هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۳:۴۱ پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸

کوین آبلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۴۱ پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۲۰:۱۶:۱۱ جمعه ۶ تیر ۱۳۹۹
از کجا؟!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 16
آفلاین
نام: کوین آبلی

گروه: گریفندور

نژاد: ماگل زاد

چوبدستی: چوب درخت سرو و مغز روغن فراموشی به طول 22 سانتی متر، خشک

اختراع: روغن فراموشی

پاتروناس: ندارد؛ اما وقتی از این ورد استفاده می کند، دیوانه سازها فراموشی می گیرند.

ویژگی های ظاهری: موی قهوه ای بلند، رنگ چشم زرد، قد بلند و پوست سفید

کوین آبلی یک دانش آموز گریفیندوری بود که درباره ی فراموشی و معجون ها تحقیقات زیادی می کرد؛ چرا که نسبت به این دو علاقه ی زیادی داشت.

او هنگامی به فراموشی علاقه مند شد که یکی از دشمنانش فراموشی گرفت؛ پس او پیروز شدن را مدیون فراموشی است.

او در یک کلاس پیشگویی، دید که در آینده روغنی به نام "روغن فراموشی" را اختراخ می کند؛ اما در او تحولی ایجاد شده بود؛ علاقه شدیدتر به فراموشی!

از آن روز به بعد، کوین کم پیدا شد. او هر جور که شده باید این روغن را اختراع می کرد.

پس از سال ها تلاش شبانه روزی او، روغن فراموشی اختراع شد و در فروشگاه های معجون سازی به فروش رفت.

به افتخار او، یک طلسم به نام "آبلیویت" هم اختراع کردند که باعث فراموشی می شد.
*********************************************************
یه پروفسور آبلی اون بالا بود، ما اسمشو گذاشتیم کوین... ^-^
قبلا ارنی مک میلانو زاخاریاس اسمیت بودم؛ اما چون دیگه از شخصیتای شناخته شده خسته شده بودم، این کارو کردم.



برای تغییر گروه و شخصیت باید اول بلیت ارسال کنین و دلایلتون رو برای این کار شرح بدین. در صورت پذیرش مدیرا می‌تونین برای معرفی شخصیت بیاین.
فعلا تایید نشد.


ویرایش شده توسط Gryffindor.black در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۲۵ ۲۳:۴۶:۵۹
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۲۶ ۱۴:۳۵:۱۰

شناسه قبلی: ارنی مک میلانتصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۸:۴۲ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

ربکا لاک‌وود


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۷ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۶:۰۸:۴۴ چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹
از تاریک‌ترین قسمت سایه‌ی ارباب!
گروه:
ایفای نقش
ریونکلاو
مرگخوار
کاربران عضو
ناظر انجمن
پیام: 296
آفلاین
نام:ربکا لاک‌وود

گروه:ریونکـonly Ravenـلاو

قدرت ها:تبدیل شدن به خفاش. جیـــــــــــــــــغ زدن با قدرت ماورای بنفش!

چوبدستی:چوب درخت برگ بنفشه، ریسه قلب اژدهای صورتی. 13اینچ و انعطاف‌پذیر.

خصوصیات ظاهری:خفاش خون آشام با مو و چشم بنفش-صورتی. دم و بال خفاش هم دارم. دندونام تیزه تا راحت تر خون رو بخورم.

خصوصیات اخلاقی:دست و پا چلفتی و جیغ جیغو. گوشای تـــــیــــــز و چشایی که تو شب عالی کار میکنن!

توضیح کوتاه از زندگی:من، ربکا لاک وود، تو خانواده لاک وودها که جانورنمای اصیل فرانسوی هستن، به دنیا اومدم. همشون جانونمای خفاش هستن و منم مثل اونا با گوش و بال خفاش به دنیا اومدم.
عاشق رنگ بنفش و صورتیم! خیلی خوش رنگن! گوش و بال خفاشمم به خاطر همین با جادوی همیشگی بنفشه! همچنین به بالا رفتن از درخت آویزون شدن چپکی روی یه شاخه! خیلی کیف میده همونجا بخوابی!

جادوآموز هاگوارتز هستم. با چند تا از دوستام همیشه یا داریم مسابقه بالا رفتن از درخت میدیم یا داریم تلاش میکنیم به هم یاد بدیم کارای همدیگه رو چیجوری تقلید کنیم! مثلا من خودم سه چهار بار به لوستر تالار ریونکلاو چسبیدم و اونا اصلا نتونستن این کار به این آسونی رو بکنن! من یکی هم در اون حال تلاش کردم کسایی که از ترس دیدنم، بد و بیراه میگن رو نادیده بگیرم، ولی بعد از چپکی بودن رو لوستر و تلاش دوستام، رییس گروهمون مجبور شد لوستر جدید نصب کنه! چون لوستره ضعیف بود، افتاد شکست. همین!

من عضو باشگاه دوئل ریونکلاو هم هستم! ربکای معروف! عاشق این اسمم اگه بدون شکستن چیزی با رنگ صورتی بنویسنش! خودم کلا تو روز دست به هیچی نمیزنما ولی همه چی خود به خود... آخ!... یعنی یهو میشکنه!

ربکا لاک‌وود، عضو باشگاه دوئل و خفاش خون آشام ریونیه! جیـــــــــغ!

***
من جودی بودم... جودی جک نایف. . .

تایید شد!
خوش برگشتی.


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۲۵ ۱۰:۵۰:۲۳

My Dark Great Lord
Fille française
♡Only Raven♡


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۱:۰۹ پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸

آنابل انتویسل


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۱۷ پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۲۱:۴۸:۳۰ چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۸
از باغچه
گروه:
کاربران عضو
پیام: 15
آفلاین
نام: آنابل انتویسل

گروه: هافلپاف

نژاد: اصیل زاده

پاتروناس: تنبل

چوبدستی: چوب درخت چنار و پر ققنوس به طول 20 سانتی متر، انعطاف پذیر

بوگارت: خستگی

سن: سال هفتم

توانایی های ویژه: ترساندن بقیه، خوابیدن و دراز کشیدن

ویژگی های ظاهری: موهای بلوند زیبا با لباس آبی رنگ، بی اندازه زیبا

جبهه:محفل ققنوس

من آنابل هستم. یه دختر خوابالو ولی ترسناک! سال هفتم در هاگوارتز رو به سر می برم و همچنان بقیه رو می ترسونم. به خوابالوی ترسناک مشهورم و خلاصه دیگه خودتون فرض کنید!

خوشکلیم داخل این جمله ها نمی گنجه! من به "گل زرد هافلپاف" مشهورم! ازم حساب ببرید دیگه...

علاقه زیادی به گل ها دارم و روی بالشتم چند تا گل چسبوندم.
خیلی ها ازم حساب می برن؛ نه اینکه ترسناکما! از اسمم می ترسن!

دوتا شناسه قدیمی داشتم که یکیش سوزان بونز بود...

تایید شد.
خوش برگشتید.



ویرایش شده توسط ♥☆rabi☆♥ در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۱۸ ۲۱:۲۰:۴۴
ویرایش شده توسط ♥☆rabi☆♥ در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۱۸ ۲۲:۰۶:۰۸
ویرایش شده توسط ♥☆rabi☆♥ در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۱۸ ۲۲:۱۳:۲۹
ویرایش شده توسط ♥☆rabi☆♥ در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۱۹ ۱۴:۲۰:۴۶
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۱۹ ۱۴:۴۳:۱۵

Flowers


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۳:۰۱ جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸

هافلپاف

وین هاپکینز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۱۶ چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۰:۲۶:۴۴
از معدنِ زیر سایه ی ارباب!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 233
آفلاین
نام: وین هاپکینز

گروه: عشق فقط هافلپاف!

نژاد: دورگه

حیوان خانگی: گورکنی به نام هافل!

چوبدستی: چوب درخت گیلاس و مغز موی تک شاخ به طول 19 سانتی متر، انعطاف پذیر

پاتروناس: هافل!

بوگارت: مرگ هافل ، شکستنعینکش ، زندگی بدون فلفل دلمه ای های زرد!


سن: سال اولی؛ اما وین یک سال اولی معمولی نیست!

کوییدیچ: شانس نداریم که... اجاره نمی دن مدافع بشیم!

ویژگی های ظاهری: وین همیشه ردای هافلپاف می پوشه و یکی تن هافل هم کرده! یه عینک هم می زنه که خیلی روش حساسه؛ بنابراین سعی نکنید عینکش رو مسخره کنید که با چنگال های هافل و بمب های فلفل دلمه ای زرد وین طرف هستید! موهای سیاه و بلندی هم داره. قدش هم متوسطه و در ضمن لاغر هست. رنگ چشماش زرده؛ البته عینک زردی رو که روی چشماش زده، باعث شده که دیدن چشماش مشکل بشه.

ویژگی های اخلاقی: به خاطر وفاداری و علاقه زیادش به گورکنش، دچار یک بیماری شد که اصلا براش اهمیتی نداره! اون هم این هست که بعضی مواقع وسط حرفاش از "خ" استفاده می کنه! مثلا گاهی به جای سلام به شما می گه "خلام". نخند! در کل خیلی به گورکنش وابسته است و بدون هافل اصلا نمی تونه راه بره! (جدی). اون و هافل عقیده دارن با فلفل دلمه ای های زرد رنگ کارها رو می شه آسون تر انجام داد! چطور؟ مثلا موقعی با یه مرگخوار مواجه می شه و چوبدستیش همراهش نیست، با هافل بمب های فلفل دلمه ای زرد رنگ به طرف مرگخوار پرت می کنن؛ یا همیشه داخل غذاهای خودش و هافل فلفل دلمه ای زرد می ریزه و چه کارهایی که این دو با فلفل دلمه ای های زرد نمی کنن!

زندگی نامه: من یه دورگه بودم که در ده سالگی برام نامه ی هاگوارتز می آد و پس از خرید وسایل لازم و یک گورکن خوشکل به هاگوارتز می رم؛ اما از وقتی صاحب هافل شدم، چیزی بیشتر از یک حیوان خانگی تصورش می کنم!

وقتی به هاگوارتز رفتیم، دیدیم که هر کدوم از هافلپافی ها یه استعدادی دارن؛ پس من و هافل هم یاد گرفتیم که با فلفل دلمه ای های زرد کارهای مختلفی بکنیم! برای مثال هافل می تونه با فلفل دلمه ای های زرد ناخنش رو تیز می کنه! یا خود من هم داخل فلفل دلمه ای های زرد رو خالی می کنم و داخلشون چیزای اضطراری می ذارم تا دم دست باشن!

از هاگوارتز بگم براتون. توی هاگواتز بزرگترین آرزوم براورده شد و مستقیم رفتم هافلپاف! از اون چیزی که شما فکر می کنید خیلی خوشحال تر بودم!

من چهار چیز رو خیلی گرامی می دونم: هافلپاف، هافل، فلفل دلمه ای های زرد و عینکم!

همیشه تلاش می کنم کارهامو با فلفل دلمه ای های زرد بکنم!به هلگا قسم کاربردشون زیاده!

صحبت کردن با هافل هم یکی دیگه از استعداد هامه! خیلی خوبه که می تونم با هافل صحبت کنم!

در آخر اعتقاد دارم: همه کار را می توان با فلفل دلمه ای های زرد کرد!

در پناه هلگا!


جایگزین شد.


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۶ ۱۸:۲۰:۰۳

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۶:۰۳ جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸

گریفیندور

جینی ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۳۰ یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۱۴:۴۵:۵۸ جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۹
از سرزمین تنهایی
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
پیام: 336
آفلاین
نام: جینی
نام خانوادگی: ویزلی
نژاد: اصیل زاده
رنگ مو: قرمز
رنگ چشم: آبی
گروه: گریفیندور

ویژگی های ظاهری:

دختری مو قرمز همچون سایر ویزلی ها با صورت کک مکی اما زيبا . او داراي قدي متوسط و چشماني به رنگ آبي ميباشد

ویژگی های اخلاقی:

دختری کمی لجباز که دست کمی از پیر ها ندارد چون تمام عمرش را با پسر ها گذرانیده است. کمی لوس و باهوش و تقريبا هم ادم توداريه...همين ديگه

معرفي:
جيني ويزلي جوانترین عضو خانواده ی ویزلی است .جینی فرزند آرتور و مالی ویزلی که هفتمین فرزند و تنها دختر آنها محسوب میشود. او خواهر رونالد، فرد، جورج، بیل، چارلی و پرسی ویزلی و همسر هری پاتر می باشد.
جيني و شش برادر بزرگترش قبل از شروع تحصیل در هاگوارتز در خانه ( بارو) توسط پدر خود اقای ویزلی آموزشهای ابتدایی جادویی را فرا گرفت. در یازده سالگی جینی ویزلی اولین سال تحصیل خود را در مدرسه ی علوم وفنون جادوگری هاگوارتز اغاز کرد. جینی دوران بسیار سختی را در اولین سال حضور در هاگوارتز سپری کرد. چرا که در آن زمان تالار اسرار به روی جادو های سیاهی که جینی را تحت تسخیر خود در آورده بودند باز شده بود . طی سال اول و دوم حضور او در هاگوارتز جینی احساسات عاشقانه ای نسبت به بهترین دوست برادرش پیدا کرد. کسی که در جامعه ی جادوگران شهرت بسیاری داشت : هری پاتر.
این موضوع باعث شد او در مقابل هری رفتار متفاوتی از خود نشان دهد مثل : ساکت بودن – خجالت کشیدن یا فاصله گرفتن از هری و صحبت نکردن مستقیم با او در حضور برادرش. تا جاییکه در قسمتی از داستان رون به هری میگوید: "نمیدونم اون چه ش شده؟ در حالت معمولی هیچوقت اینقدر ساکت نیست ." در سال چهارم حضور او در هاگوارتز درست موقعی که او از هری انتظار دارد که برای جشن یول بال از او تقاضای رقص کند هری با دعوت نافرجامی از چو تمام نقشه های جینی را برای شروع دوستی به هم میزند. با این حال جینی جشن رقص را از دست نمی دهد و به ناچار پیشنهاد نویل لانگ باتوم رامیپذیرد.
در ادامه جینی که از رفتار سرد و بی توجهی هری نسبت به خود آزرده شده با یکی از دانش آموزان ریونکلاو به نام مایکل کورنر طرح دوستی میریزد. اما این عمل او نه تنها باعث جلب توجه هری نمی شود بلکه باعث کشمکش و درگیری دائم با برادرش رون میشود. ضمن اینکه مایکل در کوییدیچ رقیب جینی محسوب میشود و موجبات ناراحتی هرچه بیشتر اورا فراهم میکند.جینی به توصیه ی هرمیون به اصطلاح خود را وارد اجتماع کرده و رفتاری خیلی معمولی و عادی ای را با هری در پیش میگیرد. در این زمان هری برای اولین بار متوجه رفتار غیر معمول جینی در برخورد با خود میشود و به این پی میبرد که جینی دیگر آن دختر کوچک خجالتی و کم حرف سابق نیست. جینی برای بار دیگر فرصتی به هری میدهد تا اورا جور دیگری ببیند. به این ترتیب که پس از به هم زدن دوستی خود با مایکل کورنر با همکلاسی هری در گریفین دور به نام دین توماس دوست می شود. آخرین تلاشهای جینی برای جلب توجه هری سر انجام نتیجه می دهد و حس حسادت پسرانه ی هری تحریک میشود. جینی که بالاخره پس از پنج سال به عشق قدیمی خود رسیده است در پایان سال پنجم و پس از گذراندن دوره ی کوتاهی با هری از سوی او طرد می شود. او به خوبی میداند که علت این رفتار هری بی مهری او نسبت به جینی نیست بلکه ترس های پنهانیست که همواره یک قهرمان را آزار می دهد. اما او تصمیم خود را گرفته است و می خواهد تا ابد در کنار قهرمان خود بماند و او را در مشکلاتی که در آینده خواهد داشت همراهی کند.جینی ویزلی سال ها بعد با هری ازدواج کرده و صاحب دو پسر به نام‌های جیمز سیریوس و آلبوس سیوروس و یک دختر به نام لی لی لونا می‌شود. او نمونه ی قهرمانی است که با جسارتی مثال زدنی و مهارتی قابل توجه در کنار قهرمانان دیگر داستان با بی عدالتی ها و ستمگری جبهه ی شر مبارزه می کند.تا جاییکه برادران بزرگتر او که همیشه اورا کودک حساب میکنند از او به عنوان کسی که در آینده جادوگر بزرگی درست به بزرگی خود آلبوس دامبلدور خواهد شد یاد می كنند

تایید شد.
خوش برگشتی.


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۵ ۱۶:۱۰:۲۱

قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور.


هیچ وخ یه ویزلی رو دست کم نگیر. مخصوصا اگه از نوع تک دختر خاندان باشه

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۳:۱۱ پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۹۸

اسلیترین

سوروس اسنیپ


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۱۵ دوشنبه ۹ مهر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۶:۵۴:۳۶
از هاگوارتز-تالار اسلیترین
گروه:
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 152
آفلاین
مادرم میگفت درست ۹ ژانویهء ۱۹۶۰ بود که به دنیا اومدم و شادی رو بهش بخشیدم! آیلین احتمالا زیبا ترین زن دنیا بودو
رنگ چشم ها و موهای مشکیم که سیمای شرقی رو به من داده میراث اونه.
عاشق مادرم بودم...اما از وقتی عمارت دیگه بوی بی مادری میده، هیچ بهم آرامش نمیده.
فکر نکنم توپیاس میتونست حتی لبخند بزنه ...هیچ وقت پدر خوبی نبود.
من از ۱۱ سالگی وارد هاگوارتز شدم هرچند پدرم مخالف بود ، اون در کل از هیچی خوشش نمیاد.
زندگی به عنوان یه پرنس دورگه!
شاید این چیزیه که خیلیا خوششون بیاد ولی من،هرگز.
این که شاهزاده دورگه لقبت باشه یجور تحقیره! ولی اصلا این مهم نیست چون من یک اصیلم واگر اینطور نبود الان اسلیترینکلاو نبودم.
اون جغد فرشته نجات من بود.
و حالا این منم و این هاگوارتز که پنج ساله پناهگاه منه و اقامت گاه اسلیترین احتمالا بهترین سکونت گاه دنیاست.
شاید این که هیچ دوستی ندارم سخت باشه ولی من سرگرمی های خودمو دارم.
علوم دفاع در برابر جادوی سیاه! احتمالا یادگیریه این علوم احمقانه ترین ریسک و بدرد بخور ترین کار زندگیم باشه.
معجون سازی،
چفت شدگی یا دفاع ذهنی،
تسلط بر هنرها و جادوهای سیاه
،پرواز بدون بهره از جاروی پرواز!خب اینا سرگرمی ها و مهارت های کمی نیست.
اولین باری که فهمیدم سپر مدافع لیلی هم گوزنه ماده هست بیشتر احساس کردم که میتونه بهترین دوستم باشه اما هنوزم اون جمیز رو بیشتر از من دوست داره.
اما مهم نیست، دیگه یاد گرفتم فقط به خودم اهمیت بدم.
به امید آینده ای بدون گند زاده های گریفیندوری!

جایگزین شد.


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۵ ۱۶:۱۲:۵۱

به طلا همچو سنگ بنگر...
se.sn_sli


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۴۴ سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸

گریفیندور، مرگخواران

ادوارد


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۰۳ شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۶
آخرین ورود:
امروز ۱۰:۳۵:۴۸
از باغ خانه ریدل
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
مرگخوار
پیام: 170
آفلاین
نام:
ادوارد

نام خانوادگی:
دست قیچی

سن:
نامشخص

گروه:
گریفیندور

سپر مدافع:
یک خرچنگ بزرگ با قیچی هایی بزرگ به جای چنگال.

جارو :
به علت تنگدستی از جاروی بقیه استفاده می‌کنه.

چوبدستی:
چوبدستی ثابتی ندارد چون هر دفعه که جادو می‌کنه چوبدستیش تیکه تیکه می‌شه و مجبور می‌شه یه چوبدستی جدید بگیره یا مال نزدیک ترین فرد رو برداره.


نژاد :
قیچی داران

ویژگی های اخلاقی:
ساکت است و علاقه شدیدی به گوشه نشینی و ماست خوردن دارد.

علاقه مندی ها:
قیچی هاش


زندگی نامه:
از جزیره مادری اش تبعید شده و به دنیای جادوگری آمده است. هیچ کس از سن و سال او خبر ندارد.

مشخصات ظاهری:
دارای قد بلند و موهای مشکی بلندی است. صورتش رنگ پریده است و به جای دست هایش به صورت مادر زادی چندین قیچی قرار گرفته است.

سرگرمی ها:
تیز کردن تیغه های قیچی هاش و بریدن موهای ملت.

تایید شد.
خوش برگشتی.


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۲ ۲۲:۵۳:۵۳

تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۳۰ پنجشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۸

ارنی مک میلان old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۳ پنجشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۲۰:۰۹:۰۶ جمعه ۶ تیر ۱۳۹۹
از زیر سایه ی ننجون
گروه:
کاربران عضو
پیام: 15
آفلاین
نام: ارنی مک میلان

گروه:فقط هافلپاف!

چوبدستی: چوب درخت سرو و موی تک شاخ به طول 15 سانتی متر، انعطاف پذیر

لقب: ارنی خفن!

پاتروناس: هیپوگریف

بوگارت: ولدمورت!

جبهه:محفلی هستم.

حیوان خانگی: خرگوش

کوییدیچ: مهاجم

جارو: آذرخش

ویژگی های ظاهری: مو های زرد، چشمای سیاه، قد بلند، پوست سفید.

اخلاق: وفادار، عصبانی، شر!

توضیح: ارنی مک میلان در خانواده ای اصیل به دنیا آمد. او در ده سالگی نامه ای از هاگوارتز دریافت می کند و در یازده سالگی به هاگوارتز می رود.

در سال اول با سدریک دیگوری دوست می شود.
در سال دوم هم به هری تهمت می زند که او نواده ی اسلیترین است؛ اما بعدا از او معذرت خواهی می کند.
در سال سوم مهاجم هافلپاف می شود و باعث پیروزی در مسابقه گریفندور-هافلپاف می شود.
در سال چهارم هم از هری شاکی بود و هری را شیاد می نامد. او پیکسل هایی برای همگروهی هایش می سازد که رو آنها عبارت"پاتر بوگندو" نوشته شده بود!
در سال پنجم در ارتش دامبلدور عضو می شود و با هانا ابوت ارشد هافلپاف می شوند.
در سال ششم هم در نبرد هاگوارتز شرکت می کند و با ساخت به موقع پاتروناسش، جان هری را نجات می دهد.

من برگشتم!
شناسه قبلی: زاخاریاس اسمیت old

تایید شد.
خوش برگشتید.


ویرایش شده توسط ارن در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۲۸ ۱۹:۴۱:۴۴
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۲۹ ۰:۲۵:۳۷

It's not easy to come back
but I can
because I love hufflepuff
wait for me
~Only Hufflepuff~



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۱:۵۶ شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۸

گریفیندور، محفل ققنوس

اما دابز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۰۱ چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۱۴:۴۸:۴۸
از کتابخانه مرکزی
گروه:
کاربران عضو
محفل ققنوس
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 157
آفلاین
نام : اما دابز
گروه : گریفیندور
پاترنوس : دلفین
نژاد : نامعلوم!ولی مشنگ زاده نیست
جنس چوبدستی :
چوب بلوط انگلیسی شاخه های کاج یونانی فرانسوی ۳۳ سانتی متر با هسته قلب اژدها و پر ققنوس انعطاف پذریری متوسط ، برای ورد های مهم و جادوی سیاه به کار می رود
ویژگی های ظاهری :
دختری با قد متوسط ،موهای خرمایی رنگ که تا سر شانه اش می رسد ولی بیشتر از پشت سر می بندد. چشمان قهوه ای رنگ که قدرت تغییر رنگ آن ها را دارد.

ویژگی های اخلاقی:
دختری شاد و شنگول شجاع و مصمم با اراده ، کمی بیش از اندازه مودب و با نزاکت. سرشار از انرژی کنجکاو و سخت کوش ماجراجو . مهربان و وفادار ، عاشق کتاب خوانی و نوشتن (جز ژانر عاشقانه) دوستدار طبیعت علاقه مند به ماوراالطبیعه دلسوز نسبت به همه (از یک مشنگ عادی گرفته تا فرمانروای تاریکی لرد سیاه) مخصوصا کسانی که زندگی آن ها را در تنگنا قرار داده (دراکو)و کسانی که تحت طلسم فرمان اند. راز دار و امانتدار .بسیار قابل اعتماد و مطمئن ،بسیار احساسی .برای تغییر هر بنی بشری تلاش می کند . متنفر از دروغ ،ترد شدن، دو رویی،حشرات کوچک و مارها. عصبانی نمی شود ولی اگر کسی کاری با او کند که ناراحت شود او چنان انتقامی می گیرد که دیگران منصرف شوند(روش او اصلا خشن نیست و بیشتر به کارها و اعمال انسان ها برای اصلاح خودشان مربوط می شود).دوستی خوب و سازگار برای همه اما دوست زیادی ندار و به خاطر اخلاق و محبوبیتش بیشتر طرف صحبت بزرگترهاست .باهوش و درسخوان دارای اهدافی عالی و تخیلی ایده آل .عاشق تولد مجدد ،مرموز ،ذهن مردم را می خواند و بسیار بلند پرواز.
قدرت ها:
می تواند به خواست خود رنگ چشمانش را تغییر دهد. ذهن خلاقی دارد که می تواند شخصیت های زیادی خلق کند و شخصیت بقییه داستان ها را هم زنده (خارج از کتاب)می تواند ببیند.
قسمتی از زندگی نامه:
اما دابز دختری شاد و مهربان بود که از یک سالگی نزد خانم و آقای دابز زندگی می کرد .خانواده دابز مادر و پدر واقعی اما نبودند و فقط اما تحت حزانت و سرپرستی آنها بود. بنابر گفته خانم کتی دابز در یک روز طوفانی وقتی او در خانه تنها بوده صدای در را می شنود،وقتی در را باز می کند زنی جوان و زیبا را می بیند که چوبی در دست دارد که آن را به سمت پشت نشانه می رود (گویی کسی در حال تعقیب او بوده و او می خواست با آن چوب از خود دفاع کند) زم جوان نگاهی ملتمسانه به خانم دابز انداخت و گفت: خانم خواهش می کنم مراقب دختر من باشید! مراقب امای من باشید ! لطفا اما را تحت سرپرستی خود قرار دهید و او را از خطرات حفظ کنید. خواهش می کنم خانم! خواهش می کنم!. سپس او اما را در آغوش خانم دابز گذاشت و در گوش فرزندش گفت : امای عزیزم مراقب خودت باش! ببخشید که نتونستم برات مامان خوبی باشم ولی تو باید دختر خوبی برای این خانواده باشی.اما بدون مامان خیلی دوستت داره و می خواد که همیشه بدرخشی!
زن این را گفت و از آنجا دور شد .
از آن زمان به بعد اما در کنار خانواده مهربان دابز زندگی کرد. او در شش سالگی به قدرت هایش پی برد و راز اینکه دختر آن خانواده نیست فهمید.در یازده سالگی اما نامه هاگوارتز را دریافت کرد ولی خانواده دابز کمی به این موضوع مشکوک بودند بنابراین اما را قانع کردند که هاگوارتز برایش خطرناک است.ولی این موضوع با آمدن نامه ی مدیر هاگوارتز تمام شد و اما توانست به دنیای واقعی خود یعنی سرزمین جادوگران برود.
او علاوه بر درس خواندن در هاگوارتز به دنبال شناسایی و سرگذشت خود و مادر و پدر حقیقی اش می گردد.

با سلام خدمت شما مدیر سایت! من متنم رو اصلاح کردم . راستی درسته که با علامت ها زیاد صمیمی نیستم ولی دوست هستم. حتی وقتی خودم تو لپ تاپ تایپ می کنم علامت می ذارم، ولی به علت اینکه هیچ امیدی به ارسال نداشتم (چون همونطور که به شما گفته بودم سایت پیوند ها اجازه ارسال نمی داد) بالاخره بعد از پنج بار تلاش این آخری که از همه بدتر بود اومد.الان درستش کردم امید وارم راضی باشید.
ممنون از اینکه تاییدم کردید.



آهان ... خیلی بهتر شد!
معرفیت رو جایگزین کردم. موفق باشی.


ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۲۵ ۱۲:۳۹:۴۷

من این رویا را خیلی دورتر از موعود تحمل می کنم! فرقی نمی کند. من آرزو دارم آزادانه پرواز کنم. از طرق آسمان آبی در قلبم . آسمان آبی دور از ذهن که در فردا ها جاری می شود.

Blue Sky in My heart

فقط در سکوت- کلمات
فقط در تاریکی - نور
فقط در مرگ- زندگی
به مبارزه شاهین ها نگاه کن؛ در آسمان خالی.

مزاحم شدم؟ میشه سوال بپرسم؟
1،2

هرگز ناامید و دلسرد نمی شم!
معتقدم حتی کوچکترین جرقه ها هم می تونن آتشی بزرگ به پا کنن.


بسیار سفر باید تا پخته شود خامی!


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۷:۱۵ پنجشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۸

محفل ققنوس

سیریوس بلک


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۳۹ پنجشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۲:۰۹:۳۷
از پیشمون هرگز نمیرن...و میتونی همیشه پیداشون کنی.. اینجا !
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 43
آفلاین
- نام و نام خانوادگی: سیریوس بلک ( Sirius Black )
تاریخ تولد: 3 نوامبر 1959
تاریخ وفات: 18 ژوئن 1996 (36 سالگی)
وضعیت تاهل: مجرد
وضعیت خونی: اصیل‌زاده
ملیت: انگلستان
نام های مستعار: پانمدی (Padfoot) ، فین فینی (Snuffles)
گروه در مدرسه هاگوارتز: گریفندور

- مشخصات فیزیکی:
مردی با موهای مشکی ، نسبتا بلند قامت (5 فوت و 9.5 اینج) ، با چشمانی خاکستری رنگ و پوستی سفید

- ویژگیهای جادویی:
انیماگوس: سگ سیاه، بوگارت : لرد ولدمورت ، چوبدستی : از اندازه، نوع چوب و مغز آن اطلاعاتی در دست نیست

- خصوصیات اخلاقی:
به راستی که سیریوس لایق گریفندور است. مردی شجاع، صادق و حتی بی پروا. بسیار وفادار به دوستان خویش و آنقدر فداکار که حتی حاضر است جانش را برای دوستان ارزشمند خود فدا کند. جادوگری بسیار شوخ طبع و با استعداد اما مغرور و متکبر. قلدر، دردساز و اندکی شرور

نقل قول:

" We've all got both light and dark inside us. What matters is the part we choose to act on. That's who we really are "
Sirius Black-
" همه‌ی ما هم تاریکی و هم روشنایی رو در درون خودمون داریم. چیزی که مهمه اینکه کدوم قسمت رو انتخاب می‌کنیم تا باهاش عمل کنیم. این کسیه که واقعا ما انسان ها هستیم " سیریوس بلک

آنچه بر سیریوس بلک گذشت:
سیریوس بلک، فرزند والبورگا و اریون بلک است. برادر کوچکتر او ریگولوس بلک نام دارد. او هنگامی که خانواده پاتر توسط ولدمورت کشته شدند، موتور خود را به هاگرید داد تا هری را از آن مخمصه نجات دهد و به جای دیگری ببرد. (سیریوس موتورباز بسیار حرفه ای بوده )
سیریوس بعد از مرگ برادرش ریگولوس ( ریگولوس ابتدا به مرگخواران پیوست اما بعد از آگاهی از اهداف پلید ولدی، تصمیم گرفت تا یکی از هورکراکس های او را که متوجه مکانش شده بود، نابود کند اما سرانجام خودش کشته شد) ، تنها فرزند باقیمانده از خانواده بلک بود. نام او از ستاره ای در آسمان گرفته شده است که اینکار یعنی انتخاب نام از صورت های فلکی و ستارگان از سنت های خانواده بلک می‌باشد. همچنین این نام در میان اجداد او نیز قبلا استفاده شده است.
دخترخاله های او به ترتیب بلاتریکس لسترنج (بلک) ، نارسیسا بلک و آندرومدا بلک نام دارند. نارسیسا و بلاتریکس، هردو با خانواده‌های جادوگر و اصیل زاده ازدواج کردند اما آندرومدا به دلیل ازدواج با یک مشنگ، یعنی تد تانکس، نزد خانواده بلک کاملا بی اعتبار شده بود. تنها برادر سیریوس، یعنی ریگولوس، به دلیل حمایت از ولدمورت و مرگخواران، مورد تحسین خانواده خود قرار گرفت اما سیریوس و دخترخاله طرد شده‌ش یعنی آندرومدا، به لحاظ عقاید کاملا با خانواده بلک متفاوت بودند. سیریوس از خانواده خود به دلیل اینگونه عقاید افراطی و نژادپرستانه، شرمسار بود. سیریوس در عین شجاعت، صداقت، و وفاداری بی‌نظیرش، انسان شوخ طبع و ساختارشکنی است. او از ابتدای رفتنش به مدرسه جادوگری هاگوارتز، سه دوست صمیمی و نزدیک پیدا کرد. "جیمز پاتر" که پدر هری پاتر بود، "ریموس لوپین" و "پیتر پتی‌گرو". این چهار نفر در دوران فوق‌العاده تحصیلی‌شان گروهی به اسم غارتگران (marauders) را تشکیل می‌دادند.
سیریوس به دلیل اختلافات خود با خانواده اش، در سن شانزده سالگی، از خانه پدری‎اش گریخت و به سوی خانواده پاتر رفت تا با آنها زندگی کند. بعد از گریختن سیریوس از خانه، خانواده بلک نام او را از شجره نامه معروف خود خط زدند. البته دایی سیریوس (آلفارد) با دادن مقدار زیادی پول در آن زمان به سیریوس کمک شایانی کرد. اما وقتی مادر سیریوس ( ) متوجه کمک های برادرش به پسرش شد، نام او را نیز از شجره نامه خط زد.
سیریوس به هنگام ازدواج جیمز پاتر و لیلی اوانز ، ساقدوش آقا داماد بود و بعدها جیمز او را به عنوان پدرخوانده هری پاتر انتخاب کرد. هنگامی که ولدمورت به خانه‌ی پر از آرزوی پاتر حمله کرد و جیمز و لیلی را کشت، تصمیم داشت هری را نیز بکشد که طلسم به خود او بازگشت و موجب نابودی جسم او شد. سیریوس بسیار زود از این واقعه و حمله ولدمورت به خانه پاتر آگاه می‌شود و بعد از یک ساعت خود را به خانه آنها می‌رساند که در این هنگام با هاگرید مواجهه می‌شود. هاگرید به او می‌گوید از طرف دامبلدور دستور دارد تا هری را به سمت او ببرد. سیریوس هم موتور خفن و پرنده‌ش را به هاگرید می‌دهد تا او هرچه سریعتر به دامبلدور برسد. سیریوس بعد از کمی اندیشیدن متوجه شد که شخصی که راز مکان خانه پاترها را به ولدمورت فروخته، کسی جز پیتر پتی‌گرو نیست. او به سراغ پیتر می‌رود و بعد کمی مشاجره با او درگیر می‌شود. حین درگیری پیتر تعداد زیادی از مشنگ هارا کشته، سپس یکی از انگشتان خود را قطع میکند و به شکل یک موش در میاید تا صحنه را طوری جلوه کند که سیریوس او و سایر مشنگ هارا کشته است. سیریوس سالها ( 12 سال ) برای جنایتی که پیتر مرتکب شده بود، به زندان مخوف آزکابان افتاد.
بعد از دوازده سال، به صورت اتفاقی سیرویس عکس روزنامه پیام امروز را میبیند که خانواده ویزلی در سفر مصر هستند و رون ویزلی یک موش در بغل دارد که عینا شمایل آن موش شبیه پیتر پتی گرو است. سیریوس که میتواند تبدیل به یک سگ گوگولی مگولیه بشود، از همین طریق از زندان مخوف آزکابان فرار می‌کند و به عنوان تنها زندانی که توانسته فرار کند، نامش دوباره بر سر زبانها می‌افتد. هنگامی که همه او را متهم می‌دانستند و دمنتور ها در تمام هاگواترز به دنبال او می‌گشتند، در محوطه هاگواترز و در زیر بید کتک زن با هری و دو دوست‌ش یعنی رون و هرمیون ملاقات جالبی می‌کنند که سیریوس سرانجام موفق می‌شود آنها را متقاعد به بی‌گناهی خودش بکند. اما موش رون یا همان پیتر پتی‌گرو در صحنه ای مجال فرار پیدا میکند و تنها سند بی گناهی سیریوس، برای همیشه ناپدید می‌شود. او به کمک دامبلدور و هری، فرار می‌کند و از دور همچون به یاری و همراهی هری جوان می‌پردازد.
سیریوس تا پایان عمرش فراری ماند! او که هرگز فرصت نکرد آنچنان که باید و شاید، نقش پدری مهربان را برای هری بازی کند، سرانجام در نبرد با مرگخواران در وزارت خانه سحر و جادو و در دفاع از هری جوان، جان خود را فدا کرد و توسط دختر خاله خود یعنی بلاتریکس لسترنج کشته شد. گرچه مدت رابطه عاطفی سیریوس و هری طولانی نبود، اما به اندازه یک جان عمق و معنا داشت.


تایید شد. خوش اومدین!


ویرایش شده توسط Sirius.padfoot در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۲۱ ۱۷:۱۹:۰۱
ویرایش شده توسط Sirius.padfoot در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۲۱ ۱۷:۳۶:۳۰
ویرایش شده توسط Sirius.padfoot در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۲۱ ۱۸:۱۹:۲۴
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۲۵ ۱۲:۵۷:۴۰

تصویر کوچک شده


We've all got both light and dark inside us. What matter is the part we choose to act on. That's who we really are







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.