جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

68 کاربر(ها) آنلاین هستند (59 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
67 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

جشن تولد 21 سالگی جادوگران

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: جشن تولد 21 سالگی جادوگران
ارسال شده در: پنجشنبه 13 دی 1403 21:49
نمایش جزئیات
آفلاین
تالار پر از همهمه بود. سالازار اسلیترین به دیوار سنگی تکیه داده بود و با چشمانی تیز و خیره، جمعیت را زیر نظر داشت. هرچند ظاهرش مثل همیشه سرد و بی‌احساس بود، اما در دلش غوغایی دیگر جریان داشت. این تولد چیزی متفاوت بود. نه از آن جلسات تاریکی که تنها جدیت و برنامه‌ریزی در آن موج می‌زد، و نه از آن جدال‌های خونین بر سر قدرت. این‌جا، در میان جوانانی که با شور و هیجان دور هم جمع شده بودند، جایی برای خنده و شادی بود.

او به آرامی قدم زد و نزدیک‌تر شد. گابریل و سیریوس با شوخی‌های بی‌پایانشان در مرکز جمعیت قرار داشتند. سالازار با ابرویی بالا رفته نگاهشان کرد، و وقتی گابریل چاقوی کوچکش را برای بریدن کیک به نمایش گذاشت، لبخندی پنهان کرد که شاید هزار سال از آخرین باری که بر لبانش نشسته بود گذشته بود.

لحظه‌ای چشمش به کیک افتاد. چیزی در آن کیک بود که او را به یاد گذشته‌ها انداخت. طرحش البته اشتباه بود، و ماگلی که آن را پخته بود، چیزی از هنر جادویی نمی‌دانست. اما رنگ‌ها، شکل دست‌سازش... همه چیز مثل همان روزهای ابتدایی هاگوارتز بود. روزهایی که او و دوستانش سنگ‌های اولیه دیوارها را بر هم گذاشتند. خاطراتی که همیشه با تلخی همراه بودند، برای لحظه‌ای با شیرینی کیک جایگزین شدند.

«سالازار! زودتر بیا کیک رو ببر!»

او نگاه سردش را به گابریل انداخت و با نگاهی که نه می‌توانست جدی باشد و نه کاملاً بی‌اعتنا، به سمت کیک رفت. چاقو را برداشت، اما منتظر هیچ کس نماند. صدای اعتراض بلند شد، اما سالازار بدون اینکه به آن توجه کند، اولین برش کیک را زد و با همان دقتی که در طلسم‌هایش داشت، آن را به تکه‌های کوچک تقسیم کرد.

حین تقسیم کیک، نگاهش به حاضرین افتاد که در هر کدام در گوشه‌ای مشغول بحثی به ظاهر جدی بودند. شاید خلاقیت هایی جادویی در هر جای این جشن در حال تولید بود. در این میان، لرد با خنده‌ای بلند از دور توجه او را جلب کرد. سالازار به آرامی نفس کشید. این جمعیت، این صداها... چیزی در آن‌ها بود که احساس عجیبی در قلب تاریکش بیدار می‌کرد.

هنگام بازی "جاسوس"، وقتی سیریوس برای چهارمین بار پشت سر هم جاسوس شد، سالازار نتوانست جلوی خودش را بگیرد و با نگاهی خونسرد اما شوخ گفت: «شاید این بازی می‌خواهد چیزی درباره شخصیت تو بگوید، سیریوس.»

این حرف باعث خنده جمع شد، و سالازار برای لحظه‌ای حس کرد که شاید بودن در میان این جمع، هرچند متفاوت از دنیای خودش، بد هم نیست. سالازار پیش خود اندیشید که اگر هر فرد حاضر در این جشن تولد سوالات عجیب و شاید نسنجیده او در حین بازی را یادآوری کند، قطعا خوراک خوبی برای باسیلیسک خواهند بود.

در راه برگشت، وقتی جمعیت به آرامی متفرق می‌شدند، سالازار برای لحظه‌ای ایستاد و به آسمان پرستاره نگاهی انداخت. او که همیشه باور داشت احساسات زنجیرهایی‌اند که انسان را به عقب می‌کشانند، برای لحظه‌ای کوتاه اما شیرین حس کرد که شاید، فقط شاید، کمی خوشحالی هم برای جادوگری مثل او بد نباشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1403/10/13 21:58:20
همه‌چیز را می‌فهمم… جز آنچه باید احساس شود.
پاسخ به: جشن تولد 21 سالگی جادوگران
ارسال شده در: پنجشنبه 13 دی 1403 21:04
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
خب خب خب. من آمده‌ام وای وای با گزارش میتینگ تولد.
(موارد بامزه‌ای که از قلم انداختم رو حتما اضافه کنین و باهامون به اشتراک بذارین. )

خودم حدودا سه و ربع رسیدم که اون موقع گابریل، هکتور، لرد و سالازار رسیده بودن و طبیعتا فضا یکم ساکت بود. البته یکم بعد هم ملانی وارد شد. فکر می‌کردم افراد بیشتری اومده باشن، ولی خیلی ساکت و awkward بود و من داشتم الکی با گوشیم ور می‌رفتم که زمان بگذره. بعد از اون هم باقی بچه‌ها به صورت گروهی و انفرادی خودشون رو به محل تولد رسوندن و یهو به خودم اومدم دیدم عه، چقدر آدم! چقدر شلوغه!

وقتی به تعداد قابل قبولی رسیدیم، سیریوس مجلس رو دست گرفت و آهنگ یلدایی‌ای که برای سایت درست کرده بود رو برامون گذاشت و ما هم حسابی حال کردیم و از تلفظ‌های عجیب و غریب هوش مصنوعی خندیدیم.

وقتی همه جمع شدیم، از اونجایی که اکثرا هم رو نمی‌شناختیم، به ترتیب خودمون رو معرفی کردیم. توی این قسمت، فضا بسیار شبیه کمپ ترک اعتیاد شده بود. یکی از بچه‌ها (فکر می‌کنم خود سیریوس بود.) به اعتراضِ به جای زاخاریاس اشاره کرد که گفته بود کمبود پسر داریم توی سایت و این که بنده مرلین تازه نمی‌دونست نصف پسرا هم دخترن.
همون جاها بود که فهمیدیم علی بشیر شناسه خانوم سیریوسه و این یکم قضیه رو پیچیده کرد.
در نهایت چون از هر چه بگذریم، سخن غذا خوش‌تر است، سفارش غذا دادیم و بعد هم مشغول صحبت شدیم.

اون وسط سو و همراه‌شون که مسئولیت جشن رو قبول کرده بودن، کیک رو آوردن که شبیه همون کیکی بود که هاگرید برای تولد هری پخته بود! البته، اون هاگریدی که کیک ما رو درست کرده بود به نظر ماگل می‌اومد. چون طرح رو اشتباه متوجه شده بود و خود بچه‌ها هم همون موقع فهمیدن. هرچند، چیزی از ارزش‌های کیک کم نمی‌کرد و همچنان خوش‌مزه بود.

به علت عدم تفرقه‌افکنی، شمع نداشتیم. (چون سر اینکه کی فوتش کنه دعوا می‌شد و فوت بیست نفر آدم هم چیز جالبی از آب در نمی‌اومد. ) عوضش جای شمع، گابریل چاقو آورده بود که البته چاقوش مثل خودش گوگولی و ناز بود و زیاد چاقو نبود. کیک رو دست به دست کردیم تا رسید به سالازار و هرچقدر بهش گفتیم صبر کن بذار فیلم بگیریم از لحظه قاچ کردن کیک، صبر نکرد و این شد که لحظه شمارش و قاچ کیک توی فیلم نیفتاد. دیگه من می‌‌خواستم پوشش خبری خوبی بدم از تولد، ولی مسئولین نذاشتن.

وزیر بلک که وزیر مردمی‌ای هستن، کیک رو به قدری دوستانه تقسیم کردن که حتی یه بخشیش هم اضافه اومد و گذاشتیمش برای صاحب کافه.
همزمان با کیک، سفارشامون هم رسید و بعضی از دوستان مجبور شدن کیک رو همراه پاستا و پیتزا و سیب‌زمینی میل کنن. توی این مرحله از میتینگ، در گروه‌های دو، سه، چهار و پنج نفره مشغول به صحبت شدیم و چند نفری هم ساکت و مشکوک همینجوری نشسته بودن. من که از بحث‌های بقیه سر در نمی‌آوردم ولی حدس می‌زنم مدیرا و کله‌گنده‌های سایت داشتن درباره مسائل مهمی حرف می‌زدن و متاسفانه از گوش‌های گرگیم برای شنیدن‌شون استفاده نکردم.

از اونجایی که دیگه گفتگوها خصوصی شده بود و فضا دیگه حالت دسته‌جمعی نداشت، سو پیشنهاد داد که یه بازی گروهی (جاسوس) بازی کنیم.
قوانین رو توضیح دادن و دور اول رو بازی کردیم که تو همون دور، فلیسیتی خوب درخشید و حضور خوبی داشت. این وسط چند نفری هم به صورت مشکوکانه ساکت بودن که با بهونه درونگرا بودن، خودشون رو نجات دادن. (اصلا اشاره نمی‌کنم که گب و هکتور بودن. )
چند دور بازی کردیم و سیریوس چهار دست متوالی جاسوس از آب درمی‌اومد و این نشون می‌ده چقدر سیاست چیز کثیفیه. (البته بگذریم که از همون چهار دست، خودم سه دست‌شو جاسوس بودم. ) از بین سدریک و آگلانتاین هم حداقل یکی‌شون جاسوس می‌شد و دیگه به این فکر می‌کردیم که جفت‌شون رو همون اول کار حذف کنیم. خلاصه که دوستیا و روابط رو خیلی خوب خراب کرد این بازی. آخرای بازی هم دوستان همگی سوالاشون ته کشیده بود و قیمه‌ها رو می‌ریختن تو ماستا و من هنوز یه سری سوال و جوابا ذهنم رو درگیر کرده که یعنی چی واقعا؟ کی پاسخگوئه؟

با دور آخر دقیقا تایم رزرومون تموم شد و لرد و سالازار همه رو مهمون کردن. هرچقدر اصرار کردیم که ازشون شماره کارت بگیریم، ندادن و با سرعت از کافه فرار کردن. بچه‌ها رفتن و برشون گردوندن و سعی کردیم خفت‌شون کنیم ولی سخت سر تصمیم‌شون مونده بودن.
اینجا بچه‌ها سه گروه شده بودن: یه عده با لرد و سالازار سر و کله می‌زدن. یه عده دنبال مکان مناسب برای عکس می‌گشتن. بقیه هم (مثل خودم ) اون وسط سرگردان وایساده بودن. گروه اول که موفق نشدن، ولی گروه دوم تصمیم گرفتن اتاق بغلی رو تصاحب کنن که بازم اونجا عکس بگیریم. بعد از تنظیمات فراوان برای نور و چینش افراد و غیره، بالاخره از این مرحله عبور کردیم و همونطور که سعی داشتیم مخ لرد و سالازار رو بزنیم، تصمیم گرفتیم مرحله دوم میتینگ رو همونجا برگزار کنیم. البته بخاطر اینکه ممکن بود هرلحظه مسئولای کافه پرت‌مون کنن بیرون، صرف نظر کردیم. ولی یه ربعی رو همونجا گذروندیم و گب حتی سالازار رو تهدید کرد که شناسه می‌بنده و از اون طرف هم قرار شد نیکلاس با گالیون حساب کنه. اون وسط هکتور هم پیشنهاد زدن جیب سالازار و لرد رو مطرح کرد که طبیعتا هیچکس جرئتش رو نداشت. ما که نفهمیدیم چی شد ولی در نهایت زیر بار نرفتن و امیدوارم اگه این پست رو می‌خونن، حداقل به خودشون بیان و شماره کارت رو بدن.

مرحله سوم رو جلوی کافه و در سرمای خیابون برگزار کردیم و باز اینجا هم هرکس یه سمت مشغول صحبت بود. آخرش هم خیلی یهویی از همدیگه جدا شدیم و من با گب و هکتور هم‌مسیر شدم.
اینجاهاش دیگه ربطی به تولد نداره ولی به این موضوع اشاره کنم که گب چند باری خواست من رو مصدوم و حذف کنه که توی فینال لیگالیون برتری داشته باشن، ولی خب دیر جنبید و با اینکه بعدش هم به صلح رسیدیم، ولی وسطاش بازم افکار شیطانیش رو مطرح می‌کرد. به قیافه گوگولی‌ش نگاه نکنین؛ می‌تونه خیلی مرگخوار باشه.

در نهایت جون خودم رو نجات دادم و از مترو پیاده شدم و اینجا مرحله سه و نیم میتینگ هم برای من تموم شد.

در کنارتون خیلی خوش گذشت و جای کسایی هم که نتونستن بیان خیلی خالی بود. امیدوارم سال‌های بعدی این جمع بزرگتر بشه و افراد بیشتری بتونن شرکت کنن.

مرسی از همگی.

با احترام،
آلنیس

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Together we do whatever it takes
We're in this pack for life
We're wolves
We own the night!


Hell is empty
And all the devils are here

William Shakespeare
پاسخ به: جشن تولد 21 سالگی جادوگران
ارسال شده در: پنجشنبه 13 دی 1403 20:14
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
تولدت مبارک جادوگران.
---
سلام تولد سایت و میتینگ واقعا باشکوه برگزار (برگذار؟ ) شد. پارانویا گرفتم گابریل سر این قضیه. هعیی..

خلاصه که منم رفتم میتینگ ولی خب مرلین رو شکر ملت با چوب بیسبال نریختن سرم تا گالیون هام بریزه.

یک سری جنبه های ریز میتینگ هست که شاید گابریل نگه.

یک ارسطو خطاب شدن الستور.
و دومی وزیر که به شیش برابر قدش، دراز شده بود برای دستمال کاغذی و سالازار که در لحظه اخر دستمالو گذاشت نیم متر اون ور تر و وزیر رو تراپی لازم کرد.
و کیک خوشمزه ای که هاگرید رو کم داشت.

دوست دارم تمام افرادی که امروز دیدم رو هر روز ببینم. خیلی باذکاوت با شور و هیجان و بسیار دوستانه بودن که میانگینی از جمعیت کلی جادوگرانه.

امیدوارم بتونم بیشتر به جادوگران و متعلقاتش کمک کنم تا هر روز از دیروزش سرافراز تر باشه.

ممنون که زحمت کشیدین و دعوتم کردین . فعلا مرلین نگهدار.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: جشن تولد 21 سالگی جادوگران
ارسال شده در: پنجشنبه 13 دی 1403 19:40
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
درود و دست و جیغ و هورااا
تولدت مبارک جادوگران.
طی این 7 سالی که با جادوگران آشنا شدم خاطره های خیلی خوب و دوستای خیلی خوب تری پیدا کردم.
امیدوارم بیشتر و بیشتر بدرخشه.
مرسی از برگزارکنندگان میتینگ و همه زحماتی که کشیدین. خیلی خوب بود که دیدمتون، کیک تولد هم خوشمزه بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

⚠️خطر برخورد⚠️
پاسخ به: جشن تولد 21 سالگی جادوگران
ارسال شده در: پنجشنبه 13 دی 1403 16:08
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام.
مگه هنوز جادوگران هست؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آروم آقا! دست و پام ریخت!

پاسخ به: جشن تولد 21 سالگی جادوگران
ارسال شده در: پنجشنبه 13 دی 1403 16:07
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
سلام.
آفریین که تولده.
یایی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
The things I did back then were high school
But now I'm going for my degree
پاسخ به: جشن تولد 21 سالگی جادوگران
ارسال شده در: سه‌شنبه 11 دی 1403 12:30
نمایش جزئیات
آفلاین
جادوگرانی‌های عزیز!

امروز روز تولد جادوگرانمونه.

تولد جادوگران رو به خود سایت و همه‌ی شما تبریک می‌گم.

می‌تونین تو این تاپیک بیاین و خاطراتی که از جادوگران دارین یا این که اصلا چطور با اینجا یا هری پاتر آشنا شدین رو تعریف کنین. منم بعدا با گزارش میتینگ تولد برمی‌گردم اینجا باز.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
🦅 Only Raven 🦅
بزرگ شدم!
پاسخ به: جشن تولد 21 سالگی جادوگران
ارسال شده در: چهارشنبه 5 دی 1403 12:02
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
سلام.

لیست کسایی که حتما در میتینگ شرکت میکنن به این صورته:

2. سو لی (1 همراه)
3. تام جاگسن
5. سیریوس بلک (1 همراه)
7. آلنیس اورموند (1 همراه)
8. سدریک دیگوری
9. گابریل دلاکور
10. لایتینا فاست
11. هکتور دگورث گرنجر
12. نیکلاس فلامل
13. سالازار اسلیترین
14. الستور مون
16. فلیسیتی ایستچرچ (1 همراه)
17. لرد ولدمورت
18. تاتسویا موتویاما
19. ملانی استانفورد

برای همه‌تون پیام شخصی حاوی اطلاعات و شماره کارت ارسال میشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الستور مون در 1403/10/5 21:18:49
The things I did back then were high school
But now I'm going for my degree
پاسخ به: جشن تولد 21 سالگی جادوگران
ارسال شده در: شنبه 1 دی 1403 11:49
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام

وجود مبارک ما هم به احتمال زیاد(۸۰ درصد) شرکت خواهد نمود.

با تشکر

پ.ن:
به خاطر کار ماگلی ما که رسما غیر قابل پیش بینی است امکان قطعی کردن بیشتر از این و اعلام صد درصد احتمال حضور وجود ندارد.
مشکلی بابت هزینه( یا هزینه کنسلی) نیست اما اگر نیازی به تایید صدرصد است به علت احتمال کنسلی ما، وجود مبارک را از برنامه حذف کنید.(نهایت امر به شخص بنده اطلاع داده شود لطفا، که ما هم به کار بعدیمان برسیم)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1403/10/1 11:55:56
THERE IS NO GOOD OR EVIL.THERE IS ONLY POWER, AND THOSE TOO WEAK TO SEEK IT
پاسخ به: جشن تولد 21 سالگی جادوگران
ارسال شده در: پنجشنبه 29 آذر 1403 15:49
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام الستور عزیز!

حضور من توی جشن تولد قطعیه. ۱ همراه هم با خودم دارم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در پایان روز می‌فهمیم که خیلی بیشتر از آنچه فکر می‌کردیم در توان داریم تحمل کرده‌ایم.
-فریدا کالو-