البته که وقتی در آینده از زاخاریاس پرسیدن واقعا چی شد که اون شد تا حقایق رو در تاریخ ثبت کنن، انکار کرد و علت تف نکردن شیشه شیرو جادویی بیان کرد که مرگ در شیشه شیر دمیده بود، ولی من و شما میدونیم که حقیقت نداره و تاریخی تحریفشده به خورد آیندگان خواهند داد. صدای جیرینگجیرینگهایی که قبلا از جیب زاخاریاس بلند میشد، ولی در اون آیندهای که ازش صحبت کردیم دیگه شنیده نمیشه، کاملا مشخص میکنه که حسابی برای این تحریف تاریخی پول خرج کرده.
نویسنده در ادامه خیلی دوست داره شدت جذاب بودن شیرخوری رو به حدی بالا ببره که تمامی اهالی هافلپاف رو بنشونه بغل اونا به گونهای که همه به شیرخوری مشغول شن و صحنهی نادرِ نینی مرگ، گورکن و زاخاریاسِ شیرخور به صحنهی شیرخوری کل ملت هافلپاف بسط پیدا کنه، ولی برای حفظ آبروی این گروه دوستداشتنی که رولینگ به اندازهی کافی بهش ظلم کرده و روا نیست ما هم رولینگبازی در بیاریم، میگیم که این اتفاق نمیفته!
حقیقتا امکان رخ دادنش هم نبود. چون سایر هافلپافیا به قدری درگیر پیکسیهای زیرزمین خرابکن بودن که اصلا حتی متوجه این صحنهی نابِ شیرخوری هم نمیشن چه برسه به این که بخوان وسوسه شن و به جمعشون بپیوندن. در حالی که والتر همچون چتر مدام دور آیلین میتابید تا از هر طرفی لازمه از هجوم پیکسیها به سمتش جلوگیری کنه، آیلین که میبینه زل زدن پاسخگو نیست به سمت نیوت میره و پتوی نامرئیای که رو خودش انداخته بود رو کنار میزنه.
- نیوت اینا پیکسیای توان! نبودن هم تو بهترین جانورشناس تاریخی. پاشو بیا جمعشون کن تا زیرزمینو رو سرمون خراب نکردن.

و اینچنین بود که نیوت حتی اگه میخواست هم دیگه بیشتر از این نمیتونست خودشو به خواب بزنه. بالاخره ارشدی گفتن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج












. منم به بانو خیلی جوک میگم؛ یه بار بهش گفتم...






