از طرف لیزا کالن
برای مادربزرگ الیز
الیز عزیزم، دو روز پیش بود که نامهات به دستم رسید و از این موضوع خیلی جا خوردم. همیشه فکر میکردم صرفا چون یه بچه هستم و شما هم بچهها رو دوست دارید، نسبت به من لطف و محبت نشون میدید. طبیعتا حالا که آثار کودکی در حال محو شدنه، بیشتر حس بیگانگی داشتم. اما برداشتم از نامهی جدیدتون اینه که اشتیاق شما به شکلی هست که بتونم بدون رودروایسی، درمورد زندگیم بنویسم.
پرسیدین که دقیقا چطور اخبار دنیای شما رو دنبال میکنم. در دنیای جادویی، راههای متنوعی وجود داره و شما به کمک یک گوی یا آینهی مخصوص، به مراتب خیلی راحتتر میتونید اخبار دنیای آدمهای غیر جادویی یا بهقولا ماگلها رو دنبال کنید. اخبار با هدف انتشار عمومی ایحاد میشن و هیچ مانع خاصی برای دیدنشون وجود نداره؛ هرچند که حتی زندگی خصوصی ماگلها هم دربرابر نیرویهای جادویی، بسیار آسیبپذیر و بیدفاعه.
درواقع وقتی از آینهی جادویی به اخبار نگاه میکنم، نهتنها نوشتهها و ژستها بلکه تاحدی قادر به لمس احساسات درونی شما هستم. میدونم که شما زیاد علاقهمند به تکنولوژی نیستید و احتمالا از این روشها خوشتون میاد. چه بسا که میبینم چطور با ظرافت و اشتیاق، از جوهر برای نوشتن نامهتون استفاده کردید.
درمورد اتمسفر جامعهی جادویی پرسیدید. حقیقتا من هم اینجا هنوز غریبه هستم و فکر میکنم غریبه هم باقی بمونم چون قصد دارم بعد از تموم شدن تحصیلاتم به لس آنجلس برگردم. اهمیتی نمیدم که چقدر بابت وابستگیهام مسخره بهنظر برسم. حتی اگر والدینم بهخوبی الان نبودن هم ترجیح میدادم در کنارشون بمونم چون بهنظرم زندگی به اندازهی کافی سخت هست و لزومی نداره که رنج تنهایی رو هم به خودم تحمیل کنم.
اما درمورد جامعهی فعلیم باید بگم که اونها تا حد زیادی در همپوشانی با همون بریتانیایی هستن که میشناسید و به لحاظ فرهنگی، تضادهای قابل توجهی با زندگی آمریکایی دارن. شاید به همین دلیله که در آمریکا، تا جایی که اطلاع دارم، خبری از مدرسه یا نهادهای جادویی دندونگیر نیست.
ما آمریکاییها در خونههایی با سقف کوتاه و حیاطهای کوچک بدون دیوار زندگی میکنیم و عاشق شفافیت و شایعات و حواشی هستیم. بریتانیاییهای واقعی، از دیده شدن نفرت دارن و محیط مدرسهی ما هم قلعهای با سقف بلنده که به شدت از حریم خصوصیش محافظت میشه.
زمانی که در لس آنجلس بودم، این بی در و پیکر بودن خونهها منو خیلی عذاب میداد و احساس ناامنی داشتم اما حالا میتونم بگم که این سازههای بریتانیایی هم میتونه همونقدر منو بترسونه چون عامل ناامنی، انگار در داخل سازه و همواره بیخ گوشته.
درنهایت ازم درمورد برنامهام برای آینده پرسیدید. من نمیتونم مثل یک بچهی ۶ ساله، درمورد شغل مورد علاقه و جایگاه اجتماعی ایدهآلم حرف بزنم چون حالا میبینم که جامعه مثل ظرفی هست که تا حد زیادی باید به شکلش در بیام تا بتونم تجربهی خوبی از زندگی داشته باشم. پدرم عمدتا تشویقم میکنه که آینده رو تحت کنترل بگیرم اما به فرض که بتونم رویایی درمورد شهرت هم بسازم، آیا واقعا قراره خوشحالم کنه؟ شما، همسر سابقتون و پدر و مادرم و بسیاری از اطرافیانتون، افرادی هستن که شهرت، بخش قابل توجهی از زندگیتون رو تشکیل داده اما بهراحتی میشه فهمید که برای هرکدوم از شما، تجربهی بسیار متفاوتی رو رقم زده.
ایدهای ندارم که با پا گذاشتن به بزرگسالی و برگشت به لس آنجلس، جامعه چجور شکل منو تغییر خواهد داد. سعی میکنم با شقفت و عشق زندگی کنم و آدمها رو خانواده ببینم. پدر در یکی از مصاحبههای اخیرش درمورد نگرانیش درمورد آیندهی جامعه گفت و میدونم که شما هم با توجه به افکارتون، وضعیت فعلی رو احتمالا چندان خوشآیند نمیدونید ولی بهعنوان منتقدی که سعی داره بیطرفیش رو حفظ کنه عقیده دارم که شرافت و مسئولیتپذیری، هنوز نبض تپنده و ملموس جامعهی ماست و من هم شانس اینو دارم که به این بخش ملحق بشم.
امیدوارم که دوباره هم برام نامه بنویسید و منو نه تنها به عنوان نوه، بلکه بهعنوان فردی ببینید که در تنهایی خودش، به دنبال خلق رشتههای جدیدی از تعلق با موجودات دوستداشتنیای مثل شماست.
.
.
.
آنلاینها
15 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14
مهمانان
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
پیام امروز
[[single]] پستخانهی هاگزمید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
پاسخ: پستخانهی هاگزمید
پاسخ: پستخانهی هاگزمید
پاسخ: پستخانهی هاگزمید
پاسخ: پستخانهی هاگزمید
پاسخ: پستخانهی هاگزمید
پاسخ: پستخانهی هاگزمید
پاسخ: پستخانهی هاگزمید
پاسخ: پستخانهی هاگزمید
پاسخ: پستخانهی هاگزمید
پاسخ: پستخانهی هاگزمید
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج






