هوگو ويزلي پست تكي زده بود و پستش ربطي به پست قبلي نداشت(كه اصولا نبايد اين كارو ميكرد).بنابر اين من از پست ايوان ادامه ميدم.
------------------------------------------------------------------
در سنگي سرداب با صداي سهمگيني باز شد و لرد سياه به همراه سه مرگخوار وفادارش وارد سرداب شدند.نفرتي عميق در چهره تك تك سفيدها موج ميزد.با اينحال هنوز كسي جرات نگاه كردن به چشمان سرخ و براق لرد را نداشت.
-خوب...ميبينم كه ساكت شدين.تا چند دقيقه قبل سرو صداتون تمام دهكده رو برداشته بود.چي شد؟دامبلدور تنهاتون گذاشت؟يا شايد هنوز هم منتظر يك معجزه هستين؟
-براي شكست دادن تو ما احتياجي به معجزه نداريم.تو خودت داري خودتو نابود ميكني.
لرد به سرعت بطرف صدا برگشت.صداي نچ نچ هاي تاسف بار مرگخواران فضاي سرداب را پر كرد.
-هوووم...چه شجاعت احمقانه اي.تو..تو بايد اون دختره باشي.سارا؟درسته؟خواهرت يكي از مرگخواران وفادار منه.
-اون خواهر من نيست.من خواهري نداريم.
سارا همچنان چشم به زمين دوخته بود.
صداي لرد سياه بار ديگر سكوت سرداب را شكست.
-بارتي...اين دختره رو به شكنجه گاه اختصاصي من ببر.ميخوام شخصا طلسمهاي جديدمو روش امتحان كنم.
كسي حركت نكرد.
-بارتي.نشنيدي چي گفتم؟بارتي.كجايي؟
قبل از اينكه لرد به علت سكوت بارتي پي ببرد درسنگي به سرعت باز شده و بليز زابيني نفس نفس زنان وارد سرداب شد.
-سرورم..اونا..اونا فرار كردن.چند تاشون فرار كردن و ما نتونستيم جلوشونو بگيريم.
چشمان لرد سياه از شدت خشم برق عجيبي زد.مرگخواران ناخواسته چند قدم به عقب رفتند.
-چي؟فرار كردن..شما از پس چند تا بچه بر نيومدين؟
بليز در حاليكه همچنان نفس نفس ميزد با ترس به نگاهي به مرگخواران ديگر كرد.ظاهرا اميدوار بود كسي كمكش كند.ولي هيچكس جرات نفس كشيدن را هم نداشت.
-ام...ارباب...فقط اين نيست.اونا..بارتي رو گروگان گرفتن.يه جغد فوري براي ما فرستادن و گفتن كه حاضرن بارتي رو با يكي از محفلي ها عوض كنن.انتخاب به عهده ماست.
لرد با خشم و نفرت به بليز خيره شد.زندگي بارتي اهميتي براي لرد نداشت ولي بارتي اطلاعات مهمي در اختيار داشت و.بايد فورا براي آزادي او اقدام ميكرد.
آنلاینها
15 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
15
مهمانان
0
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[continious]] کافه تفريحات سياه!
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: کافه تفريحات سياه!
Re: کافه تفريحات سياه!
Re: کافه تفريحات سياه!
Re: کافه تفريحات سياه!
Re: کافه تفريحات سياه!
Re: کافه تفريحات سياه!
Re: کافه تفريحات سياه!
Re: کافه تفريحات سياه!
Re: کافه تفريحات سياه!
Re: کافه تفريحات سياه!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج


) در حالیکه به محفلی ها نگاه می کرد از پرسی پرسید :
نزديك تر ميگرديد.

)
چه چشمايي!!!!
؟!
اون به تو كلك زد ..!


