_ چي چي رو وارد خونه شد! معجون رو يادش رفت ببره!
ولدمورت در خانه ريدل گويي كه داشت از توي اون بليز رو تماشا مي كرد پرت كرد و فرياد زد :
_ بليز فلان فلان شده! ( به علت اينكه ولدي خيلي با ادبه اين قسمت ها سانسور مي شه تا تفكر مرگ خوارا خراب نشه!!!
) اگه به دستم برسي...از اول هم مي دونستم كه لياقت معاونت منو نداري! آخه يكي نيست به اين....:
و مگر مي شد او را كنترل كرد!!
خلاصه پرسي و بارتي و ايگور به زحمت بليز رو از وسط خيابون جمع كردند و رفتند تا فكراشونو روي هم بريزن مگر يه راهي براي دادن معجون به آني موني پيدا كنند!
داخل محفل
_ خب بفرماييد بشينيد! اسمتونو نفرموديد!؟؟
آني موني در حالي كه بادي به قب قب انداخته بود بروي مبل گرم و نرمي وسط حال نشست
. آخه تا حالا هيچ كس اينطور با احترام باهاش صحبت نكرده بود و در خانه ريدل جز با نام " هو " نام برده نشده بود!!
به همين جهت جرقه هايي از نفرت نسبت به آن خانه ويرانه در قبلش زده شد!_ شما حالتون خوبه؟
آني موني ناگهان از افكارش به خود آمد و گفت :
_ هان؟ بله من خوبم... چي مي گفتيد؟ اسمم؟ آهان... اسمم...اسمم چيزه! يعني اسمم ... آهان اسمم غلامه!
بعد با خودش گفت :
_ اينكه اسم مستعار بليز بود...!

و نگاهي به سارا كه تازه وارد اتاق شده بود افكند و گفت :
_ نه ... اسمم غضنفره!
و دوباره يادش آمد كه اين هم اسم پرسي بوده!
اما ناگهان جرقه اي در ذهنش خورد و گفت :
_ آهان اسمم اصغر آشپزه!
سارا يه نگاه
اينجوري به او كرد و گفت :_ چه اسم عجيبي! ولي خب اشكال نداره...حالا چه چيزهايي بلديد درست كنيد؟
آني موني كه دوباره همان حس اول را بدست آورده بود گفت :
_ من همه چيز بلدم! از موي چرب اسنيپ گرفته تا ريش دومبل مي تونم باهاش غذا براتون درست كنم!
و در ميان تعجب محفلي ها اينكه اون عجب آشپزي ست داشت حال مي كرد كه ناگهان مثل غذاي سرد از يخچال بيرون گذاشته وا رفت و ناخودآگاه گفت :
_ بليز بوقي .....! كلتو مي كنم!

سيريوس :
_ چي فرمودين؟

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

شما باید آشپز جدید باشی نه؟ ای شیطون! میگم اهل حالم ..!!! نه چیزه میخواستم بگم خیلی خوشحال هستم که شما رو ملاقات میکنم... ولی یادت باشه ها من کلسترول و قند خون و فشار خونم خیلی بالاست و کلا روبه مرگم برای همین غذای کم نمک باید درست کنی! تازه غذا باید کم چربی هم باشه چون هیکلمون خراب میشه از همه مهمتر ما کلا گیاه خواریم تو غذا نباید گوشت باشه مثلا for example قرمه سبزی با یک وجب روغن هه هه هه ... حالا از اینا بگذریم چرا سیبیلت کج شده؟ (آنی مونی با نگرانی سیبیلشو صاف میکنه) میدونی شبیه کی هستی؟ نه نمیدونی اگه گفتی؟ (آنی مونی با نگرانی به آلبوس خیره میشه) خب معلومه دیگه شبیه اسنیپی وقتی که تعجب میکنه هاهاها هه هه هه هوهوهو هی هی هی!!!!



!
!

به سمت پرسی رفت:جووووون!
تو اون تو داری چیکار میکنی؟نگین رو بردار ولش کن اینو دیگه!
از کدوم فیلمه گرفتی ؟ ... سه جادوگر در مرداب ؟ یا بوقیدن به جادوگران ؟ یا اون فیلمه جادوگران شونصد سال ما بعد تاریخ ؟!
پس اگه هیچکدومتون فکری به ذهنتون نرسیده دوباره فکر می کنیم،پس دوباره شروع به
و آمیکوس گفت : که پیشنهاد من در مورد مرلینگاه رو هم با هاش قاطی کنیم،خیلی بهتر می شه.