-دابش ساندیسا چی شد؟ گرما زد ما رو.
-چهقدر غر میزنی تو. یه کم صبر داشتهباش حاجآقا. سپردهم الان انبار حوزه رو بار وانت میکنن میآرن.
-بگو توند باشن. مغز تو اوکسیژن من نیست. مردوم همگی گوشنهن.

-حاجآقا هنوز کسی نیومده که. کی گشنهس؟

-من.
-بگیر بالا بنرت رو!
هاگرید بنری که توش، عکس ویلبرت چاپ شدهبود رو بالاتر گرفت و ادامه داد:
- من به عونوان تنها کسی که اومده، که میشه همگی کسانی که اومدهن، گوشنهم.
-گشنگی بکش... خوبه... گشنهها رو میبرن بهشت.
هاگرید و تراورز، تنها و بیسبب، تکیه دادهبودند گوشهٔ یه خیابون رندوم وسط لندن و منتظر بودن که بقیهٔ هواداران ویلبرت هم بهشون ملحق بشن. مدیریت سایت حاضر نشدهبود دسترسی نظارت ویلبرت به وزارت سحر و جادو رو بده و همین باعث خشم هاگرید شده بود و قرار یه راهپیمایی سکوت رو ترتیب دادهبود. قرار بود خیابونهای شهر لندن رو در سکوت و صلح طی کنن و به سمت ساختمان وزارت برن. اطلاعیهش رو اینجا و اونجا، توی خیابونای شهر تفکاری کرده بود و دو سه نفری حتی قول داده بودن که بیان.
-وای تراورز! اونجا رو نگاه کن. یه دوسجونی داره میآد. سایهشو من میبینم.

-بهبه. بریم استقبال.
توضیح: ایوا در انتخابات بهعنوان وزیر سحر و جادو انتخاب شده. اما عدهای ادعا دارن حق ویلبرت اسلینکرد که چند مدتیه غیب شده و روحش هم از هیچچی خبر نداره خورده شده و او باید وزیر میشده. ابتدا به ساختمون وزارت حمله میبرن و تصرفش میکنن اما ایوا بهکمک نیروهای زوپسی و دیوانهسازها و ملاقهٔ مروپ، اونهایی رو که موفق به خوردنشون نمیشه از ساختمون بیرونشون ميکنه. از همینرو معترضان تصمیم میگیرن توی شهر شلوغ و پر از ماگل لندن، راهپیمایی سکوت برگزار کنن.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج





ما توی شهرمون به یه بادکنک فضایی آبی عجیب و غریب نیازی نداریم. ناسلامتی شهر دارمونه ولی ببین چه بساطی درست کرده.
هر کس بتونه زودتر اون رو بیاره پایین جایزه ی خوبی پیش من داره. این اعلامیه رو توی کل شهر پخش کن.







