هوا به شدت سرد بود ، درختان بی برگ و پوشیده از برف در زیر نور ماه به روشنی دیده می شدند، زمین پوشیده از برف بود ، در بعضی از قسمت ها که برف ها یخ زده بودند به شدت برق می زدند ، به گونه ای که انسان را مجذوب خود می کرد . در میان این همه برف در زمینی سفید خالی از هر گیاهی پسری مو قرمز در حالی که سرش را لای دو زانویش قرار داه در حال گریه کردن بود . پسرک با دست های گلی ،لباس های خاکی صورتی خونی و صورتی کبود با بدنی زخمی در کنار قبری در انتهای گورستانی که هر انسانی از آن جا رد می شد به علت زمین سفید جلوی دیدگانش اصلاً متوجه گورستان نمی شود نشسته بود .
صورتش سفید شده بود و دماغش یخ زده بود ،قبری که او کنارش نسته بود کاملاً معلوم بود که تازه کنده شده بود . بر روی قبر ژاکتی قرمز افتاده بود که از قرار معلوم برای پسرک بود .
پسرک در حالی که چشم هایش از شدت گریه مانند یک کاسه خون شده بود سرش را بالا گرفت ،نگاهی به قبر انداخت و وباره شروع کرد به گریه کردن .
- آخه چرا ..چرا ...چرا این کار و کردی که .. من ..من نمی خواستم
فلش بک
مردی قد بلند وبدون مو در حالی که چوبدستیش را بین انگشتانش به راحتی نگه داشته و دارد با آن بازی می کند روبروی مردی حدوداً میان سال با موهای قرمز ایستاده و دارد با آن صحبت می کند ؛در بالای سر آن ها پسری موقرمز که انگار از طنابی نامرئی آویزان است قرار دارد و در حال شلاق خوردن از شلاقی نامرئی است .
مرد کچل با ارامش خاطر و پر از غرور به حرف هایش ادامه می دهد .
- ببین ویزلی اگه جون پسرت رو دوست داری باید به من بگی که اون دوست مسخره ات یا بهتر بگم شوهر خواهرت کجاس وگرنه می دونی که چی می شه !!!
مرد به بالای سرش اشاره کرد و درست در آن لحظه پسرک از درد شلاقی محکم تر بیهوش شد .
- ولدرموت باور کن که من چیزی نمی دونم ! پسم رو ول کن منو به جاش بگیر
- آخه تو به درد چیم می خوری ؟
در همین حال مرد کچل اشاره ی به پسر کرد ،پسر با سر به زمین آمد ،سرش شکسته بود و از درد سر دوباره بهوش امده بود . ولدرموت سریع یقیه ی کاموایی پلیور پسرک را گرفت و او را از زمین بلند کرد ؛چوبدستیش را بر روی شقیقه ی پسرک بیچاره قرار داده بود و در حالی که چشم هایش از عصبانیت قرمز آتشین شده بود گفت :
- یا میگی کجاس یا پسرت رو بکشم ویزلی
- نه این کار رو نکن قسم می خورم که من چیزی نمی دونم . نه
رون ویزلی در حالی که نزدیک می آمد در حال فریاد زدن حرف نه بود .
- یک قدم دیگه جلو بیای ویزلی می کشمت
- نه پسرم رو ول کن
- آواکدوارا
رون سریع جا خالی داد و ورد ولدرموت به دیوار پشت سر او اصابت کرد، دیواری که تمام آینه کاری شده بود یا بهتر بگم کل خانه نمایی آینه کاری داشت .
دیوار فرو ریخت بر روی شکم ویزلی و آینه های بر روی دیوار در حالی که خرد شده بودند به اطراف صورت و بدن او پاشیده شدند .
در همان لحظه هوگو دست ولدرموت را گاز گرفت و چوبدستی او را از دستش ربود .
نگاهی به پدرش انداخت و با اشک فراوان طلسمی را به سمت لرد روانه کرد .
- سکتوم سمپرا
- کوچولو نشونه گیری هم بلد نیستی
پسرک بر روی زمین پرید ، طلسم او به آینه های پشت مرد برخورد کرده بود و به همه جای خانه انعکاس یافته بود جمع طلسم ها به مرکز خانه درست در جایی که ولدرموت ایستاده بود برخورد کرد و ...
فلش بک پایان
و الآن در موقعی که برف از آسمان می بارید و انگار دستی نامرئی زمین را به آسمان متصل می کند پسرک بر روی زمین در کنار قبر ولدرموت نشسته و از قتلی که انجام داده ناراحت و نگران آینده اش است .
نقد شود .
آنلاینها
22 کاربر(ها) آنلاین هستند (17 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
20
مهمانان
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[continious]] گورستان ریدلها
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: گورستان ریدل ها ( ماموریت های مرگ خواران )
Re: گورستان ریدل ها ( ماموریت های مرگ خواران )
Re: گورستان ریدل ها ( ماموریت های مرگ خواران )
Re: گورستان ریدل ها ( ماموریت های مرگ خواران )
Re: گورستان ریدل ها ( ماموریت های مرگ خواران )
Re: گورستان ریدل ها ( ماموریت های مرگ خواران )
Re: گورستان ریدل ها ( ماموریت های مرگ خواران )
Re: گورستان ریدل ها ( ماموریت های مرگ خواران )
Re: گورستان ریدل ها ( ماموریت های مرگ خواران )
Re: گورستان ریدل ها ( ماموریت های مرگ خواران )
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج


دست جمعی به هوریس میندازن چون سیبیلش از لای در تابوت زده بیرون! ایگور که سوار یه سی جیه، میاد از زیر تابوت رد شه ولی با سر می خوره به تابوت و میفته. صدای هوریس میاد که میگه:

)



به دامبل نگاه میکنه.
