ضمن ابراز شگفتی از این که یک گرگ چطوری مصاحبه می کنه، و ابراز رضایت از سوالات و تعداد و شکلشون، ما موفق شدیم بخونیم!
اول صحبتی با ملت داریم...
ای ملت!
اگه قصد دارید در آینده اسم دخترتون رو "سارا" بذارین...اربابانه خواهش می کنیم یک بار دیگه فکر کنین!
هر چی سارا در این سایت شناختیم زیاد حرف می زده!حالا گذشته از این نکته بی اهمیت که واقعا حرفی برای گفتن داشتن و حرفای تو خالی نمی زدن!
همممم .....
الایادمون باشه هرگز ازت نپرسیم کجایی هستی...طومار تحویلمون می دی!!
ما دو برادر و یک خواهر داریم و هر کدوممون در یک شهر متولد شدیم که این شهر ها حتی نزدیک به هم هم نیستن!فکر کنم این اختلالات "کجایی بودن" از همین جا شروع بشه!باید مواظب نسل های بعدی خانواده مون باشیم!
شعار زندگیت رو بشدت پسندیدیم.واقعا از هر چیزی که می ترسی باید شیرجه بزنی توش.خیلیا رو میشناسم که زندگیشون رو(یا حداقل خیلی از سالای زندگیشونو)صرف ترسیدن از چیزی و بزرگ کردن اون ترس تو ذهنشون کردن...و وقتی یه روزی اجبارا باهاش روبرو شدن دیدن همچین ترسناک هم نبوده.
من بچه که بودم شدیدا از آب می ترسیدم...بار ها سعی کردم شنا یاد بگیرم.ولی حتی جرات نمی کردم پامو تو آبی به عمق نیم متر بذارم...آخرش دلمو زدم به دریا و شیرجه زدم توی ترسم!(شیرجه زدن یعنی رو برو شدن ها!!فردا نرین شیرجه بزنین تو قسمت عمیق استخر!)...رفتم ته آب و به خودم گفتم آخرین جایی که ممکنه بیایی همینجاست.پس دیگه چیزی برای ترسیدن وجود نداره.در واقع از زیر آب شروع کردم.از جایی که ازش می ترسیدم.
و این شد که بدون مربی و آموزش خاصی شناگر بسیار ماهری شدیم و شنا تبدیل به یکی از علایق زندگی ما شد.
باید یک بار دل رو به دریا زد!اونجاست که می فهمیم بیشتر ترس هامون بی دلیل و منطق بودن.
برای فرو نریختن کاخ آرزوهامون بهتره اونا رو از اول بنا نکنیم!چه در مورد دانشگاه، چه دوستامون ، چه یه مسافرت و چه یه مهمونی ساده...
وقتی شروع به فکر کردن درباره چیزی می کنیم ناخود آگاه تو تخیلمون اونو به زیباترین و کامل ترین شکل می بینیم.بعد که با واقعیت روبرو می شیم کاخ آرزو یهو با خاک یکسان میشه.تو این موقعیت دیگه از خوبیای محدودی که داره هم نمی تونیم لذت ببریم.
این " میدونی؟" آخر جمله ها یه لحن با مزه به جمله می ده...اینو بیشتر تو نوشته های ویولت دیده بودم و خیلی دوسش داشتم(البته ویولت " خب؟" هم زیاد می گه!)...الان دیدم شما هم ازش استفاده می کنی.بسیار با نمک می باشد.
همین دیگه...چقدر ما رو مجبور می کنین حرف بزنیم تا علم و دانشتون بیشتر بشه.