هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: به نظر شما ممکنه ولدمورت از چیزی بترسد؟
پیام زده شده در: ۱:۱۸ چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶
#54

دافنه مالدونold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۲۶ جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۶:۵۴ یکشنبه ۹ مهر ۱۳۹۶
از این دنیا اخرین چیزی که برایم باقی می ماند،خودم هستم.
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 229
آفلاین
ممکنه از جسد خودش بترسه یا از شکستش.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: به نظر شما ممکنه ولدمورت از چیزی بترسد؟
پیام زده شده در: ۲۰:۳۸ سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶
#53

گرگوری گویلold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۵۴ یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۹:۲۲ دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷
از زیر سایه ارباب
گروه:
کاربران عضو
پیام: 205
آفلاین
ولدمورت از مرگ میترسید
و عشق
میدونی...
آدم همیشه از ناشناخته ها میترسه....



"تنها ارباب است که میماند"


پاسخ به: به نظر شما ممکنه ولدمورت از چیزی بترسد؟
پیام زده شده در: ۸:۱۵ جمعه ۱۶ تیر ۱۳۹۶
#52

آملیا فیتلوورت old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۴۵ پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۱۵:۳۰:۴۷ چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۸
از محفل ققنوس!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 500
آفلاین
خیلی خلاصه بگم:

عشق
دامبلدور
*مرگ*

این سومیه اسمش هم از اینی که بود رنگ پریده ترش میکرد


این تلسکوپه، نه میکروفون!


پاسخ به: به نظر شما ممکنه ولدمورت از چیزی بترسد؟
پیام زده شده در: ۱۶:۳۷ سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴
#51

اسکورپیوس مالفوی Old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۷ دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۱۴:۱۴ پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۶
گروه:
کاربران عضو
پیام: 14
آفلاین
لرد ولدمورت... از مرگ نمی ترسید! البته به نظر من. ولدمورت می تونست آدم خوبی باشه. به خوبی دامبلدور و هری... حالا شاید مدل اسنیپ وارش می شد و همه چیز رو زیر پوست رنگ پریده اش قایم می کرد.:دی ولی ولدمورت قلبش سوراخ شده بود! هرچیزی می رفت توی قلبش از همون سوراخ می ریخت بیرون... سوراخی که شاید سالهای سخت توی پرورشگاه توی دلش ایجاد کرد. سوراخی که شاید مادرش می تونست اون رو پرکنه ولی...

با این حال به نظر من ولدمورت از هیچ چیزی نمی ترسید. اون از مردن و ضعف نفرت داشت!



پاسخ به: به نظر شما ممکنه ولدمورت از چیزی بترسد؟
پیام زده شده در: ۰:۲۵ سه شنبه ۳ آذر ۱۳۹۴
#50

آیلین پرنس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۰۲ دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۱۶:۴۲ جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
از (او) تا (او) با (او)...
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 204
آفلاین
واضحه...مرگ
دوم:عشق


eileen prince


آسایش دوگیتی،تفسیر این دو حرف است: بادوستان مروت،با دشمنان مدارا.


باسیلیسک سواران:باسیلیسک ها می ایند!


And if we should die tonight
Then we should all die together
Raise a glass of wine
... for the last time

Now I see fire
Inside the mountain
I see fire
Burning the trees
And I see fire
Hollowing souls
I see fire
Blood in the breeze
...And I hope that you remember me



پاسخ به: به نظر شما ممکنه ولدمورت از چیزی بترسد؟
پیام زده شده در: ۱۳:۳۶ دوشنبه ۲ آذر ۱۳۹۴
#49

مادام پامفری


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۴ دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۱۵:۰۸ یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۵
از ازاون دور دورا
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 59
آفلاین
همه که گفتن از چی میترسه منم که فقط میتونم تاییدش کنم.



پاسخ به: به نظر شما ممکنه ولدمورت از چیزی بترسد؟
پیام زده شده در: ۲۰:۴۴ جمعه ۲۹ آبان ۱۳۹۴
#48

دای لوولین


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۴۳ چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۲:۲۹:۰۱ جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۸
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 292
آفلاین
خب جواب این سوال به نظر من خیلی واضحه توی کتاب ها همیشه به این مورد اشاره شده بود. بزرگترین ترس ولدمورت مرگ هستش. لرد ولدمورت همیشه به نوعی در حال پیوند زدن خودش با زندگی بود. هوراکسس ها مثال خوبیه. برای این که نمیره روح خودش رو تکه تکه کرد. برای این که اون پیشویی به حقیقت نپیونده به یه بچه 1 ساله حمله کرد. به نظرم لرد ولدمورت به خاطر این که دامبلدور از اون قوی تر بود از رویارویی باهش نمی ترسید. چون دامبلدور لرد رو از بچگیش به خوبی می شناخت و بیشتر راز هایی که از مرگخوار هاش رو پنهان کرده بود رو می دونست بنابراین میشه همون نتیجه گیری پست قبل رو کرد لرد از مرگ و گذشته اش می ترسید.


این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

the hunger game | 2012 | Gary Ross


تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده


پاسخ به: به نظر شما ممکنه ولدمورت از چیزی بترسد؟
پیام زده شده در: ۲۰:۵۵ چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۹۴
#47

بارتیموس کراوچold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۴۶ یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۱۸:۴۵ دوشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۴
از آسمون
گروه:
کاربران عضو
پیام: 14
آفلاین
اول از دوستی/دوم از مرگ/سوم ازمن


رفیق هر نوعش با هر نوعی گشتیمو
دیدیم که تش با زخمی تنهاییم
ولی
خب خوش گذشت یه وقتایی


پاسخ به: به نظر شما ممکنه ولدمورت از چیزی بترسد؟
پیام زده شده در: ۱۷:۳۸ سه شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۴
#46

آستوریا گرین گرسold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۹ سه شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۱۸:۱۱ سه شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۴
از تهران ، در زرده ، زنگ وسط از بالا
گروه:
کاربران عضو
پیام: 10
آفلاین
مرگ !!!

نه قصد توهین نداشتم منظورم اینه ک از مرگ میترسید
کویین رولینگ فرموده اند بوگارتش جسد خودش بود....
و در فصل یادم نیست چندم کتاب محفل ققنوس از دامبلدور به عنوان "تنها کسی که از او می ترسید"
یاد شده بود...
و به اضافه... اگر بخوایم از دید روانشناسی به قضیه نگاه کنیم...یک جورهایی لرد از رو به رو شدن با خود واقعیش هم می ترسید...
اسمش.....چهره ش ... همه چیش رو تغییر داد و حتی وقتی راپونزل مذکرمون تام صداش می کرد عصبانی می شد ...
خودش دورگه بود...پدرش مشنگ بود...اما کمپین علیه مشنگ ها و کسانی که اصیل نیستن راه انداخته بود...
یه جورایی انگار داشت از خودش...از گذشته ش فرار می کرد ...
هیچوقت تو زندگیش با هیچ عادمی کنار نیومد و این دلیلش میتونه این باشه که با خودش کنار نیومده بود ...

تا وقتی انسان نترسه نمیتونه شجاع باشه...شجاعت این نیست که از چیزی نترسی اینه ک با ترسات روبرو شی...
ولدمورت ترس هایی داشت...اما قوی بود ...


There's always a little truth behind every
"just kidding"
a little knowledge behind every
" i don't know"
a little emotion behind every
" i don't care"
and a little pain behind every
"it's ok"


پاسخ به: به نظر شما ممکنه ولدمورت از چیزی بترسد؟
پیام زده شده در: ۲۰:۳۷ پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۴
#45

اورلا کوییرکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۵۰ دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۲۰:۰۸ جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۹۷
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 477
آفلاین
ولدمورت از مرگ می ترسید. خوب به نظرتون چرا باید جانپیچ درست می کرد؟ برای این که زنده بمونه. وقتی که جانپیچ هاش داشتن نابود می شدن خیلی ترسیده بود و این که جانپیچ یه جادوی سیاه و کسی که از اون استفاده می کنه باید خیلی به جاودانه شدن علاقه داشته باشه چه برسه به 7تا جانپیچ!

درمورد عشق! ولدمورت ازش دل خوشی نداشت ولی یک کوچولو ازش می ترسید.

و اما دامبلدور! صد البته که ازاون می ترسید. چرا باید اونو می کشت چون ازش می ترسید. همیشه از روبه رو شدن با دامبلدور امتناع می کرد و همون طور که هانا اشارع کرد: تنها کسی که تا بحال از او ترسیده



خودم، آخرین چیزی بودم که برایم باقی می‌ماند تصویر کوچک شده

Onlyتصویر کوچک شدهaven
تصویر کوچک شده








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.