- یه لیوان آب رودخونه ی کمپ تفریحی رو با نیم کیلو علف تازه چیده شده میذاریم بپزه!
هکتور رفت تا زیر پاتیلش رو روشن کنه که با هیبت عظیم یک نفر در ابعاد برادر هاگرید مواجه شد!
- آتیش درست کردن تو کمپ ممنوعه!
- ولی همه جای کمپ که آتیش روشنه!
هکتور با دیدن چشم های مرد تذکر دهنده تصمیمش رو گرفت و به روش های قدیمی خودش متوسل شد. بلاخره اون هم هکتوری بود و هزاران راه حل معجونی داشت.
هکتور دست هاش رو به هم مالید و بعد از مقادیری گرم کردن و ویب زدن، مقداری ذغال که معلوم نبود قبلا برای چه کاری استفتاده شده بود رو صاف انداخت وسط پاتیل.
در نتیجه ی این کار پاتیل و محتویاتش توی صورت هکتور منفجر میشن! البته اگر فکر می کنید این موضوع اندازه نوک نیش لینی باعث ناراحتی یا ناامیدی توی هکتور شد، باید دوره ی هکتور شناسی رو از الفبا شروع کنید. میزان ذوق و شوقی که این انفجار به هکتور داده بود تا اون لحظه تکرار نشدنی بود.
- من همیشه بهترین معجون ساز دنیا بودم!
ملت حاضر در کمپ از واقعی بودن این نمایش مبهوت شده بودن و به نظر می رسید حسابی دارن از این نمایش لذت می برن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج









ارباب...غر!









دلکم دلبرکم!



