"امتـــیـــازات کلاس نجــوم و ستــــاره شناسی"
اسلیترین:
هرپوی کثــیــف: 26
بــا امید دیدن اسلیترینی های بیشتر تو کلاس! ^_^
جمع کل: 9
ریونکلاو:
مرلیــن: 30
مرلین کبـــیـــر! اوه! مگه من جرئت دارم به شما کمتر از سی بدم؟! O_o
لینی وارنر: 30
حـــسادتم گل کرد! بوقی، تو چرا همیشه سی می گیری؟! :((
دافنه گرینگراس: 28
گشــنت بود وقتی داشتی تکلیف می نوشتی؟ :دی
راستشو بگو!:دی
جمع کل: 30
هافلپاف:
پروفســور تـافتی: 28
هلگــــا هافلپـــاف: 30
فوق العاده! ^______^
جمع کل: 20
گـــریفــنــدور:
دابـــی: 26
^_^
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
14 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
كلاس نجوم و ستارهشناسی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/03/02
آخرین ورود: جمعه 27 تیر 1393 22:10
از: بیکران دور در روزگار نور در شهر بی عبور زیر درخت مهر
پستها:
157

1. الهه ی ماه را لطف کرده و توصیف کنین!8 نمره
الهه ماه در یونان نام دیگرش دایانا بود که الهه ماه و جنگل است زنی بوده زیبا دل فریب رخی همچو ماه درخشان این الهه همیشه همراه و کمک رسان کسانی بود که در شب 14 و یا در جنگل به دنیا می آمدند
2. شب چهاردهم است و ماه در آسمان نیست، دنیا را در رولی توصیف کنید!12 نمره
شب بود آسمان تاریک پشت پنجره ها ستاره باران بود ولی چیزی کم بود ماه ناپدید شده بود ...
هری که به این آسمان ستاره باران بی ماه نگاه میکرد به این می اندیشید که ماه کجاست آسمان ابری نبود پس ماه کجا بود؟
فکرش را با صدای نه چندان آرامی تکرار کرد :
- ماه کجاست ؟
هرمیون که بر روی کاناپه لم داده بود و لاک قرمز را با دقت به ناخنش میزد با این حرف هری حواسش پرت شد و گوشه ناخنش لاکی شد و با بلند شدنش به تکرار حرف هری پرداخت :
-ماه ؟ مگه میشه نباشه ؟ برو کنار ببینم
هرمیون سرش را در چهارچوب پنجره به دنبال ماه درخشانه 14 به اطراف چرخاند ولی اثری از آن ماه نقره فام در آسمان ظلمانی آن شب نبود ...
هری با حسی نظیر بالا آمدن از آبی عمیق نفس های عمیقی کشید و چشمانش را بست
هرمیون نگاهی به هری کرد و گفت :
-اوی انگار چی شده حالا یه ماه کم شده خودش پدیدار میشه چرا اینجوری نفس میکشی ؟
هری چشمانش را گشود :
-استاد گفته ماه که ناپدید بشه بلا ها یرمون میاد
هرمیون با قیافه ی جدی گفت بذار ببینم امروز چندوم است ؟
هری :
- چه فرقی میکنه ؟
- بگو کار دارم
- امروز 12.11.2014 است
هرمیون بشکنی زد و گفت فهمیدم ! من چند وقت پیش خونده بودم که ماه گرفتگی پیش میاد پس امروز همون روزه نگران نباش و بشین نوشیدنی بخور
هری که دلش آشوب بود ولی برای آرام شدنه خودش هم که شده به او اعتماد کرد ولی ناگهان
باد شرو به وزیدن گرفت و چهارچوب پنجره ها شرو به لرزیدن کرد ناگهان پنجره باز شد و باد گزنده همچون خنجری بود که صورتشان را میخراشید ولی یکهو آب و هوا تغییر کرد و دانه های برف در مجاور پنجره پیچ و تاب میخوردنند ناگهان زمستان شد هری و هرمیون چشمانشان از حدقه بیرون زده بود و به صحنه بیرون مگاه میکردنند هری گفت :
-استاد گفته بود که وضعیت آب و هوا تغییر میکنه !! دیدی ماه گرفتگی نبود بیچاره شدیمـــــ
ناگهان هوا گرم شد و خبری از برف نبود گرما به حدی شد که آن 2 نای نفس کشیدن نداشتند که یکهو هری خیسه آب شد ...
-چیه چی شده؟ من کجام ؟ ماه ؟ هوا ؟ گرما ؟
چی میگی هری خواب بودی ماه چیه ؟ گرما کجا بود بچه ؟
این صدای هرمیون بود که آب ریخته بود بر روی هری زیرا او در خواب دست و پا میزد و کمک میخواست
-پس همش خواب بود ؟
-آره خواب بود.
هری دوید و از پنجره بیرون را نگاه کرد ماه در جای خودش بود و مثل هر شب درخشان و زیبا .
3. چرا ماه چنین تاثیری روی موجودات مختلف دارد؟10 نمره
ارتباط فیزیولوژیک مستقیمی میان انسان و ماه وجود دارد . تغییر موقعیت ماه نسبت به زمین، مستقیماً میزان جاذبه و روشنایی شب را تحت تاثیر قرار میدهد و این تغییرات نیز بر رفتار تمام موجودات زنده از جمله انسان تاثیر میگذارد.
الهه ماه در یونان نام دیگرش دایانا بود که الهه ماه و جنگل است زنی بوده زیبا دل فریب رخی همچو ماه درخشان این الهه همیشه همراه و کمک رسان کسانی بود که در شب 14 و یا در جنگل به دنیا می آمدند
2. شب چهاردهم است و ماه در آسمان نیست، دنیا را در رولی توصیف کنید!12 نمره
شب بود آسمان تاریک پشت پنجره ها ستاره باران بود ولی چیزی کم بود ماه ناپدید شده بود ...
هری که به این آسمان ستاره باران بی ماه نگاه میکرد به این می اندیشید که ماه کجاست آسمان ابری نبود پس ماه کجا بود؟

فکرش را با صدای نه چندان آرامی تکرار کرد :
- ماه کجاست ؟
هرمیون که بر روی کاناپه لم داده بود و لاک قرمز را با دقت به ناخنش میزد با این حرف هری حواسش پرت شد و گوشه ناخنش لاکی شد و با بلند شدنش به تکرار حرف هری پرداخت :
-ماه ؟ مگه میشه نباشه ؟ برو کنار ببینم
هرمیون سرش را در چهارچوب پنجره به دنبال ماه درخشانه 14 به اطراف چرخاند ولی اثری از آن ماه نقره فام در آسمان ظلمانی آن شب نبود ...
هری با حسی نظیر بالا آمدن از آبی عمیق نفس های عمیقی کشید و چشمانش را بست
هرمیون نگاهی به هری کرد و گفت :
-اوی انگار چی شده حالا یه ماه کم شده خودش پدیدار میشه چرا اینجوری نفس میکشی ؟
هری چشمانش را گشود :
-استاد گفته ماه که ناپدید بشه بلا ها یرمون میاد

هرمیون با قیافه ی جدی گفت بذار ببینم امروز چندوم است ؟
هری :
- چه فرقی میکنه ؟
- بگو کار دارم
- امروز 12.11.2014 است
هرمیون بشکنی زد و گفت فهمیدم ! من چند وقت پیش خونده بودم که ماه گرفتگی پیش میاد پس امروز همون روزه نگران نباش و بشین نوشیدنی بخور
هری که دلش آشوب بود ولی برای آرام شدنه خودش هم که شده به او اعتماد کرد ولی ناگهان
باد شرو به وزیدن گرفت و چهارچوب پنجره ها شرو به لرزیدن کرد ناگهان پنجره باز شد و باد گزنده همچون خنجری بود که صورتشان را میخراشید ولی یکهو آب و هوا تغییر کرد و دانه های برف در مجاور پنجره پیچ و تاب میخوردنند ناگهان زمستان شد هری و هرمیون چشمانشان از حدقه بیرون زده بود و به صحنه بیرون مگاه میکردنند هری گفت :
-استاد گفته بود که وضعیت آب و هوا تغییر میکنه !! دیدی ماه گرفتگی نبود بیچاره شدیمـــــ

ناگهان هوا گرم شد و خبری از برف نبود گرما به حدی شد که آن 2 نای نفس کشیدن نداشتند که یکهو هری خیسه آب شد ...
-چیه چی شده؟ من کجام ؟ ماه ؟ هوا ؟ گرما ؟

چی میگی هری خواب بودی ماه چیه ؟ گرما کجا بود بچه ؟
این صدای هرمیون بود که آب ریخته بود بر روی هری زیرا او در خواب دست و پا میزد و کمک میخواست
-پس همش خواب بود ؟
-آره خواب بود.
هری دوید و از پنجره بیرون را نگاه کرد ماه در جای خودش بود و مثل هر شب درخشان و زیبا .
3. چرا ماه چنین تاثیری روی موجودات مختلف دارد؟10 نمره
ارتباط فیزیولوژیک مستقیمی میان انسان و ماه وجود دارد . تغییر موقعیت ماه نسبت به زمین، مستقیماً میزان جاذبه و روشنایی شب را تحت تاثیر قرار میدهد و این تغییرات نیز بر رفتار تمام موجودات زنده از جمله انسان تاثیر میگذارد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
چشمانت را
به مناظره دعوت می کنم
به مناظره دعوت می کنم
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/07/19
آخرین ورود: یکشنبه 10 فروردین 1404 18:05
از: اون بالا اکبر می آید!!
پستها:
211

1. الهه ی ماه را لطف کرده و توصیف کنین!8 نمره
گفتی الهه ی ماه، یاد شعر اون مرحوم افتادم.
میگه:
آه ای الهه ی مـــــــــاه، با دل من بســـــــــــاز
کاین غم جانگـــــــــداز، برود ز بـــــــــــــرم
گــــــــــــر، دل من نیاســـــــــــود، از گناه تو بـــــــــــود
بیا تا ز ســــــــــــر، گنه ـت گــــــــــذرم

همونطور که شاعر می فرماید، اساساً الهه ی ماه بانویی کمر باریک، لب قلوه ای، ابرو کمون، چشم عسلی، سوسن خانوم! میخوام بیام در خونتون... و بسیار بسیار شبیه به ما می باشند. 
2. شب چهاردهم است و ماه در آسمان نیست، دنیا را در رولی توصیف کنید!12 نمره
( در تدریس گفتم چه اتفاقاتی میفته، میتونین از همونا استفاده کنین!)
- مـــَـــــــ مــــــَــــــن!
- چته جیمز؟ چرا عر می زنی؟
- ماه نیست! گم شده!
جینی رفت و از پنجره نگاهی به آسمون انداخت و گفت:
- علــــــــه!
- چته خانوم؟ تو دیگه چرا عر می زنی؟
جینی:
عله:
جینی:
عله:
جینی:
عله:
دوفشس پسسس تــخخ!!!
(افکت خورد شدن قابلآما، تابه و ظروف پیرکس توی سر عله!)
*پروفسور، این خشونت بیش از حد هم از مشکلات نبودن ماهه ها!
در لحظه ای که پسری که زنده ماند رو به احتضار بود، تدی از پله ها با قیافه ی
پایین اومد.
جیمز سریع به سمتش رفت و گفت:
- تدی چرا تو گرگ نشدی؟ چرا واسه من قیافه ـت رو مثل بوزینه می کتی؟
تدی دستش رو روی سینش گذاشت و با صدای شبیه به آلن دلون گفت:
- آه جیمز! من نفس های آخرم را می کشم. خداحافظ رفیق!
- اوی بی شعور استاد گفت مرگ تدریجی! چرا جوگیر میشی تو آخه؟ پاشو بینم. نری سمت نور ها یهو؟!
در این لحظه بود که صدای ووووویییییژژژژژ مانندی شروع به نزدیک شدن کرد. جیمز رفت دم پنجره تا ببینه جریان چیه.
- شهاب ســــنـــــگ!
در این لحظه بود که شهاب سنگی وارد حلق جیمز شد و جیمز ترکید و متعاقباً خونه ی عله اینا هم ترکید و نسلشون منقرض شد!
3. چرا ماه چنین تاثیری روی موجودات مختلف دارد؟10 نمره
والا نمی خوام پشت سر کسی حرف بزنم ولی همش زیر سر این الهه ی ماهه!
باورت بشه که یه الهه ی بخیل و حسودیه که نگو.
اصن نمی خوام راجع به کسی حرف بزنمــــا ولی یکی نیست بگو آخه به تو چه که میری آدم گرگینه می کنی؟
البته هر کی زندگی خودشو داره ولی کلاً یک الهه ی نچسب و بیخودیه این الهه ی ماه که نگو.
حالا ما کاری به کسی نداریم. راجع به کسی حرف نمی زنیم اصن.
گفتی الهه ی ماه، یاد شعر اون مرحوم افتادم.

میگه:
آه ای الهه ی مـــــــــاه، با دل من بســـــــــــاز
کاین غم جانگـــــــــداز، برود ز بـــــــــــــرم
گــــــــــــر، دل من نیاســـــــــــود، از گناه تو بـــــــــــود
بیا تا ز ســــــــــــر، گنه ـت گــــــــــذرم

همونطور که شاعر می فرماید، اساساً الهه ی ماه بانویی کمر باریک، لب قلوه ای، ابرو کمون، چشم عسلی،

2. شب چهاردهم است و ماه در آسمان نیست، دنیا را در رولی توصیف کنید!12 نمره
( در تدریس گفتم چه اتفاقاتی میفته، میتونین از همونا استفاده کنین!)
- مـــَـــــــ مــــــَــــــن!

- چته جیمز؟ چرا عر می زنی؟

- ماه نیست! گم شده!

جینی رفت و از پنجره نگاهی به آسمون انداخت و گفت:
- علــــــــه!

- چته خانوم؟ تو دیگه چرا عر می زنی؟

جینی:

عله:

جینی:

عله:

جینی:

عله:

دوفشس پسسس تــخخ!!!
(افکت خورد شدن قابلآما، تابه و ظروف پیرکس توی سر عله!)
*پروفسور، این خشونت بیش از حد هم از مشکلات نبودن ماهه ها!

در لحظه ای که پسری که زنده ماند رو به احتضار بود، تدی از پله ها با قیافه ی
پایین اومد.جیمز سریع به سمتش رفت و گفت:
- تدی چرا تو گرگ نشدی؟ چرا واسه من قیافه ـت رو مثل بوزینه می کتی؟

تدی دستش رو روی سینش گذاشت و با صدای شبیه به آلن دلون گفت:
- آه جیمز! من نفس های آخرم را می کشم. خداحافظ رفیق!
- اوی بی شعور استاد گفت مرگ تدریجی! چرا جوگیر میشی تو آخه؟ پاشو بینم. نری سمت نور ها یهو؟!

در این لحظه بود که صدای ووووویییییژژژژژ مانندی شروع به نزدیک شدن کرد. جیمز رفت دم پنجره تا ببینه جریان چیه.
- شهاب ســــنـــــگ!

در این لحظه بود که شهاب سنگی وارد حلق جیمز شد و جیمز ترکید و متعاقباً خونه ی عله اینا هم ترکید و نسلشون منقرض شد!

3. چرا ماه چنین تاثیری روی موجودات مختلف دارد؟10 نمره
والا نمی خوام پشت سر کسی حرف بزنم ولی همش زیر سر این الهه ی ماهه!
باورت بشه که یه الهه ی بخیل و حسودیه که نگو.
اصن نمی خوام راجع به کسی حرف بزنمــــا ولی یکی نیست بگو آخه به تو چه که میری آدم گرگینه می کنی؟

البته هر کی زندگی خودشو داره ولی کلاً یک الهه ی نچسب و بیخودیه این الهه ی ماه که نگو.
حالا ما کاری به کسی نداریم. راجع به کسی حرف نمی زنیم اصن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/01/15
تولد نقش: 1397/07/13
آخرین ورود: چهارشنبه 6 فروردین 1399 18:43
از: آمدنم نبود گردون را سود!
پستها:
88

1. الهه ی ماه را لطف کرده و توصیف کنین!8 نمره
الهه ماه خوگشل و بلند گیسو و پر حرارت و خفنز و بینی عملکرده میباشن! به شدت ناز و صاحب ِ لباس ِ باز و دانای راز و دارای غاز میباشن! سلــنا جان ِ من به شدت داف و بر قله قاف و کمر صاف و زیر لحـاف میباشن!
فقط منتظرن که ما هم همراهشـان زیر لحـاف باشیم! جسارت به مقدسات فقط نباشه استاد
.
2. شب چهاردهم است و ماه در آسمان نیست، دنیا را در رولی توصیف کنید!12 نمره
جزر وارد ِ مد شد و مد وارد ِ جزر شد و دماغ شبیه خرطوم گشت و خرطوم شبیه هواپیما شد! تد ریموس لوپین پودر شد و لردولدمورت دود شود و پروفسور تافتی شوت شد. ملت به اغما رفتن و اغما به ملت رفت و هوا تاریک شد و تاریک هوا!
یک پسربچه توی یک کلبه کاه گلی نشسته بود و مگس میپراند و مادرش را نگاه میکرد که عقربی را توی قابلمه میچپاند، با لحنی ترسیده و لرزیده و زردیده پرسید:
- مادرجان! جهان را چه شده است که؟
مادرجان رفت جهان را نگاه کند، اما جهانی که ماه نداشته باشد عصبی میشود، لات میشود، میکشد، میخورد، میبـرد... جهان گرفت مادرجان را و از وسط نصفش کرد! بچه ترسید و خیس شد و بنفش کرد و جر خورد و واجر خورد و الی آخر.
ملت تازه فهمیدند چه شده! ماهی در آسمان نبود! همه چیز قاطی شده بود! قاطی همه چیز شده بود! نویسنده توی باغ نبود، باغ توی نویسنده بود، دریا آمده بود توی خشکی، ماهی رفته بود بالای درخت، تشک رفته بود روی لحاف، ردا آمده بود روی شرت، تنبان رفته بود زنجان، مکزیک زلزله آمده بود، شـــبـــ چاهاردهم آمده بود، ولی ماه نیامـده بود
.
3. چرا ماه چنین تاثیری روی موجودات مختلف دارد؟10 نمره
چون ماه عظمت دارد، شوکت دارد، حشمت دارد... لاکن بقیه عظمت ندارند، شوکت ندارند، حشمت ندارند. اگر کسی طلب ِ عظمت و حشمت و شوکت بفرماید، باید از ماه بفرماید، فلذا ماه نیز اجابت خواهد کرد این عظمت و شوکت و حشمت را.
هستی از بنیان مدیون ماه است، فلذا ما نیز بایستی مدیون ماه باشیم، اگر هستی مدیون است، من نیز هستم، همه نیز هستیم، و همین شکل ِ درست قضیه است.
همه باید برگردیم به دامان ِ ماه و در دهان ِ ضد ِ ماه بزنیم، که تفکر ما، هویت ِ ما، اصالت ما، هر چه دارد از این ماه دارد.
الهه ماه خوگشل و بلند گیسو و پر حرارت و خفنز و بینی عملکرده میباشن! به شدت ناز و صاحب ِ لباس ِ باز و دانای راز و دارای غاز میباشن! سلــنا جان ِ من به شدت داف و بر قله قاف و کمر صاف و زیر لحـاف میباشن!
فقط منتظرن که ما هم همراهشـان زیر لحـاف باشیم! جسارت به مقدسات فقط نباشه استاد
.2. شب چهاردهم است و ماه در آسمان نیست، دنیا را در رولی توصیف کنید!12 نمره
جزر وارد ِ مد شد و مد وارد ِ جزر شد و دماغ شبیه خرطوم گشت و خرطوم شبیه هواپیما شد! تد ریموس لوپین پودر شد و لردولدمورت دود شود و پروفسور تافتی شوت شد. ملت به اغما رفتن و اغما به ملت رفت و هوا تاریک شد و تاریک هوا!

یک پسربچه توی یک کلبه کاه گلی نشسته بود و مگس میپراند و مادرش را نگاه میکرد که عقربی را توی قابلمه میچپاند، با لحنی ترسیده و لرزیده و زردیده پرسید:
- مادرجان! جهان را چه شده است که؟
مادرجان رفت جهان را نگاه کند، اما جهانی که ماه نداشته باشد عصبی میشود، لات میشود، میکشد، میخورد، میبـرد... جهان گرفت مادرجان را و از وسط نصفش کرد! بچه ترسید و خیس شد و بنفش کرد و جر خورد و واجر خورد و الی آخر.
ملت تازه فهمیدند چه شده! ماهی در آسمان نبود! همه چیز قاطی شده بود! قاطی همه چیز شده بود! نویسنده توی باغ نبود، باغ توی نویسنده بود، دریا آمده بود توی خشکی، ماهی رفته بود بالای درخت، تشک رفته بود روی لحاف، ردا آمده بود روی شرت، تنبان رفته بود زنجان، مکزیک زلزله آمده بود، شـــبـــ چاهاردهم آمده بود، ولی ماه نیامـده بود
.3. چرا ماه چنین تاثیری روی موجودات مختلف دارد؟10 نمره
چون ماه عظمت دارد، شوکت دارد، حشمت دارد... لاکن بقیه عظمت ندارند، شوکت ندارند، حشمت ندارند. اگر کسی طلب ِ عظمت و حشمت و شوکت بفرماید، باید از ماه بفرماید، فلذا ماه نیز اجابت خواهد کرد این عظمت و شوکت و حشمت را.
هستی از بنیان مدیون ماه است، فلذا ما نیز بایستی مدیون ماه باشیم، اگر هستی مدیون است، من نیز هستم، همه نیز هستیم، و همین شکل ِ درست قضیه است.
همه باید برگردیم به دامان ِ ماه و در دهان ِ ضد ِ ماه بزنیم، که تفکر ما، هویت ِ ما، اصالت ما، هر چه دارد از این ماه دارد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/04/08
تولد نقش: 1396/01/08
آخرین ورود: چهارشنبه 11 فروردین 1395 23:54
پستها:
1174

1. الهه ی ماه را لطف کرده و توصیف کنین!8 نمره
الهه ماه، یکی از الهه های ترسناک و جالب ـه. چون از پنیر درست شده و بسیار خوشمزه تشریـف داره و تو افـسانه ها اومده که هر وقت یکی امتحانش کنه؛ پیروش می شه و دلش می خواد اون رو بیشتر بخوره. الهه ماه از یک پنیـــر خیلی خیـــلی مرغوب درست شده که تو دنیا وجود نداره و تنها نمونه ـش خود ماه ـه.
الهه قصه ما کلا لباسش هم از جنس پنیر تبریزی ـه و چون یک خورده غربی تشریف دارن؛ بخاطر این تهاجم های فرهنگی اون رو بدون روسری نشون می دن که در واقع این طور نیست و اون همیشه روسری بنفشی از جنس پنیر چکیده روی سرش داره. جالبه که بدونین اون آب دهن نداره و دوغ می ریزه!

2. شب چهاردهم است و ماه در آسمان نیست، دنیا را در رولی توصیف کنید!12 نمره
( در تدریس گفتم چه اتفاقاتی میفته، میتونین از همونا استفاده کنین!)
ماه کجاست؟ سوال این رول. ماه ناپدید شده. کل دنیا داره ناهموار می شه. گرگینه ها واسه خودشون هالووین راه انداختن و دم درا می رن و کیسه کیسه ومپایر می خورن. تازه، ما زیر دریا گیر کردیم. اِِ... آتلانتیس ِ نامرد. تمام این مدت این جا قایم شده بودی؟
چرا ما قدر ماه رو نمی دونستیم؟ الان نیل و باز بیچاره کجان؟ این بشر عقده ای یک بار آدم فرستاد ماه، این ماه خانوم قهر کرد. وای... دنیا چقدر بهم ریخته شده. این صدای چیه من می شنوم؟
- اهه! گرگینه ماده مقدم تره. بفهم پیرمرد! با اون کیف زنت هم نزن تو سرم.
- می گم این خونش منفی ـه. من رو مود ای مثبتم. بفهم نفهم.
- گوسفند می خــــــوام!

- دماغم می خاره...
وای... چقدر ماه خوب بود! الان دارم قل می خورم. ماه خوشگلم! کجایی؟
برگرد گوساله! اگه برنگردی خورشید کوتوله می شه و بعد سیاه تر و سیاه تر و بعد می میره. [ متلک میان رولی: مثلا من می دونم کوتوله سیاه چیه!]
ماه جون... برگرد... باز تو رفتی این قمر های بقیه سیاره ها خودشون رو گرفتن. همین امروز و فرداست که آیو و کالیستو بجنگن و منظومه خورشیدی شپلق بشه... بی جنبه نباش... برگرد...
* این بیشتر نیایش نامه بود.

3. چرا ماه چنین تاثیری روی موجودات مختلف دارد؟10 نمره
عایا شوما به قدرت true love اعتقاد داری؟ خب، شما مسلما باید بدونی که که این ماه، در واقع تخم یک دایناسور بسیار زیبا و بزرگ بوده که الان رفته جاهای دیگه. این دایناسور، کلی خاطر خواه داشت. اما آخر سر که معلوم شد که خودش خاطر خواه یکی دیگه ـست؛ باز هم طرف دار هاش رو از دست نداد که کلا این جمله نشون می ده که خیلی همه دوستش داشتن. این دایناسور بنفش پوست بود و همسرشون که چه عرض کنم؛ بی اف ـشون (!) نارنجی پوست که با هم خوب، اون جور که هر هیپوگریف توله ای می دونه؛ سفید می شن و خلاصه، بچشون حالا دیگه داره الان ها از تخم بیرون می آد و برای همینه که این هم پنیر داره.
خب، همه اینا نشون می ده چرا. همه گفتن وقتی مامان بچه این قدر خوشگل بود؛ خودش چرا نباشه و برای همین همه فقط منتظرن نظرش رو جلب کنن و ازش تاثیر بگیرن که این بزرگ شد؛ ازش خوششون بیاد.

برای همینه که این همه تاثیر داریه! همه، از دریا گرفته تا گرگینه ها عاشق اینن!
دروغ چیه استاد...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/03/30
تولد نقش: 1388/03/30
آخرین ورود: جمعه 25 خرداد 1403 19:05
از: رو شونههای ارباب!
پستها:
5457

1. الهه ی ماه را لطف کرده و توصیف کنین!8 نمره
برخلاف تصور عده ای که فک میکنن چون ماه متعلق به شبه، پس الهه شم تاریک و سیاهه، باید عرض کنم که برعکس، اتفاقا موهای بلند و پرپشت الهه ی ماه سفید رنگ و درخشانه و با یه پیچ و تاب ساده به موهاش، میتونه هزاران جادوگر رو از راه راست منحرف کنه.
چشماش خاکستری و درشته و بینی ای چنان زیبا داره که با هزاران عمل جراحی زیبایی هم کسی نمیتونه مثلشو بوجود بیاره. صورتی داره که کاملا نسبت های عدد طلایی ریاضی Golden ratio رو رعایت کرده و این یعنی زیبایی خیره کننده که با یک نگاه باز هم میتونه هزاران جادوگر رو جذب خودش کنه و هزاران عاشق ِ با "یک نگاه عاشق شده" رو بوجود بیاره.
قدی بلند و هیکلی رعنا داره و پوستش چنان روشنه که وقتی از دور به کل وجودش همراه با موهای سفیدش نگاه میکنیم، انگار که داره میدرخشه و شب ها خودش شبیه یه گوله ماه میشه، انگار که داره از خودش نور ساطع میکنه و اطرافو درخشان میکنه.
2. شب چهاردهم است و ماه در آسمان نیست، دنیا را در رولی توصیف کنید!12 نمره
صدای فریادهای وحشت آور مردم در سرتاسر هر کوچه و خیابانی می پیچد و مردمی که با آسودگی در خانه هایشان خوابیده و نگاهی به بیرون از خانه و لذت بردن از طبیعت ِ آسمان نکرده اند، نیز با چنین فریادهایی به خود آمده و هراسان به بیرون از خانه قدم می گذارند و جویای وضعیت پیش آمده می شوند.
عده ای دیگر که خودشان را با تکنولوژی مشنگی وفق داده اند، با شنیدن اخبار که وضعیت هولناک اجرام آسمانی را بررسی میکرد، متوجه وضعیت پیش آمده می شوند. گوینده ی اخبار می گفت:
- تلسکوپ های ما نشون میدن که ماه تا همین چند ساعت پیش در آسمان مشاهده میشده، اما به طرز شگفت انگیزی ناپدید شده. درسته که در اکثر مناطق هوا ابریه و حتی با وجود ماه، نمیتونیم اونو رویت کنیم، اما حقیقت اینه که با کنار رفتن ابرا هم ماهی در کار نیست. ماه گم شده ... اون سرجاش نیست.
و همین آن ها را از خانه هایشان به بیرون می کشید، تا ماه را، ماهی را که شاید تا به آن روز قدر وجودش را ندانسته بودند، بنگرند. عده ای دیگر از طریق رادیو به مشکل پیش آمده پی بردند.
- قطع شدن جزر و مد دریا و بواسطه ی اون تغییر آب و هوا، کوچیک ترین نگرانیه ماست. متاسفانه ماهواره های مشنگی خبر دادن که اگه ماه تا دو روز آینده نمایان نشه، سیارکی به ما برخورد میکنه و مسلما تلفات جانی زیادی برای اون تیکه از زمین که سیارک باش برخورد داشته بوجود میاد. حتی شاید به سایر قسمتای زمین هم آسیب وارد کنه.
و با این خبرگزاری های گسترده، کم کم تمام جهان، حتی آنجایی که صبح بود و ماه در روشنایی خودش را گم کرده بود، از این موضوع مطلع شدند و دلواپس و نگران به آسمان چشم دوخته بودند و جویای ماه بودند.
این مردم ِ نگریسته به آسمان، دیگر سکوت کرده بودند، اما با زبان بی زبانی از ماه میخواستند که به جایگاهش برگردد و دوباره شب هایشان را نورافشانی کند. وای برکسانی که تا به آن روز ارزش وجودی ماه را درک نکرده بودند و در تمام این روزها نگاهی به بالا نینداخته بودند تا از زیبایی ِ وجود ِ ماه بهره مند شوند.
- لینی ... لینی؟ بلند شو از خواب! دیگه وقت رفتنههه!
لینی با تکون شدیدی از خواب میپره، صورتش خیس عرقه و دستاش میلرزه. با عجله از اتاق بیرون میپره و بعد از روشن کردن تلویزیون و مشاهده ی اخبار ِ هواشناسی که وضعیت هوا را خوب و آفتابی بیان میکرد، نفس راحتی کشید ... تمامش خوابی بیش نبود!
3. چرا ماه چنین تاثیری روی موجودات مختلف دارد؟10 نمره
ماه خیلی خفن و جادویی و خارق العاده س و باعث تحریک شدن و فعالیت بیشتر یه سری چیزا درون بدن میشه و از اونجایی که تو شب چهاردهم از کل وجود ماه میتونیم بهره ببریم، تاثیرش روی بدن بیشتر میشه و در نتیجه اتفاقات گفته شده میفته.
مثلا در مورد دیوانه ها که قدرت تخیل و توهم دیدنشون بالاس، با حضور ماه سلولای مغزیشون، اون بخشی که به توهمات ما مربوطه، تحریک میشه و شروع به فعالیت بیشتر میکنه و دیوونه ها بیش از پیش دیوونه میشن و دست به کارای عجیب میزنن.
در مورد بالا رفتن آمار جرم و جنایت هم همینه، بخش کنترل کننده اعصاب حسابی قاتی میکنه و مختل میشه و قدرت تفکر رو میگیره و موجب خلاف های بیشتر میشه.
ماه زیبایی خیره کننده ای هم داره که خیلیارو به خودش جذب کنه، از جمله گرگا که ما اکثرا میبینیم رو به ماه زوزه میکشن ... اونا جذب این زیبایی ماه میشن و با زوزه کشیدن سمت ماه، میخوان که به ماه نزدیک تر شن و باش ارتباط برقرار کنن.
گرگینه ها هم که هردو اثر ماه رو کلهم با هم دارن. هم جذب زیباییش میشن و هم تغییرات شیمیایی ای که در اثر همون تحریک شدن بوجود میاد، باعث میشه تغییر شکل بدن و تبدیل به گرگ بشن.
پس دو تا چیز شد! زیبایی خیره کننده ی ماه و تاثیراتی که قدرت نهفته در ماه، روی یه سری از اجزا و سلولای بدن ما میذاره و اونارو تحریک و وادار به فعالیت بیشتر میکنه.
برخلاف تصور عده ای که فک میکنن چون ماه متعلق به شبه، پس الهه شم تاریک و سیاهه، باید عرض کنم که برعکس، اتفاقا موهای بلند و پرپشت الهه ی ماه سفید رنگ و درخشانه و با یه پیچ و تاب ساده به موهاش، میتونه هزاران جادوگر رو از راه راست منحرف کنه.
چشماش خاکستری و درشته و بینی ای چنان زیبا داره که با هزاران عمل جراحی زیبایی هم کسی نمیتونه مثلشو بوجود بیاره. صورتی داره که کاملا نسبت های عدد طلایی ریاضی Golden ratio رو رعایت کرده و این یعنی زیبایی خیره کننده که با یک نگاه باز هم میتونه هزاران جادوگر رو جذب خودش کنه و هزاران عاشق ِ با "یک نگاه عاشق شده" رو بوجود بیاره.
قدی بلند و هیکلی رعنا داره و پوستش چنان روشنه که وقتی از دور به کل وجودش همراه با موهای سفیدش نگاه میکنیم، انگار که داره میدرخشه و شب ها خودش شبیه یه گوله ماه میشه، انگار که داره از خودش نور ساطع میکنه و اطرافو درخشان میکنه.
2. شب چهاردهم است و ماه در آسمان نیست، دنیا را در رولی توصیف کنید!12 نمره
صدای فریادهای وحشت آور مردم در سرتاسر هر کوچه و خیابانی می پیچد و مردمی که با آسودگی در خانه هایشان خوابیده و نگاهی به بیرون از خانه و لذت بردن از طبیعت ِ آسمان نکرده اند، نیز با چنین فریادهایی به خود آمده و هراسان به بیرون از خانه قدم می گذارند و جویای وضعیت پیش آمده می شوند.
عده ای دیگر که خودشان را با تکنولوژی مشنگی وفق داده اند، با شنیدن اخبار که وضعیت هولناک اجرام آسمانی را بررسی میکرد، متوجه وضعیت پیش آمده می شوند. گوینده ی اخبار می گفت:
- تلسکوپ های ما نشون میدن که ماه تا همین چند ساعت پیش در آسمان مشاهده میشده، اما به طرز شگفت انگیزی ناپدید شده. درسته که در اکثر مناطق هوا ابریه و حتی با وجود ماه، نمیتونیم اونو رویت کنیم، اما حقیقت اینه که با کنار رفتن ابرا هم ماهی در کار نیست. ماه گم شده ... اون سرجاش نیست.
و همین آن ها را از خانه هایشان به بیرون می کشید، تا ماه را، ماهی را که شاید تا به آن روز قدر وجودش را ندانسته بودند، بنگرند. عده ای دیگر از طریق رادیو به مشکل پیش آمده پی بردند.
- قطع شدن جزر و مد دریا و بواسطه ی اون تغییر آب و هوا، کوچیک ترین نگرانیه ماست. متاسفانه ماهواره های مشنگی خبر دادن که اگه ماه تا دو روز آینده نمایان نشه، سیارکی به ما برخورد میکنه و مسلما تلفات جانی زیادی برای اون تیکه از زمین که سیارک باش برخورد داشته بوجود میاد. حتی شاید به سایر قسمتای زمین هم آسیب وارد کنه.
و با این خبرگزاری های گسترده، کم کم تمام جهان، حتی آنجایی که صبح بود و ماه در روشنایی خودش را گم کرده بود، از این موضوع مطلع شدند و دلواپس و نگران به آسمان چشم دوخته بودند و جویای ماه بودند.
این مردم ِ نگریسته به آسمان، دیگر سکوت کرده بودند، اما با زبان بی زبانی از ماه میخواستند که به جایگاهش برگردد و دوباره شب هایشان را نورافشانی کند. وای برکسانی که تا به آن روز ارزش وجودی ماه را درک نکرده بودند و در تمام این روزها نگاهی به بالا نینداخته بودند تا از زیبایی ِ وجود ِ ماه بهره مند شوند.
- لینی ... لینی؟ بلند شو از خواب! دیگه وقت رفتنههه!

لینی با تکون شدیدی از خواب میپره، صورتش خیس عرقه و دستاش میلرزه. با عجله از اتاق بیرون میپره و بعد از روشن کردن تلویزیون و مشاهده ی اخبار ِ هواشناسی که وضعیت هوا را خوب و آفتابی بیان میکرد، نفس راحتی کشید ... تمامش خوابی بیش نبود!
3. چرا ماه چنین تاثیری روی موجودات مختلف دارد؟10 نمره
ماه خیلی خفن و جادویی و خارق العاده س و باعث تحریک شدن و فعالیت بیشتر یه سری چیزا درون بدن میشه و از اونجایی که تو شب چهاردهم از کل وجود ماه میتونیم بهره ببریم، تاثیرش روی بدن بیشتر میشه و در نتیجه اتفاقات گفته شده میفته.
مثلا در مورد دیوانه ها که قدرت تخیل و توهم دیدنشون بالاس، با حضور ماه سلولای مغزیشون، اون بخشی که به توهمات ما مربوطه، تحریک میشه و شروع به فعالیت بیشتر میکنه و دیوونه ها بیش از پیش دیوونه میشن و دست به کارای عجیب میزنن.
در مورد بالا رفتن آمار جرم و جنایت هم همینه، بخش کنترل کننده اعصاب حسابی قاتی میکنه و مختل میشه و قدرت تفکر رو میگیره و موجب خلاف های بیشتر میشه.
ماه زیبایی خیره کننده ای هم داره که خیلیارو به خودش جذب کنه، از جمله گرگا که ما اکثرا میبینیم رو به ماه زوزه میکشن ... اونا جذب این زیبایی ماه میشن و با زوزه کشیدن سمت ماه، میخوان که به ماه نزدیک تر شن و باش ارتباط برقرار کنن.
گرگینه ها هم که هردو اثر ماه رو کلهم با هم دارن. هم جذب زیباییش میشن و هم تغییرات شیمیایی ای که در اثر همون تحریک شدن بوجود میاد، باعث میشه تغییر شکل بدن و تبدیل به گرگ بشن.
پس دو تا چیز شد! زیبایی خیره کننده ی ماه و تاثیراتی که قدرت نهفته در ماه، روی یه سری از اجزا و سلولای بدن ما میذاره و اونارو تحریک و وادار به فعالیت بیشتر میکنه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/10/16
تولد نقش: 1396/04/15
آخرین ورود: شنبه 30 خرداد 1405 16:47
از: دین و ایمون خبری نیست
پستها:
755

تکالیف:
1. الهه ی ماه را لطف کرده و توصیف کنین!8 نمره
بانویی زیبا و جذاب و درخشنده، صورتی به نسبت کشیده، با بینی و دهان کوچک و چشمانی که از شدت زیبایی تمام حواس فرد مقابلش را می رباید. با قدی متوسط و بدنی لاغر، دست ها و پاهایی لاغر ولی زیبا، بدنی در نهایت تناسب که گویی تراشکار ماهری آنرا به دست خود تراشیده است. با نهایت وقار و طمانینه راه میرود و از هر جایی که عبور میکند، نشاط و طراوت را به ارمغان می آورد. تمام افرادی که او را می بینند دلباخته ی وی می شوند. زیبایی وی از ماه هم بیشتر است و ماه خود به او غبطه میخورد. اندوهی در چهره ش وجود دارد که هیچ کس تا به حال دلیلش را درک نکرده است. کافیست چند کلام با او هم صحبت شوید تا بدانید از تک تک اتفاقات زمین با خبر است.
2. شب چهاردهم است و ماه در آسمان نیست، دنیا را در رولی توصیف کنید!12 نمره
دختر نگاهی به آسمان انداخت و گفت:
- مامان، چرا ماه تو آسمون نیست؟ مگه نباید وقتی شب چهاردهم هر ماه، قرص کامل ماه توی آسمون باشه؟ چرا الان بدقولی کرده؟
مادر نگاهی به فرزندش انداخت و در حالیکه سعی میکرد نگرانی و ترس صدایش را مخفی کند گفت:
- نمیدونم عزیزم، احتمالا ماه گرفتگیه و درست میشه، نگران نباش.
- اما من ماه رو خیلی دوست دارم، من ماهم رو میخوام! نباید بدقولی میکرد، من چهارده روزه که منتظر همچین روزی هستم که بشینم با ماه درد و دل کنم.
مادرش لبخندی به او زد و مشغول کارش شد. دختر به سمت بالکن اتاقش رفت و به آسمان نگاه کرد، نمیتوانست باور کند که ماه هم او را تنها گذاشته بود، آنها که به هم قول داده بودند تا همیشه کنار هم باشند، و او هر شب توی بالکن بنشیند و ماه هم از آن بالا او را نگاه کند و با هم حرف بزنند. دختر عادت داشت از اتفاقاتی که در طول روز برایش افتاده بود را بگوید و ماه هم در کمال سکوت، به حرف او گوش میداد و پا به پایش بیدار می ماند.
- خیلی بدقولی، دیگه به تو هم اعتماد نمی کنم، تو همیشه این جا بودی، حالا که دیدی من بهت احتیاج دارم و میخوام باهات درد و دل کنم، رفتی؟ اصلا کجا رفتی بدون اجازه ی من؟
دختر با لحن طلبکارانه ای با جای خالی ماه حرف میزد، از دنیای اطرافش خبر نداشت و در حالیکه اشک میریخت به ماه گلایه میکرد، چند باری از شدت اشک ریختن مجبور به سکوت شده بود و در هر سکوت حس میکرد که چقدر تنها ست، بی هیچ کسی در کنارش.
باد شروع به وزیدن کرده بود و موهای پرپشت و بلند دختر را به رقص واداشته بود؛ صورت دختر با برخورد اولین باد، مانند اینکه با دوستی قدیمی رو بوسی میکند و از شدت خوشحالی قادر به حرف زدن نیست، خوشحال شذ. خوشحالی محض در تک تک اجزای صورت دختر نشسته بود. حسی به او میگفت که قرار است ماه را ببیند، ولی نمیدانست چگونه.
دختر فریادی از سر خوشحالی کشید، دستانش را باز کرد و باد را در آغوش گرفت و با نگاهش به جای خالی ماه خیره ماند. دیگر اشک نمی ریخت، غرق در شادی و خوشحالی شده بود.
- دارم میام دوستِ بدقول ِ دوست داشتنی من!
در کسری از ثانیه تمام پیکر دختر را نوری نقره ای رنگ گرفت، چند لحظه بعد ماه دوباره در آسمان خودنمایی میکرد. اما جای دخترک برای همیشه بر روی زمین خالی می ماند...
این بود آخرین برگ زندگی مردی که تمام دنیایش را در شبی که ماه نبود از دست داد. دنیایی که به خاطر نبودن ماه نابود شد و مرد را نیز با خود به سمت نابودی کشاند.
3. چرا ماه چنین تاثیری روی موجودات مختلف دارد؟10 نمره
موجود؟
ینی دیگه جزر و مد و جاذبه و اینا رو که در اثر نزدیکی و حسی که بودن ماه در کنار زمین به زمین دست میده و این ها به نوعی ابراز احساسات زمین به وجود ماه هست رو نگم؟ باشه نمیگم! من دانش آموز حرف گوش کنی بودم موقع دانش آموز بودنم!
در بقیه ی موارد، بجز موجودات جادویی که نور ماه به نوعی طلسمی رو که روی اونها گذاشته شده رو فعال میکنه و باعث میشه که به عنوان مثال تدی لوپین به گرگ تبدیل بشه، موجودات دیگه ای هم هستن که به نوعی با ماه عشق بازی میکنن. وجود ماه برای ادامه ی حیاتشون ضروریه، مثل غذا خوردن و خوابیدن و ...، دیدن ماه هم برای اونا ضروریه؛ مثل همین استاد دلاکور که بدون ماه فکر نکنم دووم بیاره و به خاطر ماهه که این همه کمالات داره و اینا!
بعضی حیوانات هم با دیدن نور ماه روشن میشن، نه مثل گرگینه ها که طلسمشون فعال میشه، مثل جغد و خفاش که شب کارن و با دیدن نور ماه، میفهمن که شیفت کاریشون شده و میزنن بیرون پی یه لقمه نون واسه خانواده.
1. الهه ی ماه را لطف کرده و توصیف کنین!8 نمره
بانویی زیبا و جذاب و درخشنده، صورتی به نسبت کشیده، با بینی و دهان کوچک و چشمانی که از شدت زیبایی تمام حواس فرد مقابلش را می رباید. با قدی متوسط و بدنی لاغر، دست ها و پاهایی لاغر ولی زیبا، بدنی در نهایت تناسب که گویی تراشکار ماهری آنرا به دست خود تراشیده است. با نهایت وقار و طمانینه راه میرود و از هر جایی که عبور میکند، نشاط و طراوت را به ارمغان می آورد. تمام افرادی که او را می بینند دلباخته ی وی می شوند. زیبایی وی از ماه هم بیشتر است و ماه خود به او غبطه میخورد. اندوهی در چهره ش وجود دارد که هیچ کس تا به حال دلیلش را درک نکرده است. کافیست چند کلام با او هم صحبت شوید تا بدانید از تک تک اتفاقات زمین با خبر است.
2. شب چهاردهم است و ماه در آسمان نیست، دنیا را در رولی توصیف کنید!12 نمره
دختر نگاهی به آسمان انداخت و گفت:
- مامان، چرا ماه تو آسمون نیست؟ مگه نباید وقتی شب چهاردهم هر ماه، قرص کامل ماه توی آسمون باشه؟ چرا الان بدقولی کرده؟
مادر نگاهی به فرزندش انداخت و در حالیکه سعی میکرد نگرانی و ترس صدایش را مخفی کند گفت:
- نمیدونم عزیزم، احتمالا ماه گرفتگیه و درست میشه، نگران نباش.
- اما من ماه رو خیلی دوست دارم، من ماهم رو میخوام! نباید بدقولی میکرد، من چهارده روزه که منتظر همچین روزی هستم که بشینم با ماه درد و دل کنم.
مادرش لبخندی به او زد و مشغول کارش شد. دختر به سمت بالکن اتاقش رفت و به آسمان نگاه کرد، نمیتوانست باور کند که ماه هم او را تنها گذاشته بود، آنها که به هم قول داده بودند تا همیشه کنار هم باشند، و او هر شب توی بالکن بنشیند و ماه هم از آن بالا او را نگاه کند و با هم حرف بزنند. دختر عادت داشت از اتفاقاتی که در طول روز برایش افتاده بود را بگوید و ماه هم در کمال سکوت، به حرف او گوش میداد و پا به پایش بیدار می ماند.
- خیلی بدقولی، دیگه به تو هم اعتماد نمی کنم، تو همیشه این جا بودی، حالا که دیدی من بهت احتیاج دارم و میخوام باهات درد و دل کنم، رفتی؟ اصلا کجا رفتی بدون اجازه ی من؟
دختر با لحن طلبکارانه ای با جای خالی ماه حرف میزد، از دنیای اطرافش خبر نداشت و در حالیکه اشک میریخت به ماه گلایه میکرد، چند باری از شدت اشک ریختن مجبور به سکوت شده بود و در هر سکوت حس میکرد که چقدر تنها ست، بی هیچ کسی در کنارش.
باد شروع به وزیدن کرده بود و موهای پرپشت و بلند دختر را به رقص واداشته بود؛ صورت دختر با برخورد اولین باد، مانند اینکه با دوستی قدیمی رو بوسی میکند و از شدت خوشحالی قادر به حرف زدن نیست، خوشحال شذ. خوشحالی محض در تک تک اجزای صورت دختر نشسته بود. حسی به او میگفت که قرار است ماه را ببیند، ولی نمیدانست چگونه.
دختر فریادی از سر خوشحالی کشید، دستانش را باز کرد و باد را در آغوش گرفت و با نگاهش به جای خالی ماه خیره ماند. دیگر اشک نمی ریخت، غرق در شادی و خوشحالی شده بود.
- دارم میام دوستِ بدقول ِ دوست داشتنی من!
در کسری از ثانیه تمام پیکر دختر را نوری نقره ای رنگ گرفت، چند لحظه بعد ماه دوباره در آسمان خودنمایی میکرد. اما جای دخترک برای همیشه بر روی زمین خالی می ماند...
این بود آخرین برگ زندگی مردی که تمام دنیایش را در شبی که ماه نبود از دست داد. دنیایی که به خاطر نبودن ماه نابود شد و مرد را نیز با خود به سمت نابودی کشاند.
3. چرا ماه چنین تاثیری روی موجودات مختلف دارد؟10 نمره
موجود؟
ینی دیگه جزر و مد و جاذبه و اینا رو که در اثر نزدیکی و حسی که بودن ماه در کنار زمین به زمین دست میده و این ها به نوعی ابراز احساسات زمین به وجود ماه هست رو نگم؟ باشه نمیگم! من دانش آموز حرف گوش کنی بودم موقع دانش آموز بودنم!
در بقیه ی موارد، بجز موجودات جادویی که نور ماه به نوعی طلسمی رو که روی اونها گذاشته شده رو فعال میکنه و باعث میشه که به عنوان مثال تدی لوپین به گرگ تبدیل بشه، موجودات دیگه ای هم هستن که به نوعی با ماه عشق بازی میکنن. وجود ماه برای ادامه ی حیاتشون ضروریه، مثل غذا خوردن و خوابیدن و ...، دیدن ماه هم برای اونا ضروریه؛ مثل همین استاد دلاکور که بدون ماه فکر نکنم دووم بیاره و به خاطر ماهه که این همه کمالات داره و اینا!

بعضی حیوانات هم با دیدن نور ماه روشن میشن، نه مثل گرگینه ها که طلسمشون فعال میشه، مثل جغد و خفاش که شب کارن و با دیدن نور ماه، میفهمن که شیفت کاریشون شده و میزنن بیرون پی یه لقمه نون واسه خانواده.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
1.بنده چون خودم یه جادوگر ِ باستانی هستم سلنه جان رو به چشم دیدم البته اون موقع بچه بودم
.
سلنه تنی نقره فام دارد و همیشه می درخشد و گیسوان ِبلندش همیشه باز است و درخشنده تر از پوستش است . اندامی کشیده دارد و ولبخندی خیره کننده .سلنه به شدت داف بوده و از لبخندش برای به دام انداختن هر جنبنده ای استفاده می کند. او به هیچ چیز و هیچ کس راضی نیست و همیشه به دنبال ِ معشوقه ای جدید می گردد.
آمارش را داشتیم مدتی هم با زئوس بود و جواب دعاهای ما را نمی داد بعد گندش در آمد که با چند تا از خدایان دیگر هم بعله
.
سلنه گاهی اوقات به سولاریوم می رود و tan می کند و به همین دلیل است که بعضی شب ها ماه کمی زرد رنگ است
.
2.این رول را برای زمان زندگانیمان می زنیم باشد که با قرون گذشته آشنا شوید
.
نزدیکای غروب بود هرپو داشت از خودش صداهایی در می آورد :«هسش» که یعنی «babay باسیلیسک خوشگلم بیا که امشب کلی مهمون داریم یه سری گرگینه ی خوشمزه امشب منتظرتن »
صدای مهیبی بلند شد:«هش هس ههههساسشاشاسشایسسسهشهسشسهشساشسهاشسهشهشاسسسسشـ» که یعنی :«نمی خوام »
هرپو می خواست بزند باسیلیسک را له کند اما یادش آمد که 200 سال به پای این بچه سوسول خون جگر خورده.چشمانش را بست و سرش را بالا گرفت و نفس ِ عمیقی کشید و چشمانش را باز کرد و دید ماه در آسمان نیست !!!
هرپو که تعجب کرده بود طبق ِ عادت رفت و در پناهگاهش پنهان شد ولی آن شب از حمله گرگینه ها خبری نشد.هرپو رفت تا ببیند در این شب ِ عجیب در شهر چه خبر است . در آن زمان مردم شب های 14 برای در امان ماندن از شر گرگینه ها با کشتی به وسط آب می رفتند ولی کشتی شان به گل نشسته بود و همه در حد مرگ ترسیده بودند .
باد داشت شدید تر و شدید تر می شد و ناگهان تبدیل به گردباد شد که داشت همه جا را به ویرانی می کشید،هرپو دید که دکل کشتی شکست اهمیتی نداد و خیلی سریع تلپورت شد.
3. یکی به خاطر جاذبشه که با تغییر فاصله تغییر می کنه و وقتی به حالت حد اکثری می رسه یه روی سری موجوداتی که حساس تر هستند تاثیر می زاره و یکی دیگه هم تاثیر روانی که درخشندگی و زیباییش توی شب داره.یکی دیگه هم گفتم که تقصیر ِ خود سلنه س
.
.سلنه تنی نقره فام دارد و همیشه می درخشد و گیسوان ِبلندش همیشه باز است و درخشنده تر از پوستش است . اندامی کشیده دارد و ولبخندی خیره کننده .سلنه به شدت داف بوده و از لبخندش برای به دام انداختن هر جنبنده ای استفاده می کند. او به هیچ چیز و هیچ کس راضی نیست و همیشه به دنبال ِ معشوقه ای جدید می گردد.
آمارش را داشتیم مدتی هم با زئوس بود و جواب دعاهای ما را نمی داد بعد گندش در آمد که با چند تا از خدایان دیگر هم بعله
.سلنه گاهی اوقات به سولاریوم می رود و tan می کند و به همین دلیل است که بعضی شب ها ماه کمی زرد رنگ است
.2.این رول را برای زمان زندگانیمان می زنیم باشد که با قرون گذشته آشنا شوید
.نزدیکای غروب بود هرپو داشت از خودش صداهایی در می آورد :«هسش» که یعنی «babay باسیلیسک خوشگلم بیا که امشب کلی مهمون داریم یه سری گرگینه ی خوشمزه امشب منتظرتن »
صدای مهیبی بلند شد:«هش هس ههههساسشاشاسشایسسسهشهسشسهشساشسهاشسهشهشاسسسسشـ» که یعنی :«نمی خوام »
هرپو می خواست بزند باسیلیسک را له کند اما یادش آمد که 200 سال به پای این بچه سوسول خون جگر خورده.چشمانش را بست و سرش را بالا گرفت و نفس ِ عمیقی کشید و چشمانش را باز کرد و دید ماه در آسمان نیست !!!
هرپو که تعجب کرده بود طبق ِ عادت رفت و در پناهگاهش پنهان شد ولی آن شب از حمله گرگینه ها خبری نشد.هرپو رفت تا ببیند در این شب ِ عجیب در شهر چه خبر است . در آن زمان مردم شب های 14 برای در امان ماندن از شر گرگینه ها با کشتی به وسط آب می رفتند ولی کشتی شان به گل نشسته بود و همه در حد مرگ ترسیده بودند .
باد داشت شدید تر و شدید تر می شد و ناگهان تبدیل به گردباد شد که داشت همه جا را به ویرانی می کشید،هرپو دید که دکل کشتی شکست اهمیتی نداد و خیلی سریع تلپورت شد.
3. یکی به خاطر جاذبشه که با تغییر فاصله تغییر می کنه و وقتی به حالت حد اکثری می رسه یه روی سری موجوداتی که حساس تر هستند تاثیر می زاره و یکی دیگه هم تاثیر روانی که درخشندگی و زیباییش توی شب داره.یکی دیگه هم گفتم که تقصیر ِ خود سلنه س
. افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

"تدریس جلــسه ســوم"
بــادی که از صبح وزیدن را شروع کرده بود هنوز آرام نشده بود و درختان جنگل ممنوعه را با دستان خود خم و راست می کرد و ابر ها را از آسمان دور می کرد! اگر شما در تالار نشسته باشید با یک شیر کاکائو گرم در دستانتان و در مـعـرض موج های داغ شومینه، به نظرتان این منظره زیبا مـی آید!
اما اگر قرار باشد در این هوا به منطقه ای از جنگل ممنوعه بروید، دیگر چنین احساساتی وجود نخواهند داشت... و این حال تمامی دانش آموزانی بود که آرزوی همان کلاس گرم و نرم جلسه پیش را می کردند!
پروفسور دلاکور با لبخندی شیرین و بی خیالی تمام انگار نه انگار وسط طوفانی مهیب ایستاده در کنار درختان منتظر دانش آموزان بود! تنها چیزی که ثابت می کرد او فقط تصویر نیست و آن جا حضور دارد موهای پریشانش بودند که با باد می رقصیدند!
- دنبالم بیاین! میریم وسط جنگل!
همانطور که دانش آموزان به صف پشت سرش مـی آمدند توضیح داد:
-درس امروز ما راجع به یک جرم آسمانیه که ما بیشتر اوقات می بینیمش و اگه تو آسمون باشه حتی آلودگی فزاینده ی هر روز هوای لندن هم جلوی نور افشانیشو نمی گیره و این جسـم؛ "مـاه"ـه!
لحظه ای سکوت کرد تا جای پایی میان ریشه های درختان در آن جنگل که لحظه به لحظه تاریک تر می شد پیدا کند و ادامه داد:
- ماه هر بیست و هفت روز و هفت ساعت و چهل و سه دقیقه دور زمین یه دور کامل میزنه. این جرم زیبای آسمانی از قدیم الایام تاثیر بسیاری روی زندگی ما زمینیان داشته و بیشتر از اون روی ما جادوگرها!
ماه؛ میان جادوگران باستانی
ِ جادویی نور خورشید نامیده می شده... در افسانه های قدیمی خداوندگار ماه ایزد بانو سین، سلنه یا لونا بوده!آهی از نهاد دانش آموزان بلند شد! عـشقـی که لحظه بر لحظه بیشتر در کلام فلور نمایان می شد بیانگر این موضوع بود که او روی دور حرف زدن افتاده!
- ماه روی موجودات جادویی هم تاثیر فراوانی داشته، با کامل شدن ماه گرگینه ها گرگ می شن! سانتور ها مسخ می شنـ و آمار جرم و جنایت در دنیای مشنگی پنجاه برابر میشه! درهای تیمارستان ها بسته و علامت ملاقات ممنوع روی درش ایجاد میشه! ماه یعنی رمز و راز! یعنی قدرت!
سپس سریع تر به طرف نــوری که رو به رویــش بود گام برداشت و ادامه داد:
-بدون مــاه جهان دچار اغتشاشات و مشکلات زیادی میشد! جزر و مد از بین می رفت، در نتیجه آب و هوا تغییر می کرد، مدار زمین تغییر می کرد، امکان برخورد سیارک ها و اجرام آسمانی با زمین افزایش پیدا می کرد! گرگینه ها به مرگ تدریجی دچار می شوند و ...
بالاخره به محوطه ای دایره ای شکل، رو باز رسیدند که توسط درختان جنگل ممنوعه محاصره شده بود و چمن های نم دار کوتاهـش جان می دادند برای نشستن... اما خارق العاده تر از آن "ماه"ـــی بود که بالای محوطه نور افشانی می کرد و روی هزاران هزار ستاره ای که کنارش چشمک می زدند را کم می کرد...!
فلور کـه خودش هم می درخشید، رو به دانش آموزانش که با بهت به آسمان خیره بودند گفت:
- جـدا از همه ی اینا... ماه اگه نبود، آسمون ایـنـقد زیبا می شد؟!
نقل قول:
تکالیف:
1. الهه ی ماه را لطف کرده و توصیف کنین!8 نمره
2. شب چهاردهم است و ماه در آسمان نیست، دنیا را در رولی توصیف کنید!12 نمره
( در تدریس گفتم چه اتفاقاتی میفته، میتونین از همونا استفاده کنین!)
3. چرا ماه چنین تاثیری روی موجودات مختلف دارد؟10 نمره
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
جزئیات کاربر

امتیازات کلاس نجوم و ستاره شناسی:
ریونکلاو:
لینی وارنر: 30
مثه همیشه! :)
دافنه گرینگراس: 29+1= 30
پروفسور فلیت ویک: 26+1= 27
پروفسور... ما سر کلاس نجوم و ستاره شناسی هستیم! نه زیست شناسی! :|
مجموع: 29
هافلپاف:
رز ویزلی: 29+1= 30
رز ^_______^
هلگا هافلپاف: 30
بانو هلگا! نصایحتان یادم می مونه! البته من این نکترو هم در نظر گرفته بود، وگرنه جلسه قبل شما کلا نمره نمی گرفتین! :ذ
پروفسور تافتی: 30
واو! O_o
مجموع: 30
گریفندور:
گودریک گریفندور: 30
با تشکر از شرکتتان در این کلاس!
آلیس لانگ باتم:29+1=30
خوب بود! ^_^
مجموع: 20
ریونکلاو:
لینی وارنر: 30
مثه همیشه! :)
دافنه گرینگراس: 29+1= 30
پروفسور فلیت ویک: 26+1= 27
پروفسور... ما سر کلاس نجوم و ستاره شناسی هستیم! نه زیست شناسی! :|
مجموع: 29
هافلپاف:
رز ویزلی: 29+1= 30
رز ^_______^
هلگا هافلپاف: 30
بانو هلگا! نصایحتان یادم می مونه! البته من این نکترو هم در نظر گرفته بود، وگرنه جلسه قبل شما کلا نمره نمی گرفتین! :ذ
پروفسور تافتی: 30
واو! O_o
مجموع: 30
گریفندور:
گودریک گریفندور: 30
با تشکر از شرکتتان در این کلاس!
آلیس لانگ باتم:29+1=30
خوب بود! ^_^
مجموع: 20
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

