-ما را چه به المثنی دامبلدور؟ ما لردی هستیم بسیار تاریک، بسیار قدرتمند ، بسیار آپدیت! نمی توانیم چوبدستی المثنی بگیریم، چند سالی می شود این کار از مُد افتاده!
دامبلدور همچنان چشمانش را باز نمی کرد و با یک بطری آب کدوتنبلِ تگری در ساحل ولو شده بود و ریشش را ماساژ می داد.
با همان لحنِ سرخوشانه گفت:
-تام باباجان،اصلا تا وقتی آب نبات لیمویی و آب کدوتنبلِ تگری داری ، چه نیازی به چوبِ جادو داری؟
-سالازار را شکر که سلیقه مان مثلِ این پیرمردِ عینکی نیست ، آخر چه فکری کردی که به ما آب نبات لیمویی تعارف می کنی؟ ما فقط موهیتو قبول می کنیم!
دامبلدور ، دستش را درونِ ریشش می برد و پس از مقداری جست و جو ، یک بطری نوشابه گازدار با طعم گلابی در می آورد و به سمتِ ریدل می گیرد.
-بفرما باباجان ، اگه آب کدوتنبل دوست نداری ، از اینا که دوست داری!
چند ثانیه قیافهِ تام را زیرِ نظر می گیرد. تام با حالتی خوددارانه و با درنگ به بطری ای که در دستانِ دامبلدور است نگاه می کند.
آلبوس با زیرکی می گوید:
-نگو خوشت نمیاد که باور نمی کنم! توی هاگ که بودی ، آخرهفته ها همیشه از همینا دستت بود باباجان!
دامبلدور همچنان چشمانش را باز نمی کرد و با یک بطری آب کدوتنبلِ تگری در ساحل ولو شده بود و ریشش را ماساژ می داد.
با همان لحنِ سرخوشانه گفت:
-تام باباجان،اصلا تا وقتی آب نبات لیمویی و آب کدوتنبلِ تگری داری ، چه نیازی به چوبِ جادو داری؟
-سالازار را شکر که سلیقه مان مثلِ این پیرمردِ عینکی نیست ، آخر چه فکری کردی که به ما آب نبات لیمویی تعارف می کنی؟ ما فقط موهیتو قبول می کنیم!
دامبلدور ، دستش را درونِ ریشش می برد و پس از مقداری جست و جو ، یک بطری نوشابه گازدار با طعم گلابی در می آورد و به سمتِ ریدل می گیرد.
-بفرما باباجان ، اگه آب کدوتنبل دوست نداری ، از اینا که دوست داری!
چند ثانیه قیافهِ تام را زیرِ نظر می گیرد. تام با حالتی خوددارانه و با درنگ به بطری ای که در دستانِ دامبلدور است نگاه می کند.
آلبوس با زیرکی می گوید:
-نگو خوشت نمیاد که باور نمی کنم! توی هاگ که بودی ، آخرهفته ها همیشه از همینا دستت بود باباجان!
افرادی که لایک کردند
هشدار: این نوشته ممکن است بخشی از یک نقشه باشد!


چوبدستی نمونه من...







