جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

29 کاربر(ها) آنلاین هستند (26 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
29
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  93 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  170 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  288 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  274 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  347 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  251 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: امروز ساعت 01:02
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
نام:آنابل انتویسل
نژاد:سایرن
بوگارت: خشکی
سن:4000 سال
گروه:هافلپاف
پاترونوس: کوسه
قدرت ها: اواز= اون میتونه با اوازش هرکسی رو جذب کنه سمت خودش و از این قدرت برای جذب شکار هاش استفاده میکنه.
کنترل ذهن= اون با نگاه کردن با بقیه میتونه اونها رو وادار کنه به انجام کاری که میخواد

بخاطر قدرت هاش و انرژی ای که ازش میره همیشه باید اب همراهش باشه تا از اون تغذیه کنه
حیوان خانگی: یک کوسه به نام اُسکار دارد. اسکار صمیمی ترین دوست آنابل هست و هرکاری برای اون نجات میده چون وقتی اسکار بچه بود انابل اون رو از دست صیاد ها نجات میده و از اون‌موقع به بعد اسکار و انابل دو دوست جدا نشدنی شدن. اسکار یک زخم روی چشمش داره و خیلی بی رحمه.
علایق: گوشت انسان، خون، اب، شنا، ماه خونین
تنفرات: خشکی، بچه ها، سلکی ها
نقاط ضعف: صدای گوش خراش:بخاطر گوش های قوی اش روی صداهای بد خیلی حساسه و باعث ضعفش میشه.
سایرن ها چشم های ضعیفی دارن و این به ضعف اونه.
آنابل یک پری دریایی از نژاد سایرن هاست. چون توی شب ماه خونین متولد شده، به رنگ قرمز در اومده و این گاهی اوقات باعث ترس بقیه موجودات دریا میشه. سایرن ها از قدیم با سلکی ها( نژادی از پری دریایی ها که نیمه فک هستند) مشکل داشتند. شبی که آنابل متولد شد، سلکی ها به قبیله اون حمله کردند و رییس قبیله رو کشتند و روستای دریایی اونها رو نابود کردند. از اون روز به بعد، آنابل که نوه رییس قبیله بود با تمام پسر دایی ها و پسر خاله ها و برادرهاش جنگید و شد رییس اونجا.
یکی از روزها جغدی رو دید که توی دریا تلاش میکنه نفس بکشه و در عین حال کاری کنه. انابل جغد رو به خشکی برد و نجاتش داد و متوجه برگه خیسی شد که با جوهری که محو شده نوشته شده بود(برای انابل انتویسل)
انابل به سختی نامه رو خواند و متوجه شد اون یک جادوگر هم هست و ازش برای تحصیل توی هاگوارتز دعوت شده. پس با اسکار به سمت دریاها رفت و از رودخونه ها رد شد و به دریاچه ای رسید که نزدیک اون، یک قلعه بزرگ بود و اون قلعه هاگوارتز بود. هاگرید اونها رو از دریاچه پیدا کرد و توی اکواریومی، توی هاگوارتز گذاشت. و اینجوری شد که انابل علاوه بر رییس دریاها، به یک جادوگر حرفه ای هم تبدیل شد.

انابل به خاطر قدرتی که از ماه خونین گرفه بود، از بقیه قدرتمند تر بود اما برای اینکه قدرتش تحلیل نره باید گوشت انسان میخورد. پس از صدای خوبش استفاده کرد و نیمه شب ها روی سنگ ها مینشست تا دریانوردها به سمتش بیان و اونها رو با استفاده از خنجر قرمز رنگش بکشه و بخوره.

انابل و حیوون خونگی اش اسکار، ترس و وحشت رو توی دل صیاد ها و کاپیتان های کشتی انداختند و به مرگ دریا معروف هستن. افسانه های زیادی درمورد اون به وجود‌اومده و این باعث شده هرکس وارد دریا میشه با شنیدن اوازش فرار کنه، البته اگر بتونه از جادوی اون اواز خلاص بشه!



جایگزین شه لطفا

افرادی که لایک کردند

پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 1 تیر 1405 21:22
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
نام:آنابل انتویسل
نژاد:سایرن
بوگارت: خشکی
سن:4000 سال
گروه:هافلپاف
پاترونوس: کوسه
قدرت ها: اواز= اون میتونه با اوازش هرکسی رو جذب کنه سمت خودش و از این قدرت برای جذب شکار هاش استفاده میکنه.
کنترل ذهن= اون با نگاه کردن با بقیه میتونه اونها رو وادار کنه به انجام کاری که میخواد
اب= انابل رییس دریاهاست پس قطعا میتونه کنترلش کنه
نجوای ذهن= میتونه بدون حرف زدن با دیگران توی ذهنشون ارتباط برقرار کنه
تغذیه از ترس= هرچه قربانی اون بیشتر بترسه، انابل قدرتمند تر میشه
مرجان= اون میتونه مرجان ها رو هرجا که میخواد و توی هر قدی رشد بده
کلون= میتونه نسخه های دیگه ای از خودش درست کنه اما همه با اب ساخته میشه
بخاطر قدرت هاش و انرژی ای که ازش میره همیشه باید اب همراهش باشه تا از اون تغذیه کنه
حیوان خانگی: یک کوسه به نام اُسکار دارد. اسکار صمیمی ترین دوست آنابل هست و هرکاری برای اون نجات میده چون وقتی اسکار بچه بود انابل اون رو از دست صیاد ها نجات میده و از اون‌موقع به بعد اسکار و انابل دو دوست جدا نشدنی شدن. اسکار یک زخم روی چشمش داره و خیلی بی رحمه.
علایق: گوشت انسان، خون، اب، شنا، ماه خونین
تنفرات: خشکی، بچه ها، سلکی ها

آنابل یک پری دریایی از نژاد سایرن هاست. چون توی شب ماه خونین متولد شده، به رنگ قرمز در اومده و این گاهی اوقات باعث ترس بقیه موجودات دریا میشه. سایرن ها از قدیم با سلکی ها( نژادی از پری دریایی ها که نیمه فک هستند) مشکل داشتند. شبی که آنابل متولد شد، سلکی ها به قبیله اون حمله کردند و رییس قبیله رو کشتند و روستای دریایی اونها رو نابود کردند. از اون روز به بعد، آنابل که نوه رییس قبیله بود با تمام پسر دایی ها و پسر خاله ها و برادرهاش جنگید و شد رییس اونجا.

انابل به خاطر قدرتی که از ماه خونین گرفه بود، از بقیه قدرتمند تر بود اما برای اینکه قدرتش تحلیل نره باید گوشت انسان میخورد. پس از صدای خوبش استفاده کرد و نیمه شب ها روی سنگ ها مینشست تا دریانوردها به سمتش بیان و اونها رو با استفاده از خنجر قرمز رنگش بکشه و بخوره.

انابل و حیوون خونگی اش اسکار، ترس و وحشت رو توی دل صیاد ها و کاپیتان های کشتی انداختند و به مرگ دریا معروف هستن. افسانه های زیادی درمورد اون به وجود‌اومده و این باعث شده هرکس وارد دریا میشه با شنیدن اوازش فرار کنه، البته اگر بتونه از جادوی اون اواز خلاص بشه!



جایگزین شه لطفا



@آنابل انتویسل این معرفی شخصیت در حال حاضر بیشتر شبیه یک شخصیت فانتزی مستقل با قدرت‌های بسیار زیاد تعریف شده و ارتباطش با دنیای هری پاتر چندان مشخص نیست. در ایفای نقش، شخصیت‌هایی که توانایی‌های خیلی گسترده و خارق‌العاده دارن معمولا تعامل خوبی با بقیه شخصیت‌ها نمی‌سازن و تعادل داستان رو به هم می‌زنن.

در نتیجه این معرفی تایید نشد.

توضیحات بیشتر رو برات با جغد میفرستم.
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1405/4/2 22:35:34
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 29 خرداد 1405 23:20
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
نام: میرتل وارن

لقب: از اولم منتظر همین بخش بودین نه؟ کی اهمیت می‌ده این لقب با روح شکننده میرتل بیچاره چیکار می‌کنه! از روزی که "اولیو هورنبی" بهم گفت گریان همه صدام کردن میرتل گریان... دیگه همه یادشون رفت من میرتل وارنم. آخه مگه من گریانم؟!

گروه: ریونکلاو... آره می‌دونم چی دارین پشت سرم می‌گین. "این دختره رو با این هوشش چطوری راه دادن ریونکلاو!" ولی مگه هوش من چشه؟ من فقط گاهی سزار و سالادزار و گاهیم باسیل و باکتری باسیلیسک رو قاطی می‌کنم. آخه این یعنی خنگم؟

پاترونوس: یه قورباغه بی‌کس که تنهایی گوشه مردابش شب تا صبح قور قور می‌کنه.

بوگارت: دوتا چشم زرد گنده!

سرگرمی‌ها و علایق: اون موقع که زنده بودم کلی سرگرمی و علایق داشتم. مثلا همیشه کتاب می‌خوندم و بعد تموم کردن کتاب یادم می‌رفت اسم و موضوعش چی بوده! آخی... چقدر خوش می‌گذشت دوران زندگانیم! یادم گرامی! فکر کن ماهی ده‌هزارتا کتاب ۱۰۰۰ صفحه‌ای رو تموم کنی و بعد یادت نیاد چی خوندی! ولی الان که دیگه روحم فقط می‌تونم از داخل کتابا رد شم. این روزا سرگرمیام چیزای دیگه‌ای شده. مثلا شما می‌دونستین سدریک دیگوری یه تتو گلابی روی عضله سینه سمت راستش داره؟ به نظرم خیلی سرگرم‌کنندس! راستی شما تاحالا از طریق سیفون ناگهانی هری با محتویات معده‌ همیشه یبسش سفر کردین به دریاچه هاگوارتز؟ نه معلومه که نکردین! چون شما یه روح بدبخت مرلین زده نیستین که توی مرلینگاه زندگی کنه و ندونه کِی و توی کدوم سنگ توالت با باسن یه دانش آموز تنها می‌مونه!

اجتناب و تنفرات: دوتا چشم زرد گنده. اولیو هورنبی. آدمایی مثل اولیو هورنبی که مسخره‌م می‌کنن و دستم می‌ندازن... مخصوصاً اونایی که بهم می‌گن چهارچشمی، نالان یا گریان. اون نقاشی پری‌دریایی توی حموم ارشدا که همش برا پسرا عشوه میاد و با موهای بلند بلوندش بازی می‌کنه. پسرایی که میان حموم و زیر بغل و روی قفسه سینه‌‌شون به پر پشتی جنگل ممنوعه، مو دارن ولی با خودشون شرط کردن هرگز شیو نکنن. کسایی که پشت سرشون سیفون نمی‌زنن. کسایی که سیفون می‌زنن ولی قبلش اطلاع نمی‌دن!

ویژگی‌های ظاهری: موهای تیره‌ای که آخرین بار که از خواب بیدار شدم خرگوشی بستم و تا ابد خرگوشی موند. قسمت جلوییشم مامان مرلین بیامرزم که تو کل زندگیش اولین‌بار بود قیچی دستش گرفته بود زحمت کشید و "چتری کجی" برام کوتاه کرد تا پول آرایشگر نده. هربار تو آینه مرلینگاه، چتریامو نگاه می‌کنم یاد سراشیبی تند و بی‌رحمانه افول زندگیم میفتم. یه عینک فریم ضخیمم دارم که ازش متنفرم. پوست صورتم جوش جوشیه و روی بینیمم کک و مک دارم. از وقتی روح شدم، شفاف و مرواریدی رنگم شدم. فکر کردی ندیدم گفتی چقدر زشتم؟ باشه مسخره کن ولی قبلش برو خودتم تو آینه نگاه کن بعد اگر سکته نکردی بیا به من بگو زشت.

زندگی‌نامه: "زندگی‌"نامه؟ آره... همش تحقیرم کنین. همش اذیت و آزارم کنین. می‌خواین بگین فقط اونایی که زندگی‌ دارن نامه دارن؟ به من غیرمستقیم گفتین بی‌زندگی؟ فقط زورتون به میرتل بدبخت می‌رسه نه؟ میرتل بیچاره که دستش از دنیا کوتاهه و نمی‌تونه به این رفتارای شرم‌آور و پر از تحقیر اعتراض کنه. بی‌زندگی خودتونین! من فقط یکم مُردم!

البته حقم دارین بهم بگین بی‌زندگی. آخه من دیگه هیچی از زندگی یادم نیست. گاهی خودمم فکر می‌کنم از اولش فقط یه روح بودم توی دستشویی طبقه دوم هاگوارتز. ولی حتما منم یه روز زنده بودم نه؟ حتما منم یه زندگی داشتم. شاید وقتی بدنیا اومدم توی بیمارستان با یه بچه دیگه جابه‌جا شدم. شاید خونواده منم جادوگر بودن ولی با مشنگا بزرگ شدم. فرقی برام داره؟ نه. ولی برا دیگران خیلی فرق داشت؛ می‌گفتن من نباید توی هاگوارتز درس بخونم... می‌گفتن من اضافیم و خونم کثیفه. البته وقتی اون دوتا چشم زرد گنده رو دیدم و یهو خشکم زد و مُردم، هیچ‌وقت خونم کف مرلینگاه نپاشید تا بفهمم واقعا کثیفه یا نه. اون موقع فقط ۱۴ ساله‌م بود. نمی‌دونم ۱۴ سال زندگی چقدر کافی باشه که بتونم نظرمو در مورد زندگی بگم. فقط می‌دونم اگر زندگی برای من تبدیل به یه نامه می‌شد، خیلی نامه کوتاهی از آب در می‌اومد.


شخصیت‌های قبلی:
سلستینا واربک
مروپ گانت
سوروس اسنیپ



@میرتل وارن
تایید شد.
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1405/3/30 0:49:30
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 29 خرداد 1405 23:17
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:

ادوارد مورن


ملیت:

ایرلندی🇮🇪


نژاد:

ماگل زاده ست و به خاطر این آگاهی زیادی درباره دنیای دیجیتال داره.


گروه:

هافلپاف


پاترونوس:

پرستو


ظاهر:

موهاش بلوند تیره‌س. مدلشم جوری که انگار کاسه گذاشتن سرش. چشماش آبیه و عینکم می‌زنه. قدش بلنده و رنگ پوستش روشنه. معمولاً هم لباسای شیک و رسمی می‌پوشه.


اخلاق:

شخصیتش اینجوریه که تا وقتی کاری باهاش نداشته باشین اونم کاری نداره باهاتون. تا وقتی مخاطب قرار نگیره حرفی نداره که بزنه. یجورایی شخصیت سردی داره و میشه گفت جدیه. البته همه اینا برای غریبه هاس و اگه کسی براش مهم باشه خیلی رفتار بهتری داره. دوست داره مستقل و متکی به خودش باشه و به هیچ وجه تحمل نمی‌کنه کسی بخواد بهش زور بگه. به مرلین و کمکش اعتقادی نداره و افرادی که بجای تلاش کردن روی به خرافه میارن رو احمق میدونه. یجورایی INTP هستش.


علایق:

طبیعت، برف، علم کامپیوتر و کلا دنیای دیجیتال


تنفرات:

آدمایی که خودبزرگ‌بین، بی مسئولیت، قلدر و پرسر و صدان، خرافه


چوبدستی:

چوب درخت لیمو، مغز پر آگری (ققنوس ایرلندی)




@ادوارد مورن

تایید شد.


مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و ماجرای ملاقاتت با یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره رو بنویس که در نهایت راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون می‌ده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده. هم‌چنین از حالا به تالار خصوصی هافلپاف هم دسترسی داری.
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1405/3/30 0:43:07
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1405/3/30 0:43:50
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 29 خرداد 1405 21:10
نمایش جزئیات
آفلاین
نام و نام خانوادگی: ویندا روزیه
گروه: اسلیترین
بوگارت: ناتوانی در جادو
ویژگی ظاهری: قد بلند و لاغر، پوست رنگ‌پریده، چشمان سبزرنگ، موهای مشکی صاف
حیوان خانگی: گربه
سرگرمی‌ها و علایق: تلاش برای رسیدن به هدف والا
ویژگی‌های شخصیتی:
جدی هستم و با کسی شوخی ندارم. درباره ام می گویند بسیار نگاه مرموزی دارم و نمی توانند متوجه بشوند در ذهنم چه می گذرد. دوستان صمیمی زیادی ندارم اما کسی وفادارتر از من به گریندلوالد وجود ندارد. تعریف جنایت برایم با دیگران فرق دارد. اگر قرار باشد برای رسیدن به هدف بزرگتر دست به جنایت بزنم، شک نخواهم کرد.

زندگی‌نامه کوتاه:
از نسل خانواده فرانسوی روزیه که همگی خون خالص هستند. پس از یادگیری جادو در دامن خانواده و شناخت دنیای اطرافم، با گلرت گریندلوالد و آرمان هایش آشنا شدم و از آن به بعد به عنوان دست راستش برای درست کردن دنیا و برتری جادوگرها تلاش کردم.



تایید شد.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و ماجرای ملاقاتت با یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره رو بنویس که در نهایت راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون می‌ده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده. هم‌چنین از حالا به تالار خصوصی اسلیترین هم دسترسی داری.
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1405/3/30 0:37:36
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 29 خرداد 1405 13:48
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: آلبوس سوروس پاتر
نژاد: نیمه‌افسونگر
بوگارت: از دست دادن قدرت جادویی یا دیدن خود در حال انجام کاری که با اصول اخلاقی‌اش در تضاد است
سن: ۱۷ سال در سال آخر مدرسه در هاگوارتز
گروه: گریفیندور (به دلیل شجاعت و روحیه مبارز) یا شاید به دلیل هوش و استراتژیک بودن
پاترونوس: پلنگ برفی نماد هوش، قدرت و ظرافت در حرکت
علایق: مطالعه طلسم‌های قدیمی، پرواز با جارو در غروب، نقشه‌کشی مناطق ناشناخته و بازی شطرنج جادویی
تنفرات: بی‌عدالتی، جادوگران سیاه، محیط‌های بسیار شلوغ و پر سر و صدا، و دستورات بی‌دلیل
توضیحات: لبوس شخصیتی با نگاهی موثر و آرام است. او برخلاف بسیاری از اعضای خاندان پاتر، تمایل کمتری به جلب توجه دارد و ترجیح می‌دهد در سایه عمل کند. او ترکیبی از هوش استراتژیک و شجاعت بی‌باکانه است که می‌تواند در لحظات بحرانی، بهترین تصمیم را بگیرد.

تایید شد.
شما هم لطفا بعدا حتما بیا و معرفیت رو کامل تر کن.
مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و ماجرای ملاقاتت با یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره رو بنویس که در نهایت راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون می‌ده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده. هم‌چنین از حالا به تالار خصوصی اسلیترین هم دسترسی داری.
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1405/3/29 15:17:06
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1405/3/29 19:29:50
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 29 خرداد 1405 11:52
نمایش جزئیات
آفلاین
اسم:ادنا پاتریج
گروه:هافلپاف
پاترونوس:کایوت
سن:...
بوگارت:از دست دادن عزیزان
حیوان خانگی:بادپر شکری(Sugar Glider)

علایق:
کتاب خوندن.
نویسندگی.

لطفاً به حیوان خونگیم دست نزن؛ اگر باهات حال نکنه، کورت می‌کنه...

تایید شد.
میتونی بعدا بیای و معرفی‌ت رو طولانی تر کنی، بهش شاخ و برگ بدی و شخصیت قوی تری بسازی
مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و ماجرای ملاقاتت با یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره رو بنویس که در نهایت راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون می‌ده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده. هم‌چنین از حالا به تالار خصوصی هافلپاف هم دسترسی داری.
ویرایش شده توسط Bibble در 1405/3/29 15:01:11
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1405/3/29 15:16:28
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1405/3/29 19:26:09
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 21 خرداد 1405 13:42
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
نام:آنابل انتویسل
نژاد:سایرن
بوگارت: خشکی
سن:4000 سال
گروه:هافلپاف
پاترونوس: کوسه
علایق: گوشت انسان، خون، اب، شنا، ماه خونین
تنفرات: خشکی، بچه ها، سلکی ها

آنابل یک پری دریایی از نژاد سایرن هاست. چون توی شب ماه خونین متولد شده، به رنگ قرمز در اومده و این گاهی اوقات باعث ترس بقیه موجودات دریا میشه. سایرن ها از قدیم با سلکی ها( نژادی از پری دریایی ها که نیمه فک هستند) مشکل داشتند. شبی که آنابل متولد شد، سلکی ها به قبیله اون حمله کردند و رییس قبیله رو کشتند و روستای دریایی اونها رو نابود کردند. از اون روز به بعد، آنابل که نوه رییس قبیله بود با تمام پسر دایی ها و پسر خاله ها و برادرهاش جنگید و شد رییس اونجا.

انابل به خاطر قدرتی که از ماه خونین گرفه بود، از بقیه قدرتمند تر بود اما برای اینکه قدرتش تحلیل نره باید گوشت انسان میخورد. پس از صدای خوبش استفاده کرد و نیمه شب ها روی سنگ ها مینشست تا دریانوردها به سمتش بیان و اونها رو با استفاده از خنجر قرمز رنگش بکشه و بخوره.


.................................................................
شناسه قبلی:لیسا تورپین


تایید شد.
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1405/3/21 16:39:22
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 20 خرداد 1405 21:10
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: ماریلین لایف

گروه: هافلپاف

سن: فقط مرلین میدونه

بوگارت: داس و تیشه‌ی کمونیسم. بله ما خیلی رایت هستیم و کمونیستا نماد من و برادرم مرگ رو دزدیدن.

افسانه‌هایی وجود داره که میگه در ابتدا مرگ بود ولی این شایعاتی هست که برادرم درست کرده و نه‌تنها دلیل زندگی خودش بلکه دلیل زندگی بقیه هم منم. به حدی عزیز دردونه‌ی بابا مرلینم بودم که اسم کوچیکم رو مشتقی از اسم خودش یعنی ماریلین گذاشت. طبیعتا مرگ هم خیلی حسودی کرد و هنوزم وانمود میکنه من دلیل زندگیش نیستم. مرگ! نعلت بهت!

با توجه به خودنمایی و شایعاتی که اخیرا برادر کوچکم درست کرده، به این مدرسه هجرت کردم تا ضمن اهدای چند عدد اسپیلیت به خوابگاه هافلپاف، تبدیل به دلیل زندگی شما بشم و از نزدیک، عملکرد برادرم رو زیر نظر داشته باشم.

از جمله علایق من، جریان پیدا کردن در تمام لحظات، ریختن رگ‌ها در خون، خون در رگ‌ها، مثل خونی رگ‌دار، سس ماکارونی و مخصوصا خردل با مایونزه. از اونجایی که سلامتی ضامن زندگی شماست، سالاد رو بیشتر توصیه میکنم.

همچنین با طراوت بخشیدن، هوای تازه و خنک، فتوسنتز، لایه‌ی اوزون و حمایت از اکولوژیسم، امید دارم که کار و کاسبی برادرم بیش از پیش کساد بشه و سال‌ها زیر سایه‌ی من به زندگی ادامه بدید.

شعار من اینه: ایزی لایف
سخت نگیرید و مشکلات رو نگه ندارید‌! خلاص کن بره رفیق.

خلاص کن بره!
تایید شد.
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1405/3/20 22:03:16
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 17 خرداد 1405 19:26
نمایش جزئیات
آفلاین
نام و نام خانوادگی: آبرفورث دامبلدور
گروه: ریونکلاو
پاترونوس: بز
بوگارت: حمله به خواهرم آریانا و از دست دادن کنترل
ویژگی ظاهری: موهای قهوه‌ای آشفته و بلند، ریش کوتاه و در حال رشد، چشم‌های آبی تیز و نافذ، قد بلند
حیوان خانگی: بزهای زیادی دارم که خیلی هم دوستشون دارمممم (و یه جغد برای مدرسه)(ان شاء الله که کلی بز و یه جغد داره🤲)
سرگرمی‌ها و علایق: تمرین طلسم‌های دفاعی و دوئلینگ، مراقبت از بزها، مطالعه جادوی واقعی و تاریخ، قدم زدن توی طبیعت، حل مسائل پیچیده، پیدا کردن راه‌های مخفی، آشنا شدن با آدم‌های واقعی و عقایدشون
ویژگی‌های شخصیتی:
مثبت:
وفادارم به خانواده
شجاعم
ماهرم در جادو
مستقلم
حرف حسابیم رو می‌زنم
شوخ‌طبعم (هست دیگه نیست؟)
منفی:

زندگی‌نامه کوتاه:
از بچگی عاشق بزها و جادوی واقعی بودم. بیشتر وقتم رو توی طبیعت و کنار بزها می‌گذروندم و طلسم‌های جدید یاد می‌گرفتم. اتفاق تلخ حمله به خواهرم آریانا همه چیز رو عوض کرد. کلاه گروهبندی بدون تردید منو به ریونکلاو فرستاد؛ جایی که کنجکاویم و علاقه‌ام به جادوی واقعی و دفاع از خودم شکوفا شد. با اینکه در ظاهر جدی و کم‌حرف به نظر میام، فقط اونایی که واقعاً نزدیکم هستن (مثل برادرم) می‌دونن پشت این ظاهر چه آدم وفادار و سرسختی هستم.


تایید شد.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و ماجرای ملاقاتت با یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره رو بنویس که در نهایت راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون می‌ده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده. هم‌چنین از حالا به تالار خصوصی ریونکلاو هم دسترسی داری.
ویرایش شده توسط aliakbar_madadi در 1405/3/17 19:40:08
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1405/3/18 13:40:23
" He loved me more than anyone... But he won't come back 🥀"

« مرا از همه بیشتر دوست داشت... ولی دیگه بر نمی گرده 🥀 »
✦ A.D ✦