لرد از جيغ كراب هول ميشن.
بلاتريكس از هول شدن لرد جمع ميشه.
لينى از جمع شدن بلاتريكس پرت ميشه.
هكتور از پرت شدن لينى خوشحال ميشه.
كراب از پرت شدن لينى تو گوشش قلقكش مياد و داشت مى رفت كه بيوفته و كلا ستون مرگخوارى-اربابى تشكيل شده رو بريزه رو بقيه مرگخوارا كه...
يادش ميوفته امشب هالووينه و هيچكس حق افتادن نداره. پس نيوفتاد و بر نفس قلقلك دهنده اش لعنت فرستاد و ثابت ايستاد.
-بيا فنر! اين شكلات ها رو يه تو ميبخشيم. اربابى هستيم دست و دلباز!

فنر مونده بود و شكلات هاش.
اما بقيه نموندن و رفتن سراغ خونه بعدى.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج





