سیریوس با تعجب برای دومین بار سوال میکنه : مطمئنی گفتی بولیز ؟ من بلیز شنیدما ! تازه بلیز نوشته بودی
آناکین که خوشحاله از اینکه یکی بوقی تر از خودش پیدا شده ، در حالی که بصورت
به سارا خیره شده و گویا تازه متوجه حضورش شده عملا ، خطاب به سیریوس میگه : باب تو عجب سیریشی هستیا ، جمع کن باب خودتو ، من دارم حرف میزنم ، تو نوشتنمو از کجا دیدی بوقیده ؟ این پرسی راست میگفت همتون خزینا
آلبوس همونطور که سعی داره ، عنکبوت نسبتا بزرگی رو که بین ریش هاش خونه کرده رو بیرون بکشه ، میگه : هووم ؟ ... پرسی ؟ پرسی کیه ؟
آناکین که حالا نیشخند زننده ای رو صورتش شکل گرفته
با بیخیالی میگه : باب شما چرا همه چیو به خودتون میگیرید ... میگم قبل از اینکه من آشپز اینجا بشم ، آشپز قبلیتون غذا ها رو پّرسی چند میداد بهتون ؟در خانه ریدل :
مرگخوارها که الان تیک عصبی شدیدی پیدا کردن و توسط جادویی که لرد سیاه اجرا کرده ، دارن توی محفل ققنوس رو میبینن و همشون بصورت
لرد رو در نظر دارن تا ببینن چه عکس العملی نشون میده . بلیز که علاقه ای به صبر و حوصله و اینا نداره ، با صدای نسبتا بلندی که همه رو میپرونه میگه : میگم آخه ما چرا این بوقی رو فرستادیم محفل ؟ ده مین دیگه اونجا باشه در مورد لردم یه حرفی میزنه بعد ربطش میده به اینکه آلبوس ریشاشو با تیغ لرد میزنه یا نه
در محفل ققنوس :
همه اعضای محفل ققنوس در سالن اصلی محفل ، حضور دارن ؛ عده ای ایستادن و عده دیگه با حالت نامناسبی روی مبل های راحتی و مقابل آناکین لمیدن ... آلبوس هم برای اینکه خیالش راحت باشه اقدام انتحاری ای توسط مرگخوارا صورت نمیگه ، انتهای سالن و پشت ملت نشسته و از اونجا صحبت میکنه .
آلبوس : من دیگه کاری به این بحث ها ندارم ، ببین اصغر آشپز جان ، من از تو دیگه سوالی ندارم ، فقط غذا رو سریعتر آماده کن که انقدر اینجا این ملت محفلو که اینطور ناشایست لم دادن رو دیدم که دیگه گشنم شده ... فقط برای من یه دیگ اضافه بزار کنارا ، میدونی که من ...

آناکین که حوصله همه کار داره به جز آشپزی برای اعضای محفل ، زمزمه میکنه : اه ، بارتی گفته بود اینا اینطورینا !
ویولت که جلوتر از همه نشسته ، میپرسه : بارتی ؟ ... فحش دادی؟
آناکین که نمیخواد دوباره ملت بریزن سرشو سوال پیچش کنن ، میگه : میگم که شما چند بار طِی میکشید محفلو در روز ؟

در خانه ریدل :
لرد که در خشانت تمام به سر میبره ، در حالی که به چند تاره مویی که بعد از هشت سال استفاده شامپوهای تقویت کننده گرون قیمت سبز شدن پسه کلش چنگ انداخته ، فریاد میزنه : زود از جلوی چشمه من دور شید اون بوقیه ابله و پرتش کنید دوباره همینجا ... و فی البداهه اضافه میکنه : در ضمن بگید که از مقام آشپز خونه ریدل به آشپزی برای سوسکای ساکن توی چاه های مرلین گاه شکنجه گاه واقع در پایین طبقه خانه ریدل و در مجاورت چاه های فاضلاب عزل میشه ! ... پرسی خودت باید بری تو محفل
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

) اگه به دستم برسي...از اول هم مي دونستم كه لياقت معاونت منو نداري! آخه يكي نيست به اين....:
. آخه تا حالا هيچ كس اينطور با احترام باهاش صحبت نكرده بود و در خانه ريدل جز با نام " هو " نام برده نشده بود!!
به همين جهت جرقه هايي از نفرت نسبت به آن خانه ويرانه در قبلش زده شد!





!

به سمت پرسی رفت:جووووون!
تو اون تو داری چیکار میکنی؟نگین رو بردار ولش کن اینو دیگه!
از کدوم فیلمه گرفتی ؟ ... سه جادوگر در مرداب ؟ یا بوقیدن به جادوگران ؟ یا اون فیلمه جادوگران شونصد سال ما بعد تاریخ ؟!
پس اگه هیچکدومتون فکری به ذهنتون نرسیده دوباره فکر می کنیم،پس دوباره شروع به
و آمیکوس گفت : که پیشنهاد من در مورد مرلینگاه رو هم با هاش قاطی کنیم،خیلی بهتر می شه.