نژاد:سایرن
بوگارت: خشکی
سن:4000 سال
گروه:هافلپاف
پاترونوس: کوسه
قدرت ها: اواز= اون میتونه با اوازش هرکسی رو جذب کنه سمت خودش و از این قدرت برای جذب شکار هاش استفاده میکنه.
کنترل ذهن= اون با نگاه کردن با بقیه میتونه اونها رو وادار کنه به انجام کاری که میخواد
اب= انابل رییس دریاهاست پس قطعا میتونه کنترلش کنه
نجوای ذهن= میتونه بدون حرف زدن با دیگران توی ذهنشون ارتباط برقرار کنه
تغذیه از ترس= هرچه قربانی اون بیشتر بترسه، انابل قدرتمند تر میشه
مرجان= اون میتونه مرجان ها رو هرجا که میخواد و توی هر قدی رشد بده
کلون= میتونه نسخه های دیگه ای از خودش درست کنه اما همه با اب ساخته میشه
بخاطر قدرت هاش و انرژی ای که ازش میره همیشه باید اب همراهش باشه تا از اون تغذیه کنه
حیوان خانگی: یک کوسه به نام اُسکار دارد. اسکار صمیمی ترین دوست آنابل هست و هرکاری برای اون نجات میده چون وقتی اسکار بچه بود انابل اون رو از دست صیاد ها نجات میده و از اونموقع به بعد اسکار و انابل دو دوست جدا نشدنی شدن. اسکار یک زخم روی چشمش داره و خیلی بی رحمه.
علایق: گوشت انسان، خون، اب، شنا، ماه خونین
تنفرات: خشکی، بچه ها، سلکی ها
آنابل یک پری دریایی از نژاد سایرن هاست. چون توی شب ماه خونین متولد شده، به رنگ قرمز در اومده و این گاهی اوقات باعث ترس بقیه موجودات دریا میشه. سایرن ها از قدیم با سلکی ها( نژادی از پری دریایی ها که نیمه فک هستند) مشکل داشتند. شبی که آنابل متولد شد، سلکی ها به قبیله اون حمله کردند و رییس قبیله رو کشتند و روستای دریایی اونها رو نابود کردند. از اون روز به بعد، آنابل که نوه رییس قبیله بود با تمام پسر دایی ها و پسر خاله ها و برادرهاش جنگید و شد رییس اونجا.
انابل به خاطر قدرتی که از ماه خونین گرفه بود، از بقیه قدرتمند تر بود اما برای اینکه قدرتش تحلیل نره باید گوشت انسان میخورد. پس از صدای خوبش استفاده کرد و نیمه شب ها روی سنگ ها مینشست تا دریانوردها به سمتش بیان و اونها رو با استفاده از خنجر قرمز رنگش بکشه و بخوره.
انابل و حیوون خونگی اش اسکار، ترس و وحشت رو توی دل صیاد ها و کاپیتان های کشتی انداختند و به مرگ دریا معروف هستن. افسانه های زیادی درمورد اون به وجوداومده و این باعث شده هرکس وارد دریا میشه با شنیدن اوازش فرار کنه، البته اگر بتونه از جادوی اون اواز خلاص بشه!
جایگزین شه لطفا
@آنابل انتویسل این معرفی شخصیت در حال حاضر بیشتر شبیه یک شخصیت فانتزی مستقل با قدرتهای بسیار زیاد تعریف شده و ارتباطش با دنیای هری پاتر چندان مشخص نیست. در ایفای نقش، شخصیتهایی که تواناییهای خیلی گسترده و خارقالعاده دارن معمولا تعامل خوبی با بقیه شخصیتها نمیسازن و تعادل داستان رو به هم میزنن.
در نتیجه این معرفی تایید نشد.
توضیحات بیشتر رو برات با جغد میفرستم.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


کی اهمیت میده این لقب با روح شکننده میرتل بیچاره چیکار میکنه!
راستی شما تاحالا از طریق سیفون ناگهانی هری با محتویات معده همیشه یبسش سفر کردین به دریاچه هاگوارتز؟ نه معلومه که نکردین! چون شما یه روح بدبخت مرلین زده نیستین که توی مرلینگاه زندگی کنه و ندونه کِی و توی کدوم سنگ توالت با باسن یه دانش آموز تنها میمونه!
آدمایی مثل اولیو هورنبی که مسخرهم میکنن و دستم میندازن... مخصوصاً اونایی که بهم میگن چهارچشمی، نالان یا گریان.
پسرایی که میان حموم و زیر بغل و روی قفسه سینهشون به پر پشتی جنگل ممنوعه، مو دارن ولی با خودشون شرط کردن هرگز شیو نکنن.
کسایی که پشت سرشون سیفون نمیزنن.
کسایی که سیفون میزنن ولی قبلش اطلاع نمیدن! 
چشماش آبیه و عینکم میزنه. قدش بلنده و رنگ پوستش روشنه. معمولاً هم لباسای شیک و رسمی میپوشه.


به حدی عزیز دردونهی بابا مرلینم بودم که اسم کوچیکم رو مشتقی از اسم خودش یعنی ماریلین گذاشت. طبیعتا مرگ هم خیلی حسودی کرد و هنوزم وانمود میکنه من دلیل زندگیش نیستم. مرگ!
نعلت بهت!
خلاص کن بره رفیق.
) 