نه به خاطر اینکه گابریلا بالاخره سیر شده بود. چنین فرضیهای در مجامع علمی هاگوارتز بارها مطرح و هر بار با شکست سنگینی روبهرو شده بود. علت این بود که گابریلا آنقدر دور شده بود که دیگر فقط گاهی صدای مبهمی شبیه «هممم... شکلات...» از پیچوخم راهروها شنیده میشد.
آلنیس دستهایش را به کمر زد و نفس راحتی کشید.
بالاخره... سکوت!
در همان لحظه، سقف آشپزخانه لرزید. بعد صدایی شبیه گزارشگر مسابقات کوییدیچ از بالای سرشان پیچید:
- و گابریلا هماکنون موفق شد رکورد جدیدی ثبت کند! ایشان در حال خوردن مسیر شکلاتی طبقهی سوم هستند و با سرعتی معادل یک هیپوگریف گرسنه به سمت برج نجوم حرکت میکنند!
همه چند ثانیه ساکت ماندند. هلگا بدون اینکه حتی سرش را بلند کند، قاشق چوبی را داخل دیگ چرخاند.
- نگران نباشین. قلعه هر از گاهی گزارش ترافیک میده.
لورا ابرویی بالا انداخت.
- گزارش... ترافیک؟
- بله عزیزم. آخرین باری که یکی از دانشآموزا با سهتا کیک، دو تا تسترال و یک تسترال کامل از راهروی غربی رد شد، چهارده نقاشی، دو زره و یه شبح تا سه روز تو صف مونده بودن. از اون موقع خود قلعه تصمیم گرفت ترددهای غیرعادی رو اعلام کنه.
در همان لحظه همان صدا دوباره پیچید:
- توجه، توجه! مسیر منتهی به برج اخترشناسی به دلیل عبور گابریلا و بلعیده شدن هشتاد و سه درصد خوراکیهای کف راهرو تا اطلاع ثانوی بسته است. لطفاً از راهروی شرقی استفاده فرمایید. همچنین اگر کسی ذره ای غذا مشاهده کرد، دیگر مشاهده نخواهد کرد!
هنوز اطلاع رسانی هاگوارتز تمام نشده بود که یکی از جنهای خانگی با وحشت از زیر میز بیرون دوید؛ اما نه هر جنی، @دابی
!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج


گفتم بگم خواستی دنبالشون بـ...
)
"




از نظر من که این بشر مشکوکه... منظورم اینه که یعنی چی که یکی از موسس های هاگوارتز باید برداشتن هر چیزی از اموال یکی از اساتید رو برای ما که دانشآموز حساب میشیم، آزاد کنه؟ از کجا معلوم برامون نقشه ای نداره؟ مثلاً وسط کار لو مون بده؟ 
