در حالي که پدرم مجبورم میکرد فرم عضویت رو پر کنم رو کردم بهش وغرولند کنان زیر لب گفتم
- تو که میخواستی ما رو مجبور کنی حداقل عودت هم پرش میکردی که وقتمون گرفته نشه
- وقت من از تو مهمتره، بنویس
1- چرا محفل ققنوس؟
چون بابام میخواد
- من زورت کردم؟
- بله.
- چون صلاحت رو میدونم
2- آیا برخوردی با یه ققنوس داشتید؟ نزدیکترین برخوردتون با یه ققنوس چی بوده؟ اونو شرح بدید.
ققنوس نه ولی همگروهیم ی موجود داره اونم خودشو اتیش میزنه
3- بهترین روشی که برای مبارزه علیه تاریکی میدونید چیه؟
روشن کردن شمع
4- به نظرتون شایعاتی مبنی بر مصرف بی حد و اندازه سوپ پیاز توسط محفلیها حقیقت داره؟
بله، یک اقایی کنار من الان نشسته دهنش بو پیاز میده احتمالا محفلیه
5- اگه قرار بود بهخاطر وفاداری به آلبوس دامبلدور، از عزیزترین چیزی که توی زندگیتون وجود داره بگذرید، اون چیز چی بود و آیا میگذشتید یا نه؟
فکر کنم عزیزترین چیز زندگیم گروهم هست، ولی نه بخاطر دامبلدور از گریفندور نمیگذرم. اخه منطقیه دیگه چون اگه گریفندور در کار نبود، دامبلدوری هم نبود
6- موقعیتی پیش اومده که شما رو مجبور کردن به اینکه جای مخفی خانه گریمولد رو لو بدین. آیا لو میدین یا شکنجه میشین؟
نه والا یک خونه داریم کلا بیایم اونم لو بدیم که دیگه چیزی نمیمونه برامون، بلاخره ما هم باید یک چیزی برای بچه هامون بذاریم.
7- اتفاقی پیش اومده و شما باید برای حفظ اتحاد و همدلی محفل به سختترین ماموریت عمرتون برید. همزمان جشنی برگزار شده که کلا یه بار در کل عمرتون رخ میده و شما خیلی دوست دارین که توی اون جشن شرکت کنین. اتحاد ققنوس رو انتخاب میکنین یا جشنتون رو؟
خیلی اهل جشن و مهمونی نیستم، اتحاد محفل رو حفظ میکنم و بابام رو بخاطر از خودگذشتگی ام در راه محفل مجبور میکنم یک جشنی برگزار کنه که شب اول تو هاگوارتز هم جلوش کم بیاره
- از این خبرا نیست
- میدونم
پس چرا مینویسی
- بقیه نمیدونن
8- نظرتون درمورد آلبوس دامبلدور چیه؟
تنها البوس گوگولی و دوست داشتنی ای که میشناسم
9- یک راه بسیار خوب و پسندیده برای عشق ورزی به یک مرگخوار و دعوتش به راه روشنایی پیشنهاد بدید.
اگه محفلی نشی همه مرگ هات رو میخورم، اونموقع گشنه میمونی. خود دانی
10- چشم انداز پیش روتون از آیندهای که قراره توی محفل بگذرونید چیه؟
- بابا چشمم افتاد
- ها؟
- این چشم اندازه همیشه عینکمو میندازه، همون عینکم رو میدی بی زحمت.
- اها
هری پاتر خم میشه و از زیر میز عینک جیمز رو برمیداره، هنگام بالا اومدن سرش به میز میخوره و تق صدا میده و عینک خودش هم میفته
الان دو تا موش کور تو اتاق زیر میز دنبال عینک میگردن و دستشون رو رو موکت های سبز مجلل کف دفتر میکشن تا عینک هاشون رو پیدا کنن.
جیمز عینکش رو پیدا میکنه و سریع عینک باباش که نیم سانتی متر با دستش فاصله داشت رو برمیداره
- عینکتو پیدا کردی؟
- نه تو چی؟
- نه.
عینک رو تو جیبش میذاره و بی سر و صدا میره بالا و دوباره به سوال نگاه میکنه
10- چشم انداز پیش روتون از آیندهای که قراره توی محفل بگذرونید چیه؟
حقیقتا این چشم انداز از بس اینده روشنی داره حتی برای توصیفش نیاز به عینک افتابی دارم که در حال حاضر در دسترس نیست و در اسرع وقت خدمتتون اعلام میکنم
قبل از اینکه بابام بیاد بالا نامه رو تا کردم و تو پاکت کردم.
مهر و موم کردم و داد زدم
- عینکتو پیدا کردم
- الاخره ی کاری برای من کردی
- بیا بابا جان غر نزن
در حالي که عینکش رو به چشم میزد و یک قیافه مشکوک برام گرفته بود و ابروشو داده بود بالا دید رو میز خبری از قلم پر ودوات و کاغذ نامه نیست
- نامه ات کو؟
- ایناهاش،مهر و موم شده اماده ارسال
- میخواستم سوال اخر رو ببینم چی جواب دادة
- ایشامرلین بعدا
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



آخخخخ توروخدا یادم نیارید
پسرم...پسرمممم.. کریدنس... آره اون یه ققنوس داشت اسمش هم تنبرای بود فکر کنم

در رو باز میکنین؟
بگذریم... چه جوابای قشنگی به سوالا دادی!
از کریدنس هم ممنونیم که ققنوسش رو به دیگران تقدیم میکنه. 

جواب سوال۳ رو هم هوشمندانه دادی. استقامت و اکسپلیاموس (تلفظفش برام سخته.
همون ورد خلع سلاحو میگم.) در برابر هر چی آووکادورا (طلسم سبزی که آدما رو افقی میکنه.
) پیروزه! 


واقعنی؟
بیا تو. اصلا نیاز به... عه خب مثل اینکه عمو لوپین یه جغد هم به سمت همسر عزیز تر از گلش فرستاده و گفته اول اونو چک کنی لطفا. 