لودو:
*س*هر دفعه يكيتون بايد سوتي بده! زود باشيد ماسكا رو بكشيد رو سرتون! اون از دزدي اتوبوستون! اين هم از اينجا! همه ديگه شناساييمون كردن!

ناگهان لودو اينشكلي شد! :

- بورگين تو چه غلطي ميكني!
*س* برو اونور...
بورگين: آخه اين خانومه از حال رفته! گفتم تنفس مصنوعي بدم بهش به هوش بياد!

دانگ (يا به قول شما ماندي! من دوست دارم بگم دانگ!
*س* بي ناموس ِ ... بوق!!! (سانسور!)
لودو: بابا مگه با شما نيستم... زود باشيد اين جنازه رو جمع كنيد!
و ملت دزد جنازه رو كشان كشان كشيدن و بردن داخل اتاقِ مربوط به حسابِ لودو...
- ما....! چقدر پول داشتي تو لودو رو نميكردي؟!
- دستتو بكش بينيم با! يه گاليون از پولا كم شه... همتون از تالار معلق ميشين!

- اينو بگرديد ببينيد كليد بقيه ي تالار ها رو گير مياريد يا نه؟!
بورگين:

آخجون... من ميگردمش!

ادي: لازم نكرده... من ميگردمش! به عنوان يك جن از همتون بي احساس ترم!

دانگ: پس بجمب تا كسي نرسيده.
ادي شروع كرد به گشتن اون خانوم متشخص! كه الان بيهوش كف اتاق حساب لودو افتاده بود و بورگين داشت با خودش كلنجار ميرفت كه چجوري اين صحنه رو تحمل كنه!

- اها... پيدا كردم... يه چيز نرم اينجاس!
بورگين:

چيه؟!
لودو: بي شعور كليد كه نرم نيست! دستتو بكش!

ادي: نه بابا... من شنيدم اينا كليد ندارن! يه سري دستمال جادويي هست كه درها رو با اونا باز ميكنن! چقدر منحرفيد شما!

دانگ:

بابا ادي تو خيلي آپ تو ديت شدي جديدآ!!! قديما خيلي عقب مونده بودي!

ادي بدون توجه به حرفهاي دانگ ادامه داد: اها... خودشه! همينه!
و دستمال رو جلوي صورت ملت دزد گرفت...!
در همين لحظه ناگهان صداي آژير خطر بلند شد!
صدايي كر كننده و رعب انگيز!
- واي... بد بخت شديم! به كجاي اون دست زدي آژيز بلند شد؟!
- هيچ جا به خدا... من با ناموسم!
- بجنبيد ماسكاتون رو بزاريد! مسلح شيد! چوبدستياتونو آماده كنيد!
ادي: اي واي... كو چوب دست من؟!
ادامه دارد...
-----------------------------------------------------------------------
چقدر چكشش زياد شد!!! همش شوك بود به خواننده!
ويرايش ناظر:سلام.در چند جا از کلمات زشت استفاده کردی بنده ویرایش کردم. چرا توهین برادر من؟ از شما بعیده. دراین فروم تکرار بشه گزارش میدم. ازاین پس اینطور پستها پاک میشه.