آمیکوس کرو
از اليا
- تولد نقش
- 1396/11/23
- آخرین ورود
- پنجشنبه 18 خرداد 1396 21:41
- عضویت
- 1386/05/20
- پستها
- 367
- آخه ارباب
- آخه نداره .مغز پیچیده ی من پر از اسراره ، نمیذارم کسی اینطوری موجودیت منو زیر سوال ببره.اونم کی...دامبلدور! میرین
یه ماگل گیر میارین که اینکاره باشه ، بلیز باید بدونه کجا ها می شه همچین کسی رو پیدا کرد.کارمونم که تموم شد یه حالی می کنیم با هاش بعدشم
روفوس با چرب زبانی فریاد زد " آواداکداورا"
- آره البته بعد از کروشیو ،اینطوری روح سالازار کبیر شاد می شه، حالا گم شو از جلو چشم.می خوام بخوابم.
-
روفوس بلافاصله با حالت تعظیم از اتاق خارج شد و لرد روی تختش دراز کشید.هندزفری جادوگری اش را روی گوشش گذاشت و با پلیرش آهنگ هوی متال گروه مرگخواران سیاه را انتخاب کرد،بلکه بتواند کمی بخوابد.دقایقی بعد لرد در میان مه غلیظی قدم می زد، داشت خواب می دید.صدایی از فاصله ی نچندان دوری سکوت را شکست.
- تام؟ تام؟ پسرم ؟
- یا سالازار!
- این آخرین باری هست که من برای گفتن این موضوع مهم که وظیفته به خوابت میام.
- بله بگو
- تو باید اذهان...
بوووووم( در اتاق لرد به شدت بسته شد)
- ها؟ چی بود؟ روفوس!
- معذرت می خوام ارباب،بلیز می گه باید به چین بریم.
-
- گفته تب سوزنی بهترین راهه!البته هیپنوتیزمم امتحان می کنیم!
-بلیز غلط کرد با تو،کروشیو!
بلیز،روفوس راهی شرق می شوند؟...
- آخه نداره .مغز پیچیده ی من پر از اسراره ، نمیذارم کسی اینطوری موجودیت منو زیر سوال ببره.اونم کی...دامبلدور! میرین
یه ماگل گیر میارین که اینکاره باشه ، بلیز باید بدونه کجا ها می شه همچین کسی رو پیدا کرد.کارمونم که تموم شد یه حالی می کنیم با هاش بعدشم
روفوس با چرب زبانی فریاد زد " آواداکداورا"

- آره البته بعد از کروشیو ،اینطوری روح سالازار کبیر شاد می شه، حالا گم شو از جلو چشم.می خوام بخوابم.
-

روفوس بلافاصله با حالت تعظیم از اتاق خارج شد و لرد روی تختش دراز کشید.هندزفری جادوگری اش را روی گوشش گذاشت و با پلیرش آهنگ هوی متال گروه مرگخواران سیاه را انتخاب کرد،بلکه بتواند کمی بخوابد.دقایقی بعد لرد در میان مه غلیظی قدم می زد، داشت خواب می دید.صدایی از فاصله ی نچندان دوری سکوت را شکست.
- تام؟ تام؟ پسرم ؟
- یا سالازار!
- این آخرین باری هست که من برای گفتن این موضوع مهم که وظیفته به خوابت میام.
- بله بگو
- تو باید اذهان...
بوووووم( در اتاق لرد به شدت بسته شد)
- ها؟ چی بود؟ روفوس!
- معذرت می خوام ارباب،بلیز می گه باید به چین بریم.

-

- گفته تب سوزنی بهترین راهه!البته هیپنوتیزمم امتحان می کنیم!

-بلیز غلط کرد با تو،کروشیو!
بلیز،روفوس راهی شرق می شوند؟...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آمیکوس کرو در 1388/11/2 14:54:49
ویرایش شده توسط آمیکوس کرو در 1388/11/2 15:08:23
ویرایش شده توسط آمیکوس کرو در 1388/11/2 15:08:23

خاطرات جادوگران...روز هاي اشتياق،ترس،فداكاري ها و ...









همیشه جوونه برای همین در این جا فقط جوون تر رو می شه استفاده کرد )گفت: مرگخوار های من این ها خود ما هستند که از آینده اومدند . تا وقتی در این جا هستن حضورشون گرامیست !
ای بابا اشتباه اومدیم که این افکار یکی دیگه است
ببخشید دوباره اشتباه شد ، اینجا همونجاست منتهی یه ذره عقبتر
خوبه خوبه همینو ادامه بدین!
وسیله دفاعی تو اینه یعنی؟
میخوای منو بکشی ؟


