون نخوره؟ 





اینور اونورت که وای خنگول! من یه جغد گرفتم باهوش تر از خودم باشه خنگ تر از خودم در اومد! بخدا تو بازار تورو به من انداختن دیمون!
ولی الان خوش شانسی چون من تازه از کلاس شفابخش جادویی برگشتم و مطالب تازه تازه و داغ داغ از تنور اومده بیرون! و من کاملا آماده عم که هرچی یاد گرفتم رو تو اجرا کنم!
ولی نه پروفسور و نه بچه ها هیچکدوم ندیده بودن یه حیوونم همچین اتفاقی براش بیفته! یادم باشه به پروفسور بگما

بخدا از جون و دل دارم واست مایه میذارما! خب خودت تصور کن بال و پرات چه شکلی بودن! این وظیفه ی تو بود نه من. اینو کامل یادمه!
این طلسمو دیگه خیلی تمرین کردم سر کلاس. چون ازونجایی که یه بار با جوزف رفتیم کوچه ی دیاگونو اونهمه کاکتوس دنبالمون کرده بودن و من توی موقعیت بحرانی لال شده بودم و نمیتونستم مثل آدم یه طلسمو از پشت بیسیم به جوزف بگم، دیگه درس عبرت شد واسم که همه رو کامل حفظ کنم! حالا... پراسپرا اینکانیشن!
قطعا چوبدستیم مشکل داره نه؟ گفتم یه چند روزه قاطی باقالیاستا ولی مطمئن نبودم! نگا کن! فکر نمیکردم توی دنیای جادوگراهم مثل دنیای ماگلی بهت وسیله مسیله بندازن! سریعتر باید برم عوضش کنم!



