
مثل اینکه اشتباه شده! بفرمایید!

جیـــــــــــغ!

1. شما به جرم استفاده از طلسمای ممنوعه تو آزکابان زندانی شدین. تو یه رول کوتاه، ده دقیقه وقت دارین تا فقط با استفاده از همین سه تا طلسم از آزکابان فرار کنین. (سال اولیا: 15 نمره - ارشدا: 10 نمره)
-جیـــــــــــــــــــــــغ!

-دِ! جیغ نزن خواهر من! ژون داداژت این کارو نکن!

این حرف های زندانیای بود که درآن تاریکی هیچ چیز را به غیر از جیغ های وحشتناک ربکا نمیشنید. او تنها میتوانست درخواست کند تا ربکا جیغ نزند، ولی ربکا هیچ کدام اینها را-حتی آنهایی که زیر لبش زمزمه میکرد- نشنیده میگرفت و به کارهای خودش فکر میکرد.
-چیکار کنم؟ باید فرار کنم!

-داری به ژی فک میکنی داداژ؟

- به تو چه!

-بچه ای؟ منژورم اینه که... دانژ آموژی؟

-اومـــم... چطور؟

مرد لبخندی زد. ربکا تنها ده دقیقه وقت داشت و این لبخند مرد او را عصبی میکرد!
-دهه! بگو چرا اینو ازم پرسیدی؟

-چون به لباسات میخورد دانژ آموژ باژی! همین ژوری پرسیدم!

ربکا دیگر فرق بین مرد و خماری اش را نمیدانست جلوتر رفت و دهانش را تا حدی نزدیک به گوش مرد کرد. بوی سیگار خفه اش کرده بود!
-

-چی ژوده؟!

-هیچی...
ربکا نفس گرفت. چهره اش در هم رفت و...
-جیـــــــــــــــــغ!

-واااای! نــــــــه!
چی ژوده؟ بازژویی دارم؟! نه؟ پس ژی؟
مرد بعد از کلی حرص خوردن غش کرد. ربکا راحت شد! حالا چوبدستی مواقع ضروری اش را از داخل گوشش در آورد و به سمت در گرفت.
5 دقیقه بعد
در با هر طلسمی که اجرا میشد محکم تر میشد. ربکا دیگر راهی نداشت. او باید نگهبان کنار در را طلسم میکرد. شاید اینگونه کلید را بدست بیاورد!
جلوتر رفت و چوبدستی را به زور از میله های کلفت آنجا رد کرد. به سر مرد نزدیک کرد و زمزمه کرد:
-ایمبوکریو!

اهم!... داد زد و نگهبان را طلسم کرد! (
) کمی بعد در باز شد. ربکا تبدیل به خفاش شد و به بیرون پرواز کرد. آزادی!-آزادی!
جیــــــغ! 
ربکا به ساعت در دفتر رئیس آزکابان نگاهی انداخت. تا فرار ده دقیقهای و شکستن رکورد فرار، تنها 2 دقیقه مانده بود!
-آواداکتابرا!
کتابشیو! 
او چند نفر ناکار کرد و از در آزکابان بیرون رفت! او رکورد فرار را شکانده بود!
-یوهو! جیـــــــــغ!
میتونم به عنوان سابقه زندان برای مرگخواری استفاده کنم! شایدم بلا قبول کنه من تونستم رکورد رو بشکونم! 
البته! ربکا به روی خودش هم نمی آورد که نیمی از آزکابان با این جیغش و فرور ریخت و نیمی دیگر در حال لرزیدن است! بهتر است تا او را به جرم ترکاندن آزکابان و کشتن سه چهار نفر دستگیر نکرده اند، به غارش برگردد!
2. سه تا طلسم نابخشودنی اختراع کنین و طرز کارشونم توضیح بدین. (15 نمره)
اولی:
نام طلسم: لسلوکاکه یا Laisse le craquer!
طرز کار با طلسم: کافیه چوبدستیتون رو سمت اون آدمی که میخوایین بگیرین، بعد این طلسمو داد بزنین!
نتیجه انجام طلسم: اون طرف میترکه!

دومی:
نام طلسم: کیلیمونتل یا Cli mental!
طرز کار با طلسم: با چوبدستی سر طرف رو نشونه میگیرین، بعد با جیغ طلسمو میگین!
نتیجه کار با طلسم: تو مغز طرف مقابل تا مدت زمان زیادی، جیغ بلندی انعکاس پیدا میکنه!

سومی:
نام طلسم: دومیشو یا Demi Shaw!
طرز کار با طلسم: چوبدستی رو روی قفسه سینه طرف نشونه میگیرین و بعد این طلسمو توی ذهنتون میگین.
نتیجه کار با طلسم: اون آدم به دو قسمت تقسیم میشه! حالا عمودی یا افقی نصف شدن طرف، به خودتون مربوطه!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج















