- گقتی چند میدین؟

مامور پلیس که بدش نمیاومد یکم پول کاسب بشه، نگاهش رو بین مرگخوارا و لرد میچرخونه. مرگخوارها هم که در مقابل نمیخواستن وقتی تازه بعد ولی دردسر تونستن ماشین رو راه بندازن، از زندان مشنگها سر در بیارن، دست به جیبهاشون میبرن.
- سر جمع میتونیم یک صد گالیونی بدیم.

مامور پلیس که تا به حال اسم گالیون به گوشش نخورده بود، چونهاش رو میخارونه. به فکر فرو میره تا با چرخیدن در راهروهای مغزش ببینه که آیا میتونه پیدا کنه که گالیون چیه یا نه. اما هر چقدر میگرده و حتی به بخشهای بازنشسته و قدیمی و بایگانیشده هم سر میزنه، چیزی پیدا نمیکنه. تا اینکه با نا امیدی از ذهنش بیرون میاد تا از خود مرگخوارا بپرسه منظورشون از گالیون چیه. مرد دستش رو به کمرش میزنه.
- گال چه یونی؟ بگو چقدر پول میدی بهم.

مرگخوارها اول به همدیگه و بعد دوباره به پلیس نگاه میکنن. چطوری میتونستن گالیونهای جادویی رو به یک پلیس مشنگ بدن؟ اگه اینکار رو میکردن، اون مرد بهشون میخندید و اگه نمیکردن هم راهی هلفدونی میشدن!
- مثل اینکه شما آه در بساط ندارین برادر من! سروان احمدی بیا اینا رو دستبند بزن ببریمشون کلانتری.

مرگخوارها که میبینن تا آبخنک خوردنشون جیزی باقی نمونده، هول میکنن. هرکس سعی میکنه برای راضی کردن پلیسها چیزی بگه ولی این کار باعث میشه هیچکس متوجه حرفشون نشه.
- دستهای کثیفت را به ما نزن!

- من برای زندانی شدن خیلی جوونم!

- پدرم از این ماجرا خبردار میشه!

- هنوز از ماشینسواری سیر نشده بودیم!

- به کاتانا دست نزن وگرنه میدم ازت سالاد درست کنه!

- یکم با لطوفت رفتار کن! همهی برگام ریخت.

- اگه ولمون کنی بهت سکههای طلا میدیم.

مامور پلیس که به هیچکدوم از نالههای مرگخوارها اهمیت نداده بود، با شنیدن پیشنهاد سکهی طلا، یاد قیمت میلیونی اونا میافته. پس درحالی که لبخند خبیثانهای به لب داره، میپرسه:
- چندتا سکهی بهار آزادی تمام کاسب میشم؟

البته منظور دو طرف از سکههای طلا کاملا متفاوت بود!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



حالتی بود، معلوم بود وسوسه شده، لرد برای اینکه ضربه نهایی را هم زده باشد، گفت:



بذارین دنده یک...


فقط چرا انقدر زیادین؟
ماشینسواری گروهی هم بالاخره یه سقفی داره دیگه! تیم فوتبال که نیست! 






این همه پست گذشته هنوز نتونستین یه ماشین راه بندازین؟ اگه ارباب عزیزم اجازه میداد همتونو زیرزمین ویزیت میکردم. یکی دوتا انگشت از دست بدین، مغزتون شروع میکنه کار کردن.
اونی که بهتون گفت مشکل از نبود بنزینه چی شد؟




S.O.S