وینسنت مثل همیشه لباس لرد رو پوشیده و نقاب روهم زده بود.لرد واقعی برروی شانه او چهار زانو نشسته بود و همگان ملت مرگخوار منتظر ورود نماینده محفل بودند.
>>دو ساعت بعد
کل ملت مرگخوار:
وینسنت:پس این نماینده کجاست که صدایی به گوش میرسه....
قیییییییییژژژژژژژژژژژژ
در باز و نماینده وارد میشه و به سمت مرگخوارها حرکت میکنه.
: خوب لرد سیاه .راجبش فکر کردید؟ امیدوارم به نتیجه رسیده باشید
وینسنت :بله .ما قبول میکنیم اما باید متن قرارداد تغییر کنه!!
ـ چی؟ اما ایم امکان نداره .
ـ تغییر چندانی نمیکنه . ما فقط میخوایم اینو جایگذین کنید که" 1. کشت و کشتار هر نوع موجود زنده بر روی زمین ِ کره ی خالی، اکیدا ممنوع!
نماینده قدری تامل مبکنه و بعد زی لب گفت :خو اینکه بد تر شد .
سپس رو مرگخواران و لرد میکنه و باصدای بلندتری گفت :باشه .طبق گفته ی شما بند اول قرار داد تغییر کرد.
لرد : عالی شد. حداقل کشتار از بین نرفت. سپس رو به وینسنت کرد و گفت: ببین بگو بقیه رو بخونه.
وینسنت "چشم" ارامی زیر لب گفت و سپس ادامه داد:
لطفا بقیه رو بخونید.
لرد زیر لب خنده شیطانی کرد و سپس به نماینده خیره شد و به اون محفلیهای بد بخت فکر کرد.نماینده دفترش را باز کرد و نگاهی به وینسنت انداخت ما متجه مورد عجیبی در او شد.توجهی نکر و ادامه داد: باشه ادامه میدیم...
بند دوم:.....
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج






.




) ذره ای استعداد نداری! 
... همین طور دوست داشتنی! 


