لودو نگاهی به مشعل درون دستش انداخت و گفت:ببینم مگه ما چوب دستی نداریم؟پس این مشعل های مسخره چیه توی دستمون؟
بارتی سرش را خاراند و گفت:خب من همیشه دیدم مشنگ ها وقتی دنبال کسی میگردن دسته جمعی،با خودشون مشعل میبرن.گفتم شاید این کار شانسی چیزی میاره تو پیدا کردن طرف!
انتونین و بقیه مشعل های خاموش شده را دور انداختند و چوب دستی شان را بیرون کشیدند!
بارتی:
سوروس در حالی که نور چوب دستی اش را روی بوته خشکی می انداخت گفت:ببینم به نظرتون یه مرده رو میشه با آواداکداورا...آخخخخخخخخ!
همزمان بقیه مرگخوارها:آخخخخخخخخخخخ!
سوروس روی علامت شومش دستی کشید و به بقیه نگاه کرد.همه جای سوزش عملات شوم را فشار میداند تا از سوزشش کم شود.
بارتی با ناراحتی گفت:بابایی هیچ وقت اینطوری بی موقع علامت شومو فشار نمیداد!
آنتونین:ارباب هر موقع تصمیم بگیرن اون علامتو فشار میدن.حالا وایسادین همدیگه رو نگاه میکنین که چی؟بریم تو خونه ببینیم ارباب چیکارمون داره.
مرگخوارها خوشحال از اینکه فعلا جستجوی جسد در شب متوقف شده به سمت اتاق لرد به راه افتادند.
تق تق تق تق تق...
صدای بی روحی از پشت در جواب داد:بیاین تو.
مرگخوارها با ترس و به ترتیب وارد اتاق شدند.لرد روی صندلی اش نشسته بود و نجینی در پایین صندلی اش حلقه زده بود.
انتونین آب دهنش را قورت داد:ارباب...مشکلی پیش اومده که همه ما رو با هم فراخوندین؟
لرد کروشیویی به سمت روفوس که میخواست از اتاق جیم بزند فرستاد و گفت:این موضوع زیادی مشکوکه.ارباب به شواهدی دست پیدا کرده که نشون میده کاسه ای زیر نیم کاسه است.
بعد به آنتونین نگاه کرد و اضافه کرد:انتونین سه شماره بهت فرصت میدم بگی اون جسد مال کی بوده!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج









و گفت:
گفت:
...هوم؟جسد؟!!!این جسد سر میز صبحانه چه غلطی میکنه؟