آخرین هورکراکس لرد سیاه، یک کت زشته!
لرد این کت رو به آلکتو می ده که ازش مواظبت کنه. ولی باد کت رو می برهکت به جاهای مختلفی می ره و هر اتفاقی که براش میفته روی لرد هم اثر می ذاره. مثلا اگه کت آتیش بگیره لرد هم احساس سوزش می کنه.
یه گارسون کت رو می خره و به عنوان دستمال ازش استفاده می کنه.
و حالا قراره کت رو بندازه تو ماشین لباسشویی...آبش رو بگیره و پهنش کنه که خشک شه.
.........................
لرد سیاه با خوشحالی روی تخت سلطنتش در خانه ریدل ها نشسته بود.
نه احساس سوزش می کرد، نه خارش و نه هیچ حس ناخوشاید دیگری داشت.
ولی در مکانی بسیار دورتر، گارسون، کت نارنجی رنگ را که حالا دراثر تمیز کردن میزها به رنگ خاکستری در آمده بود، در دست گرفته بود و با قدم های مصمم به طرف ماشین لباسشویی می رفت.
-خب...دستماله خیلی کثیفه...باید با آب داغ و مواد ضدعفونی کننده و سفید کننده و ضد میکروب شسته بشه. با دور تند!
لرد سیاه برای لحظه ای در اعماق قلبش احساس نگرانی کرد. ولی اهمیتی به آن نداد...او هرگز نمی توانست حدس بزند که در دور دست ها، گارسونی قصد دارد هورکراکسش را به بی رحمانه ترین روش ممکن بشوید!
گارسون به ماشین لباسشویی خشن و بی رحم رسید. در آن را باز کرد و دستمال را داخلش انداخت. حالا فقط کافی بود که دکمه شروع را بزند.
و لرد سیاه در خانه اش با بی خیالی انگور می خورد!
آنقدر بی خیال بود که حتی یادش رفته بود که از انگور متنفر است...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج








شماها چرا افتادید زمین دارید قهقهه میزنید؟ 