تنظیمات نمایش
ورود
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
انتخابات وزارت
انتخابات بیستویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد
نامنویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آمادهاید برنامههایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - پایان ترم
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
گریفیندور
اسلیترین
خداحافظ وزیر!


شاهپرک رنگین کمون
به مخمل خیال…
آقا اون موسیقی رو قطع کن! کنسله!… نمیشنوی؟… میگم جنسیت شناسه رو عوض کردن! کنسسسسسسله!

بزن آهنگ بعدی!
جونی جونوم یار جونوم….
بزن بعدی!
چشام باریدن…
اه اه! بزن بعدی!
قلب تو، قلب پرنده! پوستت اما پوست شیر!
خب همین اهنگ خوبه…
در حقیقت من چون یکم پیر هستم، فکر نمیکردم بتونم دوستی پیدا کنم. افراد پیر میفهمن چی میگم. دیگه سنمون گذشته و سخت وفق میگیریم و از این حرفا.(وقف نه وفق.درست بخون) ولی خوشحالم که تونستم در اوج پیری دوست خوبی مثل کورنی جون پیدا کنم و کورنی جون غصه نخور از اونجایی که شما خیلی خلاق و همکاری همه جا میدرخشی.
دوران وزارت سیاهی داشتیا. یه لرد جابه جا کردیم در دوران وزارتت! ولی در کل هر دورانی خاطره های خوب خودشو داره و امیدوارم باهم بتونیم وزیر بعدی رو بکشیم و… نه؟ خب سرنگون کنیم یا شکنجه کنیم یا کتک بزنیم حداقل!
امیدوارم موفق باشی در هر کجا که هستی و کلی تو سایت باهم خوش بگذرونیم.
یادمون نره که…
رفقا هستن که میمونن!
زندون تن رو رها کن ای پرنده پر بگیر!
افرادی که لایک کردند


کرنی که وزارت میگرفتی همه عمر
دیدی که چگونه وزارت کرنی گرفت
نقل قول:
مامی جون که به بودی حداقل چندتا از نوادگانت رو تو وزارتخونه استخدام میکردی که بعدا جایی واسه کار اداری گیر کردی، حداقل لنگ نمونی مامی مومن. باید نواده سالاری میکردی که نکردی.
خوشحالم که وزیر پاکدست و شایسته سالاری بودی و هیچوقت از موقعیتت برای منافع شخصی استفاده نکردی.
اسپویلربرای آشکار شدن کلیک کنید
اگر خیلی به مال دنیا وابسته نیستی، یکمی سر کیسه رو شل کن و پولی که به خزانه وزارتخونه جهت ریاکاری دادم رو بهم پس بده. منتظر میمونم وزیر مهربون.
ما که آخر نفهمیدیم کدوم وری هستی. اونوری یا اینوری. تلاش کردی اونور و اینور رو دوست کنی و صلح برقرار کنی. ولی آیا ندونست که اونور هیچوقت اینور نمیشه و اینور هیچوقت اونور؟
الستور سرنوشت غمانگیزی داشت. نمیدونم زیر سر تو بود یا مامی هلگا، ولی سر این مسئله شیرم رو حلالت نمیکنم. الستور دیگه تکرار نمیشه. واقعا مرد شریف و کریمی بود.
نقل قول:
بازم دارم میگم دیر نشده. تا وزیر بعدی نیومده، بیا بزن زیرمیز و بازی رو بهم بریز. منم هستم. اگه شیطون یه وقت گولت زد، جغد بفرست برام. اگه هم نزد، بازم جغد بفرست خود راضیت میکنم.
خداحافظ وزیر.
فراموشت نمیکنم.
زحمت کشیدی.
صفا آوردی.
بازگشت ولدمورت رو باور نکردی.
منو به فنا دادی.
دوستت دارم.
افرادی که لایک کردند


جامعهی محترم جادوگری، ساحرهها و جادوگران عزیز، اعضای محترم محفل، مرگخواران، کارآگاهان، مقامات وزارت و سایر افرادی که طی این مدت به دلایل مختلف تحت نظارت اینجانب قرار داشتند...
اینجانب کرنلیوس فاج، وزیر قانونی، محبوب، شایسته و کاملاً بیحاشیهی سحر و جادو، بدین وسیله اعلام میکنم که...
نه. ولش کنین. بذارین حداقل این یکی رو به زبون خودم حرف بزنم. 
اولاً میدونم خیلی لوسه که به عنوان وزیر اومدم و دارم توی خداحافظ وزیر پست میزنم، اما حقیقتاً جای دیگهای پیدا نکردم! 
ولی حالا که روزهای آخر اولین دورهی وزارتم رسیده، میخوام چند کلمهای با آحاد جامعه جادوگری (برو کنار فاج!
) صحبت کنم!
وقتی برای وزارت کاندید شدم، واقعاً برنامههای زیادی داشتم. کلی ایده توی ذهنم بود و کارهای زیادی بود که دوست داشتم انجام بدم. ولی واقعیت اینه که تقریباً نصف یا حتی بیشتر این دوره، به خاطر اتفاقات عجیب و ناراحتکنندهای که بیرون از سایت و توی کشورمون افتاد، اصلاً به سایت دسترسی نداشتم یا شرایط جوری بود که طبیعتاً هیچکس دل و دماغ فعالیت نداشت.
برای همین خیلی از چیزایی که دوست داشتم انجام بدم، انجام نشد.
اگه بخوام خیلی صادقانه به عملکرد خودم نمره بدم، قطعاً نمرهی قبولی به خودم نمیدم و این دوره رو دورهی موفقی برای وزارت نمیدونم. امیدوارم کسی که بعد از من میاد، شرایط بهتری داشته باشه و خیلی بهتر بتونه این مسئولیت رو پیش ببره.
ولی در عوض، آدمهای خیلی خوبی کنارم بودن که بدون کمکشون همین مقدار کار هم انجام نمیشد. اومدم بگم نام نمیبرم که اگه کسی از قلم افتاد ناراحت نشه، ولی دیدم حق مطلب ادا نمیشه اونجوری! دیگه اگه کسی از قلم افتاد ببخشید!
اول از همه @هلنا ریونکلاو عزیز که واقعاً نه فقط توی این دوره، بلکه همیشه یکی از آدمهایی بوده که میشه روی کمک و حمایتش حساب کرد. فکر کنم هرکسی یه مدت توی جادوگران فعالیت کرده باشه، میدونه هلنا چقدر برای بقیه وقت و انرژی میذاره.
بعد بریم سراغ اوایل شروع دوره وزارتم که اون برنامهی مشترک بین محفل و مرگخوارها رو شروع کردیم، لرد اون موقع که الان @بلاتریکس لسترنج شده و @لرد ولدمورت عزیزی که قبلاً بلاتریکس بود، خیلی کمکم کردن. @گلرت گریندلوالد، دامبلدور قبلی و البته @آلبوس دامبلدور فعلی هم هر کدوم توی بخشهایی از این مسیر کنارمون بودن و کمک کردن. البته فراموش نمیکنم که @سالازار اسلیترین هم با همفکریهاش کمک زیادی توی همه زمینهها بهم کرد. همینطور از @سیبل تریلانی هم باید به خاطر هم فکریهاش یاد کنم. @سیریوس بلک هم که لازم به گفتن نیست که چقدر به عنوان وزیر قبل از من خفن بود و با اهدای نیمی از سرمایه شخصیش کار رو برای هر وزیری راحت کرد.
یه مدتی هم همزمان با شناسهی الستور مودی، سرپرستی محفل رو به عهده داشتم که برای خودم یکی از جذابترین بخشهای این دوره بود. کار کردن کنار اعضای محفل واقعاً تجربهی خوبی بود و فکر میکنم توی اون مدت خیلی چیزها از هم یاد گرفتیم.
در همین حین، به خاطر شرایطی که پیش اومد متأسفانه چند ماهی اوضاع خوب نبود و منم به سایت دسترسی نداشتم.
بعد از این که دوباره تونستم به سایت برگردم، افتخار این رو داشتم که @دملزا رابینز رو به عنوان معاون انتخاب کنم و واقعاً نمیدونم یه وزیر چه معاون بهتری میتونه بخواد؟
دملزا فوقالعاده فعال بود، همیشه آمادهی کمک بود و هر کاری که بهش سپرده میشد، با سرعت و کیفیت خیلی خوبی انجام میداد. مطمئنم توی جادوگران آیندهی خیلی درخشانی داره. توی یکی دو ماه آخر سعی کردیم با هم یه مقدار وزارت رو مرتب کنیم، بخشها رو آپدیت کنیم، سوژههای جدید راه بندازیم و دوباره یه تکونی بهش بدیم. البته که بار اصلی روی دوش دملزا بود.
یکی از کارهایی هم که شروع کردیم، دفتر فرماندهی کاراگاهان بود.
ایده این بود که در اونجا بهترینها رو دور هم جمع کنیم. به همین دلیل تلاش کردیم متقاضیها رو با مأموریت و نقد نوشتههاشون رو بهتر کنیم تا آماده ورود بشن. دوست داشتیم در نهایت یه تیم قوی داشته باشیم که هر جای سایت یه سوژه گیر کرد، جایی نیاز به فعالیت داشت یا گرهای توی داستانی افتاد، بشه این تیم رو فرستاد تا وارد ماجرا بشن و کمک کنن. قرار بود حقوق ماهیانه داشته باشن و برای مأموریتهاشون هم پاداشهای خوبی بگیرن.
ما فقط تونستیم شروعش کنیم. امیدوارم وزیر بعدی بتونه این سیستم رو ادامه بده و چیزی که هنوز بیشتر در حد پایه و ایده است، به یه بخش جدی و فعال تبدیل کنه.
قطعاً افراد خیلی بیشتری بودن که توی این مدت کمکم کردن و اسم خیلیهاشون الان از قلم افتاده. ممنونم از تکتکتون. 
فارغ از اتفاقاتی که بیرون از سایت افتاد و باعث شد این دوره خیلی متفاوتتر از چیزی بشه که اول تصور میکردم، از زمانهایی که واقعاً اینجا بودم و کنار شما فعالیت کردم، تقریباً فقط خاطرهی خوب دارم.
وزارت من شاید اون چیزی نشد که خودم دوست داشتم بشه، ولی آدمهایی که توی این مدت کنارشون بودم باعث شدن همین دوران برام ارزشمند و به یاد موندنی باشه.
امیدوارم از این به بعد، توی جاهای دیگهی سایت بتونم بیشتر کار کنم، بیشتر بنویسم و بیشتر کمک کنم.
و بالاخره بعد از مدتها، وزارت سحر و جادو میتونه نفس راحتی بکشه.
البته خیلی هم راحت نباشین. فاج هنوز اینجاست!

با این که ما از سفید مفیدهای جامعه دل خوشی نداریم و بهتر می بینیم همه چیز سیاه و تاریک باشد، اما…
می خواهیم برای تمام زحماتت به تو خسته نباشید بگوییم.( لطفا از ما فاصله بگیر! فقط خسته نباشید است و بغل و ماچی در کار نیست!)
در جنگ با ما همکاریهای گسترده داشتی… داور کویی بودی… و در بسیاری از سوژه ها نقش گسترده ای داشتی.
امیدواریم باز هم در سایت شما را ببینیم و بدرخشی و از همین جملات محبت آمیز که به آن اعتقادی نداریم.
خداحافظ وزیر.
افرادی که لایک کردند

اما چرا گابریلا اونجا بود؟
چون گابریلا لازم میدونست حتما از طرف گابریل بیاد و از سیریوس تشکر کنه بابت وزارتی که داشته. همه خوب میدونستن که وزیر، آخرش درگیر کارای فنی سایت و آپدیت شده بود و دیگه نرسیده بود اونطور که باید به وزارت برسه، ولی آپدیت دنیایی که توش زندگی میکنیم بسیار کار ارزشمندی بود که به همه چیز میارزید.
گابریلا به یاد داشت که قبلش سیریوس برای وزارت هم تا جایی که تونسته بود وقت گذاشته بود و تلاش کرده بود. از ایونت زلزله هاگزمید و اقلیتها گرفته تا جنگ با ارتش تاریکی. تو خاطرات گابریلیِ گابریلا، هنوز آهنگی که وزیر به مناسبت شب یلدا براشون ساخته بود رو به یاد داشت. حتی حضوری تو جشن تولدم خونده بودش.
گابریلا نه از طرف خودش، بلکه از طرف گابریل یه پیغام داره برای سیریوس:
مرسی از علاقهای که به جادوگران داری و بابتش وقت میذاری و زحمت میکشی.

گابریلا با وصل کردن روبان بنفش به یه گوشه از تابلو و ذکر "موفق باشی وزیر سابق"، از اتاق بیرون میاد.
افرادی که لایک کردند

تو خدماتی که شما به جامعه جادوگری کردین؛ کوچیکترین شبههای وجود نداره. امیدوارم هرکجا که هستین؛ همینجوری بدرخشین.
یا تشکر از وزارت نجیبزادهوارتون و همچنین ترشح دوپامین در سراسر جامعه جادوگری و مهمتر از همه، توزیع مناسب کتاب و وسایل نوشتن برای تموم جامعه.
پ.ن: بیزحمت به خونهی پاتر ها سر میزنین،به جیمز بگین اینقدر شوخیهای جدیدی که یاد میگیره رو رو من و سوروس پیاده نکنه!
افرادی که لایک کردند


اینا از ترس اینکه شما وزیر بودین و قدرت داشتین، جرئت نمی کردن از مادر سیریوس استفاده کنن. حالا اگه برین شاهد شکلک مادر سیریوس تو نقاط مختلف کشور خواهیم بود و بی حرمتی به مادرتون شروع میشه.

مثلا همین الان یه مادر سیریوسی پای منو لگد کرد که الهی خود سیریوس پاچه شو بگیره.

البته من به شما افتخار می کنما. چون هر کسی با مامانش قهر می کنه یا میره خواننده میشه یا راپونزل (حالا که فکر می کنم راپونزل همون اول قهر نکرده بود. اول فرار کرد بعد قهر کرد.
) اما شما اومدین وزیر مملکت شدین و با طلسم بازسازی کل سرزمین های خاکی جادوگران رو آسفالت کردین.
شواهدش هم هست:بیفور وزیر بلک
افتر وزیر بلک
همونطور که دیده میشه جادوگران کاملا خاکی و قهوه ای رنگ بود و حالا سیاه و قیرگونه (این قالب نه. اونی که تو عکسه رو میگم) و این یعنی پیشرفت!
و اما وزارت دوپامینی جزو بهترین وزارتایی بود که... متاسفانه از دستش دادم.
ایشالمرلین دور دوم وزارتتون جبران کنم و دوپامینش به منم برسه. هر چند که الانم خیلی ازش لذت بردم و اون آهنگ یلدایی حس قشنگی بهم میده هر وقت گوشش میدم. 
در آخر میگم هر چی رو با خودت می بری ببر ولی گیتا رو با خودت نبـ... نه اونم ببر حتی!
فقط لطفا این صفحه سفیده این پایینی رو برگردون. من سختمه رو پاسخ بزنم و بعد تایپ کنم.
تنبل هم حیوونمه. (فحش ندادم به مرلین! نژاد حیوون خونگیم تنبله. تو معرفی ببینین باور نمی کنین)پ.ن: جدای شوخی، واقعا متشکرم بابت تموم زحمتایی که تو دوران وزارتتون کشیدین و هنوزم می کشین. امیدوارم بازم تو عرصه وزارت ببینیمتون.
افرادی که لایک کردند
سریعتر از باد به آسمون شیرجه بزن!
دنیایی فراتر از تصور تو دستاته و این باشکوهه!




دابی دور و بر وینکی چرخید و بخوری شد. فلذا خیلی نفهمید چی گفت. فقط خواست بگه خداحافظ وزیر خدمتگذار.
افرادی که لایک کردند
(از کمپین دابی حمایت کنید 🤍)


ای دوستان!
ای همراهان!
ای دشمنان!
از قدیم گفته بودن اگر این میز و مقام ماندنی بود که به تو نمیرسید. ولی من باور نمیکردم! ولی مرلین سرشاهده من برای میز نیامدم. من برای مقام نیامدم. آمده بودم برای خدمت. آمده بودم برای دوستی. آمده بودم تا جیبم را پر تر... ببخشید از جیبم خرج کنم تا شما در رفاه بیشتر باشید. انصافا چند گالیون ناچیزی هم خرج کردم. به هرچیزی که دوپامین را بالا میبرد چنگ زدم تا شما هرروز سرمستتر از قبل باشید. در این راه موتورم را خرج کردم. حتی جان برکف مبارزه کردم تا این سنگر به دست نااهلان نیفتد. حالا هم عریان و بدون هیچ سانسوری مقابل شما ایستادم.

دیگه میخوام برم... نه اصرار نکنید... مرلین وکیلی راه نداره... راه رفتنی رو باید رفت. از پشت صحنه اشاره میکنن کسی اصرار نداره که بمونم. باشه... این بود رسمش؟ حداقل یه شاخ گلی چیزی روی صحنه پرت میکردین دلم خوش میشد. بازم از پشت صحنه اشاره میکنن که چند سبد گوجه لابلای جمعیت مشاهده شده. بنظر میرسه اوضاع داره خطرناک میشه...

من رفتم پس دیگه... رفتما! اینبار دیگه واقعی میرم. میرم چیزکش میشم اصلا.

در نهایت با یک پایان باز میرم، تا بلکه فکر کنید این یک پایان واقعی نیست.
با یک پایان تلخ میرم چرا که یک تلخی بی پایان بهتر از یک پایان تلخه... ببخشید برعکس گفتم.

بهتره تا هی خرابتر نکردم برم دیگه.
دوستتون دارم. خداحافظ.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


