پس تصمیم میگیرن برای دومین بار تو عمر گرانقدرشون، دو بار پشت سر هم به ایدههای هکتور رای آری بدن. این از اون دسته لحظاتی بود که باید حتما تو تاریخ مرگخوارا ثبت میشد!
بنابراین به سرعت حلقهی مرگخوارا دور پاتیل تشکیل میشه و همگی به صورت همزمان شروع به ها کردن میکنن.
بلاتریکس بعد از اینکه برای شصت هزارمین بار دستشو میشوره و اطمینان حاصل میکنه که ضد عفونی شده، انگشتشو هر چند ثانیه یه بار داخل آب میکنه تا ببینه دماش چه تغییری کرده.
- به نظر یخورده داره گرم میشه!
مرگخوارا که دیگه داشتن نفس کم میاوردن و حتی چند تاییشون سرخ شده بودن و گوشهای ولو بودن، با شنیدن این حرف کمی کارو شکل میکنن. اما با فریاد بلاتریکس انرژی از دست رفتهشون ناچارا برمیگرده و ها کردنها از سر گرفته میشه.
- گفتن ها کن مرد حسابی، نه اینکه تف کنی تو صورت من!

- تو صورت تو؟ نکنه ریخته باشه تو پاتیل؟
- اگه حامل بیماری باشی و تفت اونو به ارباب انتقال بده چی؟

به نظر مشکلات برای مرگخوارا تمومی نداشت!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج










ارباب...شما هم لطفا روی زمین واینسین!