بدن مرگخوارا و محفلیا با همدیگه جا به جا شده و دامبلدور همراه محفلیا برای حل این موضوع به خانه ریدلها اومده...
نکته: تا الان هکتور و لرد، مالی و بلاتریکس، یوآن و دامبلدور کسایی هستن که میدونیم با هم جا به جا شدن.
~~~~~~~~~~~~
دامبلدور یوآننما با تعجب به هکتوری نگاه میکنه که به دلیل حضور لرد در بدنش اختیار از کف داده بود و ویبرهای چند برابر همیشه میرفت. همین باعث میشه به فکر فرو بره و به این نتیجه برسه گودریک رو شکر شانس آورده که بدنش با یوآن جا به جا شده.
لرد هکتورنما که همینطوریشم نمیدونست چطور مرگخوارای جا به جا شده رو آروم نگه داره، حالا با دیدن جمعیت محفلی و در صدرشون دامبلدور، بیش از پیش خشمگین میشه.
- ما مشکلاتمون کم بود که حالا باید شما ملعونها رو هم تحمل کنیم؟

- بله لطفا مزاحم نشین که من دارم با یارانم بیعت میکنم.

لرد هکتورنما میخواست کروشیوی نثار هکتور لردنما کنه، اما به یاد میاره هکتور تو بدن مقدس و با شکوه خودش رفته و دیدن شکنجه شدن جسم لرد حتی اگه خود لرد تو بدنش نباشه، زشته و بده و نباید. پس تصمیم میگیره خشمشو سر محفلیا خالی کنه.
- شماها! ما در حالت عادیشم تحمل ریختتونو نداریم چه برسه به الان که آشفتهبازاره. یا از اینجا میرین یا به مرگخوارام میسپرم کروشیوی نثار تکتکتون کنن تا عقدههاشون خالی بشه.

یوآن دامبلدورنما که گویا حضور در بدن دامبلدور باعث شده بود کمی از خرد دامبلدور بهش منتقل بشه، سریعا مداخله میکنه.
- ببین میتونیا، ولی دقت کن که نمیدونی اونی که داره شکنجه میشه مرگخوار خودته تو بدن یه محفلی، یا واقعا یک محفلیه! در واقع خب... شاید که خودی رو بزنین.

حق با یوآن بود. اما لرد هنوز هم لرد بود چه در بدن خودش باشه چه در بدن هکتور، و کوتاه اومدن تو کارش نبود.
- این چه مصیبتی بود که بر ما و ارتشمان نازل شد؟ یکی بگه چی شد که این شد؟ اصلا چطوری باید برگردیم به حالت عادی؟

لرد سوالهای بسیار خوبی مطرح میکنه که موجب میشه برای لحظهای همه دست از گیس و چوبدستیکشی بردارن و به فکر فرو برن.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج






فرزندانم، چارهای اندیشیدن باید کرد. نظری دارین؟ 







».



